جنبش یا اعتراض؟ از جامعه جنبشی تا جامعه اعتراضی 2/2🔹 فقدان سیاست مشخص برای مدیریت اعتراضات نیز بحرا…
انتشار: 2026/08/10 06:54 UTCدریافت: 2026/08/11 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 08:15 UTC
جنبش یا اعتراض؟ از جامعه جنبشی تا جامعه اعتراضی 2/2🔹 فقدان سیاست مشخص برای مدیریت اعتراضات نیز بحران را تشدید میکند. اگر حکومت تنها ابزار خود را سرکوب و بازداشت بداند، حادثهای محدود میتواند به بحرانی گسترده تبدیل شود. در نظامهای باثباتتر، حق اعتراض به رسمیت شناخته شده و پلیس و نهادهای عمومی برای مواجهه غیرخشونتآمیز با آن آموزش دیدهاند.🔹 سیاست ستیزشی منحصر به ایران نیست. کشورهایی مانند ترکیه، مکزیک، کلمبیا، آرژانتین، برزیل، فیلیپین و حتی کره جنوبی نیز در دورههایی با قطبیشدن شدید، خشونت سیاسی و تقابل دائمی میان برندگان و بازندگان روبهرو بودهاند.🔹 در برخی کشورها، خروج از این وضعیت با «اجماع نخبگان» ممکن شده است. احزاب و نیروهای سیاسی توافق کردهاند قواعد مشترکی برای رقابت تعیین کنند، خشونت را کاهش دهند و منافع خود را در چهارچوب همان قواعد دنبال کنند.🔹 مسیر دیگر، توسعه اقتصادی و اجتماعی بوده است. افزایش رفاه، گسترش طبقه متوسط، آموزش عالی، شهرنشینی و حضور بیشتر زنان در سیاست میتواند میل به خشونت را کاهش دهد و مطالبه مشارکت سازمانیافته و مسالمتآمیز را تقویت کند.🔹 مسئله ایران این است که حکومت همچنان از جامعه سازمانیافتهتر و قدرتمندتر است. در چنین شرایطی، شکلگیری جنبشهای فراگیر و مستمر دشوار میشود و اعتراضات بیشتر بهصورت موجهایی ناگهانی ظاهر میشوند و سپس فروکش میکنند.🔹 معترضان زخمخورده ممکن است در لحظهای تاریخی یکدیگر را پیدا کنند و بر سر نفی وضع موجود به توافق برسند؛ اما چون پیشتر تشکل، آموزش سیاسی و سازوکار حل اختلاف نداشتهاند، توافق بر سر نظم جایگزین بسیار دشوار خواهد بود.🔹 تشخیص این تفاوت برای کنشگران سیاسی اهمیت عملی دارد. اگر جامعه را جنبشی و آماده سازمانیابی فرض کنند، راهبردی انتخاب میکنند که ممکن است با واقعیت اجتماعی سازگار نباشد. جامعه اعتراضی پیش از هر چیز به اعتمادسازی، آموزش، تشکلیابی و تمرین همکاری نیاز دارد.🔹 نسل جدید، بهویژه نسل Z، الزاماً به شیوههای سنتی حزب، انقلاب و رهبری متمرکز علاقه ندارد. شبکههای اجتماعی و شکلگیری «جامعه پلتفرمی» امکان کنشهای سریع، غیرمتمرکز و خلاقانه را فراهم کردهاند؛ هرچند همین ویژگی میتواند مانع استمرار و سازمانیابی نیز بشود.🔹 افزایش شهرنشینی، تحصیلات و گسترش طبقه متوسط نیز شیوه اعتراض را تغییر داده است. مبارزه مسلحانه جذابیت گذشته را از دست داده و شکلهای مدنی، شبکهای و کمخشونتتر اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.🔹 بااینحال، ابزارهای تازه بهتنهایی جامعه اعتراضی را به جامعه جنبشی تبدیل نمیکنند. شبکه اجتماعی میتواند افراد را در مدت کوتاهی گرد هم آورد، اما جای تشکیلات، برنامه ایجابی، رهبری پاسخگو و سازوکار حل اختلاف را نمیگیرد.🔹 جانمایه بحث این است که ایران با انبوهی از نارضایتیهای واقعی و اعتراضات تکرارشونده مواجه است، اما این اعتراضات هنوز الزاماً به جنبشهایی پایدار تبدیل نشدهاند. سیاست همچنان بیش از اندازه بر نفی، ستیز و حذف استوار است و مصالحه و کار جمعی جایگاه ضعیفی دارد.🔹 خروج از این وضعیت تنها با خاموشکردن اعتراضات ممکن نیست. جامعه برای تبدیل نارضایتی پراکنده به قدرتی سازنده، به تشکلهای مستقل، هویتهای جمعی، آموزش سیاسی و برنامهای روشن برای آینده نیاز دارد؛ حکومت نیز باید معترضان را به رسمیت بشناسد و رقابت، مذاکره و اعتراض مسالمتآمیز را بخشی طبیعی از سیاست بداند.🎙 جنبش یا اعتراض؟ از جامعه جنبشی تا جامعه اعتراضی📺 کانال «سیاست و دیپلماسی»✅@mellimazzhabi


