♦️از موسای فرعونشکن تا موسای بتشکن🔸یکی از پرماجراترین انبیای الهی، که ذکر احوالات و شرح زندگانی او بهطور مفصل در کتب آسمانی ادیان یاد شده، موسی کلیمالله است. زندگیاش از بدو تولد تا رهاشدن در رود نیل، با نام فرعون مصر گره خوردهاست. بعدها بزرگترین مأموریت او پس از دیدن «بوتۀ سوزان» و برگزیدهشدن به رسالت، نجات قوم بنیاسرائیل از سلطۀ فراعنه بود. موسی در دیدار با فرعون تلاش کرد تا اجازۀ خروج بنیاسرائیل از مصر یا بهتعبیر دیگری از قرآن دعوت فرعون به یکتاپرستی را بهصورت مسالمتآمیز انجام دهد. با رد پیشنهاد موسی ازسوی فرعون، ده بلای مختلف بر سر مصریان فرود آمد و درنهایت فرعون با اکراه اجازۀ خروج بنیاسرائیل را از مصر صادر کرد. کمی بعد، او از این فرمان پشیمان شد و با سپاهیان خود بهتعقیب آنان پرداخت. بنیاسرائیل که در راه خود با دریای بزرگی روبهرو شده بودند و خبر تعقیب فرعون و سپاهش آنان را سخت به وحشت انداخته بود، ناگهان با معجزۀ موسی و شکافتن دریا از میان آن عبور کردند و عاقبت فرعون و سپاهش در آن دریا غرق شدند. بدینترتیب، حکمران مقتدری، که روزگاری دعوی خدایی میکرد، استخوانهایش در میان امواج سهمگین و غوطهور خرد و داستانش عبرت آیندگان شد.🔸اکنون، سدههای زیادی با عصر انبیا و مردمان بتپرست آن دوران فاصله داریم، اما امروزه بتهای سنگی جای خود را به انسانهایی سپرده است که کیش شخصیت آنان تبدیل به بتهای دوران حاضر شده است و هرکدام خادمان و پرستندگان زیادی دارند که در تبلیغ کیش شخصیتهای موردعلاقۀ خود به جد و جهد میکوشند. یکی از کسانی که بهواسطۀ نحوۀ کنار رفتنش از قدرت، از دیدگاه هواداران خود تبدیل به یک بت بزرگ و خدشهناپذیر در تاریخ معاصر ایران شد کسی نبود جز محمد مصدق.🔸هواداران مصدق او را «پیشوای بزرگ ملت ایران» خواندند. نقشآفرینی آمریکا و بریتانیا را «توطئۀ خارجی» و سقوط مصدق را «کودتا» نامیدند. همچنین، با نوشتن کتاب، جزوه، مقاله، مصاحبه و... تمامی ۲۵ سال آینده را با همۀ پیشرفتها و موفقیتهایی که برای ایران به دست آمد تحتعنوان «۲۵ سال دیکتاتوری» زیر سؤال و انکار بردند. پس از پیروزی انقلاب بهمنماه، در سالگرد درگذشت او، (۱۴ اسفند)، برایش مراسم یادبود بزرگی در قلعۀ احمدآباد برپا کردند. داریوش فروهر و حزبش نیز به گورستان ابنبابویه در شهرری رفته و قطعۀ کوچک «شهدای قیام ۳۰ تیر» را بازسازی کرده و مهیای عمل به وصیت مصدق مبنیبر دفن در کنار مزار آنان شدند. گذر روزگار اما تقدیر دیگری را رقم زد.🔸بیش از هفت دهه، حامیان و هواداران مصدق او را بهعنوان «قهرمان مبارزه با استعمار» تقدیس کردند تا اینکه اندکاندک با فروکش کردن تعصبها و کنار رفتن پردهها و نیز انتشار اسناد مختلف، حجابهای تقدسگرایی پیرامون شخصیت مصدق فروافتاد و اهل علم توانستند با فراغ بال بیشتری وقایع آن دوران را بررسی کنند و در رشد و آگاهی مردم بکوشند. یکی از این افراد، موسی غنینژاد، بود که سخنانش پیرامون وقایع ۲۸ مرداد سیل انتقادات را ازسوی طرفداران مصدق بهسوی او روانه کرد. نقطۀ اوج این تقابل فکری مناظرهای بود که در مردادماه ۱۴۰۲ با حضور او، داریوش رحمانیان و محمود کاشانی بهمیزبانی مؤسسۀ اکوایران برگزار شد. غنینژاد در سخنانش به نقش مخرب مصدق در روند تاریخی ایران اشاره کرد و بههیچوجه معتقد نبود که ۲۸ مرداد کودتا بوده است. طی بیش از دو ساعت مناظره، به مباحث مختلفی ازجمله انحلال مجلس هفدهم، برگزاری رفراندوم، سابقۀ تاریخی عزل نخستوزیر توسط پادشاه مشروطه در غیاب مجلس و ... پرداخته شد.