بخشی از سخنرانی سم هریس در نقد احترام به عقایدترجمه هدیه دشتی🚀 @ofoghroydad«نظر هیچکسی محترم نیست؛…
انتشار: 2026/08/06 20:17 UTCدریافت: 2026/08/13 06:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:01 UTC
بخشی از سخنرانی سم هریس در نقد احترام به عقایدترجمه هدیه دشتی🚀 @ofoghroydad«نظر هیچکسی محترم نیست؛ نظر، قابل نقد است. اما خود شما محترمی، مگر آنکه خلافش را ثابت کنی»
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 10 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کانال علمی افق رویداد
تماس چشمی چگونه به یادگیری زبان در نوزادان کمک میکند؟پژوهش جدیدی نشان میدهد تماس چشمی ممکن است فراتر از جلب توجه نوزادان عمل کند و با ایجاد نوعی هماهنگی میان فعالیت مغز بزرگسال و نوزاد، به یادگیری کمک کند.پژوهشگران با بررسی ۴۲ نوزاد ۹ماهه از بریتانیا و سنگاپور، آزمایشی انجام دادند که در آن نوزادان از طریق ویدئو با فردی مواجه میشدند که زبانی ساختگی و جدید را به آنها آموزش میداد. زمانی که چشمهای گوینده کاملا قابل مشاهده بود و مستقیما به دوربین نگاه میکرد، نوزادان توانستند الگوهای صوتی جدید را تشخیص دهند و ترکیبهای صوتی ناآشنا را از کلمات قبلا شنیدهشده تفکیک کنند.اما زمانی که چشمهای گوینده با عینک تیره یا کاملاً مات پوشانده شده بود، این یادگیری مشاهده نشد؛ با وجود اینکه میزان توجه نوزادان به صفحه تقریبا تفاوتی نداشت.یک «دست دادن عصبی» میان دو مغز 🧠🤝🧠برای بررسی علت این تفاوت، پژوهشگران از EEG استفاده کردند. فعالیت مغزی گوینده پیش از ضبط ویدئو ثبت شده بود و هنگام تماشای ویدئو نیز فعالیت مغزی نوزادان اندازهگیری شد.نتایج نشان داد هرچه هماهنگی فعالیت مغز گوینده با مغز نوزاد بیشتر بود، توانایی نوزاد برای یادگیری انتخابی زبان نیز بیشتر میشد. نکته مهم این بود که هماهنگی یکطرفه از مغز بزرگسال به مغز نوزاد بهتر از فعالیت مستقل مغز نوزاد، توانایی یادگیری را پیشبینی میکرد.در تحلیل آماری، هنگامی که این هماهنگی عصبی در نظر گرفته شد، اثر مستقیم تماس چشمی بر یادگیری تقریبا از بین رفت. این موضوع نشان میدهد تماس چشمی احتمالا صرفا باعث افزایش توجه نمیشود، بلکه ممکن است از طریق ایجاد هماهنگی عصبی، به نوزاد علامت دهد که اطلاعات پیشِ رو ارزش یادگیری دارد.توجه بیشتر لزوما به معنای یادگیری بیشتر نیستاین یافته از ایدهای مهم در روانشناسی رشد حمایت میکند که میگوید بزرگسالان فقط اطلاعات را در اختیار نوزاد قرار نمیدهند؛ بلکه با نشانههای اجتماعی مانند تماس چشمی، به او کمک میکنند تشخیص دهد کدام اطلاعات مهمتر هستند.جالب اینکه این الگو هم در نوزادان بریتانیایی و هم در نوزادان سنگاپوری مشاهده شد. بنابراین ممکن است نقش تماس چشمی در یادگیری اجتماعی، دستکم در این دو فرهنگ، نسبتا عمومی باشد.با این حال، نباید این نتیجه را بیش از حد تعمیم داد. پژوهش تنها ۴۲ نوزاد را بررسی کرده، محیط آزمایشگاهی و زبان مورد استفاده مصنوعی بوده و تعامل میان نوزاد و گوینده نیز از طریق ویدئوی ازپیشضبطشده انجام شده است. بنابراین هنوز مشخص نیست آیا همین سازوکار در تعاملات واقعی والدین و کودکان یا در یادگیری بلندمدت زبان نیز به همین شکل عمل میکند.در مجموع، این پژوهش تصویری جالب از یادگیری اولیه ارائه میدهد؛ اینکه تماس چشمی ممکن است نه فقط توجه نوزاد، بلکه ارتباط عصبی میان دو مغز را تنظیم کند و به مغز نوزاد علامت دهد که «این اطلاعات مهم است؛ یاد بگیر».🔗Nature Communications🚀 @ofoghroydadd
🔴پستهای سشنبه ۱۱ آگوست⬅️ آیا باید با هوش مصنوعی ازدواج کرد؟ مسئلهای فراتر از عشق و فناوری⬅️ شیوه نوشتن در هنگام چت و یا شیوه حرف زدن بیمعنی نیست، بلکه سرنخهایی از شخصیت فرد به دست میدهد⬅️ مزیت های دوزبانه بودن، در سطح مغز و اجتماعی⬅️ رنگ آبی مصری در ایرانِ عصر آهن؛ نشانهای از ارتباطات دوردست جهان باستان➖➖➖🔴پستهای دوشنبه ۱۰ آگوست⬅️یک میلیون سال تولیدمثل بدون آمیزش جنسی، سامانهای زیستی را از بین نبرده است⬅️پال اِردوش؛ مردی که تقریبا همهچیز را کنار گذاشت تا ریاضیات را دنبال کند⬅️پاسخ علم به تجربههای عجیب؛ بخش سوم: رویای شفاف ⬅️ پاسخ به حرفهای ترامپ در مورد واکسن و اوتیسم ➖➖➖🔴پستهای یکشنبه ۹ آگوست⬅️عندر ستایش زنستیزان⬅️ در مورد مردستیزی در ایران و تفاوتش با زنستیزی⬅️ فقط رژیم غذایی مادر مهم نیست؛ عادات غذایی پدر هم ممکن است بر رشد جنین اثر بگذارد⬅️ تنهایی ممکن است بیش از انزوای اجتماعی به سلامت آسیب بزند⬅️ دوره مجردی، میتواند فرصتی برای رشد فردی باشد⬅️ گذر به جهان آینهای: ذرات به رشتههایی شبحگون تبدیل میشوند و معمای تکقطبی مغناطیسی حل میشود.➖➖➖🔴پستهای شنبه ۸ آگوست⬅️ پاسخ علم به تجربههای عجیب؛ بخش اول: وقتی احساس میکنیم کسی اینجاست ولی نیست؛ علم چه توضیحی برای «احساس حضور» دارد؟⬅️ پنجمین انتشار محرمانه اسناد:پنتاگون ویدئوهای تازهای از اشیا و پدیدههای ناشناس منتشر کرد⬅️ منطقی رفتار کردن لزوما به معنای اخلاقی رفتار کردن نیست و برعکس.(چرا نوشتید رژیم در فلان مورد منطقی یا عاقلانه رفتار کرده؟ پس هوادار رژیم هستید!)⬅️ فرهنگسازی: خشونت را با جنسیت نسنجیم؛ با انسانیت بسنجیم⬅️ تحقیقی جدید و جالب: میراث نئاندرتالها؛ ژنی باستانی از نئاندرتالها در ما که برخی انسانهای امروز را بلندقدتر و عضلانیتر میکند به ویژه مردم آسیای شرقی را⬅️ عادیسازی کثافتی به نام هیتلر⬅️ پیچیدهگویی و عقده توجه⬅️ ترویج علم و فلسفه و ارتباط آن با پیچیدهگویی و اصطلاحات تخصصی⬅️ پاسخ علم به تجربههای عجیب؛ بخش دوم: تجربه خروج از بدن
