کارل اشمیت در ایران؛ از مصدق و غربزدگی تا ولایت فقیه و شورای نگهبان 2/3🔹 انحلال مجلس از یک جهت با…
انتشار: 2026/08/08 10:08 UTCدریافت: 2026/08/09 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 10:05 UTC
کارل اشمیت در ایران؛ از مصدق و غربزدگی تا ولایت فقیه و شورای نگهبان 2/3🔹 انحلال مجلس از یک جهت با منطق «وضعیت استثنایی» سازگار بود؛ اما مصدق برای کسب مشروعیت به همهپرسی رجوع کرد. همین مسئله میان او و اقتدارگرایی صرف فاصله ایجاد میکند. او از قانون عادی عبور کرد، اما کوشید تصمیم خود را دوباره به اراده مردم و هنجارهای برآمده از مشروطه متصل کند.🔹 از این منظر، مسئله کودتای ۲۸ مرداد فقط میزان نقش آمریکا، بریتانیا، ارتش، دربار یا نیروهای خیابانی نیست. پرسش بنیادیتر این است که در بحران نظام مشروطه، چه کسی حق داشت وضعیت استثنایی اعلام کند و مردم چگونه میبایست در تصمیم نهایی مشارکت داده شوند؟🔹 مفهوم اشمیتی دیگر، تعریف سیاست بر پایه تمایز میان «دوست و دشمن» است. از نگاه اشمیت، امر سیاسی زمانی شکل میگیرد که یک جمع انسانی، هویت خود را در برابر دشمنی واقعی یا بالقوه تعریف کند.🔹 این مفهوم برای فهم زبان سیاسی ایران بسیار مهم است. گفتمانهای ضد استعماری، ضد امپریالیستی و غربزدگی، بخش مهمی از انرژی خود را صرف تعیین این مسئله کردهاند که «ما» چه کسانی هستیم و «دشمن» کیست.🔹 در گفتمان غربزدگی، فرد غربزده صرفاً کسی با سبک زندگی یا عقیدهای متفاوت نبود؛ بلکه اغلب بهعنوان بیمار، خائن، عامل استعمار، فراماسون یا دشمن ایران معرفی میشد. در اینجا اختلاف فکری به مرزبندی وجودی میان دوست و دشمن تبدیل میشد.🔹 از این زاویه، میتوان در اندیشه احمد فردید و جلال آلاحمد شباهتهایی با تصور اشمیت از سیاست مشاهده کرد. بااینحال، این شباهت ثابت نمیکند که آنان آثار اشمیت را خوانده یا مستقیماً از او تأثیر گرفتهاند.🔹 جواد طباطبایی نیز در برخی نوشتههای خود، تأکید علی شریعتی بر جنبش رادیکال و بیاعتمادی او به نهادهای سیاسی را نزدیک به نوعی منطق اشمیتی میداند. در این قرائت، «جنبش» بهعنوان نیروی تأسیسکننده، بر نهاد، قانون و سیاست روزمره تقدم پیدا میکند.🔹 این منطق را میتوان درباره انقلاب ۱۳۵۷ نیز به کار گرفت. پس از فروپاشی نظم پیشین، این پرسش مطرح شد که نیروی مؤسس نظام جدید چیست: مردم، انقلاب، رهبری انقلاب، اسلام، روحانیت یا ترکیبی از این عوامل؟🔹 ورود مستقیم و گسترده اشمیت به فضای فکری ایران عمدتاً از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد اتفاق افتاد. از آن زمان، ترجمه آثار او و پژوهشهای دانشگاهی درباره اندیشهاش افزایش یافت و بحثهایش از دانشگاه و مطبوعات به محافل حوزوی نیز راه پیدا کرد.🔹 لیلا چمنخواه دو جلد «الهیات سیاسی» را ترجمه کرد. «رمانتیسیسم سیاسی» با ترجمه سهیل صفاری و «مفهوم امر سیاسی» نیز با ترجمههای مختلف، از جمله ترجمه یاشار جیرانی و رسول نمازی، منتشر شد. صالح نجفی نیز از جمله مترجمان و نویسندگانی است که بهطور گسترده به اشمیت پرداخته است.🔹 نکته مهم این است که بسیاری از آثار اشمیت مستقیماً از زبان آلمانی ترجمه نشدهاند، بلکه از مسیر ترجمههای انگلیسی به فارسی رسیدهاند. بنابراین اشمیت پیش از ورود به ایران، ابتدا در فضای فکری بریتانیا و بهویژه آمریکا بازخوانی شده و سپس به زبان فارسی سفر کرده است.🔹 استقبال از اشمیت در ایران به یک جناح سیاسی محدود نبوده است. برخی نظریهپردازان نزدیک به حکومت، از الهیات سیاسی و وضعیت استثنایی برای توضیح یا دفاع از ولایت فقیه استفاده کردهاند. در مقابل، گروهی از روشنفکران چپ نیز به دلیل نقد اشمیت به لیبرالیسم و تصور بیطرفی قانون، به آثار او علاقه نشان دادهاند.🔹 مسئله شورای نگهبان نیز با استفاده از مفهوم «وضعیت استثنایی» قابل بررسی است. نظارت این شورا تنها به کنترل شرایط رسمی نامزدها، مانند سن یا تابعیت، محدود نمیشود؛ بلکه میتواند با تفسیر «صلاحیت»، برخی افراد را از حقوق سیاسی خود محروم کند.🔹 از این منظر، ردصلاحیتهایی مانند ردصلاحیت علی لاریجانی صرفاً اجرای مکانیکی یک قاعده حقوقی نیست، بلکه تصمیم نهادی است که میتواند دامنه اجرای قانون و مشارکت سیاسی را محدود کند. پرسش اشمیتی این است که مشروعیت چنین قدرتی از کجا میآید و چه کسی اختیار دارد آن را تغییر دهد یا کنار بگذارد؟🔹 امکان مداخله ولی فقیه از طریق حکم حکومتی، جایگاه حاکم نهایی را روشنتر میکند. در این ساختار، اقتدار نهایی تنها در قانون نوشتهشده قرار ندارد؛ بلکه در اختیار کسی است که در لحظه بحران میتواند درباره اجرای قانون یا تعلیق آن تصمیم بگیرد.🔹 اشمیت در عین حال منتقد جدی لیبرالیسم بود. او باور نداشت که سیاست را بتوان صرفاً با قانون بیطرف، مذاکره پارلمانی و قواعد عمومی اداره کرد. از نظر او، پشت ظاهر بیطرف قانون همواره تصمیمی سیاسی و اقتداری وجود دارد که در شرایط بحرانی آشکار میشود.👇🏻✅@mellimazzhabi