مولانا » دیوان شمس » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۹۲ ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست…
انتشار: 2026/07/20 04:00 UTC
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۹۲ ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدستبه بام چند برآیی و خانه را چه شدستفسرده چند نشینی میان هستی خویشتنور آتش عشق و زبانه را چه شدستبگرد آتش عشقش ز دور میگردیاگر تو نقره صافی میانه را چه شدستز دردی غم و اندیشه سیر چون نشویجمال یار و شراب مغانه را چه شدستاگر چه سرد وجودیت گرم درپیچیدبه ره کنش به بهانه بهانه را چه شدستشکایت ار ز زمانه کند بگو تو بروزمانه بیتو خوشست و زمانه را چه شدستدرخت وار چرا شاخ شاخ وسوسهاییگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدستدر آن ختن که در او شخص هست و صورت نیستمگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدستنشان عشق شد این دل ز شمس تبریزیببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkaniدرودهاااااااااا یاران همراهروزتون در صلح و آرامش دوشنبه تون مملو از بهترینها