آیا باید با هوش مصنوعی ازدواج کرد؟ مسئلهای فراتر از عشق و فناوریگسترش چتباتها و دستیارهای هوش مصنوعی باعث شده برخی کاربران به این سیستمها دلبستگی عاطفی و حتی رابطهای عاشقانه پیدا کنند. حالا یک پژوهش نظری از اینیونگ چونگ، پژوهشگر حکمرانی هوش مصنوعی در مرکز برکمن کلاین دانشگاه هاروارد، پرسش رادیکالتری را مطرح میکند: اگر روزی هوش مصنوعی به سطحی برسد که بتواند مانند یک شریک زندگی عمل کند، آیا باید امکان ازدواج انسان و هوش مصنوعی را به رسمیت شناخت؟... خواندن این گزارش ➡️🚀 @ofoghroydadd
دوره مجردی، میتواند فرصتی برای رشد فردی باشدپژوهشی جدید نشان میدهد که مجرد بودن لزوما به معنای فقدان یا محرومیت نیست و میتواند، برای برخی افراد، فرصتی برای رشد شخصی، تجربههای تازه و افزایش رضایت از زندگی فراهم کند.این پژوهش بر پایه نظریه خودگستری (Self-Expansion Theory) انجام شده است؛ نظریهای که میگوید انسانها از طریق آشنایی با افراد، تجربههای جدید و ورود به فعالیتهای متفاوت، ایدهها، مهارتها و دیدگاههای تازهای را وارد مفهوم خود میکنند. پژوهشهای پیشین بیشتر این فرایند را در روابط عاشقانه بررسی کرده بودند، اما پژوهش جدید نشان میدهد که روابط غیرعاشقانه و حتی تنهایی دورهای(نه همیشگی) نیز میتوانند چنین نقشی داشته باشند.پژوهشگران از افراد مجرد درباره میزان باوری که به امکان رشد و کسب تجربه از دوران مجردی خود داشتند پرسیدند و سپس رفتار آنان را در طول زمان بررسی کردند. نتایج نشان داد افرادی که مجردی را فرصتی برای گسترش تجربههای شخصی خود میدانستند، بیشتر به فعالیتهای جدید روی میآوردند؛ از جمله یادگیری مهارتهای تازه، ورزشهای گروهی و بیرون رفتن با دوستان.این افراد همچنین ترس کمتری از مجرد ماندن، رضایت بیشتری از وضعیت خود، احساس استقلال و شایستگی بیشتر، ارتباط اجتماعی قویتر و در مجموع شادی بیشتری گزارش کردند.یکی از یافتههای قابلتوجه این بود که تا ۸۲ درصد از افراد مجرد برای تجربههای جدید و رشد شخصی، از روابط نزدیک غیرعاشقانه مانند دوستیها و روابط خانوادگی استفاده میکردند.(این یعنی تنهایی مورد بحث در این بخش از تحقیق تنهایی عاطفی است، نه تنهایی همه جانبه؛ چون هنوز فرد با دوستان و خانواده و همکاران رابطه دارد/سام)حدود ۱۸ درصد نیز گزارش کردند که چنین تجربههایی را بهتنهایی دنبال میکنند؛ یعنی حتی خلوت فردی نیز میتواند بستری برای تجربه و رشد باشد(این ۱۸ درصد تنهایی همه جانبه است؛ اما دقت کنیم این تنهایی نیز دورهای است نه تا آخر زندگی).با این حال، پژوهشگران تاکید میکنند که یافتهها به معنای برتری مجردی بر رابطه عاشقانه نیست. هدف این پژوهش این نیست که بگوید رابطه عاطفی مانعی برای رشد است یا مجرد ماندن بهتر است. نکته اصلی این است که امکان رشد و گسترش خود به وضعیت تاهل محدود نمیشود.