📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: سگ و زمستان بلند (بخش پنجم و پایانی)◾️نویسنده: شهرنوش پارسیپور◾️نوبت چاپ: د…
انتشار: 2026/07/19 09:14 UTCدریافت: 2026/08/07 07:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:55 UTC
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: سگ و زمستان بلند (بخش پنجم و پایانی)◾️نویسنده: شهرنوش پارسیپور◾️نوبت چاپ: دوم◾️محل چاپ: تهران◾️ناشر: اسپرک◾️سال چاپ: ۱۳۶۹◾️تعداد صفحات: ۳۴۸◾️معرفیکننده: محسن احمدوندیششم اینکه تقابل اصلی رمان «سگ و زمستان بلند» تقابل سنت و مدرنیته است. حسین و حوری نمایندگان مدرنیته هستند و اغلب شخصیتهای دیگر رمان در طیف سنتگرایان قرار دارند و در این تقابل آنچه پیروز میشود، سنت است نه مدرنیته. به نظرم پرسش خوانندگان رمان باید این باشد که چرا سنت پیروز میشود و دلیل شکست مدرنیته چیست؟ آیا نه این است که طرفداران مدرنیته، به دلیل عدم شناخت درست از اجتماع راه صدساله را میخواهند یکشبه طی کنند و همین امر موجب میشود از طرف جامعۀ سنتی ـ آن هم جامعهای با سنتی چندهزارساله ـ طرد شوند وزندگیشان تباه شود؟ رمان «سگ و زمستان بلند» خواسته یا ناخواسته به ما میگوید هر نوع تغییر رادیکال و شتابان در این بستر اجتماعی منجر به شکست است.هفتم اینکه رمان «سگ و زمستان بلند» را از نظر شیوۀ بیان میتوان به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول رمان شامل فصلهای یک و دو و سه است. در این بخش با متنی رئالیستی طرفیم که نویسنده در آن به خوبی توانسته است با توصیفات دقیق و عینی ما را در حال و هوای داستانش قرار دهد و با وقایع و شخصیتها همراه سازد. بخش دوم رمان شامل فصل چهارم است. در این بخش با متنی سوررئالیستی طرفیم و نویسنده با توصیفات وهمی و کابوسوار همۀ هنری را که در سه فصل اول از خودش نشان داده است، به باد فنا میدهد. ای کاش پارسیپور رمانش را در همان سه فصل و با مرگ حسین به پایان میبرد و این فصل زائد و پریشان و شلخته و غیرهنری را به رمانش اضافه نمیکرد.هشتم اینکه همۀ رمان «سگ و زمستان بلند» از زاویهدید اول شخص و از زبان حوری است، جز این که در صفحۀ ۲۸۵ زاویهدید ناگهان به سوم شخص تغییر میکند و در صفحۀ ۲۸۸ دوباره به اول شخص برمیگردد. برخی پژوهشگران برای این تغییر زاویهدید دلایلی تراشیدهاند و آن را برای نشان دادن ازخودبیگانگی حوری در تیمارستان ذکر کردهاند؛ اما من آن را بیهدف و از سر شلختهنویسی میدانم، زیرا اگر قرار بود که راوی ازخودبیگانگی حوری را نشان دهد، باید در خیلی جاهای دیگر هم از این تغییر زاویهدید بهره میبرد که نبرده است.نهم اینکه در صفحات ۱۱۱ تا ۱۱۴ حوری در کنار بستر برادر بیمارش نشسته است و حسین در خواب دارد هذیان میگوید. زاویهدید در این چند صفحه اشکال اساسی دارد، زیرا حوری که راوی داستان است، طوری خوابها و هذیانهای حسین را روایت میکند که گویی خودش به جای حسین دارد خواب میبیند. برای این بخش نویسنده یا باید راوی را خود حسین قرارمیداد و یا از راوی دانای کل بهره میبرد که نبرده است.دهم اینکه حوری دختری است سردرگم که به شکلی جدی با بحران هویت روبهرو شده است. او از یکسو نمیخواهد ابژۀ جنسی مردان باشد و از سوی دیگر تنش را برای فریبرز برهنه میکند، با منوچهر میخوابد و با آقا رابطۀ نامشروع برقرار میکند و از او حامله میشود. او نمایندۀ بخشی از زنان ایرانی است که در میانۀ سنت و مدرنیته تکلیفشان با خودشان مشخص نیست.یازدهم اینکه تحول شخصیت حسین بعد از آزادی از زندان خیلی غیرمنتظره است. او که در مهمانیای که به مناسبت آزادیاش از زندان تدارک دیده شده، از مقاومت حماسی همبندیهایش در زندان دفاع میکند و اقوام و خویشاوندانش را محافظهکار میخواند، در کمتر از دو ماه وامیدهد و به ولگردی هرزه و عرقخور تبدیل میشود. به سخن دیگر تحول شخصیت حسین در ادامۀ داستان با تصویری که نویسنده از حسین در شب آزادی از زندانش ارائه میدهد، سازگار نیست و همین امر به واقعنمایی رمان لطمه زده است.دوازدهم اینکه بخشهایی از سخنان حسین خطاب به حوریِ نوجوان دربارۀ طبقات جامعه و فلسفۀ زبان اگر چه خواندنی و جالب هستند، اما جایشان در جستاری علمی است نه رمانی ادبی.سیزدهم اینکه بخشهایی از رمان که به بازنماییِ تجربۀ نخستین مستی و عشق تنانه از سوی حوری بهعنوان دختری نوجوان میپردازد، از بخشهای موفق آن است.چهاردهم اینکه نویسنده همانقدر که در پرداخت شخصیت حسین و حوری خوب عمل نکرده است، در شخصیتپردازی بدرالسادات و تا حدودی آقاجان موفق بوده است.پانزدهم اینکه بکارت زنان یکی از موضوعاتی است که شهرنوش پارسیپور میکوشد هم در رمان «سگ و زمستان بلند» و هم در مجموعه داستان بههمپیوستۀ «زنان بدون مردان» آن را به چالش بکشد.(۱۴۰۵/۴/۲۸)📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


