جنبش یا اعتراض؟ از جامعه جنبشی تا جامعه اعتراضی 1/2آیا جامعه ایران همواره در حال جنبش است یا فقط هر…
انتشار: 2026/08/10 06:54 UTCدریافت: 2026/08/11 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 08:15 UTC
جنبش یا اعتراض؟ از جامعه جنبشی تا جامعه اعتراضی 1/2آیا جامعه ایران همواره در حال جنبش است یا فقط هر چند سال یکبار، در واکنش به حادثهای مشخص، وارد دورهای از اعتراض میشود؟ تفاوت این دو فقط در واژهها نیست؛ پاسخ به این پرسش میتواند نوع تحلیل ما از اعتراضات و حتی راهبرد نیروهای سیاسی را تغییر دهد.🔹 در جامعهشناسی سیاسی، «اعتراض» و «جنبش» یکسان نیستند. اعتراض ممکن است ناگهانی، کوتاهمدت و بدون سازماندهی قبلی شکل بگیرد؛ اما جنبش اجتماعی معمولاً دارای استمرار، تشکیلات، هویت جمعی، آموزش سیاسی و توانایی بسیج نیروهاست.🔹 جامعه اعتراضی از مجموعهای از افراد ناراضی تشکیل میشود که ممکن است در پی یک حادثه یکدیگر را در خیابان یا فضای مجازی پیدا کنند، اما پیش از آن لزوماً ارتباط سازمانیافتهای با یکدیگر نداشتهاند.🔹 در چنین جامعهای، معترضان معمولاً درباره آنچه نمیخواهند توافق بیشتری دارند تا آنچه میخواهند. مخالفت با حکومت، سرکوب، فساد یا وضع موجود میتواند آنان را موقتاً کنار هم قرار دهد؛ اما هنگام تعیین جایگزین، اختلافها آشکار میشود.🔹 به همین دلیل، سقوط یک حکومت الزاماً به شکلگیری نظمی دموکراتیک منجر نمیشود. تجربه مصر و تونس پس از بهار عربی نشان داد نیروهایی که در نفی نظم موجود متحد بودند، پس از کناررفتن حاکمان نتوانستند درباره ساختار سیاسی آینده به توافقی پایدار برسند.🔹 جنبش، برخلاف اعتراض مقطعی، نیازمند تداوم است. جنبشهای محیطزیستی و ضدسلاح هستهای در اروپا سالها فعالیت کردند، اعضای خود را آموزش دادند، هویت مشترک ساختند و بعضاً به احزاب سیاسی مانند سبزها تبدیل شدند.🔹 از این منظر، جامعه ایران در دهههای اخیر بیش از آنکه «جامعهای جنبشی» باشد، «جامعهای اعتراضی» بوده است. ایران جنبشهای دانشجویی، زنان و کارگری داشته، اما بسیاری از آنها نتوانستهاند به سازمانهایی ماندگار و برخوردار از توان بسیج مستمر تبدیل شوند.🔹 یکی از دلایل اصلی، ممانعت حکومت از تشکلیابی مستقل است. حکومتهای اقتدارگرا میدانند که اعتراض پراکنده را آسانتر از یک جنبش سازمانیافته میتوان مهار کرد؛ ازاینرو احزاب، اتحادیهها، انجمنهای مدنی و شبکههای مستقل را محدود میکنند.🔹 این حکومتها گاهی در اوج اعتراضات عقبنشینیهای محدودی انجام میدهند، امتیازی موقت میدهند یا از شدت فشار میکاهند؛ اما پس از آرامشدن فضا دوباره کنترل را به دست میگیرند. از این الگو با عنوان «اقتدارگرایی تابآور» یاد میشود.🔹 عامل دیگر، ضعف «عاملیت سیاسی» است؛ یعنی باور افراد به اینکه میتوانند با همکاری، سازماندهی و کنش مستمر، سرنوشت خود و محیط پیرامونشان را تغییر دهند.🔹 عاملیت سیاسی صرفاً به معنای خشمگینشدن یا حضور در خیابان نیست. فردی که خود را قربانی همیشگی تقدیر، توطئه یا قدرتی شکستناپذیر میبیند، ممکن است اعتراض کند، اما الزاماً وارد همکاری جمعی و بلندمدت نمیشود.🔹 در جوامع اعتراضی، رهبران شناختهشده و پاسخگو نیز کمتر شکل میگیرند. افراد غالباً بر اساس تشخیص شخصی عمل میکنند و سازوکاری برای تصمیمگیری جمعی، حل اختلاف یا مذاکره با طرف مقابل وجود ندارد.🔹 آصف بیات برای توضیح بخشی از این وضعیت در خاورمیانه از مفهوم «ناجنبش» استفاده میکند: کنشهای پراکنده و روزمره مردم عادی که بدون تشکیلات رسمی، در لحظاتی خاص به یکدیگر متصل میشوند و وضع موجود را به چالش میکشند.🔹 تفاوت مهمی میان «ناجنبش» و نظریه «سیاست ستیزشی» وجود دارد. مفهوم ناجنبش بیشتر به رفتار شهروندان عادی توجه میکند؛ درحالیکه سیاست ستیزشی، رفتار نخبگان، احزاب، حکومت و نیروهای سیاسی را نیز در بر میگیرد.🔹 در سیاست ستیزشی، رقابت سیاسی پایان مشخصی ندارد. برنده میکوشد بازنده را حذف کند و بازنده نیز بهجای پذیرفتن قواعد رقابت، در پی متوقفکردن برنده است. در نتیجه، هر انتخابات یا بحران به ادامه نبردی دائمی تبدیل میشود.🔹 یکی از نشانههای این وضعیت، تبدیلشدن مصالحه به ضد ارزش است. در فرهنگ سیاسی ستیزشی، «کوتاهنیامدن» فضیلت محسوب میشود و مذاکره، ائتلاف و عقبنشینی متقابل ممکن است با خیانت یا ضعف یکسان گرفته شود.🔹 این منطق فقط در میان مخالفان دیده نمیشود؛ حکومت نیز ممکن است پذیرش معترضان، گفتوگو یا اصلاح سیاستها را شکست تلقی کند. بهاینترتیب، هر دو طرف از مصالحه فاصله میگیرند و راهحلهای میانه از اعتبار میافتند.🔹 یکی دیگر از عوامل گسترش اعتراض، بهرسمیتنشناختن معترضان است. هنگامی که حکومت وجود نارضایتی را انکار میکند، معترضان را تحقیر میکند یا همه آنان را به عوامل خارجی نسبت میدهد، اعتراض به ابزاری برای اثبات حضور تبدیل میشود: «ما وجود داریم و باید صدایمان شنیده شود.»👇🏻✅@mellimazzhabi