خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات »غزل شمارهٔ ۱۸ رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آباز شرم روی توست رخ…
انتشار: 2026/08/12 10:29 UTCدریافت: 2026/08/13 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:30 UTC
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات »غزل شمارهٔ ۱۸ رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آباز شرم روی توست رخ ماه زیر آبماهی تنی و میکنی از اشک من گریزنه ماهیان کنند وطن گاه زیر آبنی نی توراست عذر که مشک و میی بهمنی مشک و می تبه شود آنگاه زیر آبتخم وفاست دانهٔ دل چون به دست توستخواهی به زیر خاک بنه خواه زیر آبدر اشک گرم غرقم و آنگاه سوختهکس دید غرق سوخته به نگاه زیر آبدریا کشم ز چاه غمت گر برآرم آهسوزد نهنگ را طپش آه زیر ابهمسایگان ز تف دلم برکنند شمعچون شد چراغ روز شبانگاه زیر آبگریم چنان که از دم دریای چشم منهر گوش ماهیی شود آگاه زیر ابآبم برفت و گر شنود سنگ آه مناز سنگ بشنوند علیالله زیر آبای در آبدار جوانی ز پیچ و خمدر آب شد ز شرم تو صد راه زیر آبحال من و تو از من و تو دور نیست زانکتو آب زیر کاهی و من کاه زیر آبخاقانیا به چاه فرو گوی راز دلکز دوست رازدارتر آن چاه زیر آب 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani