تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در…
انتشار: 2026/08/21 20:22 UTCدریافت: 2026/08/21 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 23:50 UTC
تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در روایت رسمی جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد نشان بدهد؛ اما برای اثبات این تناقض، خودش مرتکب تناقض بزرگتری میشود: روایت تاریخ را نه بر اساس مجموعه اسناد و واقعیتهای تاریخی، بلکه بر اساس اینکه کدام بخش از تاریخ به کار امروز او میآید، انتخاب میکند.اول یک نکته را روشن کنیم. اینکه آیتالله کاشانی در ماههای پایانی دولت مصدق با او بهشدت اختلاف پیدا کرد، علیه مصدق موضع گرفت، رفراندوم را تحریم کرد و از زاهدی حمایت کرد، موضوعی تاریخی و قابل بررسی است. اینکه کاشانی بعد از ۲۸ مرداد نیز کودتا را آنگونه که امروز بسیاری از پژوهشگران درباره نقش آمریکا و بریتانیا در آن صحبت میکنند، تفسیر نمیکرد، نیز قابل انکار نیست.اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که پس روایت جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد «متناقض و لاینحل» است و چون کاشانی کودتا را به معنای امروزی آن قبول نداشت، بنابراین دخالت خارجی در سرنگونی مصدق هم بیاهمیت یا حاشیهای بوده است.این دقیقاً همان جایی است که تدینی تاریخ را به یک بازی سیاسی تبدیل میکند.برای فهم ۲۸ مرداد باید چند موضوع را همزمان دید: اختلافات عمیق سیاسی داخلی، مخالفان مصدق، نقش دربار، فعالیت شبکههای نظامی و سیاسی، نقش آمریکا و بریتانیا، عملیات سازمانیافته برای سرنگونی دولت، وضعیت ارتش و خیابان.اینکه یکی از این عوامل را حذف کنیم تا عامل دیگری برجستهتر شود، اسمش پژوهش تاریخی نیست؛ اسمش انتخاب تاریخ مطابق نیاز سیاسی امروز است.تدینی میگوید روایت رسمی جمهوری اسلامی فقط کاشانی را قبول دارد و بعد نتیجه میگیرد که چون کاشانی کودتا را قبول نداشته، روایت رسمی باید با خودش در تضاد باشد. اما سؤال سادهای که باید از او پرسید این است: اگر جمهوری اسلامی واقعاً روایت ۲۸ مرداد را از آیتالله کاشانی گرفته، چرا از همان روزهای اول انقلاب تا امروز، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره ۲۸ مرداد بارها بر نقش آمریکا و بریتانیا تأکید کرده است؟و مهمتر از آن، چرا باید برای فهم موضع جمهوری اسلامی در قبال ۲۸ مرداد، از کاشانی شروع کنیم، اما از رفتار حکومت پهلوی با خود مصدق و مسئله ۲۸ مرداد تقریباً عبور کنیم؟اینجاست که بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.تدینی از مردم میخواهد به روایت صداوسیما بدبین باشند، اما برای رد روایت صداوسیما، خودش همان روایت را به عنوان یک روایت رسمی و ثابت جمهوری اسلامی بازسازی میکند. چرا؟ چون میداند بخش بزرگی از مخاطبان امروز اساساً اعتماد و علاقهای به صداوسیما ندارند. بنابراین کافی است یک گزاره را با برچسب «روایت صداوسیما» معرفی کنید تا برای بخشی از مخاطب، پیشاپیش مشکوک و بیاعتبار شود.اما اگر قرار است درباره تاریخ حرف بزنیم، بهتر است یک سؤال سادهتر و بنیادیتر بپرسیم:اگر روایت تدینی درست است و مسئله ۲۸ مرداد اساساً یک منازعه داخلی بود و دخالت خارجی در آن نقش تعیینکنندهای نداشت، چرا حکومتی که تدینی از آن با چنین علاقهای یاد میکند، از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حتی اجازه نداد یک روایت مستقل و جدی از مصدق و ۲۸ مرداد در فضای عمومی کشور شکل بگیرد؟چرا نام مصدق عملاً از عرصه رسمی حذف شد؟چرا مطبوعات و رسانههای آن دوره اجازه نداشتند درباره عملکرد دولت مصدق، ملی شدن نفت و نحوه سقوط او آزادانه بحث کنند؟چرا هر سال در سالگرد ۲۸ مرداد، بخش مهمی از فضای مطبوعاتی کشور به تبریک به شاه و دربار و ستایش «قیام ملی» اختصاص پیدا میکرد؛ در حالی که همین روایت، الزاماً بازتابدهنده نگاه و حافظه عمومی جامعه ایران نبود؟اگر ۲۸ مرداد صرفاً یک پیروزی داخلی علیه «دیکتاتوری مصدق» بود، چرا حکومت پهلوی اینقدر از باز شدن دوباره پرونده مصدق میترسید؟چرا اجازه نداد این پرسش در فضای عمومی مطرح شود که اصلاً مصدق چه کرده بود، مخالفانش چه کرده بودند، نقش دربار چه بود و آمریکا و بریتانیا چه نقشی داشتند؟قسمت اول

