حاکمان یا صاحبمنصبان هیچ بهانهای را برای سرپیچی از فرمان و یا جلوگیری از عشقشان به زنی زیبا را نم…
انتشار: 2026/07/25 06:47 UTC
حاکمان یا صاحبمنصبان هیچ بهانهای را برای سرپیچی از فرمان و یا جلوگیری از عشقشان به زنی زیبا را نمیپذیرفتند. یکی از صاحبمنصبانِ علاءالدوله، مردم لاریجان را زیر فشار گذاشت که زنهاشان را به مجالس میگساری او روانه کنند. او هم زنان را میان غلامان تقسیم میکرد تا با آنها همخوابه شوند و خودش در غلامان که روی زنان بودند میسپوخت. زنان اگر سرپیچی میکردند شمع روی تنشان خاموش میکردند. #ویلم_فلور (۲۰۱۰). تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران. ترجمهٔ محسن مینوخرد. چاپ اول. استکهلم: فردوسی. صفحهٔ ۷۵.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi
پستهای تلگرام — شعر، فرهنگ و ادبیات
📌 افلاطونخوانی، جلسهی سوم، رسالهی کریتون، ۲۲ مرداد ۱۴۰۵💠 کانال تلگرامی انجمن فکر و فلسفهی کرمانشاه (اَفَک)@PhilosophyforKermanshah📌 افلاطونخوانی، جلسهی سوم، رسالهی کریتون، ۲۲ مرداد ۱۴۰۵💠 کانال تلگرامی انجمن فکر و فلسفهی کرمانشاه (اَفَک)@PhilosophyforKermanshah
🗒نوآموختهها✍محسن احمدوندیدر گذشته برای به صدا درآوردن درها از دو نوع درکوب استفاده میشد. یکی از این درکوبها به شکل چکش بود و دیگری به شکل حلقه. مردها برای در زدن از کوبهٔ چکشمانند - که صدای بمی داشت - و زنهای از کوبهٔ حلقهمانند - که صدای زیری داشت - استفاده میکردند و از این طریق صاحبخانه متوجه جنسیت کسی که پشت در بود میشد. اگر از منظر فرویدی نگاه کنیم، شکل این درکوبها آلت تناسلی مرد و زن را تداعی میکنند. شاید پیشینیان ما بیتوجه به این مسئله چنین طراحیای را کرده باشند، اما نمیشود تأثیر ناخودآگاه میل جنسی را در آنها نادیده گرفت.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi
◾️خانهٔ مشروطهٔ کرمانشاهاین ساختمان محل زندگی محمدمهدی فیض مهدوی، روحانی شیعه و از هواداران جنبش مشروطه، بودهاست. در دوران مشروطه، فعالان مشروطهخواه کرمانشاهی در این خانه جلساتشان را برگزار میکردهاند.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi◾️خانهٔ مشروطهٔ کرمانشاهاین ساختمان محل زندگی محمدمهدی فیض مهدوی، روحانی شیعه و از هواداران جنبش مشروطه، بودهاست. در دوران مشروطه، فعالان مشروطهخواه کرمانشاهی در این خانه جلساتشان را برگزار میکردهاند.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش ششم و پایانی)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: محسن مینوخرد◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: استکهلم◾️ناشر: فرودسی◾️سال چاپ: ۲۰۱۰◾️تعداد صفحات: ۴۵۳◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیفلور در فصل چهارم کتابش به همجنسگرایی میپردازد. بر اساس پژوهش او در کتاب مقدس زرتشتیان، اوستا، نامی از رفتارهای همجنسگرایانه برده نشده است، ولی در متون زرتشتیای که بعد از اوستا پدید آمدهاند، از همجنسگرایی دو مرد با هم سخن رفته است. این رابطه از نظر این متون رفتاری اهریمنی است، زیرا موجب هدر رفتن تخمه میشود و زندگی نو از آن نمیزاید، به همین دلیل کسی که مرتکب آن شود باید مجازات گردد.فلور سخن شمیسا در کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» را مبنی بر اینکه ایرانیان لواط را از یونانیان آموختهاند، به دو دلیل رد میکند: نخست اینکه حکم تحریم همجنسگرایی در بین ایرانیان مقدم بر ورود یونانیها به ایران است. دوم اینکه پلوتارخوس، مورخ مشهور یونان باستان، گفته است که ایرانیها مدتها پیش از آن که چشمشان به دریای یونان بیفتد پسرانشان را اخته و با آنها سکس میکردهاند. فلور به درستی این پدیده را جهانی میداند و آن را خاص یک تمدن یا سرزمین ویژه به شمار نمیآورد.