دیروز در جریان بازدید از مؤسسه خیریه «بچههای ما»، با احساسی دوگانه روبهرو شدم. از یک سو، دیدن رشد…
انتشار: 2026/07/24 07:08 UTCدریافت: 2026/08/15 01:23 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:23 UTC
دیروز در جریان بازدید از مؤسسه خیریه «بچههای ما»، با احساسی دوگانه روبهرو شدم. از یک سو، دیدن رشد و بالندگی مجموعههای مردمی و خیریهای که برای نگهداری و توانمندسازی کودکان فاقد سرپرست یا بدسرپرست تلاش میکنند، مایه امید و خرسندی بود؛ اتفاقی مبارک که نشان میدهد مسئولیت اجتماعی هنوز زنده است. از سوی دیگر، اندوهی سنگین در دل داشتم؛ اینکه این کودکان، هرچند در پناه مهر پرستاران و کارکنان دلسوز مؤسسه، که برخی از آنان خود پرورشیافته همین خانهاند، بزرگ میشوند، اما از آغوش گرم مادر و سایه امن پدر محروم ماندهاند.درگیر همین احساسات متضاد بودم که بزرگی روح «رهام»، یکی از بچههای مؤسسه، توجهم را جلب کرد. وقتی آقای استاندار هدیهها را میان بچهها توزیع میکرد، رهام هدیه خود را بیدرنگ به کودکی داد که هنوز نوبتش نرسیده بود. صحنهای ساده و تصویری از سخاوت، ایثار و مناعت طبع که درس بزرگی برای من بود.@nejadheydari


