
سعید @aLif_saeed
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 59 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/17 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 60 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
استاد #ایرج@rahi_be_rahaei
🔺حرف زدن کافی نیست..متن: #کافکاگوینده: #سعید_الیف@rahi_be_rahaei
زندگی معنادار...@rahi_be_rahaei
گاهی خودمان آنقدر خستهایم که میپنداریم ذهن آشفتهمان دیگر توان نگهداری خاطرهها، احساسهایی را نخواهد داشت که منِ آسیبپذیرِ ما تنها جایگاه و یگانه وسیلۀ تحقق آنهاست. و از این متأسفیم، زیرا همۀ لطف زندگی به روزهایی است که در آنها خاک واقعیت با شن جادو میآمیزد، و رویداد ناچیزی انگیزهای شاعرانه میشود. آنگاه قلهای از جهان دستنیافتنی از دل روشنای رؤیا بیرون میزند، و در زندگی ما جا میگیرد، در زندگیی که چون خفتۀ تازهبیدارشدهای، کسانی را در آن میبینیم که خوابشان را با چنان شوری میدیدیم که میپنداشتیم هرگز جز در خواب نخواهیمشان دید.@rahi_be_rahaei— مارسل پروست. در جستجوی زمان ازدسترفته. در سایۀ دوشیزگان شکوفا. ترجمۀ مهدی سحابی
و خداآدم و حوّا را غافلگیر کرد وبه آنها گفتادامه بدهید، خواهش میکنمخودتان را برای خاطر من ناراحت نکنیدخیال کنید انگار نیستم.— ژاک پرِوِر. «و خدا ...». ترجمۀ اصغر عسکری خانقاه@rahi_be_rahaei
پدربزرگم میگفت: «زندگی عجیب کوتاه است. حالا که گذشته را به یاد میآورم، زندگی بهنظرم چنان فشرده میآید که مثلاً نمیفهمم چطور ممکن است جوانی تصمیم بگیرد با اسبش به دهکدۀ بعدی برود، اما نترسد که مبادا—قطع نظر از اتفاقات بد—مدتزمان همین زندگی عادی خوشوخرم کفایت چنین سفری را نکند.»— فرانتس کافکا. دهکدۀ بعدی. ترجمۀ فرامرز بهزاد@rahi_be_rahaei
▪️شعر، شرحِ ناتوانی#صدیق_قطبیگوینده: #سعید_الیف#دکلمه@rahi_be_rahaei
میخواهم خلاصه و جدی بگویم بسیار مهم است که خودمان باشیم و نه چیز دیگری. اگر میدانستم چگونه این حرف را به شیوهای والاتر بیان کنم، به شما میگفتم، از رؤیای تأثیر گذاشتن بر دیگران دست بر دارید. درباره خود مسائل فکر کنید.@rahi_be_rahaeiاتاقی از آن خود، ویرجینیا وولف
شهرها پر از آدماند،اما هر کس در اتاقِ خودش زندگی میکند.نامهها به میلنافرانتس کافکا@rahi_be_rahaei
▪️تناقض های دل..متن: #رضا_باباییگوینده: #سعید_الیف@rahi_be_rahaei
درست وقتی که فکر میکنی دیگه هیچی بدتر از این نمیشه، سیگارت هم تموم میشه!🎬 Carol (2015)@rahi_be_rahaei
♻️ بیلی میلیگان مجرمی با ۲۴ شخصیت ! بیماری چند شخصیتی: این ویدیو چند شخصیت او هنگام مصاحبه با دکترش@rahi_be_rahaei
📽وقتی فکر با یک واقعیت اشتباه گرفته میشودپروفسور #پیتر_فوناگی@rahi_be_rahaei
◾️سوگ حل نشدهبخش دوم دکتر شریف زاده@rahi_be_rahaei
◾️سوگ حل نشدهبخش اول دکتر شریف زاده@rahi_be_rahaei
