غده سرطانی وفاق (دو از دو)«جنگ-آتشبس-مذاکره» اگرچه چرخهای مرگبار به شمار میرود اما فاقد حیات مست…
انتشار: 2026/06/25 12:05 UTC
غده سرطانی وفاق (دو از دو)«جنگ-آتشبس-مذاکره» اگرچه چرخهای مرگبار به شمار میرود اما فاقد حیات مستقل است و از چرخهای خطرناکتر ناشی میشود که از قضا همین هم مسائل ایران را پیچیده میکند. ترور فرماندهی مقتدر سپاه قدس در پرتو مصیبت آبان ۹۸ و ترور فرمانروای ایران درامتداد فاجعهی ۱۸ دی ۱۴۰۴ محقق شد. در هر دو مورد، دُوَلِ اعتدال و وفاق با تصمیمهای دقیق خود، مردم را به خیابان کشیدند و در برابر حکومت قرار دادند، حکومت را مجبور به کشتار کردند، هزینههایش را پای جریان حزباللهی نوشتند و راه را برای مداخلهیِ سخت دشمن گشودند. این چرخه را که حیات مستقل دارد، باید «ناکارآمدی-نارضایتی-سرکوب-مداخله خارجی» نامید. آن چرخهی ثانویه را صرفا میتوان با از کار انداختن این چرخهی اولیه به مثابه غده سرطانی سیاست، خنثی کرد و زمینه آن هم تغییر آرایش سیاسی کشور است. احتمالا این مهمترین مساله در آغاز رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای است و پیام غیرمنتظره و قاطع ایشان درباره تفاهم روسای جمهور ایران و آمریکا نیز از اهتمام به آن حکایت دارد. باید توجه داشت که این چرخه با پیروزیهای تاکتیکی و غیرقابل تثبیتی مثل روی کار آوردن یک مجموعه ضعیف و کپیکارِ حزباللهی نظیر دولت شهید رئیسی متوقف نمیشود. اگر چه همان نسخه معیوب و عقبافتاده از دولت نهم هم در حد خودش غنیمت بود.دولتِ ضعیفِ حزباللهی اگرچه زخم حاکمیت دوگانه را پانسمان میکند اما همزمان دو قطبی سیاسی را تشدید و شکافهای فرهنگی را از طریق واداشتن حزباللهیها به رادیکالیسم کور، کریخوانیها بیهوده و خلاصه کردن آنها در جیب جبهه پایداری به بحران امنیتی تبدیل میکند؛ نظیر آنچه در ماجرای مهسا بر کشور گذشت. اینکه هم دو قطبی سیاسی و هم حاکمیت دوگانه طی ۱۵ سال اخیر و در غیاب «شدیدترین خطر از صدر اسلام» تشدید شده، اتفاق تاملبرانگیزی است. غمانگیزتر از آن، ریزش شخصیتها و نهادهایی است که همه هستی خود را از رهبر شهید دارند اما علنا نسخه خاتمی و روحانی را برای اداره کشور ترجیح میدهند.جریان حزباللهی و فرهنگ بسیجی به رغم همه انتقادها، مهمترین مزیت ژپوپلیتیک ایران به شمار میرود. فداکاری و شجاعت این نیروهاست که به تنگه، سانتریفیوژ، لانچر و و جنوب لبنان معنا میهد. برای حزباللهیها، توسری خوردن از پزشکیان بسیار مخربتر از مشت و لگد حسن روحانی است. مسالهی ما، جابجایی در قدرت نیست. کشور نیازمند یک ایدهی آلترناتیو برای پر کرد فضایی است که با تکنوکراسی و الیگارشی اشباع شده؛ ایدهای که در چارچوب هویت ایرانی، ائتلاف بزرگ و شیرین حزباللهیها با اکثریت خاکستری را در دهه هشتاد بازسازی کند و از روزنههایی که پس ۹ اسفند ایجاد شده برای بازگشت مردم به سیاست، انتقال قدرت به تودهها و تغییر معادلات به نفع ایران در چالش با آمریکا، دروازهای از طلا بسازد. راه قدس از تهران میگذرد.@Ravi_Heydari