امروز شنبه است... ✍ و شاید بد نباشد هفته را با یک سؤال شروع کنیم:📌آخرین بار کی واقعاً زندگی را لمس کردید؟نه از پشت صفحهی گوشی، نه از میان صدای اعلانها، نه از پشت فرمان، نه در عجلهی بین یک کار و کار دیگر...👌آخرین بار کی صدای جارو کشیدن در حیاط را شنیدید؟👌 کی بوی خاکِ آبخورده را حس کردید و بو کشیدید؟👌 کی چای را با حوصله دم کردید و چند دقیقه فقط به عطرش فکر کردید و سرمست شدید؟ 👌کی دستتان را روی تنهی یک درخت گذاشتید و واقعاً زبری پوستش را احساس کردید یا آن را در آغوش گرفتید؟ما کمکم بسیاری از کارهای سادهی زندگی را به ماشینها سپردهایم؛ و شاید بد نباشد گاهی از خودمان بپرسیم:📌آیا در قبال این راحتتر شدن، چیزی را هم از دست دادهایم؟تکنولوژی که قرار بود زندگی را آسانتر کند؛ اما گاهی آنقدر همهچیز را سریع و بیزحمت کردهایم که فرصت تجربه کردن خودِ زندگی را از دست دادهایم.لباسها با ماشین شسته میشوند، غذا با دستگاه آماده میشود، قهوه با یک دکمه، خانه با جارو برقیهای پیشرفته، پیامها با چند لمس، و حتی لحظههای تنهاییمان هم با یک صفحهی کوچک پر میشوند.خوب که نگاه کنیم هر کداممان چندین نوکر در منزلمان به استخدام گرفتهایم!اما زندگی فقط نتیجهی کارها نیست؛ خودِ مسیر هم بخشی از زندگی است.گاهی شستن یک ظرف با دست، خرد کردن سبزی، آب و جارو کردن حیاط، پاک کردن شیشهی پنجره، درست کردن یک چای در قوری، یا حتی قدم زدن بدون هدف، میتواند ما را دوباره به چیزی برگرداند که در هیاهوی زندگی فراموشش کردهایم:🈺 لحظهی اکنون.وقتی دستمان در آب است، وقتی بوی چای را حس میکنیم، وقتی صدای خشخش جارو را میشنویم، وقتی نور خورشید روی صورتمان میافتد، وقتی دستمان را روی تنهی درخت میگذاریم...برای چند لحظه، دیگر فقط «فکر نمیکنیم»؛ زندگی میکنیم.شاید یکی از دلایل خستگی ذهنی امروز ما این باشد که تقریباً همیشه جایی غیر از همینجایی هستیم که حضور داریم. یا در گذشته و یا در آینده سیر میکنیم!هنگام غذا خوردن، ذهنمان جای دیگری است. هنگام صحبت با عزیزمان، گوشی کنار دستمان است. هنگام قدم زدن، درگیر فکرهای فرداست. و گاهی حتی وقتی کنار کسانی هستیم که دوستشان داریم، واقعاً کنارشان نیستیم.🌱 پس شاید این هفته قرار نیست کار بزرگی انجام دهیم.فقط یک کار ساده:هر روز یکی از کارهای معمولی زندگی را آهستهتر انجام دهیم.یک چای را با حوصله دم کنیم. یک وعده غذا را بدون گوشی بخوریم. چند دقیقه در حیاط یا کوچه قدم بزنیم. دستمان را به درختی بکشیم یا با آن همانند یک موجود زنده رفتار کنیم. پنجره را باز کنیم و چند نفس عمیق بکشیم. به چهرهی همسر، فرزند یا دوستی که دوستش داریم نگاه کنیم؛ نه برای اینکه چیزی بگوییم... فقط برای اینکه واقعاً ببینیمش.شاید آشتی با زندگی، همیشه با تغییرهای بزرگ شروع نشود.گاهی از همین چیزهای کوچک شروع میشود؛ از چند دقیقهای که تصمیم میگیریم هیچجا جز همینجا نباشیم.به قول تیک نات هان:«به گونهای بر زمین گام برداریم که گویی زمین را با پاهایمان میبوسیم.»شنبهتان آرام، حواستان حاضر، دلتان گرم، و هفتهتان پر از لحظههایی که فقط از کنارشان عبور نکنید؛ بلکه واقعاً زندگیشان کنید. 🌿📌با سپاس و الهام از نوشتهی ارزشمند سرکار خانم فهیمه احمدی🆔 @Sayehsokhan