نویسنده در ادامه از معشوقهای مردِ شاهان هخامنشی یاد میکند و مینویسد: کورش معشوق مردی به نام تیریداتس داشت که او را زیباترین مرد آسیا دانستهاند و داریوش سوم دل در گرو عشق پسرکی زیبا به نام باگوآس داشت.در عصر اسلامی نیز با وجود اینکه همجنسگرایی از سوی قرآن ممنوع شد، اما در جامعه رواج داشت. برخی فقیهان با استناد به قرآن و سورۀ لوط معتقدند که قرآن کونمرزی میان دو مردِ دوجنسگرا را منع کرده است و حکم قرآن دربارۀ همجنسگرایی در پردۀ ابهام است. در ضمن دربارۀ همجنسگرایی زنان نیز در قرآن هیچ بحثی مطرح نشده است.همجنسگرایی در بین ایرانیان در عصر اسلامی نیز امری عادی بوده است. البته از نظر فلور همجنسگرایی در ایران با غرب یک تفاوت اساسی داشته است و آن اینکه همجنسگرایی در ایران رابطهای یکسویه و از سر قدرت بوده است، نه رابطهای دوسویه و برابر. در این رابطه، فاعل بودن مایۀ افتخار و مفعول بودن باعث سرافکندگی به شمار میآمده است. برای همین ما در متون کهن و اسناد تاریخی از لذت فاعل بودن زیاد میشنویم، اما کسی از لذت مفعول بودن سخنی نگفته است. فلور با توجه به همین نگرش میگوید که رابطه با پسران نوجوان امری عادی بوده است و کسی آن را بد و ناپسند تلقی نمیکرده است، اما همین نوجوان وقتی بزرگتر میشده و مرد میشده است، رابطۀ جنسی با او موجب سرافکندگی و تمسخر و تحقیرش میشده است؛ بنابراین برای ایرانیان کُننده بودن چه با زن، چه با مرد، و چه با حیوان نشان مردانگی و اقتدار بوده است و دهنده بودن نشان نامردی و انفعال. به همین دلیل آنچه ما در ایران شاهد آن بودهایم، بیشتر کونمرزی ولواط بوده است تا همجنسگرایی.برخی افراد مثل ایرج میرزا و شمیسا دلیل وفور همجنسگرایی در ایران را به دلیل دسترسی نداشتن به زنان دانستهاند، اما من نیز با فلور همعقیدهام که بعید است دلیل اصلی این مسئله به نبود زنان در اجتماع برگردد، چون اغلب کسانی که با مردان کونمرزی میکردند، به زن هم دسترسی داشتند و غالباً از هر دو جنس بهرهمند میشدند.از نظر فلور دلیل کاهش لواط و کونمرزی در ایرانِ اواخر قاجار، ورود مهمانان اروپایی به دربار شاهان ایران و انزجارشان از لواط و کونمرزی بوده است و شاهان ایرانی برای این که خودشان را در چشم اروپاییها موجه جلوه دهند، از این رفتار ناپسند پرهیز کردهاند.دادههای ما دربارۀ لزبیگری یا روابط همجنسگرایانۀ زنان در ایران بسیار کم است. بر اساس اسناد محدود دراینباره میتوان گفت که همجنسگرایی در بین زنان ایرانی رایج بوده است. زنان گاهی کیرکاشیهایی چرمینهپوش به نام مچاچنگ را به کمر میبستند و با هم سکس میکردند، به زنانی که از مچاچنگ بهره میبردند سعتری میگفتند. گاهی زنان برای پنهان کردن این روابط پیمان خواهرخواندگی میبستند، اگر مردی میفهمید که زنش خواهرخوانده دارد، طلاقش میداد.فلور در فصل پنجم و پایانی کتابش به بیماریهای آمیزشیای مانند سوزاک، سفیلیس و ایدز در ایران میپردازد. او عامل اصلی این بیماریها را روسپیان میشمارد و اغلب طبقات فقیر و فرودست را ـ به دلیل نبود امکانات بهداشتی ـ در معرض چنین بیماریهایی میداند. او معتقد است انکار و به پستو راندن این بیماریها چیزی را حل نمیکند و فقط به گسترش بیشتر آنها منجر میشود. همچنین او کاهش این بیماریها در سالهای اخیر را به دلیلی افزایش امکانات بهداشتی میداند، نه کاهش رفتارهای جنسی.