وقتی فردی از دنیا میرود، فرزند او فقط والدش را از دست نمیدهد، بلکه کسی را از دست میدهد که همیشه میتوانست به او پناه ببرد، با او درددل کند یا خودش را در نگاه او ببیند. برای همین، این فرزند احساس میکند انگار بخشی از وجود خودش هم گم شده است.سوگ زمانی کم کم آرام میشود که انسان بتواند برای این جای خالی، معنای تازهای در زندگیاش پیدا کند. قرار نیست فراموش کند یا جای آن آدم را با کس دیگری پر کند، باید یاد بگیرد با نبودن او زندگی کند.به همین دلیل، سوگ چیزی نیست که یک باره تمام شود. آدم باید آرام آرام یاد بگیرد زندگی را دوباره دور این جای خالی بسازد. بعضی جای خالیها هیچ وقت پر نمیشوند، اما انسان میتواند یاد بگیرد با آنها زندگی کند.@rahi_be_rahaei
📔زندگی پس از فقدانپرسش و پاسخ هایی درباره سوگ و داغدیدگی✍رابرت نایمایرترجمه شهاب یوسفی#سوگ #داغدیدگی@rahi_be_rahaei
ساده منم، باده منم، از همهجا رانده منم@rahi_be_rahaei
انیمیشن سگی که درونش گربه بودسگی درونش گربه دارد. این دو برای ادامه دادن مبارزه میکنند، در حالی که آرزوهای یکی همیشه مانع آرزوهای دیگری میشود...@rahi_be_rahaei
🎨 The Creation of Man, by Marc Chagall رویا (=خواب) تئاتری است که فردِ رویابین در آن هم بازیگر است، هم تماشاچی و هم کارگردان.@rahi_be_rahaei
🎬 دانلود فیلم " پرستیژ "کارگردان: نولان📥 کیفیت 720p HardSub_زیرنویس_چسبیده_فارسی@rahi_be_rahaei
📼 فیلم « اودیسه » IMDB : 8.5 📸کیفیت خوب/نسخه لو رفته با دوبله فارسی 🎭 ژانر : اکشن، ماجراجویی، فانتزی، درام 🌐 محصول : آمریکا، بریتانیا، ایتالیا، مراکش، یونان 💬 خلاصه داستان : اودیسه پادشاه ایتاکا پس از پایان جنگ تروا، قصد بازگشت به نزد همسرش پنه لوپه…بسیار دیدنیست
راهی به رهایی.. pinned a video
میراث فردوسی به چه روزی افتاده است!#طنز@rahi_be_rahaei
| Music| Classical Yoga| Light (Meditation)| 76 min (Allin1)✔️یک ساعت موزیک برای مدیتیشن و یوگا@rahi_be_rahaei
▪️دلم گرفته برای..شعر: #یدالله_گودرزیگوینده: #سعید_الیف@rahi_be_rahaei
کفشهای ونگوگسکانس نقاشی کشیدن کفشهای ونگوگ از فیلم «بر دروازۀ ابدیت»@rahi_be_rahaei
◾️یک چنین دیوانه ای بودم..✍ حامد احمدیگوینده: #سعید_الیف@rahi_be_rahaei
در لحظاتی از درد، از هیچکس هیچکاری ساخته نیست.رنج؛ همیشه تنهاست. ✍#آلبرت_کامو@rahi_be_rahaei
❗️یونگ و ونگوک؛ رویارویی تاریکی و رنگ▪️این دو هرگز همدیگر را ملاقات نکردند. یکی در تنهاییاش در امواج جنونآمیز رنگها غرق شد و دیگری به اعماق تاریک ناخودآگاه بشر سفر کرد. اما اگر این دو با هم روبروی شاهکار «شب پرستاره» میایستادند، چه میشد؟ یونگ احتمالا بهجای پرسیدن از معنای نقاشی، میپرسید: «چه چیزی در درون این بوم زنده مانده است؟» او میدانست که این اثر فقط یک منظره نیست تصویرِی است دقیقِ از لحظهای که ناخودآگاهِ یک انسان، پیش از آنکه ذهن بتواند نامی برایش پیدا کند، کالبد و شکل پیدا کرده است. ونگوگ به تاریکی و رنجهایش رنگ بخشید او میترسید روزی رنگها او را رها کنند. یونگ تمام عمرش را صرف این کرد که بفهمد چرا تاریکیهای درون ما، در قالب نمادها دوباره به سراغ ما میآیند او معتقد بود آنچه از مواجهه با آن فرار میکنیم، سرانجام به شکل سرنوشت به ما بازمیگردد. «شب پرستاره» هیچوقت فقط دربارهی ستارهها نبود. این اثر، تجسمِ رنجی است که فرم یافته و جاودانه شده است. ونگوگ رفت، اما رنگها ماندند؛ و تا زمانی که این رنگها زندهاند، بخشی از روح او نیز در میان این امواجِ مواجِ آسمان بیدار است@rahi_be_rahaei
@rahi_be_rahaeiگوینده: #سعید_الیف
📼 فیلم « اودیسه »IMDB : 8.5📸کیفیت خوب/نسخه لو رفته با دوبله فارسی🎭 ژانر : اکشن، ماجراجویی، فانتزی، درام 🌐 محصول : آمریکا، بریتانیا، ایتالیا، مراکش، یونان💬 خلاصه داستان : اودیسه پادشاه ایتاکا پس از پایان جنگ تروا، قصد بازگشت به نزد همسرش پنه لوپه را دارد. اما در این سفر با موجودات اسطوره ای همچون سیکلوپ یک چشم، افسونگران دریایی و الهه جادوگر سیرسه رو به رو می شود و ...🚫 بدون سانسور و حذفیات🎤دوبله فارسی@rahi_be_rahaei@rahi_be_rahaei
▪️ببینید روبر برسون با دستها در سینما چه میکند؛ دستهایی که بوی عشق، نان، اسلحه، پول و بوی ایمان میدهند. دست یک جیببر، دست یک تبهکار، دست یک مبارز، دست یک کارگـر، دست یک زن، دست یک مرد، دست یک مومن و دست یک عاشق...دستها حرف های زیادی برای گفتن دارند!@rahi_be_rahaei
اجرا: سعید الیف@rahi_be_rahaei
برای خدمت به بشریت حاضرم تا پای چوبهی دار بروم اما خوب میدانم که حتی دو روز هم نمیتوانم با یک انسان در یک اتاق به سر ببرم. به محض اینکه یک نفر به من نزدیک میشود، شخصیتش کلافهام میکند.@rahi_be_rahaeiبرادران کارمازف، فئودور داستایفسکی
اگر مرجعِ زندگی خاک نیستخمیدن کجا میبرَد پیر را؟!!#بیدلدهلوی@rahi_be_rahaei
🔸 مصاحبه کامل با کارل گوستاو یونگ، روانپزشک و روان تحلیل گر سوئیسیکارل گوستاو یونگ، فیلسوف و روانپزشک اهل سوئیس بود که با فعالیتش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتی تحت عنوان روانشناسی تحلیلی شناخته میشود.به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کردهاست.» یونگ بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کرده است مانند: ناخودآگاه جمعی، سایهها، پرسونا، عقدهها، آنیما و آنیموس، برونگرایی و درونگرایی. از آثار مهم او میتوان به روانشناسی ضمیر ناخودآگاه، تحلیل رویا، سمینار یونگ دربارهی زرتشت نیچه، انسان و سمبلهایش، خود شناخته، انسان در جستجوی هویت خویشتن، روانشناسی و علوم غیبی، روح و زندگی، ناخودآگاه جمعی و کهن الگو، روانشناسی و کیمیاگری، رویاها، زندگینامه من، کتاب سرخ، راز گل رزین، ماهیت روان و انرژی اشاره کرد.@rahi_be_rahaei
صدایی کمتر شنیده شده از #سهراب_سپهری!از معدود فایلهای صوتی که از سهرابسپهری بجا مانده است. در این صوت کوتاه که بخشی از یک گپ خودمانی او با دکتر محمود فیلسوفی و محمد فیلسوفی، سپهری از زندگی شخصی و تنهاییاش صحبت میکند.این صدا با ضبط میکروکاست ثبت شده و چهرههای استفاده شده در ویدیو فرضی است._چقدررر همین چندتا کلمهاش به دلم نشست ...😍@rahi_be_rahaei