در واقع، نگرش فرد نسبت به مجردی میتواند اهمیت داشته باشد. کسی که این دوره را فرصتی برای یادگیری، شکل دادن به علایق، ایجاد روابط اجتماعی و دنبال کردن اهداف شخصی میبیند، ممکن است تجربه مثبتتری از دوره مجردی داشته باشد.البته یک محدودیت مهم نیز وجود دارد؛ این پژوهش هنوز بهطور قطعی نشان نمیدهد که نگرش مثبت به مجردی باعث افزایش رفتارهای رشددهنده و شادی میشود یا برعکس، افرادی که ذاتا شادتر و فعالتر هستند، نگرش مثبتتری نسبت به مجردی دارند. پژوهشگران نیز انجام پژوهشهای طولی و آزمایشی بیشتر را برای پاسخ به این پرسش ضروری میدانند.بنابراین نتیجه دقیقتر این نیست که «مجردی انسان را خوشبختتر میکند»، بلکه این است که مجرد بودن میتواند برای برخی افراد بستری مناسب برای رشد شخصی باشد؛ بهویژه زمانی که فرد از این «دوره» برای تجربههای تازه، روابط اجتماعی، یادگیری و دنبال کردن اهداف خود استفاده کند.حتی فردی که در جستوجوی یک رابطه عاطفی است نیز لزوما مجبور نیست زندگی و رشد شخصی خود را تا پیدا کردن شریک عاطفی به تعویق بیندازد.سام آریامنش 🚀 @ofoghroydaddPersonality and Social Psychology Bulletin (2026).🎥 دلیل تنهایی شما چیست، و چگونه دوست پیدا کنید🎥 احساس تنهایی🔗 تنهایی ممکن است بیش از انزوای اجتماعی به سلامت آسیب بزند
میراث نئاندرتالها؛ ژنی باستانی که برخی انسانهای امروز را بلندقدتر و عضلانیتر میکنددر اروپاییهای امروزی، DNA نئاندرتالی بهطور کلی بیشتر از آسیا است، اما این آللِ مشخصِ مرتبط با رشد در جمعیتهای آسیایی بسیار شایعتر است.پژوهشی تازه نشان میدهد یکی از تغییرات ژنتیکی بهجامانده از نئاندرتالها میتواند بر رشد استخوان و عضله در انسانهای امروزی اثر بگذارد؛ گونهای از میراث ژنتیکی که امروزه در جمعیتهای جنوب و شرق آسیا بسیار شایعتر از اروپا است.نئاندرتالها حدود ۳۰۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش در بخشهایی از اروپا و غرب آسیا زندگی میکردند. پیش از انقراض با انسان خردمند آمیزش داشتند و در نتیجه، حدود ۱ تا ۴ درصد از DNA بسیاری از انسانهای امروزی با تبار خارج از آفریقا منشأ نئاندرتالی دارد.«حتی شما»پژوهش جدید بهطور مشخص روی گیرنده هورمون رشد تمرکز کرده است؛ پروتئینی که در تنظیم رشد استخوانها و عضلات نقش دارد. پژوهشگران با بررسی پنج ژنوم نئاندرتال با کیفیت مناسب، دو تغییر در توالی این گیرنده پیدا کردند که در نئاندرتالها وجود داشته و بعداً از طریق آمیزش با انسان خردمند وارد جمعیتهای امروزی شدهاند.برآورد پژوهشگران نشان میدهد این نسخه ژنتیکی حدود ۴۷ هزار سال پیش وارد جمعیت انسانهای امروزی شده است. امروزه تقریباً ۲۰ درصد از جمعیت جنوب آسیا و ۱۵ درصد از جمعیت شرق آسیا حامل آن هستند؛ در اروپا این میزان تنها حدود ۰٫۵ درصد است و در جمعیتهای جنوب صحرای آفریقا مشاهده نمیشود.