٢٨ مرداد؛ چه گذشت و چرا؟با حضور:دکتر محمدمهدی مرادی خلجدکتر ابراهیم عباسیکارشناس مجری:حسین امینیدوش…
انتشار: 2026/08/21 15:05 UTCدریافت: 2026/08/21 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 23:50 UTC
پستهای تلگرام — مصدق به روايت تاريخ و اسناد
قسمت دومتدینی از این گزاره استفاده میکند که شاه مخالف کودتا بود و صرفاً از برکناری قانونی مصدق حمایت میکرد. بسیار خوب؛ این موضوع خودش نیازمند بحث تاریخی دقیق است، نه یک جمله قطعی. رابطه شاه با مصدق، فرمانهای ۲۵ مرداد، فرار شاه، نقش زاهدی، شبکه نظامی و سیاسی کودتا و وقایع ۲۸ مرداد، مجموعهای پیچیدهتر از این است که بتوان با یک جمله «شاه مخالف کودتا بود» پرونده را بست.در روایت تدینی، یک طرف مصدق است و طرف دیگر مخالفان داخلی او؛ خارجیها هم نهایتاً نقش فرعی دارند. بعد چون کاشانی با مصدق مخالف بوده، این مخالفت تبدیل میشود به کلید فهم سقوط دولت ملی.اما اگر اختلافات داخلی بهتنهایی برای سقوط مصدق کافی بود، باید توضیح داد عملیات سازمانیافته خارجی، شبکههای ارتباطی، نقش مأموران آمریکایی و بریتانیایی، پول و سازماندهی نیروهای خیابانی، ارتباط با عناصر نظامی و مجموعه اقداماتی که برای سرنگونی دولت انجام شد، دقیقاً در کجای این داستان قرار میگیرند؟اگر قرار است پهلوی را از تاریخ تبرئه کنیم، دیگر بهتر است این کار را صریح انجام دهیم و پشت «نقد روایت رسمی جمهوری اسلامی» یا محکوم کردن مصدق و جریان ملی پنهان نشویم.چون اتفاقاً پرسش تاریخی بسیار سادهای وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آن لازم است:چرا از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، حکومتی که تدینی امروز با این جدیت در برابر روایتهای جمهوری اسلامی از آن دفاع میکند، اجازه نداد مصدق و ۲۸ مرداد تبدیل به موضوع یک بحث آزاد تاریخی در جامعه ایران شوند؟اگر روایت رسمی پهلوی از ۲۸ مرداد آنقدر محکم و قابل دفاع بود، از چه چیزی میترسید؟از یک تاریخنگاری مستقل؟از انتشار خاطرات مصدق؟از بحث درباره کودتا؟یا از اینکه جامعه ایرانی خودش درباره ۲۸ مرداد قضاوت کند؟شاید بد نباشد تدینی به جای اینکه بپرسد «چرا جمهوری اسلامی روایت کاشانی را نادیده گرفته؟»، یک بار هم از خودش بپرسد:چرا حکومتی که خودش آن را میپسندد، بیستوپنج سال اجازه نداد مردم ایران آزادانه درباره مصدق و ۲۸ مرداد حرف بزنند؟@mohammadmosaddegh
تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در روایت رسمی جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد نشان بدهد؛ اما برای اثبات این تناقض، خودش مرتکب تناقض بزرگتری میشود: روایت تاریخ را نه بر اساس مجموعه اسناد و واقعیتهای تاریخی، بلکه بر اساس اینکه کدام بخش از تاریخ به کار امروز او میآید، انتخاب میکند.اول یک نکته را روشن کنیم. اینکه آیتالله کاشانی در ماههای پایانی دولت مصدق با او بهشدت اختلاف پیدا کرد، علیه مصدق موضع گرفت، رفراندوم را تحریم کرد و از زاهدی حمایت کرد، موضوعی تاریخی و قابل بررسی است. اینکه کاشانی بعد از ۲۸ مرداد نیز کودتا را آنگونه که امروز بسیاری از پژوهشگران درباره نقش آمریکا و بریتانیا در آن صحبت میکنند، تفسیر نمیکرد، نیز قابل انکار نیست.اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که پس روایت جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد «متناقض و لاینحل» است و چون کاشانی کودتا را به معنای امروزی آن قبول نداشت، بنابراین دخالت خارجی در سرنگونی مصدق هم بیاهمیت یا حاشیهای بوده است.این دقیقاً همان جایی است که تدینی تاریخ را به یک بازی سیاسی تبدیل میکند.برای فهم ۲۸ مرداد باید چند موضوع را همزمان دید: اختلافات عمیق سیاسی داخلی، مخالفان مصدق، نقش دربار، فعالیت شبکههای نظامی و سیاسی، نقش آمریکا و بریتانیا، عملیات سازمانیافته برای سرنگونی دولت، وضعیت ارتش و خیابان.اینکه یکی از این عوامل را حذف کنیم تا عامل دیگری برجستهتر شود، اسمش پژوهش تاریخی نیست؛ اسمش انتخاب تاریخ مطابق نیاز سیاسی امروز است.تدینی میگوید روایت رسمی جمهوری اسلامی فقط کاشانی را قبول دارد و بعد نتیجه میگیرد که چون کاشانی کودتا را قبول نداشته، روایت رسمی باید با خودش در تضاد باشد. اما سؤال سادهای که باید از او پرسید این است: اگر جمهوری اسلامی واقعاً روایت ۲۸ مرداد را از آیتالله کاشانی گرفته، چرا از همان روزهای اول انقلاب تا امروز، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره ۲۸ مرداد بارها بر نقش آمریکا و بریتانیا تأکید کرده است؟و مهمتر از آن، چرا باید برای فهم موضع جمهوری اسلامی در قبال ۲۸ مرداد، از کاشانی شروع کنیم، اما از رفتار حکومت پهلوی با خود مصدق و مسئله ۲۸ مرداد تقریباً عبور کنیم؟اینجاست که بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.تدینی از مردم میخواهد به روایت صداوسیما بدبین باشند، اما برای رد روایت صداوسیما، خودش همان روایت را به عنوان یک روایت رسمی و ثابت جمهوری اسلامی بازسازی میکند. چرا؟ چون میداند بخش بزرگی از مخاطبان امروز اساساً اعتماد و علاقهای به صداوسیما ندارند. بنابراین کافی است یک گزاره را با برچسب «روایت صداوسیما» معرفی کنید تا برای بخشی از مخاطب، پیشاپیش مشکوک و بیاعتبار شود.اما اگر قرار است درباره تاریخ حرف بزنیم، بهتر است یک سؤال سادهتر و بنیادیتر بپرسیم:اگر روایت تدینی درست است و مسئله ۲۸ مرداد اساساً یک منازعه داخلی بود و دخالت خارجی در آن نقش تعیینکنندهای نداشت، چرا حکومتی که تدینی از آن با چنین علاقهای یاد میکند، از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حتی اجازه نداد یک روایت مستقل و جدی از مصدق و ۲۸ مرداد در فضای عمومی کشور شکل بگیرد؟چرا نام مصدق عملاً از عرصه رسمی حذف شد؟چرا مطبوعات و رسانههای آن دوره اجازه نداشتند درباره عملکرد دولت مصدق، ملی شدن نفت و نحوه سقوط او آزادانه بحث کنند؟چرا هر سال در سالگرد ۲۸ مرداد، بخش مهمی از فضای مطبوعاتی کشور به تبریک به شاه و دربار و ستایش «قیام ملی» اختصاص پیدا میکرد؛ در حالی که همین روایت، الزاماً بازتابدهنده نگاه و حافظه عمومی جامعه ایران نبود؟اگر ۲۸ مرداد صرفاً یک پیروزی داخلی علیه «دیکتاتوری مصدق» بود، چرا حکومت پهلوی اینقدر از باز شدن دوباره پرونده مصدق میترسید؟چرا اجازه نداد این پرسش در فضای عمومی مطرح شود که اصلاً مصدق چه کرده بود، مخالفانش چه کرده بودند، نقش دربار چه بود و آمریکا و بریتانیا چه نقشی داشتند؟قسمت اول