نام شعر: هیچ شاعر: دکتر مظاهر مصفابا صدای: دکتر مهدی نوریان@rahi_be_rahaei
«هیچکس به صرفِ آموزش به رستگاری نمیرسد؛ حقیقت را باید در دلِ زندگی، در رنجِ آزمایشوخطا، در آتشِ تجربه و در روشنایِ عشق ، جستوجو کرد».🎥 این ویدئو سیری است تصویری در دنیای آثار #هرمانهسه. حاصل هفته ها دقت و جستجو در جهانِ ذهن و آثار او، جهانی که در آن «دِمیان» از پوستهی عادتها و فرمانهای کهنه در میگذرد، «سیذارتا» در سکوتِ رودخانه به آوایِ یگانگی گوش میسپارد، «نارسیس(نرگس) و گلدموند»دو قطبِ عقل و عشق را به آشتی میرسانند، «گرگ بیابان»در تماشاخانهی جادویی با هزار چهرهی خویش روبهرو میشود و «بازی مهرههای شیشهای» در قلههای معنا ما را به این شناخت میرساند که والاترین حکمت، حکمتی است که در خدمتِ زندگی باشد.🎵موسیقیِ این اثر، برگرفته از آلبومِ «Hesse Between Music» ساختهی Peter Michael Hamel است؛ اثری که خود، تلفیقی کمنظیر از شرق و غرب، عرفان و هنر، سکوت و شور و تأمل و نغمه است.@rahi_be_rahaei
مادرکارگردان: علی حاتمیبا بازی اکبر عبدی۱۳۶۸@rahi_be_rahaei
ویدیو نمایشنامهخوانی «آرش» بهرام بیضایی کیفیت : 360@rahi_be_rahaei
زندگی چیز ناقابلی است… (و اگر چنین میاندیشم نه به سبب این است که زندگی من کوتاه شده است. همهی زندگیها همینطورند.) سراپا مبتذل: سوسوی کمدوامی در تاریکی بیپایان، و جز اینها. چقدر اندک است شمار کسانی که هنگام تکرار این عبارات زبانزد میدانند که چه میگویند! چقدر اندک است شمار کسانی که درد نهفته در این کلمات را حس میکنند!#خانوادهی_تیبو#روژه_مارتن_دوگار@rahi_be_rahaei
سخنی مشفقانه و از سر درد✍🏻سهند ایرانمهرفضهننه، مادربزرگ مادرم، عاشق امام حسین و حضرت زینب بود. محرم هر سال تعزیهای در دهات همسایه برگزار میشد که او هم مقید بود شرکت کند. این داستان را در رمانم گزارش آخرین تابستان هم آوردهام. یکبار حین تعزیه دیده بود که شمر لعین دارد حضرت زینب را با شلاق میزند. فضهننه از سر همین عشق، پریده بود وسط تعزیه که جلوی آن ملعون را بگیرد. بازیگر مردِ حضرت زینب که دیده بود پیرزن حایل شده، از فرصت استفاده کرده بود به شمر دوتا فحش ناجور داده بود. نتیجه اینکه شمر عصبانیتر شده بود و فشارها به مادربزرگ بیشتر، و دست آخر هم فضهننه که دیده بود نمیشود هم غصهخور ماجرا باشد و هم شلاقخور شمر، در حالتی که انگار نه انگار دارد به بازیگر سبیلکلفت حرف میزند، به بازیگر حضرت زینب گفته بود: «قربون جدت، میبینی طرف سر غضبه و منم یه پیرزن لاجون، تو هم ملاحظه کن؛ ملاحظه منو نمیکنی، ملاحظه خودت رو بکن وسط این دشت برهوت!»