(این اعداد مرتبط با آلل رشد نئاندرتالها در جمعیت امروزی هستند، نه درصد پراکندگی کلی دی ان ای نئاندرتال در جمعیت امروزی)برای بررسی عملکرد این تغییر ژنتیکی، دانشمندان سلولهای موش را مهندسی کردند تا نسخه نئاندرتالی یا نسخه رایج انسانی گیرنده هورمون رشد را تولید کنند. سلولهای دارای نسخه نئاندرتالی طی پنج روز حدود ۳۹ درصد بیشتر تکثیر شدند؛ نتیجهای که نشان میدهد این تغییر میتواند فعالیت مسیر رشد را تغییر دهد.اما آیا این اثر در انسانهای واقعی نیز دیده میشود؟ پژوهشگران برای پاسخ به این سؤال دادههای ژنتیکی و پزشکی بیش از ۱٫۱ میلیون بزرگسال را از پنج بانک زیستی بررسی کردند. حاملان این نسخه نئاندرتالی بهطور متوسط حدود ۰٫۳ سانتیمتر بلندقدتر از افراد فاقد آن بودند و حدود ۰٫۲۵ کیلوگرم توده عضلانی بیشتری داشتند.این اثرها بسیار کوچکاند، اما اهمیت پژوهش فقط در اندازه آنها نیست. پژوهش توانسته است زنجیرهای نسبتا مشخص از DNA باستانی ▶️ تغییر گیرنده هورمون رشد ▶️ تغییر عملکرد سلولی ▶️ تفاوت قابلاندازهگیری در انسانهای امروزی را نشان دهد.به همین دلیل، پژوهشگران آن را نمونهای جالب از تأثیر میراث ژنتیکی نئاندرتالها بر ویژگیهای بدن انسان امروزی میدانند.این نسخه ژنتیکی همچنین با برخی ویژگیهای چهره ارتباط داشت. حاملان آن بهطور متوسط بخش پشتی استخوان فک پایین کوتاهتری داشتند و احتمال بروز اوربایت و کوتاهتر بودن ریشه دندانهایشان بیشتر بود.این یافته به این معنا نیست که «ژن نئاندرتال باعث میشود انسانها عضلانی و بلندقد شوند». اثر این گونه تغییرات ژنتیکی بسیار محدود است. قد، توده عضلانی و شکل بدن حاصل تاثیر هزاران عامل ژنتیکی و محیطی هستند و این نسخه نئاندرتالی تنها یکی از آنهاست.همچنین کلیشه رایج درباره نئاندرتالها بهعنوان انسانهایی کوتاهقد و بدنی کاملا متفاوت، چندان دقیق نیست. شواهد فسیلی نشان میدهد نئاندرتالها معمولا قفسه سینه پهنتر، استخوانهای ضخیمتر و بدنی نیرومندتر از بسیاری از انسانهای امروزی داشتند.حتی میانگین قد برخی جمعیتهای نئاندرتال اروپایی از میانگین قد انسانهای امروزی در بخش بزرگی از اوراسیا بیشتر بوده است.از سوی دیگر، فراوانی این نسخه ژنتیکی در شرق و جنوب آسیا بسیار بیشتر از اروپا است.بنابراین نمیتوان تصور کرد که ویژگیهای ظاهری نئاندرتالها صرفا در اروپاییان امروزی باقی مانده باشد.در مجموع، این پژوهش نمونهای دقیق از این واقعیت است که آمیزش انسان خردمند و نئاندرتال فقط یک رویداد تاریخی مربوط به دهها هزار سال پیش نبوده است؛ بخشی از DNA نئاندرتال هنوز هم در بدن انسانهای امروزی فعال است و در مواردی میتواند بر ویژگیهای زیستی قابلاندازهگیری اثر بگذارد. اما سهم آن در ظاهر یا فیزیولوژی هر فرد بسیار محدودتر از چیزی است که تیترهای عامهپسند ممکن است القا کنند.سام آریامنش 🚀 @ofoghroydadd🔗 Nature
#ژنتیک_قدم_اول✍استیو جونز و بورین وان لون🚀 @ofoghroydadd