🔸آنچه پس از این مناظره مشخص شد، ترکخوردن این بت هفتادساله بود. پروپاگاندای طولانیمدت هواداران مصدق با اشکالات و انتقادات زیادی روبهرو شد و آنان از پاسخ به این سؤال ساده عاجز ماندند: کودتا یعنی تصاحب ناگهانی قدرت بهوسیلۀ نیروی نظامی که توسط یک مقام پایین علیه مقام بالاتر از خود صورت بگیرد. در کجای دنیا برکناری نخستوزیر یک کشور توسط پادشاه همان کشور کودتا نامیده میشود؟🔸اکنون که بیش از ۷۳ سال از وقایع ۲۸ مرداد میگذرد، میراث مصدق بیشاز همیشه برای مردم ایران ملموس است. تحریم، تورم سنگین، چاپ پول بدون پشتوانه و از همه مهمتر غربستیزی و دشمنی با غرب بزرگترین میراثی است که مصدق و رهروان فکری او برای ملت ایران به ارمغان آوردند. برای شخص مصدق بیشاز آنکه منافع ایران اهمیت داشته باشد، «حفظ چهرۀ سازشناپذیر و ضداستعماریاش علیه غرب» اهمیت بیشتری داشت. ازاینروست که برای نسل جدید ایران افرادی نظیر محمدعلی فروغی، احمد قوام، علی رزمآرا و فضلالله زاهدی، که در راه حفظ منافع ملی ایران از نام و آبروی خود مایه گذاشتند، اهمیت بیشتری دارند تا امثال مصدقها.✍امیرحسین حاجیعلی، دانشآموختۀ کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵.t.me/mardomnameh
قسمت دومتدینی از این گزاره استفاده میکند که شاه مخالف کودتا بود و صرفاً از برکناری قانونی مصدق حمایت میکرد. بسیار خوب؛ این موضوع خودش نیازمند بحث تاریخی دقیق است، نه یک جمله قطعی. رابطه شاه با مصدق، فرمانهای ۲۵ مرداد، فرار شاه، نقش زاهدی، شبکه نظامی و سیاسی کودتا و وقایع ۲۸ مرداد، مجموعهای پیچیدهتر از این است که بتوان با یک جمله «شاه مخالف کودتا بود» پرونده را بست.در روایت تدینی، یک طرف مصدق است و طرف دیگر مخالفان داخلی او؛ خارجیها هم نهایتاً نقش فرعی دارند. بعد چون کاشانی با مصدق مخالف بوده، این مخالفت تبدیل میشود به کلید فهم سقوط دولت ملی.اما اگر اختلافات داخلی بهتنهایی برای سقوط مصدق کافی بود، باید توضیح داد عملیات سازمانیافته خارجی، شبکههای ارتباطی، نقش مأموران آمریکایی و بریتانیایی، پول و سازماندهی نیروهای خیابانی، ارتباط با عناصر نظامی و مجموعه اقداماتی که برای سرنگونی دولت انجام شد، دقیقاً در کجای این داستان قرار میگیرند؟اگر قرار است پهلوی را از تاریخ تبرئه کنیم، دیگر بهتر است این کار را صریح انجام دهیم و پشت «نقد روایت رسمی جمهوری اسلامی» یا محکوم کردن مصدق و جریان ملی پنهان نشویم.چون اتفاقاً پرسش تاریخی بسیار سادهای وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آن لازم است:چرا از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، حکومتی که تدینی امروز با این جدیت در برابر روایتهای جمهوری اسلامی از آن دفاع میکند، اجازه نداد مصدق و ۲۸ مرداد تبدیل به موضوع یک بحث آزاد تاریخی در جامعه ایران شوند؟اگر روایت رسمی پهلوی از ۲۸ مرداد آنقدر محکم و قابل دفاع بود، از چه چیزی میترسید؟از یک تاریخنگاری مستقل؟از انتشار خاطرات مصدق؟از بحث درباره کودتا؟یا از اینکه جامعه ایرانی خودش درباره ۲۸ مرداد قضاوت کند؟شاید بد نباشد تدینی به جای اینکه بپرسد «چرا جمهوری اسلامی روایت کاشانی را نادیده گرفته؟»، یک بار هم از خودش بپرسد:چرا حکومتی که خودش آن را میپسندد، بیستوپنج سال اجازه نداد مردم ایران آزادانه درباره مصدق و ۲۸ مرداد حرف بزنند؟@mohammadmosaddegh
تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در روایت رسمی جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد نشان بدهد؛ اما برای اثبات این تناقض، خودش مرتکب تناقض بزرگتری میشود: روایت تاریخ را نه بر اساس مجموعه اسناد و واقعیتهای تاریخی، بلکه بر اساس اینکه کدام بخش از تاریخ به کار امروز او میآید، انتخاب میکند.اول یک نکته را روشن کنیم. اینکه آیتالله کاشانی در ماههای پایانی دولت مصدق با او بهشدت اختلاف پیدا کرد، علیه مصدق موضع گرفت، رفراندوم را تحریم کرد و از زاهدی حمایت کرد، موضوعی تاریخی و قابل بررسی است. اینکه کاشانی بعد از ۲۸ مرداد نیز کودتا را آنگونه که امروز بسیاری از پژوهشگران درباره نقش آمریکا و بریتانیا در آن صحبت میکنند، تفسیر نمیکرد، نیز قابل انکار نیست.اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که پس روایت جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد «متناقض و لاینحل» است و چون کاشانی کودتا را به معنای امروزی آن قبول نداشت، بنابراین دخالت خارجی در سرنگونی مصدق هم بیاهمیت یا حاشیهای بوده است.این دقیقاً همان جایی است که تدینی تاریخ را به یک بازی سیاسی تبدیل میکند.برای فهم ۲۸ مرداد باید چند موضوع را همزمان دید: اختلافات عمیق سیاسی داخلی، مخالفان مصدق، نقش دربار، فعالیت شبکههای نظامی و سیاسی، نقش آمریکا و بریتانیا، عملیات سازمانیافته برای سرنگونی دولت، وضعیت ارتش و خیابان.اینکه یکی از این عوامل را حذف کنیم تا عامل دیگری برجستهتر شود، اسمش پژوهش تاریخی نیست؛ اسمش انتخاب تاریخ مطابق نیاز سیاسی امروز است.تدینی میگوید روایت رسمی جمهوری اسلامی فقط کاشانی را قبول دارد و بعد نتیجه میگیرد که چون کاشانی کودتا را قبول نداشته، روایت رسمی باید با خودش در تضاد باشد. اما سؤال سادهای که باید از او پرسید این است: اگر جمهوری اسلامی واقعاً روایت ۲۸ مرداد را از آیتالله کاشانی گرفته، چرا از همان روزهای اول انقلاب تا امروز، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره ۲۸ مرداد بارها بر نقش آمریکا و بریتانیا تأکید کرده است؟و مهمتر از آن، چرا باید برای فهم موضع جمهوری اسلامی در قبال ۲۸ مرداد، از کاشانی شروع کنیم، اما از رفتار حکومت پهلوی با خود مصدق و مسئله ۲۸ مرداد تقریباً عبور کنیم؟اینجاست که بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.تدینی از مردم میخواهد به روایت صداوسیما بدبین باشند، اما برای رد روایت صداوسیما، خودش همان روایت را به عنوان یک روایت رسمی و ثابت جمهوری اسلامی بازسازی میکند. چرا؟ چون میداند بخش بزرگی از مخاطبان امروز اساساً اعتماد و علاقهای به صداوسیما ندارند. بنابراین کافی است یک گزاره را با برچسب «روایت صداوسیما» معرفی کنید تا برای بخشی از مخاطب، پیشاپیش مشکوک و بیاعتبار شود.اما اگر قرار است درباره تاریخ حرف بزنیم، بهتر است یک سؤال سادهتر و بنیادیتر بپرسیم:اگر روایت تدینی درست است و مسئله ۲۸ مرداد اساساً یک منازعه داخلی بود و دخالت خارجی در آن نقش تعیینکنندهای نداشت، چرا حکومتی که تدینی از آن با چنین علاقهای یاد میکند، از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حتی اجازه نداد یک روایت مستقل و جدی از مصدق و ۲۸ مرداد در فضای عمومی کشور شکل بگیرد؟چرا نام مصدق عملاً از عرصه رسمی حذف شد؟چرا مطبوعات و رسانههای آن دوره اجازه نداشتند درباره عملکرد دولت مصدق، ملی شدن نفت و نحوه سقوط او آزادانه بحث کنند؟چرا هر سال در سالگرد ۲۸ مرداد، بخش مهمی از فضای مطبوعاتی کشور به تبریک به شاه و دربار و ستایش «قیام ملی» اختصاص پیدا میکرد؛ در حالی که همین روایت، الزاماً بازتابدهنده نگاه و حافظه عمومی جامعه ایران نبود؟اگر ۲۸ مرداد صرفاً یک پیروزی داخلی علیه «دیکتاتوری مصدق» بود، چرا حکومت پهلوی اینقدر از باز شدن دوباره پرونده مصدق میترسید؟چرا اجازه نداد این پرسش در فضای عمومی مطرح شود که اصلاً مصدق چه کرده بود، مخالفانش چه کرده بودند، نقش دربار چه بود و آمریکا و بریتانیا چه نقشی داشتند؟قسمت اول
