سعدی » دیوان اشعار » غزلیات »غزل شمارهٔ ۵۵۱ رفتی و همچنان به خیال من اندریگویی که در برابر چشمم م…
انتشار: 2026/07/18 05:06 UTC
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات »غزل شمارهٔ ۵۵۱ رفتی و همچنان به خیال من اندریگویی که در برابر چشمم مصوریفکرم به منتهای جمالت نمیرسدکز هر چه در خیال من آمد نکوتریمه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشتتا ظن برم که روی تو ماه است یا پریتو خود فرشتهای نه از این گِل سرشتهایگر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبریما را شکایتی ز تو گر هست هم به توستکز تو به دیگران نتوان برد .....🎤دکلمه های عندلیب@satkaniدرودهاااااااااا دوستان گرامی شروع هفته تون سرشار از حس ایام بروفق مراد