🗒یادداشت🔺دادههای آماری و تحلیل ادبی (بخش اول)✍محسن احمدوندیجدول زیر بسامد برخی کلمات را در یکی از…
انتشار: 2026/07/21 09:59 UTCدریافت: 2026/08/07 07:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:55 UTC
🗒یادداشت🔺دادههای آماری و تحلیل ادبی (بخش اول)✍محسن احمدوندیجدول زیر بسامد برخی کلمات را در یکی از رمانهای معاصر نشان میدهد (اینجا). اگر از شما بخواهند صرفاً بر اساس این دادهها، دربارۀ فضای این رمان نظر بدهید، چه میگویید؟ آیا فضای این رمان را فضایی شاد و روشن و امیدبخش میدانید یا فضایی تلخ و تیره و یأسآلود. قاعدتاً بسامد کلمات بالا به ما میگوید که حالوهوای این رمان باید روشن و امیدبخش باشد، امّا آیا واقعاً چنین است؟جدول بالا را بر اساس رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشتۀ نسیم مرعشی تهیّه کردهام. این رمان سه روایت موازی از زندگی سه دختر بیستوهشتسالهٔ دههشصتی به نامهای لیلا، شبانه و روجاست؛ دخترانی که تنها، غمگین و اغلب ناامیدند و هرکدام از وضعیّتی که در آن قرار دارند، رنج میبرند و تلاشهایشان برای تغییر و بهبود شرایط هم با شکست مواجه میشود. کسی که رمان را خواندهاست احتمالاً با من همنظر باشد که فضایی تلخ و تیره و غمانگیز دارد و در آن خبر چندانی از شادی و خوشی و امید نیست.هدفم از این مثال این بود که به این مسئله بپردازم که در دوران معاصر و بهویژه با گسترش ابزارهای فنّاورانه، استفاده از دادههای آماری در تحلیل متنهای ادبی روزبهروز رونق و رواج بیشتری یافته است. این امر از یک سو میتواند راهگشا باشد و به دقیقتر شدن تحلیلهای ادبی کمک کند و از سوی دیگر میتواند راهزن باشد و ما را در تحلیل متن به بیراهه بکشاند. دادههای آماری وقتی راهگشا هستند که منتقد ادبی در وهلۀ اوّل متن را دقیق خوانده باشد و درست فهمیده باشد، امّا اگر صرفاً ملاکِ منتقد ادبی برای تحلیل متن، دادههای آماری باشد و خود متن را دقیق نخوانده باشد و درست فهم نکرده باشد، احتمالاً به بیراهه برود.در کشور ما هم، به تبع دیگر کشورها، در سالهای اخیر استفاده از دادههای آماری در تحلیلهای ادبی رونق گرفتهاست. البتّه مشکل استفاده از دادههای آماری در کشور ما فقط به تحلیل و تبیین نامناسب و اشتباه آنها برنمیگردد، بلکه متأسّفانه گاهی خودِ دادهها هم غلط و اشتباهاند. من در اینجا دو برش از دو مقاله را که در چند سال اخیر دربارۀ رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشته شدهاند، نقل میکنم تا مسئله روشنتر شود.مهبود فاضلی در مقالهای بسامد واژۀ «تنهایی» در رمان مرعشی را بیش از چهلوپنج بار دانستهاست:در تمام موضوعاتی که مرعشی در رمان خود به آن پرداختهاست، مضمون تنهایی همچون خطّی واصل عمل میکند و مسائل رمان را به هم پیوند میزند. میتوان گفت سه راوی هر کدام به نوعی با تنهاییشان رویارو هستند و به شیوۀ خود میکوشند از آن بگریزند. واژۀ تنهایی با بسامد زیادی در رمان به چشم میخورد. تکرار بیش از ۴۵ بار این واژه در داستان نشان میدهد که تنهایی بهعنوان یکی از مشکلات دنیای مدرن توانستهاست همارزی خود با ساختار اثر را حفظ کند (فاضلی، ۱۴۰۰: ۱۱۷).و منصوره شهریاری نیز در مقالهای بسامد واژۀ «تنهایی» در رمان یادشده را بیش از چهل بار ذکر کردهاست. شهریاری در پیشینۀ تحقیقش به مقالۀ فاضلی اشاره کردهاست و من احتمال میدهم این عدد را از فاضلی گرفته و در متن مقالهاش ذکر کرده، زیرا در هیچ جای دیگر از مقالهاش به بسامد کلمات اشارهای نکردهاست، حالا چرا این عدد را از چهلوپنج به چهل تغییر دادهاست، نمیدانم:بحران هویت، فردگرایی، انزوا و تنهایی مهمترین پیامد این گذار از سنّت به مدرنیته است که در این داستان بهخوبی نشان داده شدهاست و میتوان گفت مرکز ثقل این داستان هویّتیابی، انزوا و تنهایی است. [...] کلیدواژۀ تنهایی و مفاهیمی که حول این واژه به وجود میآید نیز چنین نقشی در این داستان دارند. در واقع تمام داستان حول محور مفهوم تنهایی به وجود آمدهاست و این کلیدواژه بارها و بارها در ضمن داستانها بیان شده است. [...] این واژه بیش از چهل مرتبه در داستان تکرار شدهاست که نشان از اهمّیّت آن برای نویسنده است (شهریاری، ۱۴۰۳: ۶۶ ـ ۶۷).📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