در مثال البته که مناقشه نیست اما این خاطره را برای فهم بهتر مرادم آوردم که بگویم بسا ایرانی که چون من، وسط واقعهای که ملک و مملکت و ایران و مردمانش را لبه تیغ قرار داده است، یک عمر جور و جفا بر خودمان و زندگیمان را کنار گذاشتهایم و به جای لالایی خواندن با الگوی جذب بیشتر مخاطب در الگوریتم توهم ساز مجازی برای مخاطبی که حق دارد خشمگین و ناراضی باشد، با دهان کفکرده مینویسیم :« والله تالله! موضوع، ایران است و اگر ملک و مملکت برود، چیزی نمیماند. حکومت را میتوان نقد کرد، از آن خشمگین شد، خواست که اصلاح شود یا حتی جای خود را به نظمی دیگر بدهد؛ اما مفهوم کشور، چیزی بیش از این است. کشور فقط خطوطی بر نقشه نیست؛ رسوب قرنها خاطره، زبان، نیاکان، آداب و عادات مردم و میراث تاریخی است. دفاع از این میراث، هرگز به معنای دفاع از همه تصمیمهای یک دولت یا حکومت نیست؛ و از یک طرف باید توضیح واضحات بدهیم که آتش که درگرفت و دشمن با تیغ آخته که تاخت و جنگ که چنگ بر قلب ایران زد، تر و خشک نمیشناسد.» در عوض این دو هم از دو طرف فحش بخوریم؛ یکی رگ گردن کلفت کند که منظورت از تندرو چه بود و یکی دشنام دهد که چشم بر جفا و جور بستهای. آری، امثال من هم میتوانستند نشان «بصیرت» از قدرت و «درود به شرفت» از شارع عام بگیرند همانند آنانی که با قلم مخنث به جای تحلیلگر، آرزو فروش خلق و ندیم شبانه آنان شدهاند به سادهسازی و تملق کور تا در این بازار مکاره محبوبیت در دنیای مجاز، توجهی بگیرند یا یکسره نرد عشق با قدرت ببازند و با سرقفلی برنامههای سیما اتیکت خودی و انقلابی بگیرند، اما هر دوی اینها را به انذار تلخ و لعن و شتم به خود خریدهایم و سوز وطن و دود و درد مملکت بر سینه روا داشتهایم. اکنون نیز خطابم به دستگاه حکمرانی است که حقیقتا دیگر نمیدانم حدود و ثغور و عامل و مباشر و کاره و هیچکارهاش کیست اما به قول اخوان اگر «کسی اینجاست؟» سخنم از سر شفقت همان سخن حکیمانه فضه ننه است: «این وسط اگر ملاحظه کسی را نمیکنی، ملاحظه خود کن؛ حرص درنیاور، کافه نبند، اشک فلان مجری ورزشی را درنیاور و برنامهاش را فیلتر نکن، به هر کس که نقدی دارد برچسب نزن، ببین! دست که را میبندی و زبان که را باز میکنی؟ اگر کسی از شفقت راه و چارهای نشان میدهد، بر او نتاز و با همه خلق و نه تنها آنها که تکبیر میگویند، سر ارادت بباز. اگر کسی از حقی سخن میگوید، ولو در این هنگامه که باید نگاهها متوجه دشمن باشد، بر او صبوری کن و آسان گیر که آسانت گیرند نه برای امروز که برای همیشه.»خلاصه اینکه سینهسوختگان لاجون این مملکت را توانی بیش از این نیست که در چند جبهه اینطور زخم بخورند و بر ایران خائف باشند تنها به این گناه که پای آن ایستادهاند «چه به نام و چه به ننگـ،». پس هرکس در هرکجا که هست از حاکمیت تا مردم و از میدان تا خیابان و خانه، بر ایران و بر خود رحم آورد که این روزها بر جریده روزگار ثبت است و چشم داوری آیندگان را دیده به خبط و خطای همه اهل این زمانه، بسی باز.@rahi_be_rahaei
