روزی که آزادی از راه برسد لباس کوردی میپوشم و با نوای لری به رسم مردم سیستان، دردهایم را رقص میکن…
انتشار: 2026/08/09 05:21 UTCدریافت: 2026/08/13 06:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:55 UTC
روزی که آزادی از راه برسد لباس کوردی میپوشم و با نوای لری به رسم مردم سیستان، دردهایم را رقص میکنم و غمها را بر زمین میکوبم.آن روز ازدشتهای ترکمن صحرا، شاخه گل شقایقی میچینم و به دستهای تو که عطر بهارنارنج دارد هدیه میدهم.آن روزکنار زاینده رود، به هم قطاب یزد تعارف میکنیم و به زبان آذری، پیروزی را شادباش میگوییم.آن روز نیانبان هایمان را از هوای ناب رشت پر میکنیم و در کنار کارون، باهم فال حافظ میگیریم.آن روز کنار بیستون روی قالی کرمان مینشینیم و با دلی خوش، چای لاهیجان مینوشیم.در روز آزادی، دستهای سبز خزر ، غبار از چهرهی تهران میزداید ، دماوند برای خلیج فارس ، باباطاهر میخواند و فردوسی حماسهی تازهای برای سرودن دارد.آن روز -عشق- زبان مشترک همهی ماست و غم تنها لهجهایست که نمیشناسیمش.-ناشناس@narges_sarrafian_toofan