از باقر خرازی تا پیمان مکه؛ تندروهای داخلی چگونه همسایگان ایران را نگران کردهاند؟ 1/2پیمان دفاعی م…
انتشار: 2026/08/09 08:04 UTCدریافت: 2026/08/09 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 10:05 UTC
از باقر خرازی تا پیمان مکه؛ تندروهای داخلی چگونه همسایگان ایران را نگران کردهاند؟ 1/2پیمان دفاعی میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی چه ارتباطی با سخنان تند باقر خرازی و مخالفان توافق و آتشبس در ایران دارد؟ در این تحلیل، این دو اتفاق ظاهراً جداگانه، نشانههای یک نگرانی مشترک در داخل و خارج از کشور دانسته میشوند: احتمال قدرتگرفتن نیروهایی که خواهان ادامه تنش، مقابله با مذاکره و تهدید کشورهای منطقهاند.🔹 در جریان جنگ اخیر، موقعیت جغرافیایی ایران دو اهرم مهم در اختیار کشور قرار داد: امکان مختلکردن عبور انرژی از تنگه هرمز و توانایی هدفگرفتن تأسیسات حیاتی کشورهای حاشیه خلیج فارس. همین عوامل، به باور گوینده، در ایجاد بازدارندگی و رسیدن به آتشبس مؤثر بودند.🔹 اما یک اهرم راهبردی اگر بیش از اندازه و بهصورت دائمی استفاده شود، ممکن است ارزش خود را از دست بدهد. طرحهایی مانند کنترل کامل تنگه هرمز، دریافت عوارض از کشتیها یا گسترش اختیارات ایران در این آبراه، دیگر کشورها را به سرمایهگذاری جدی روی مسیرهای جایگزین تشویق میکند.🔹 در چنین شرایطی، کشورهای صادرکننده نفت میکوشند با ایجاد خطوط لوله زمینی از مسیر عراق، سوریه و ترکیه به مدیترانه، وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند. هدف اصلی لزوماً تصرف یا خارجکردن تنگه از کنترل ایران نیست؛ بلکه کاهش ارزش راهبردی آن است.🔹 به بیان دیگر، اگر امکان صدور بخش بزرگی از نفت و گاز منطقه از راههای جایگزین فراهم شود، ایران همچنان در کنار تنگه هرمز قرار خواهد داشت، اما دیگر نمیتواند با تهدید این آبراه تأثیری مشابه گذشته بر اقتصاد جهانی بگذارد.🔹 در این تحلیل، اصرار بر «حاکمیت کامل ایران بر تنگه» با برخی ادعاهای حداکثری درباره دریای خزر مقایسه میشود. چنین شعارهایی ممکن است در ظاهر ملیگرایانه به نظر برسند، اما میتوانند فضای تصمیمگیری را برای حکومت دشوار و هرگونه مصالحه را به اقدامی پرهزینه تبدیل کنند.🔹 عامل نگرانکننده دیگر، تهدید مکرر زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس است. هدفگرفتن پایگاهی که از آن به ایران حمله شده، با تهدید پالایشگاهها، تأسیسات نفتی، نیروگاهها و آبشیرینکنهای کشورهای همسایه یکسان نیست.🔹 تهدید این زیرساختها در جریان جنگ، نقشی بازدارنده داشت و کشورهای عربی را به فشار بر آمریکا برای پایاندادن به درگیری واداشت؛ اما تبدیلکردن این تهدید موقت به سیاستی دائمی، میتواند همان کشورها را به تشکیل ائتلافی علیه ایران سوق دهد.🔹 از این منظر، «پیمان مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان پاسخی به همین نگرانی است. مهمترین اصل پیمان این است که حمله به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه تلقی میشود و دیگر اعضا موظفاند از کشور هدف حمایت کنند.🔹 این پیمان در شرایط عادی الزاماً علیه ایران نیست. اگر توافق سیاسی اجرا شود، تنشها کاهش یابد و ایران در چارچوب یک نظم منطقهای قابلپیشبینی عمل کند، پیمان مکه تهدید مستقیمی برای ایران نخواهد بود و حتی ممکن است در آینده زمینهای برای همکاری گستردهتر منطقهای فراهم کند.🔹 اما اگر توافق شکست بخورد، جنگ از سر گرفته شود و ایران دوباره زیرساختهای عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس را تهدید کند، پیمان عملاً به سازوکاری برای مقابله جمعی با ایران تبدیل خواهد شد.🔹 عربستان بهتنهایی در برابر ایران احساس آسیبپذیری میکند؛ اما برخورداری از حمایت ترکیه با ارتشی بزرگ و عضویت در ناتو و پاکستان با ارتش قدرتمند و سلاح هستهای، میتواند احساس امنیت بیشتری برای ریاض ایجاد کند.🔹 پیمان مکه درعینحال تنها ناظر به ایران نیست. ترکیه، پاکستان و عربستان از گسترش نفوذ راست افراطی اسرائیل و تبدیلشدن ایران به حوزه نفوذ تلآویو نیز نگراناند.🔹 حمایت رضا پهلوی و متحدانش از همکاری راهبردی با اسرائیل و طرحهایی مانند «پیمان کوروش» در کنار «پیمان ابراهیم»، به باور گوینده، کشورهای منطقه را بهشدت نگران کرد. آنان بیم دارند تغییر حکومت در ایران، به استقرار دولتی وابسته به اسرائیل و گسترش نفوذ امنیتی تلآویو در همسایگیشان منجر شود.🔹 بنابراین پیمان مکه میتواند دو جهت داشته باشد: از یک سو مهار نیروهایی در جمهوری اسلامی که کشورهای عربی را به حمله تهدید میکنند و از سوی دیگر، جلوگیری از گسترش نفوذ اسرائیل از طریق پروژه تغییر حکومت در ایران.🔹 در داخل ایران نیز نیروهایی وجود دارند که با آتشبس، مذاکره و توافق مخالفاند؛ دولت پزشکیان را فاقد اعتبار میدانند، به قالیباف و شورای عالی امنیت ملی حمله میکنند و هرگونه تفاهم را «تسلیمنامه» میخوانند.👇🏻✅@mellimazzhabi