(۱۴۰۵/۵/۱۷)📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش پنجم)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: محسن مینوخرد◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: استکهلم◾️ناشر: فرودسی◾️سال چاپ: ۲۰۱۰◾️تعداد صفحات: ۴۵۳◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیفصل سوم کتاب فلور دربارۀ روسپیگری است. نویسندهْ روسپیگری را همخوابگی در برابر دریافت پول تعریف میکند. او معتقد است که اطلاعات چندانی دربارۀ روسپیگری در ایران باستان نداریم، اما چیزی که مسلم است این که است که با وجود ممنوعیتهای دینی، در این دوره هم روسپیگری در ایران رواج داشته است. برای مثال در دورۀ هخامنشیان زنان سکسکارهای با نام هتایراس بودهاند که در مهمانیها با خنیاگری و رقص و موسیقی و شیرینزبانی مردان را سرگرم میکردهاند.با وجود این که روسپیگری بنابر شریعت اسلام ممنوع بوده است، اما واقعیت این است که حتی در زمان خود پیامبر و در شهر مکه هم روسپیگری رواج داشته است. نکتۀ جالبی که فلور در اینجا به آن اشاره میکند این است که یکی از دلایل تحریم موسیقی در اسلام گویا ملازمت آن با رقصهای هوسآلود زنان روسپی بوده است. این زنان آوازخوان در مکه آوازهای شهوانی را با حرکات هوسانگیز تلفیق میکردهاند و همین امر باعث تحریم موسیقی از سوی بزرگان دین شده است.در ایرانِ عصر اسلامی نیز روسپیگری رایج بوده است. اغلب روسپیان اسیران جنگیای بودند که نَخّاسان و بردهفروشان آنها را به شهرها میآوردند و به روسپیخانهها میفروختند تا به کار گماشته شوند. روسپیها برای این که خودشان را از زنان دیگر متمایز کنند، اغلب لباسهایی پر زرق و برق میپوشیدند، رو نمیگرفتند و نقاب نمیزدند و گاهی لباسشان کوتاهتر از زنان دیگر بود. در هر شهر محلۀ بدنامی بود که محل زندگی یا تجمع روسپیان بود و فلور نمونههای این محلههای بدنام را در شهرهای مختلف برمیشمرد.از جا و مکانی که روسپیها در آن مشغول به کار میشدند با اسامیای همچون دارالقحبه، روسپیخانه، قَوّادخانه، عَزَبخانه، نهانخانه و بَیتُاللُطْف، فاحشهخانه، لولیخانه و خرابات یاد شده است. به زنی که این مکانها را اداره میکرد لَنبان و به مردی که مدیریت این مکانها را بر عهده داشت قَلْتَبان میگفتند.در گذشته یکی از وظایف محتسب و بعدها داروغه جلوگیری از روسپیگری بود، هرچند گاهی روسپیان دهان محتسبان و داروغهها را با پول میبستند و اتفاقاً با نظارت خود آنها مشغول به روسپیگری میشدند، به زنی که با دستور محتسب روسپیگری میکرد دستوری میگفتند. وقتی این نکته را بدانیم، بهتر متوجه طنز ظریف حافظ در این بیت میشویم: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد/ شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد.شواهد تاریخی به ما میگوید که در اغلب نقاط ایران در دورۀ اسلامی همواره روسپیخانههایی وجود داشته است و هرچند حکومتها با فراز و فرودهایی آن را ممنوع اعلام کردهاند، اما واقعیت این است که نیاز انسانها از دین و آیین و قانون قویتر بوده و راه خودش را رفته است.در طول تاریخ همیشه گروهی از مردم مخالف روسپیگری بودهاند و فلور نمونههای متعددی از مردمان شهرهای مختلف را در طول تاریخ نقل میکند که علیه علنی شدن روسپیگری در شهر و دیارشان اعتراض کردهاند و با حکومت و حکمرانانشان درگیر شدهاند و حکومت را مجبور به بستن روسپیخانهها کردهاند، اما واقعیت این است که این بستنها به حذف روسپیگری منجر نشده است و بعد از مدتی دوباره از سر گرفته شده است.فلور سه دلیل را برای استمرار روسپیگری در طول تاریخ ایران ذکر کرده است: نخست این که همیشه مردانی بودهاند که زن نداشته یا زنشان همراهشان نبوده است و برای ارضای نیازشان به روسپیان محتاج بودهاند. دوم اینکه همیشه زنانی بودهاند که به علت فقر و تنگدستی مجبور به تنفروشی شدهاند؛ و سوم این که مالیاتی که حکومتها بر روسپیگری میبستهاند منبع درآمد خوبی برای آنها بوده است و مقامات حکومتی دوست نداشتهاند که این منبع درآمد را از دست بدهند.