پلههای تاریخ را هم نمیشناسی، بعد تحلیل تاریخی میکنی؟تدینی در کلیپی که منتشر کرده، با اطمینان مثالزدنی مدعی شده که آیتالله کاشانی و چند شخصیت سیاسی دیگر را در حال بازدید از خانه بهاصطلاح «ویرانشده» دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد میبینیم؛ در حالی که تصویر مربوط به پلههای مجلس شورای ملی است، نه خانه دکتر مصدق!واقعاً آدم نمیداند به این میزان از نادانی و کمسوادی بخندد یا برای سطح تحلیل تاریخیاش تأسف بخورد. شما که اینهمه درباره مصدق و تاریخ معاصر ایران با اطمینان حرف میزنید، حتی فرق پلههای خانه مصدق و پلههای مجلس شورای ملی را هم نمیدانید؟مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی کسی با پیشفرض و دشمنی سیاسی سراغ تاریخ میرود، حتی یک تصویر ساده هم قربانی همان غرضورزی میشود. اول نتیجه را انتخاب میکنید، بعد دنبال تصویر و روایت میگردید تا آن را به زور به نتیجه مورد علاقهتان بچسبانید.کاش قبل از اینکه مصدق و تاریخ ایران دستمایه نگاههای سخیف شما به ایران شود، حداقل کمی آرشیو و عکسهای تاریخی را بشناسی. اگر هم قرار است فقط نقش پیادهنظام رسانهای سلطنتطلبان را بازی کنی، شاید بهتر باشد همان وسط گاراژ، روغن گاری ماشین رضا پهلوی را خالی کنی؛ دستکم آنجا دیگر پلههای مجلس را با خانه مصدق اشتباه نمیگیری!تاریخ با دشمنی و علاقه شخصی تغییر نمیکند؛ با سند و دقت باید سراغش رفت.@mohamnadmosaddegh
🔴 گفتگوی آنلاین درباره کودتای ۲۸ مرداد🗣 با حضور فرید مرجاییفعال سیاسی و تحلیلگر تاریخ معاصر💬 گفتگو دربارهی کودتای ۲۸ مرداد، زمینههای تاریخی و سیاسی آن و پیامدهایش در تاریخ معاصر ایران🗓 تاریخ: جمعه ۲۱ آگوست ۲۰۲۶🕖 ساعت ۱۹:۰۰ به وقت اروپای مرکزی ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران💻 لینک جلسه آنلاین:teams.microsoft.com/meet/367351710905887?…
🔻 در انتظار بازگشت شاهدر همین حال، محمدرضاشاه و ملکه ثریا در رم منتظر بازگشت به ایران بودند.شاه پس از شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد از کشور گریخته بود، اما اکنون با موفقیت عملیات دوم، راه بازگشت او هموار شده بود.بازگشت شاه دیگر بازگشت پادشاهی نبود که چند روز پیش از کشور گریخته بود؛ او قرار بود به کشوری بازگردد که دولت منتخب و مجلس آن سقوط کرده و مخالفان سیاسیاش تحت تعقیب قرار گرفته بودند.📌 ۳۰ مرداد ۱۳۳۲، بنابراین تنها یک روز از تقویم پس از کودتا نیست؛ روزی است که کودتا از مرحله نظامی وارد مرحله سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی شد.در این روز، احزاب سرکوب شدند، مطبوعات ملی به آتش کشیده شدند، شخصیتهای سیاسی بازداشت شدند و دستگاه نظامی و اداری کشور در اختیار حکومت جدید قرار گرفت.اما هنوز یک اتفاق مهم باقی مانده بود:بازگشت شاه.فردا، ۳۱ مرداد، محمدرضاشاه به ایران بازخواهد گشت؛ شاهی که پس از شکست کودتای نخست از کشور گریخته بود و اکنون بر شانههای ارتش و با پشتوانه کودتای ۲۸ مرداد به تهران بازمیگردد.📚 منابع:روزنامههای اطلاعات، کیهان، باختر امروز، شورش، کشور، شهباز، حاجیبابا و بسوی آینده، مرداد ۱۳۳۲محمدعلی موحد، خواب آشفته نفتیرواند آبراهامیان، کودتااسناد و گزارشهای مربوط به وقایع ۲۸ مرداد و روزهای پس از آن📍 @MohammadMosaddegh
📅 روزشمار ۳۰ مرداد ۱۳۳۲📍 ۲ روز پس از کودتا📰 تثبیت کودتا؛ آغاز سرکوب گسترده نیروهای ملیدو روز از کودتای ۲۸ مرداد گذشته است. تهران هنوز از التهاب و خشونت روزهای گذشته بیرون نیامده و دولت فضلالله زاهدی در حال تثبیت قدرت خود است. نیروهای نظامی و انتظامی در نقاط مختلف شهر مستقرند و حکومت تازه، همزمان با تعقیب اعضای دولت مصدق، پاکسازی سیاسی و رسانهای را نیز آغاز کرده است.۲۸ مرداد دولت ملی را سرنگون کرد؛ اما ۳۰ مرداد نشان میدهد که هدف کودتا صرفاً تغییر نخستوزیر نیست. اکنون نوبت از میان برداشتن شبکه سیاسی، مطبوعاتی و اجتماعیای است که میتواند در برابر نظم جدید مقاومت کند.