بنویسم جایی که بیادم باشدکه اگر صبح دگر آمد و آغازی نوشکرِ اندیشه کنم وَ به انگیزۀ شیدایی بادآب بر…
انتشار: 2026/07/30 06:42 UTCدریافت: 2026/08/15 02:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:26 UTC
بنویسم جایی که بیادم باشدکه اگر صبح دگر آمد و آغازی نوشکرِ اندیشه کنم وَ به انگیزۀ شیدایی بادآب بر صورتِ سوسن وَ شقایق بزنم و کمی بذرِ محبت به درِ خانه یِ شیرین ببرم با سلامی قدحی ناب به نسرین بدهمبا نسیمِ خنکِ بادِ صباکوچه را آب بپاشم که به عطرِ خوشِ خاکهمه یِ اهلِ محل مست شوند اندکی گندم و ارزن به سرِ بام بریزم هر صبحکفتری سیر شود یاکریمی بخورد نغمه یِ خوش ساز کند دیر گاهیست دگر قاصدکِ عشق نمی آید هیچ وَ خدا هم خواب است که بشر نیست به یادش دیگر وَ زمین سخت بر آشفته و سرما زده استعشق باید که خدا بر خیزد عشق باید که در این بُتکده نیست ..پری وش @Parivash_firouzbakhtt