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش چهارم)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: محسن مینوخرد◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: استکهلم◾️ناشر: فرودسی◾️سال چاپ: ۲۰۱۰◾️تعداد صفحات: ۴۵۳◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیفلور در فصل دوم کتابش به مبحث ازدواج موقت میپردازد. ازدواج موقت در اسلام و شاید بهتر باشد بگوییم در مذهب شیعه، گونهای ازدواج است که زن و مرد برای مدتی مشخص با مهریهای معیّن با هم پیمان زناشویی میبندند. گروهی معتقدند که در زمان خود پیامبر هم ازدواج موقت رایج بوده است، اما عُمَر، خلیفۀ دوم مسلمانان، این شیوۀ زناشویی را ممنوع کرده است، استدلال عُمَر این بود که آیۀ بیست و چهارم سورۀ انعام که شیعیان با استناد به آن عمل خود را توجیه میکنند، متعلق به قرآن نیست. سنیان هم این استدلال او را پذیرفتند و برای همین درمیان اهل تسنن صیغهگری ممنوع است.چنانکه پیش از این گفتیم زناشویی موقت به شکل دیگری در زمان ساسانیان هم در ایران رواج داشت و بعد از اسلام در مذهب شیعه به شکل دیگری بازتولید شد. شاید یکی از دلایلی که ازدواج موقت در بین ایرانیان پذیرفته شد، همین پیوندش با فرهنگ پیش از اسلام بود.از آنجا که ایران تا عصر صفوی کشوری سنیمذهب بود و شیعیان در اقلیت بودند، اطلاعات ما از این گونه زناشویی تا این دوران بسیار محدود است؛ اما از این دوران به بعد اطلاعات بیشتری دراینباره به دست ما رسیده است.در ازدواج موقت مرد میتواند پیش از موعد مقرّر قرارداد را به هم بزند، اما زن چنین اجازهای را ندارد. همچنین در ازدواج موقت نیز مانند ازدواج دائم زن بعد از پایان موعد مقرر باید چهار ماه و ده روز عِدّه نگه دارد و از ازدواج بعدی بپرهیزد، هرچند که زنان صیغهای عملاً این مسئله را رعایت نمیکردند.صیغه گری اغلب در بین زنان طبقۀ فرودست جامعه رواج داشت و بیشترْ زنانی تن به این کار میدادند که محتاج درآمد آن بودند. خانوادههای ثروتمند و فرادست اگر پسر جوانی داشتند، دختری فقیر را برای کلفتی استخدام میکردند و همزمان او را برای پسرشان صیغه میکردند؛ با این کار هم پسر خانوادۀ ثروتمند به سمت هرزگی نمیرفت و به بیمارهای مقاربتی دچار نمیشد و هم خانوادۀ فقیر برای مدتی یک نانخور کمتر داشت، در ضمن امیدی هم بود که این ازدواج موقت به دائم بدل شود یا لااقل از طریق درآمد آن، دختر به نانونوایی برسد و باقی زندگیاش را از رفاه نسبیای برخوردار شود و بتواند ازدواج بعدیِ موفقی را تجربه کند. هرچند زندگی اغلب این زنان عاقبت دردناکی داشت و چنین خوشبختیای در انتظارشان نبود.صیغه کردن زنان منبع درآمد ملاها و آخوندها بود و بسیاری از آنها از این طریق امرارمعاش میکردند. آنها اغلب در مکانهای پُررفتوآمد، کاروانسراها و مکانهای زیارتی و مذهبی دلالی میکردند و از قِبَلِ صیغه کردن زنها برای مردهای زائر و مسافر مبلغی را دریافت میکردند؛ بنابراین صیغهگری نوعی بازار مالی و اقتصادی هم به شمار میآمد.زناشویی موقت اگرچه شرعی و قانونی بود، اما نگاه مردم در طول تاریخ به آن ناخوشایند و منفی بوده است. زن صیغهای هیچگاه منزلت زن عقدی را نداشته است و بچههایش هم با بچههای زن عقدی از نظر جایگاه برابری نمیکردهاند.ناظران غربی که در سدههای اخیر بهعنوان مسافر و جهانگرد و... به ایران آمدهاند، چون فهم درستی از ازدواج موقت نداشتهاند، زنان صیغهای را روسپی و زناکار میدانستهاند و از این که روسپیگری در ایران کاملاً پذیرفته شده است، تعجب میکردهاند.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


