📌شما متهمید! آنچه موسی غنینژاد با نگاه راستگرایانه خود بیان میکند پر بیراه نیست، آنچه از شریعتی…
انتشار: 2026/07/30 07:43 UTCدریافت: 2026/08/13 09:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:37 UTC
📌شما متهمید! آنچه موسی غنینژاد با نگاه راستگرایانه خود بیان میکند پر بیراه نیست، آنچه از شریعتی میگوید هم جای تأمل دارد، شریعتی با لطافت و ظرافت و البته پیچیدگیهای کلامی غولی را از چراغ جادو بیرون کشید که خود او را هم بلعید و هیچگاه بدو اجازه نداد…📌مغالطه تاریخی سلام جناب فیروزی نقد زیر را که در پاسخ متن جنابعالی با عنوان شما متهمید نگاشتم،خدمتتون ارسال میکنم:شریعتی، غنینژاد و یک مغالطه تاریخی؛ مشکل این دست نوشتهها از همان نقطهای آغاز میشود که «اقتصاد بازار» با «رانتخواری» یکی فرض میشود؛ گویی هر کس از بازار آزاد دفاع کند، ناگزیر مدافع سرمایهداران رانتی ایران نیز هست. این، نه یک استدلال، بلکه یک مغالطه کلاسیک است.موسی غنینژاد از سرمایهداری به معنای اقتصاد رقابتی، مالکیت خصوصی، حاکمیت قانون و آزادی مبادله دفاع میکند؛ نه از شبکهای از صاحبان امتیاز که ثروت خود را از مجوزهای انحصاری، ارزهای رانتی، وامهای ترجیحی، قراردادهای غیررقابتی و اتصال به قدرت سیاسی به دست آوردهاند. آنچه در ایران به نام «سرمایهداری» شناخته میشود، اساساً سرمایهداری نیست؛ بلکه سرمایهداری رفاقتی یا سرمایهداری سیاسی است؛ نظامی که در آن سود نه از خلاقیت و رقابت، بلکه از نزدیکی به کانون قدرت تولید میشود. این ساختار، دشمن اقتصاد آزاد است، نه محصول آن.اما مسئله، تنها این مغالطه اقتصادی نیست.خطای بزرگتر، اسطورهسازی از علی شریعتی است؛ گویی او نسخه نجات جامعه ایران را در اختیار داشت و تنها فرصت اجرای آن را پیدا نکرد. واقعیت آن است که شریعتی بیش از آنکه یک متفکر نظامساز باشد، یک خطیب پرشور و بسیجکننده اجتماعی بود. زبان او زبان تحلیل نبود؛ زبان تهییج بود. او به جای آنکه مفاهیم را دقیق کند، آنها را شاعرانه و عاطفی میکرد و همین ویژگی، آثارش را برای تودهها جذاب، اما برای تولید نظریه، آسیبزا ساخت.شریعتی با آمیختن مفاهیم شیعی با ادبیات مارکسیستی، دو سنت کاملاً متفاوت را به ملغمهای ایدئولوژیک تبدیل کرد؛ ملغمهای که نه اسلام کلاسیک بود و نه سوسیالیسم علمی. او مفاهیمی چون مستضعف و مستکبر، عدالت، امت، امامت و شهادت را با ادبیات مبارزه طبقاتی درآمیخت و قرائتی از اسلام ارائه داد که بیش از آنکه میراث فقه و فلسفه اسلامی باشد، بازتاب فضای روشنفکری چپ دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی بود.نتیجه این پروژه، نه تولید یک نظریه منسجم، بلکه شکلگیری نوعی «اسلام ایدئولوژیک» بود؛ اسلامی که به جای آنکه دین را حوزهای اخلاقی، معنوی و حقوقی بداند، آن را به ابزار دائمی مبارزه سیاسی و انقلابی تبدیل کرد. در چنین قرائتی، جامعه همواره به دوگانههای خیر و شر، مستضعف و مستکبر، خلق و ضدخلق، انقلابی و ضدانقلابی تقسیم میشود و گفتوگو جای خود را به حذف میدهد.همین جاست که پیوند پنهان شریعتی با سنت مارکسیستی آشکار میشود. اگرچه او خود را مسلمان میدانست، اما ساختار ذهنی او، ساختار ذهنی یک متفکر چپ بود؛ تاریخی که موتور آن «تضاد» است، جامعهای که بر مدار «نزاع» تعریف میشود و عدالتی که بیش از آنکه محصول قانون، آزادی و تولید ثروت باشد، نتیجه توزیع سیاسی قدرت و ثروت تلقی میشود.این نوع نگاه، خواه ناخواه، بذر دشمنی با بازار، مالکیت خصوصی و کارآفرینی را در فرهنگ سیاسی ایران کاشت. در چنین فضایی، ثروتمند بودن، پیش از آنکه نشانه موفقیت اقتصادی باشد، نشانه استثمار تلقی شد؛ سرمایه، واژهای مشکوک شد و کارآفرین، همواره در مظان اتهام قرار گرفت. نتیجه این ذهنیت را امروز بهروشنی میتوان دید: اقتصادی که نه آزاد است، نه رقابتی، نه عادلانه؛ بلکه اسیر رانت، انحصار و دولتسالاری است.طنز تلخ ماجرا اینجاست که بسیاری هنوز همین محصول اقتصاد دولتی و رانتی را «سرمایهداری» مینامند و سپس آن را محکوم میکنند. در حالی که این ساختار، دقیقاً نقطه مقابل سرمایهداری رقابتی است.اگر دغدغه، عدالت است، راه آن از نفرت نسبت به بازار نمیگذرد؛ از حاکمیت قانون، رقابت آزاد، شفافیت، محدود کردن قدرت دولت و قطع پیوند ثروت و قدرت میگذرد. عدالت، محصول آزادی اقتصادی در سایه قانون است، نه محصول اقتصاد ایدئولوژیک.شاید وقت آن رسیده باشد که به جای آنکه جامعه را همچنان با ادبیات انقلابی نیمقرن پیش تفسیر کنیم، بپذیریم که بسیاری از بحرانهای امروز، نه از اندیشه اقتصاد بازار، بلکه از همان ذهنیتهای ایدئولوژیکی ریشه گرفتهاند که سیاست را بر اقتصاد، احساس را بر عقلانیت و آرمان را بر واقعیت ترجیح دادند.شریعتی را نمیتوان مسئول همه مشکلات ایران دانست، اما نمیتوان از سهم او در رواج نوعی چپگرایی مذهبی، رمانتیزه کردن مبارزه و بیاعتماد کردن جامعه نسبت به آزادی اقتصادی نیز چشم پوشید. اگر امروز به دنبال توسعه، رفاه و عدالت هستیم، نخست باید از این میراث ایدئولوژیک عبور کنیم؛ میراثی که بیش از آنکه به آزادی و آبادانی بینجامد، جامعه را در چرخهای از ستیز، دوگانهسازی و دشمنتراشی گرفتار میکند./مهدی خانبیگیt.me/seyyedhashemfirouzi

