بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هفتاد و د…
انتشار: 2026/08/03 15:11 UTCدریافت: 2026/08/04 18:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 18:12 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هفتاد و دوم خوابِ صحنِ نوآن شب، خوابی دید که تا پایان عمر، عطرش از جانش نرفت.خود را در صحنِ نوِ بارگاه نورانی حضرت امام رضا (علیهالسلام) میدید. سکوتی ملکوتی همهجا را فرا گرفته بود و نسیم سحر، آرام بر سنگفرشهای حرم میوزید. در میان صحن، تختی نورانی و بهشتی برپا بود؛ نه از جنس چوب و زر، بلکه آراسته به آرامشی که تنها در جوار اولیای خدا میتوان یافت.بر فراز آن تخت نشسته بود؛ کتاب «زیارت جامعه کبیره» را با هر دو دست گرفته و با دلی سرشار از عشق، واژههای نورانی آن را زمزمه میکرد. هر جمله که بر زبانش جاری میشد، گویی فضای صحن را لبریز از نور و معنویت میکرد. دلها آرام میگرفت و اشکها بیاختیار بر گونهها مینشست.چندی بعد، آن رؤیای شیرین، رنگ حقیقت به خود گرفت.او چندان اهل رفتوآمد در شلوغی داخل حرم نبود. بیشتر، گوشهای از صحنِ نو را برای خلوت با امامش برمیگزید؛ همانجا که میتوانست بیواسطه با حضرت درد دل کند. بهویژه در روزهای زیارتی مخصوص امام رضا (علیهالسلام)، حدود دو ساعت پیش از اذان صبح، در همان نقطه مینشست و با صدایی آرام و دلی شکسته، زیارت جامعه کبیره را میخواند.کمکم زائران و بچههای هیئت، بیآنکه کسی دعوتشان کرده باشد، گرد او حلقه میزدند. برخی فقط گوش میدادند، بعضی اشک میریختند و عدهای نیز زمزمههایش را همراهی میکردند. آن گوشه از صحن، آرامآرام به قرارگاه دلهای عاشق تبدیل شد؛ جایی برای دیدار، همدلی و تجدید عهد با امام مهربانیها.شاید آن خواب، تنها یک رؤیا نبود؛ بشارتی بود از جانب حضرت، که این خدمت خالصانه را پیش از وقوع، به او نشان داده بودند. او آمده بود تا در سایهسار لطف امام رضا (علیهالسلام)، دلها را به اهلبیت (علیهمالسلام) پیوند بزند؛ و چه سعادتی بالاتر از آن که انسان، عمر خود را در مسیر معرفی و محبت خاندان عصمت و طهارت سپری کند.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷


