ای روضه ی تو آبروی عرش نشین هاای مقتل تو قبله ی مقبول زمین هاای پاک ترین کشته ی ناپاک ترین هادارم گ…
انتشار: 2026/07/29 21:27 UTCدریافت: 2026/08/15 01:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:25 UTC
ای روضه ی تو آبروی عرش نشین هاای مقتل تو قبله ی مقبول زمین هاای پاک ترین کشته ی ناپاک ترین هادارم گله هایی به تو از دست همین هادیدم به تمام بدنت نیزه شکاندندروی تن صد پاره ی تو اسب دواندنددارند ز هم اغلب عشاق، نشانهتا خیمه شدم با لگد و مُشت روانهبعد تو شدم مردترین مرد زمانهبر حنجر پُر زخم زدم بوسه شبانهعریان شدی و روی تنت خاک کشیدمچادر، به روی پیکر صد چاک کشیدمزندانی گرگان کویری شده بودیبی حرمت و بیکس، سر پیری شده بودیصد پاره تر از پاره حصیری شده بودیحیران بلایای اسیری شده بودیعباس و تو رفتید، حواسم به نجف بودناموس تو با حرمله و شمر طرف بودجایم وسط راه و گذر بوده برادرجانم سپر چند نفر بوده برادرسوغات سفر درد کمر بوده برادرحالا تو بگو که چه خبر بوده برادربا دیدن موهای گره خورده سرم سوختبر نیزه سر سوخته دیدم، جگرم سوختای سر که شدی بر سر نی، قاری قرآن!شد مرد مسیحی به نگاه تو مسلمانای سیب جنان! بسته شدی روی درختانسنگی طرفت پرت شد و خورد به دندانوالله شکستند غرور قمرت رااز بسکه شکاندند لجوجانه سرت راتو کعبه ما بودی از احرام گذشتیماز دشت مغیلان، شبی آرام گذشتیمبا صورت سرخ از ملا ٕ عام گذشتیمشد جامه ی ما پاره و از شام گذشتیمکِی داشته ناموس علی کار به بازارگردانده شدم بعد تو بازار به بازاردیگر کسی اطراف تنت، نیزه پران نیسترفتند همه، خواهر تو دل نگران نیستراحت بغلت کرده ام اینجا، خفقان نیستدورم لگد خولی و فریاد سنان نیستشد خون تو با اشک من آمیخته اینجاچون برگ خزان، قافله ات ریخته اینجاسیراب شدیم و همه را داده عذاب آبشد دور مزار تو پُر از ناله ی آب آبآورده پس از داغ علی چشم رباب آبدر تشت که رفتی شدم از بوی شراب آباز دیدن خشکی لبت نهر بهم ریختای عشق رقیه! همه ی شهر بهم ریختمهمان شب آخر ماتمکده بودیبا دختر ویرانه نشین همرده بودیبا آن سر و وضعت چه شبی آمده بودیای کاش که یک شانه به مویت زده بودیروح همه ی عرش، دم پر زدنش رفتسر را که بغل کرد، دگر جان تنش رفت#اربعین@reza_dinparvar101