چشم به فردا دوختیم و اکنون را در پسِ پردهی گمان، نادیده نهادیم.در آیینه، سایهای از پندارِ خویش را دیدیم و حقیقتِ جان را در خلوتِ خویش پنهان ساختیم.دریغا، مسابقهای که در گمان ما بود، نقشِ خیالی بیش نبود و به جز خود، هیچ رقیبی در این میدان نبود.ترس از آغاز، ما را به دالانِ تاریکِ "فردا" کشاند، غافل از آنکه راه، تنها در روشناییِ همین "امروز" نهفته است.مرگ، نه دشمنی سهمگین، که یادگاری از محدودیتِ هستی است؛ همین محدودیت است که به زندگی، ژرفایی بینهایت میبخشد.جسارت، بیرون نهادن از خود نیست، که در آغوش کشیدنِ وحشتِ خویشتن و گزیدنِ نفسِ این دم است.برخیز، که اکنون، یگانه فرصتِ دیدارِ خویش است؛ وگرنه پیری، قفسی خواهد شد برای حسرتِ آنچه نرفتیم.@rahi_be_rahaeiچشم به فردا دوختیم و اکنون را در پسِ پردهی گمان، نادیده نهادیم.در آیینه، سایهای از پندارِ خویش را دیدیم و حقیقتِ جان را در خلوتِ خویش پنهان ساختیم.دریغا، مسابقهای که در گمان ما بود، نقشِ خیالی بیش نبود و به جز خود، هیچ رقیبی در این میدان نبود.ترس از آغاز، ما را به دالانِ تاریکِ "فردا" کشاند، غافل از آنکه راه، تنها در روشناییِ همین "امروز" نهفته است.مرگ، نه دشمنی سهمگین، که یادگاری از محدودیتِ هستی است؛ همین محدودیت است که به زندگی، ژرفایی بینهایت میبخشد.جسارت، بیرون نهادن از خود نیست، که در آغوش کشیدنِ وحشتِ خویشتن و گزیدنِ نفسِ این دم است.برخیز، که اکنون، یگانه فرصتِ دیدارِ خویش است؛ وگرنه پیری، قفسی خواهد شد برای حسرتِ آنچه نرفتیم.@rahi_be_rahaei
آخرین سکانس چارلی چاپلین در سینما «سلطان در نیویورک» تولید سال ۱۹۵۷فیلمی با طنزی گزنده به مسائل سیاسی و اجتماعی@rahi_be_rahaei
چرا باید جنایت و مکافات را بخوانیم؟✍🏻«جنایت و مکافات» نوشته فئودور داستایوسکی را میتوان به جرأت یکی از درخشانترین آثار ادبیات جهان دانست.🔻جردن پیترسون، سخنران و استاد روانشناسی دانشگاه تورنتو، در این ویدیو با بیان توضیحی درباره ارتباط بین واقعیت و داستان تفسیری یونگی از کتاب «جنایت و مکافات» ارائه میکند. از پیترسون داستانها و به طور کل انتزاع را میتوان واقعیتر از واقعیت دانست. ترجمه و زیرنویس: رکسانا شیرخورشیدیبازبینی و ویرایش: شهاب غدیری@rahi_be_rahaei
ایران سرزمین شگفتآوری است. تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است. ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. بهرغم تلخکامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما در زیر بار تاریخ خم شده است، ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را بازمیدارد که از پای درافتیم. تراژدی، همواره در شأن سرنوشتهای بزرگ بوده است. ملتها نیز چنیناند. آنچه ملتی را آبدیده و پخته و شایستۀ احترام میکند، تنها فیروزیها و گردنافرازیهای او نیست، مصیبتها و نامرادیهای او نیز هست. از حاصل دورانهای خوش و ناخوش زندگی است که ملتی شکیبایی و فرزانگی میآموزد. قوم ایرانی در سراسر تاریخ خود از اندیشیدن و چاره جستن باز نایستاده. دلیل زنده بودن ملتی نیز همین است. آن همه مردان غیرتمند، آن همه گوینده و نویسنده و حکیم و عارف، آن همه سرهای ناآرام، پروردۀ این آب و خاکاند و به تولّای نام اینان است که ما به ایرانی بودن افتخار میکنیم.برگرفته از: ایران را از یاد نبریم، محمدعلی اسلامی ندوشن، انتشارات توس، ۱۳۵۱، صص ۱۹-۲۴@rahi_be_rahaei