🔻 حمله به احزاب و دفاتر سیاسیدر ادامه حملات روزهای گذشته، دفاتر شماری از احزاب و تشکلهای مخالف کودتا مورد هجوم قرار گرفتند. دفتر حزب نیروی سوم به رهبری خلیل ملکی و دفتر حزب پانایرانیست نیز از جمله مکانهایی بودند که هدف حمله قرار گرفتند.این حملات فقط برخورد با چند دفتر حزبی نبود. با از میان رفتن تشکلهای سیاسی، امکان سازمانیابی مخالفان حکومت جدید نیز بهشدت محدود میشد.🔻 آتشزدن و تخریب مطبوعات ملیمطبوعات از نخستین قربانیان روزهای پس از کودتا بودند.دفاتر روزنامههای باختر امروز، کشور، شورش، حاجیبابا، شهباز و بسوی آینده مورد حمله قرار گرفتند و برخی از آنها به آتش کشیده شدند.روزنامه باختر امروز به مدیریت دکتر حسین فاطمی، یکی از مهمترین ارگانهای نهضت ملی بود و شورش نیز با مدیریت امیرمختار کریمپور شیرازی از نشریات پرنفوذ مخالف دربار محسوب میشد.با این حملات، بخش مهمی از مطبوعات منتقد دولت جدید عملاً از فعالیت بازماندند.از اینجا به بعد، کودتا فقط در خیابانها ادامه نداشت؛ جنگ بر سر روایت کودتا نیز آغاز شده بود.🔻 ادارات دولتی زیر کنترل نیروهای نظامیهمزمان با سرکوب سیاسی، نیروهای کودتا کنترل بخشهایی از دستگاه اداری و مراکز دولتی را در دست گرفتند.ارتش و شهربانی که در روز ۲۸ مرداد نقش تعیینکنندهای در سقوط دولت مصدق داشتند، اکنون ستون اصلی حکومت زاهدی بودند.دولت جدید باید پیش از هر چیز اطمینان پیدا میکرد که هیچ مرکز قدرت مستقلی در برابر آن باقی نمانده است.🔻 تلفات سنگین کودتابر اساس گزارش پزشکی قانونی که در مطبوعات منتشر شد، تا این زمان ۳۹ نفر کشته و بیش از ۲۵۰ نفر زخمی شده بودند.این ارقام، تنها بخشی از هزینه انسانی وقایع روزهای کودتا را نشان میداد؛ روزهایی که خیابانهای تهران شاهد درگیری میان نیروهای نظامی، گروههای سازمانیافته و مخالفان دولت بود.در چنین فضایی، کنترل شهر برای حکومت تازه نهتنها یک ضرورت امنیتی، بلکه مقدمه تثبیت قدرت سیاسی بود.🔻 خانه مصدق نیز در امان نماندخانه دکتر مصدق که در جریان حمله ۲۸ مرداد هدف هجوم قرار گرفته بود، غارت و تخریب شد.محل اقامت نخستوزیر ساقطشده، که چند روز قبل مرکز تصمیمگیری دولت ایران بود، اکنون به نمادی از شکست دولت ملی تبدیل شده بود.اما مصدق هنوز دستگیر نشده بود و همین موضوع، یکی از مهمترین دغدغههای حکومت جدید به شمار میرفت.🔻 آغاز موج بازداشت رهبران نهضت ملیدر روزهای پس از کودتا، بازداشت چهرههای سیاسی و دولتی گسترش یافت.از جمله بازداشتشدگان میتوان به دکتر محمدتقی ریاحی، دکتر علی شایگان، دکتر کریم سنجابی، داریوش فروهر، دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر مهدی آذر، دکتر احمد زیرکزاده، دکتر کاظم حسیبی، محمود نریمان، دکتر محمدعلی کشاورز صدر، سیدباقر کاظمی، عبدالله معظمی، جهانگیر حقشناس و محمدحسن شمشیری اشاره کرد.بسیاری از این افراد از چهرههای اصلی جبهه ملی و دولت مصدق بودند.بازداشت آنان نشان میداد که حکومت جدید در پی آن است که نهتنها دولت ساقطشده، بلکه شبکه سیاسی و اجتماعی پیرامون آن را نیز از صحنه خارج کند.🔻 کودتا از خیابان به زندان منتقل میشوداگر ۲۸ مرداد روز تصرف خیابانها و مراکز قدرت بود، ۳۰ مرداد را میتوان آغاز مرحلهای دانست که در آن مخالفان کودتا یکی پس از دیگری روانه زندان شدند.مصدق، فاطمی و بسیاری از نزدیکان آنان هنوز آزاد بودند، اما حلقه محاصره هر ساعت تنگتر میشد.در روزهای آینده، دادگاهها، بازجوییها و محاکمههای سیاسی جای تظاهرات و درگیریهای خیابانی را خواهند گرفت.

