غزل شمارهٔ ۲۷۷صائب تبریزی » دیوان اشعار اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم مادر زمین شور دایم دانه می ر…
انتشار: 2026/07/27 08:10 UTCدریافت: 2026/08/07 01:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 01:50 UTC
غزل شمارهٔ ۲۷۷صائب تبریزی » دیوان اشعار اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم مادر زمین شور دایم دانه می ریزیم مااز کمین گریه ما ای فلک غافل مشوبی خبر چون سیل در ویرانه ......🎤دکلمه های عندلیب@satkani
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — دکلمه های عندلیب
مینویسم از نبرد زخم و تن هااز گلوله خشم دشنه در بدن هااز هبوط سایه در چشم خیابانپیکر رعنای گلها ، در کفن هامی نویسم از نگاه زخمی ماهپیچک مجروح و بغض یاسمن هااز عبور کاروان بر غربت چاهاز سقوط عشق و جنگ تن به تنهانابرادرها اسیر حس کینهخواهران مرده در تابوت ون هادر میان کوچه های شسته از خونرد گلهای شقایق در چمن هامیهنم ای دشت سبز ازلطف بارانشاد و رنگين میشوی چون نسترن ها✍# فرانک ساتکنی🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani
"دلربا و بهترینم! صبح زیبایت بهخیر"یار خوب و همنشینم! صبح زیبایت بهخیر با بلورینِ تنِ خود کن منور خانهامای عزیز و مهجبینم! صبح زیبایت بهخیر مثل ماهِ آسمانی در فضای شهر ما"روشنی بخش زمینم! صبح زیبایت بهخیر" جان و عشقم که تو باشی عاشقانه میشومخوبروی و خوشنگینم! صبح زیبایت بهخیر عشوههای دلفریب تو مرا مفتون نموداز برایت گل بچینم، صبح زیبایت بهخیر!✍️:عتیقالله فیضی🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkaniدرودهاااااااااا دوستان گرامی روزخوبی داشته باشیدحال دلتون عالی❤️
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات »غزل شمارهٔ ۱۸ رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آباز شرم روی توست رخ ماه زیر آبماهی تنی و میکنی از اشک من گریزنه ماهیان کنند وطن گاه زیر آبنی نی توراست عذر که مشک و میی بهمنی مشک و می تبه شود آنگاه زیر آبتخم وفاست دانهٔ دل چون به دست توستخواهی به زیر خاک بنه خواه زیر آبدر اشک گرم غرقم و آنگاه سوختهکس دید غرق سوخته به نگاه زیر آبدریا کشم ز چاه غمت گر برآرم آهسوزد نهنگ را طپش آه زیر ابهمسایگان ز تف دلم برکنند شمعچون شد چراغ روز شبانگاه زیر آبگریم چنان که از دم دریای چشم منهر گوش ماهیی شود آگاه زیر ابآبم برفت و گر شنود سنگ آه مناز سنگ بشنوند علیالله زیر آبای در آبدار جوانی ز پیچ و خمدر آب شد ز شرم تو صد راه زیر آبحال من و تو از من و تو دور نیست زانکتو آب زیر کاهی و من کاه زیر آبخاقانیا به چاه فرو گوی راز دلکز دوست رازدارتر آن چاه زیر آب 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani
سعدی » مواعظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۴ باد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیمای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیمدر قیامت بر صراطت جای تشویش است و بیمقلبِ زر اندوده نستانند در بازار حشرخالصی باید که بیرون آید از آتش سلیمعیبت از بیگانه پوشیدهست و میبیند بصیرفعلت از همسایه پنهان است و میداند علیمنفس پروردن خلاف رایدانشمند بودطفل خرما دوست دارد صبر فرماید حکیمراهِ نومیدی گرفتم رحمتم دل میدهدکای گنهکاران هنوز امید عفو است از کریمگر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماستور ببخشی رحمتت عام است و احسانت قدیمگرچه شیطان رجیم از راهِ انصافم ببردهمچنان امید میدارم به رحمانرحیمآن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کردهم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیمسعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن استوقت عذر آوردن است استغفراللهِ العظیم 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani
ملکالشعرا بهار » غزلیات »شمارهٔ ۸۴ ای دوست بیا لختی ترک می و ساغرکناز میکده بیرون شو جان بر لب کوثرکنمست می وحدت شو پا بر سرکثرت زنفانی شو و باقی باش تقلید پیمبرکنگفتار نبی بشنو، اسرار ولی دریابچند این در و چند آن در، دریوزه ز حیدرکناز هرچه جز او بگذر، در هرکه جز او منگربر درگه او سر نه، در حضرت او سرکنبالمره مجاهد شو، پیوسته مشاهد باشگرکام نشد حاصل، کن جهد و مکررکنبر خنگ عمل بنشین در دست طلب بشتابجان را به لقا بفروز مس را ز صفا زرکن🎤دکلمه های عندلیب@satkani
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۹۶ طرب ای بحر اصل آب حیاتای تو ذات و دگر مهان چو صفاتاه چه گفتم کجاست تا به کجاکو یکی وصف لایق چو تو ذاتهر که در عشق روت غوطی خوردریش خندی زند به هست ......🎤 دکلمه های عندلیب@satkani