پلههای تاریخ را هم نمیشناسی، بعد تحلیل تاریخی میکنی؟تدینی در کلیپی که منتشر کرده، با اطمینان مثالزدنی مدعی شده که آیتالله کاشانی و چند شخصیت سیاسی دیگر را در حال بازدید از خانه بهاصطلاح «ویرانشده» دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد میبینیم؛ در حالی که تصویر مربوط به پلههای مجلس شورای ملی است، نه خانه دکتر مصدق!واقعاً آدم نمیداند به این میزان از نادانی و کمسوادی بخندد یا برای سطح تحلیل تاریخیاش تأسف بخورد. شما که اینهمه درباره مصدق و تاریخ معاصر ایران با اطمینان حرف میزنید، حتی فرق پلههای خانه مصدق و پلههای مجلس شورای ملی را هم نمیدانید؟مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی کسی با پیشفرض و دشمنی سیاسی سراغ تاریخ میرود، حتی یک تصویر ساده هم قربانی همان غرضورزی میشود. اول نتیجه را انتخاب میکنید، بعد دنبال تصویر و روایت میگردید تا آن را به زور به نتیجه مورد علاقهتان بچسبانید.کاش قبل از اینکه مصدق و تاریخ ایران دستمایه نگاههای سخیف شما به ایران شود، حداقل کمی آرشیو و عکسهای تاریخی را بشناسی. اگر هم قرار است فقط نقش پیادهنظام رسانهای سلطنتطلبان را بازی کنی، شاید بهتر باشد همان وسط گاراژ، روغن گاری ماشین رضا پهلوی را خالی کنی؛ دستکم آنجا دیگر پلههای مجلس را با خانه مصدق اشتباه نمیگیری!تاریخ با دشمنی و علاقه شخصی تغییر نمیکند؛ با سند و دقت باید سراغش رفت.@mohamnadmosaddegh
🔴 گفتگوی آنلاین درباره کودتای ۲۸ مرداد🗣 با حضور فرید مرجاییفعال سیاسی و تحلیلگر تاریخ معاصر💬 گفتگو دربارهی کودتای ۲۸ مرداد، زمینههای تاریخی و سیاسی آن و پیامدهایش در تاریخ معاصر ایران🗓 تاریخ: جمعه ۲۱ آگوست ۲۰۲۶🕖 ساعت ۱۹:۰۰ به وقت اروپای مرکزی ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران💻 لینک جلسه آنلاین:teams.microsoft.com/meet/367351710905887?…
🔻 در انتظار بازگشت شاهدر همین حال، محمدرضاشاه و ملکه ثریا در رم منتظر بازگشت به ایران بودند.شاه پس از شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد از کشور گریخته بود، اما اکنون با موفقیت عملیات دوم، راه بازگشت او هموار شده بود.بازگشت شاه دیگر بازگشت پادشاهی نبود که چند روز پیش از کشور گریخته بود؛ او قرار بود به کشوری بازگردد که دولت منتخب و مجلس آن سقوط کرده و مخالفان سیاسیاش تحت تعقیب قرار گرفته بودند.📌 ۳۰ مرداد ۱۳۳۲، بنابراین تنها یک روز از تقویم پس از کودتا نیست؛ روزی است که کودتا از مرحله نظامی وارد مرحله سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی شد.در این روز، احزاب سرکوب شدند، مطبوعات ملی به آتش کشیده شدند، شخصیتهای سیاسی بازداشت شدند و دستگاه نظامی و اداری کشور در اختیار حکومت جدید قرار گرفت.اما هنوز یک اتفاق مهم باقی مانده بود:بازگشت شاه.فردا، ۳۱ مرداد، محمدرضاشاه به ایران بازخواهد گشت؛ شاهی که پس از شکست کودتای نخست از کشور گریخته بود و اکنون بر شانههای ارتش و با پشتوانه کودتای ۲۸ مرداد به تهران بازمیگردد.📚 منابع:روزنامههای اطلاعات، کیهان، باختر امروز، شورش، کشور، شهباز، حاجیبابا و بسوی آینده، مرداد ۱۳۳۲محمدعلی موحد، خواب آشفته نفتیرواند آبراهامیان، کودتااسناد و گزارشهای مربوط به وقایع ۲۸ مرداد و روزهای پس از آن📍 @MohammadMosaddegh