عشق، این مرض لاعلاج، این «شکنجهٔ متقابل»، با چه ترفندهای تصورناپذیری که در درون آدم ریشه نمیدواند؛ میل کشندهٔ تصاحب، با تصور تصاحبناپذیری معشوق فزونی میگیرد، و عشق با جفاکاری و دروغگویی دلدار هرچه داغتر میشود و ناچیزترین و بیاهمیتترین چیزها با پنهانکاری معشوق ناگاه ارزشی خارقالعاده پیدا میکند. عشق از اضطراب و نگرانی و دروغ زاده میشود و این نیاز را در وجود عاشق میپروراند که دردش به دست همان شکنجهگری التیام خواهد یافت که خود عامل درد بوده است.عجیب آنکه تجربهٔ عشقهای پیشین هم قادر نیست برای دردهای همسان بعدی درمان مطمئنی تجویز کند و هر بار همان عوارض و همان جراحات روح نحیف بیمار را میخراشد. آنچه عاشق را به معشوق پیوند میزند، هزار ریشه، بیشمار رشتهٔ خاطرات روزها و شبها و امیدهای فرداها، و خلاصه «تار و پود پیوستهٔ عادات است» که گویی خلاصی و گریزی از آنها نیست. چگونه میتوان به وصال معشوقی رسید که نه تختهبندشدهٔ یک جسم، که امتدادیافته در بیشمار نقاط تصاحبناپذیر است.#فانوس_جادویی_زمان #داریوش_شایگان@rahi_be_rahaei
رنج بکشید؛ سپس لذت را تا ته دُردش بنوشید.بخندید یا بگریید؛از سرِ ناامیدی یا شعف فریاد بکشید.نغمهی مرگ یا عشق سر دهید، چراکه هیچچیز پایدار نخواهد ماند!#امیل_چوران #بر_قله_های_ناامیدی@rahi_be_rahaei
در جنگ سرنوشت، دمی صحبت تو رااز چنگ روزگار، غنیمت گرفته ام #حسین_منزوی@rahi_be_rahaei
❗️انیمیشن «سیزیف»▪️کارگردان: مارتسل یانکوویچ▫️محصول: ۱۹۷۴ میلادی▪️کاندید بهترین انیمیشن کوتاه چهلوهشتمین دورهی جایزهی اسکار@rahi_be_rahaei
همواره واقعيت جنگ و داستانها، تلخی كه در طول ساليان سال شنيدهايم، تن و بدنمان را به لرزه در مىآورد، اما روايت اين فيلم با ساير داستانهاى معمول و مردانه، جنگ كه میشنویم تفاوت بزركى دارد اين فيلم روايتى زنانه از جنگ است زنى كه با تمام قدرت و استقامتى كه در وجود خود پرورانده، سعى دارد تنها دخترش، كسى كه صداى بمب و شليک گلوله را هركز در زندگى خود نشنيده بود را از ميان اين هياهوى وحشيانه نجات دهد اين مادر به خوبى آگاه بود كه مرگ به او بسيار نزديک است، اما نمیخواست دخترش موهايش را شلخته ببندد و به كلى زندگى كردن به عنوان يك انسان را فراموش كند، زنان قسمتى از اين دوران دهشتناک هستند كه مىتوانند از درون تمام تاريكىها و خفقان ها، نورى به وجود بياورند.دو زن - فیلمی ایتالیایی محصول سال ۱۹۶۰ به کارگردانی ویتوریو دسیکا است. در این فیلم بازیگران مشهوری مانند سوفیا لورن و ژان پل بلموندو هنرنمایی میکنند. سوفیا لورن در حالی جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را برای این فیلم در مراسم اسکار تصاحب کرد که تبدیل به اولین کسی شد که به عنوان بازیگر در فیلمی با زبانی غیر از انگلیسی این جایزه را کسب میکرد.@rahi_be_rahaei