📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش ششم و پایانی)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️م…
انتشار: 2026/08/08 14:31 UTCدریافت: 2026/08/14 06:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:00 UTC
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش ششم و پایانی)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: محسن مینوخرد◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: استکهلم◾️ناشر: فرودسی◾️سال چاپ: ۲۰۱۰◾️تعداد صفحات: ۴۵۳◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیفلور در فصل چهارم کتابش به همجنسگرایی میپردازد. بر اساس پژوهش او در کتاب مقدس زرتشتیان، اوستا، نامی از رفتارهای همجنسگرایانه برده نشده است، ولی در متون زرتشتیای که بعد از اوستا پدید آمدهاند، از همجنسگرایی دو مرد با هم سخن رفته است. این رابطه از نظر این متون رفتاری اهریمنی است، زیرا موجب هدر رفتن تخمه میشود و زندگی نو از آن نمیزاید، به همین دلیل کسی که مرتکب آن شود باید مجازات گردد.فلور سخن شمیسا در کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» را مبنی بر اینکه ایرانیان لواط را از یونانیان آموختهاند، به دو دلیل رد میکند: نخست اینکه حکم تحریم همجنسگرایی در بین ایرانیان مقدم بر ورود یونانیها به ایران است. دوم اینکه پلوتارخوس، مورخ مشهور یونان باستان، گفته است که ایرانیها مدتها پیش از آن که چشمشان به دریای یونان بیفتد پسرانشان را اخته و با آنها سکس میکردهاند. فلور به درستی این پدیده را جهانی میداند و آن را خاص یک تمدن یا سرزمین ویژه به شمار نمیآورد.نویسنده در ادامه از معشوقهای مردِ شاهان هخامنشی یاد میکند و مینویسد: کورش معشوق مردی به نام تیریداتس داشت که او را زیباترین مرد آسیا دانستهاند و داریوش سوم دل در گرو عشق پسرکی زیبا به نام باگوآس داشت.در عصر اسلامی نیز با وجود اینکه همجنسگرایی از سوی قرآن ممنوع شد، اما در جامعه رواج داشت. برخی فقیهان با استناد به قرآن و سورۀ لوط معتقدند که قرآن کونمرزی میان دو مردِ دوجنسگرا را منع کرده است و حکم قرآن دربارۀ همجنسگرایی در پردۀ ابهام است. در ضمن دربارۀ همجنسگرایی زنان نیز در قرآن هیچ بحثی مطرح نشده است.همجنسگرایی در بین ایرانیان در عصر اسلامی نیز امری عادی بوده است. البته از نظر فلور همجنسگرایی در ایران با غرب یک تفاوت اساسی داشته است و آن اینکه همجنسگرایی در ایران رابطهای یکسویه و از سر قدرت بوده است، نه رابطهای دوسویه و برابر. در این رابطه، فاعل بودن مایۀ افتخار و مفعول بودن باعث سرافکندگی به شمار میآمده است. برای همین ما در متون کهن و اسناد تاریخی از لذت فاعل بودن زیاد میشنویم، اما کسی از لذت مفعول بودن سخنی نگفته است. فلور با توجه به همین نگرش میگوید که رابطه با پسران نوجوان امری عادی بوده است و کسی آن را بد و ناپسند تلقی نمیکرده است، اما همین نوجوان وقتی بزرگتر میشده و مرد میشده است، رابطۀ جنسی با او موجب سرافکندگی و تمسخر و تحقیرش میشده است؛ بنابراین برای ایرانیان کُننده بودن چه با زن، چه با مرد، و چه با حیوان نشان مردانگی و اقتدار بوده است و دهنده بودن نشان نامردی و انفعال. به همین دلیل آنچه ما در ایران شاهد آن بودهایم، بیشتر کونمرزی ولواط بوده است تا همجنسگرایی.برخی افراد مثل ایرج میرزا و شمیسا دلیل وفور همجنسگرایی در ایران را به دلیل دسترسی نداشتن به زنان دانستهاند، اما من نیز با فلور همعقیدهام که بعید است دلیل اصلی این مسئله به نبود زنان در اجتماع برگردد، چون اغلب کسانی که با مردان کونمرزی میکردند، به زن هم دسترسی داشتند و غالباً از هر دو جنس بهرهمند میشدند.از نظر فلور دلیل کاهش لواط و کونمرزی در ایرانِ اواخر قاجار، ورود مهمانان اروپایی به دربار شاهان ایران و انزجارشان از لواط و کونمرزی بوده است و شاهان ایرانی برای این که خودشان را در چشم اروپاییها موجه جلوه دهند، از این رفتار ناپسند پرهیز کردهاند.دادههای ما دربارۀ لزبیگری یا روابط همجنسگرایانۀ زنان در ایران بسیار کم است. بر اساس اسناد محدود دراینباره میتوان گفت که همجنسگرایی در بین زنان ایرانی رایج بوده است. زنان گاهی کیرکاشیهایی چرمینهپوش به نام مچاچنگ را به کمر میبستند و با هم سکس میکردند، به زنانی که از مچاچنگ بهره میبردند سعتری میگفتند. گاهی زنان برای پنهان کردن این روابط پیمان خواهرخواندگی میبستند، اگر مردی میفهمید که زنش خواهرخوانده دارد، طلاقش میداد.فلور در فصل پنجم و پایانی کتابش به بیماریهای آمیزشیای مانند سوزاک، سفیلیس و ایدز در ایران میپردازد. او عامل اصلی این بیماریها را روسپیان میشمارد و اغلب طبقات فقیر و فرودست را ـ به دلیل نبود امکانات بهداشتی ـ در معرض چنین بیماریهایی میداند. او معتقد است انکار و به پستو راندن این بیماریها چیزی را حل نمیکند و فقط به گسترش بیشتر آنها منجر میشود. همچنین او کاهش این بیماریها در سالهای اخیر را به دلیلی افزایش امکانات بهداشتی میداند، نه کاهش رفتارهای جنسی.(۱۴۰۵/۵/۱۷)📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


