📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش پنجم)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: مح…
انتشار: 2026/08/03 15:46 UTCدریافت: 2026/08/07 07:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:55 UTC
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران (بخش پنجم)◾️نویسنده: ویلِم فلور◾️مترجم: محسن مینوخرد◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: استکهلم◾️ناشر: فرودسی◾️سال چاپ: ۲۰۱۰◾️تعداد صفحات: ۴۵۳◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیفصل سوم کتاب فلور دربارۀ روسپیگری است. نویسندهْ روسپیگری را همخوابگی در برابر دریافت پول تعریف میکند. او معتقد است که اطلاعات چندانی دربارۀ روسپیگری در ایران باستان نداریم، اما چیزی که مسلم است این که است که با وجود ممنوعیتهای دینی، در این دوره هم روسپیگری در ایران رواج داشته است. برای مثال در دورۀ هخامنشیان زنان سکسکارهای با نام هتایراس بودهاند که در مهمانیها با خنیاگری و رقص و موسیقی و شیرینزبانی مردان را سرگرم میکردهاند.با وجود این که روسپیگری بنابر شریعت اسلام ممنوع بوده است، اما واقعیت این است که حتی در زمان خود پیامبر و در شهر مکه هم روسپیگری رواج داشته است. نکتۀ جالبی که فلور در اینجا به آن اشاره میکند این است که یکی از دلایل تحریم موسیقی در اسلام گویا ملازمت آن با رقصهای هوسآلود زنان روسپی بوده است. این زنان آوازخوان در مکه آوازهای شهوانی را با حرکات هوسانگیز تلفیق میکردهاند و همین امر باعث تحریم موسیقی از سوی بزرگان دین شده است.در ایرانِ عصر اسلامی نیز روسپیگری رایج بوده است. اغلب روسپیان اسیران جنگیای بودند که نَخّاسان و بردهفروشان آنها را به شهرها میآوردند و به روسپیخانهها میفروختند تا به کار گماشته شوند. روسپیها برای این که خودشان را از زنان دیگر متمایز کنند، اغلب لباسهایی پر زرق و برق میپوشیدند، رو نمیگرفتند و نقاب نمیزدند و گاهی لباسشان کوتاهتر از زنان دیگر بود. در هر شهر محلۀ بدنامی بود که محل زندگی یا تجمع روسپیان بود و فلور نمونههای این محلههای بدنام را در شهرهای مختلف برمیشمرد.از جا و مکانی که روسپیها در آن مشغول به کار میشدند با اسامیای همچون دارالقحبه، روسپیخانه، قَوّادخانه، عَزَبخانه، نهانخانه و بَیتُاللُطْف، فاحشهخانه، لولیخانه و خرابات یاد شده است. به زنی که این مکانها را اداره میکرد لَنبان و به مردی که مدیریت این مکانها را بر عهده داشت قَلْتَبان میگفتند.در گذشته یکی از وظایف محتسب و بعدها داروغه جلوگیری از روسپیگری بود، هرچند گاهی روسپیان دهان محتسبان و داروغهها را با پول میبستند و اتفاقاً با نظارت خود آنها مشغول به روسپیگری میشدند، به زنی که با دستور محتسب روسپیگری میکرد دستوری میگفتند. وقتی این نکته را بدانیم، بهتر متوجه طنز ظریف حافظ در این بیت میشویم: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد/ شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد.شواهد تاریخی به ما میگوید که در اغلب نقاط ایران در دورۀ اسلامی همواره روسپیخانههایی وجود داشته است و هرچند حکومتها با فراز و فرودهایی آن را ممنوع اعلام کردهاند، اما واقعیت این است که نیاز انسانها از دین و آیین و قانون قویتر بوده و راه خودش را رفته است.در طول تاریخ همیشه گروهی از مردم مخالف روسپیگری بودهاند و فلور نمونههای متعددی از مردمان شهرهای مختلف را در طول تاریخ نقل میکند که علیه علنی شدن روسپیگری در شهر و دیارشان اعتراض کردهاند و با حکومت و حکمرانانشان درگیر شدهاند و حکومت را مجبور به بستن روسپیخانهها کردهاند، اما واقعیت این است که این بستنها به حذف روسپیگری منجر نشده است و بعد از مدتی دوباره از سر گرفته شده است.فلور سه دلیل را برای استمرار روسپیگری در طول تاریخ ایران ذکر کرده است: نخست این که همیشه مردانی بودهاند که زن نداشته یا زنشان همراهشان نبوده است و برای ارضای نیازشان به روسپیان محتاج بودهاند. دوم اینکه همیشه زنانی بودهاند که به علت فقر و تنگدستی مجبور به تنفروشی شدهاند؛ و سوم این که مالیاتی که حکومتها بر روسپیگری میبستهاند منبع درآمد خوبی برای آنها بوده است و مقامات حکومتی دوست نداشتهاند که این منبع درآمد را از دست بدهند.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


