رستگار رحمانی؛ پسری که سازمان سنجش را مجبور کرد دوباره از او کنکور بگیردفکر کنید یک روز نتیجه کنکور…
انتشار: 2026/08/16 12:12 UTCدریافت: 2026/08/16 21:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 21:06 UTC
رستگار رحمانی؛ پسری که سازمان سنجش را مجبور کرد دوباره از او کنکور بگیردفکر کنید یک روز نتیجه کنکور اعلام میشود.اسمتان را پیدا میکنید و میبینید:رتبه یک کشور.نه فقط در یک رشته.رتبه یک کنکور تجربی… و رتبه یک زبانهای خارجی.اما بهجای اینکه به شما بگویند «تبریک میگوییم»، یک اتفاق عجیب میافتد:میگویند…باید دوباره امتحان بدهی.این داستان رستگار رحمانی است؛ یکی از عجیبترین داستانهای تاریخ کنکور ایران.رستگار رحمانی اهل جوانرود کرمانشاه بود. سالها قبل از کنکور معروف ۸۸، در کنکور شرکت کرده بود و نتیجه خوبی هم گرفته بود. اما مسیر زندگیاش آنقدر ساده نبود که مستقیم از مدرسه به دانشگاه برسد.حتی مدتی را در سربازی گذراند.بعد از پایان خدمت، وقتی خیلیها تصور میکنند دیگر از فضای درس و کنکور فاصله گرفتهاند، رستگار دوباره نشست پای درس.و نکته عجیب اینجاست:بر اساس روایتهای منتشرشده، او فقط حدود چهار ماه فرصت داشت تا خودش را برای کنکور آماده کند.چهار ماه.نه چهار سال.نه یک مسیر معمول مدرسه، کلاس، آزمون آزمایشی و برنامهریزی چندساله.اما وقتی نتایج کنکور ۱۳۸۸ آمد، اتفاقی افتاد که کمتر کسی انتظارش را داشت.رستگار رحمانی رتبه اول گروه علوم تجربی شد.اما داستان همینجا تمام نشد.او در گروه زبانهای خارجی هم رتبه اول کشور را به دست آورد و در گروه هنر نیز رتبه ۴۴ شد.حالا تصور کنید مسئولان سازمان سنجش با کارنامهای روبهرو شوند که در آن یک داوطلب، در چند گروه آزمایشی چنین نتیجهای گرفته است.نتیجه برایشان قابل قبول نبود.از رستگار خواسته شد دوباره در آزمون شرکت کند.خودش بعدها در مصاحبهای گفت این موضوع برای خودش هم سؤال بوده و به او گفته بودند برای اعلام نتیجه نهایی، لازم است دوباره آزمون بدهد؛ حتی گفته بود اگر در آزمون مجدد شرکت نمیکرد، نتایجش حذف میشد.حالا صحنه را تصور کنید:یک طرف، داوطلبی که تازه از یک کنکور سنگین بیرون آمده.طرف دیگر، سازمانی که نتیجهاش را آنقدر غیرعادی دیده که از او میخواهد دوباره همان مسیر را طی کند.و رستگار دوباره نشست سر جلسه.اما این بار اتفاق جالبتری افتاد.طبق گفته خودش، نتیجه آزمون دوم حتی از آزمون اول بهتر شد و در بعضی درسها توانست درصدهای کاملتری بزند.یعنی اگر سؤال اصلی این بود که:«آیا آن نتیجه واقعاً متعلق به خودت بود؟»رستگار با حرف جواب نداد.دوباره امتحان داد.و نتیجه را دوباره روی کاغذ آورد.بعد از آن، مسیر زندگیاش وارد مرحله دیگری شد.او در دانشگاه علوم پزشکی تهران پزشکی خواند و بعدها وارد تخصص جراحی مغز و اعصاب شد. گزارشهای جدیدتر نیز از فعالیت دانشگاهی او در کرمانشاه خبر دادهاند.اما چیزی که داستان رستگار رحمانی را ماندگار میکند، فقط رتبه یک شدن نیست.ماجرا درباره این است که گاهی آدمها آنقدر از تصویری که ما از تواناییشان داریم جلوتر میروند که حتی نتیجه موفقیتشان هم برای دیگران باورکردنی نیست.وقتی همه چیز طبق انتظار پیش میرود، موفقیت چندان عجیب به نظر نمیرسد.اما گاهی یک نفر از جایی بلند میشود که هیچکس انتظار ندارد.و آنقدر بالا میرود که حتی مجبور میشوند دوباره از او امتحان بگیرند.و شاید زیباترین قسمت داستان این باشد:اگر کسی توانایی تو را باور نمیکند، همیشه لازم نیست با او بحث کنی؛ گاهی کافی است دوباره همان آزمون را بدهی.رستگار رحمانی یک بار کنکور داد.نتیجهاش را باور نکردند.پس دوباره کنکور داد.و این بار، دیگر نتیجه نمیتوانست حرف نزند.#me🆔 @science_magazine
