✍ عاقبت هماندیشی پشت درهای بسته❑ یکی از آفتهای بزرگ هر جامعه، وقتی رخ نماید که مسئولان برای تصمیم…
انتشار: 2026/07/24 10:43 UTCدریافت: 2026/08/15 02:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:26 UTC
✍ عاقبت هماندیشی پشت درهای بسته❑ یکی از آفتهای بزرگ هر جامعه، وقتی رخ نماید که مسئولان برای تصمیمگیری، در اتاقهای دربستهای دور هم مینشینند که هیچ صدای مخالفی در آن راه ندارد. آنها کمکم آنقدر در تایید کردن حرفهای یکدیگر غرق میشوند که تصویر خیالی خودشان را جایگزین زندگی واقعی مردم میکنند. فاصلهٔ میان این تصویر ذهنی و آنچه در کوچه و بازار میگذرد، روزبهروز بیشتر میشود، بیآنکه خودشان کوچکترین آگاهی از این شکاف داشته باشند.❑ در دل همین جمعهای به ظاهر صمیمی، هستند کسانی که در نهان میدانند به بیراهه رفتهاند، اما جرأت نمیکنند حرفشان را بزنند. میترسند اگر مخالفت کنند، از آن جمع گرم و همدل بیرون بیفتند یا مورد تمسخر قرار بگیرند. از این روست که سکوت میکنند و این سکوت را به اسم مصلحتاندیشی و دلسوزی، به خودشان و دیگران میباورنند. غافل از اینکه سکوت در برابر خطا، خود بزرگترین خیانت است.❑ نتیجهٔ این هماهنگیهای ساختگی، چیزی نیست جز دستهبندیهای واهی میان مردم. یک گروه ناگهان «خودی» میشوند و گروه دیگر «غیرخودی» یا حتی «مخل امنیت» و فراتر از آن، مخلّ «دیانت». اما مردم عادی این دستهبندیهای خودخواهانه را درک نمیکنند؛ چون همیشه در کنار هم زندگی کردهاند. این خطکشیها نه تنها برایشان باورپذیر نیست، که به چشمشان مضحک میآید و بیش از پیش شکاف میان حرف و عمل مسئولان را به ایشان مینمایاند.❑ مسئولان هم که میبینند حرفشان در دل مردم راه نمیبازد، به جای اینکه خودشان را نقد کنند، مردم را به نادانی متهم میکنند و دست به دامان فرهنگسازی اجباری میشوند. همه جا را پر میکنند از پیامهای تکراری و یکسویهٔ خودشان. اما هر چه فشار را بیشتر میکنند، مردم بیتفاوتتر میشوند و شکاف میان ادعا و واقعیت، عمیقتر از پیش میشود.❑ وقتی فرهنگسازی جواب نمیدهد، نوبت به قوانین سختگیرانه و برخوردهای شدید میرسد. اینجا طنز تلخ ماجرا خودش را نشان میدهد: خیلی از کسانی که این قوانین را وضع میکنند، در خانه و میان نزدیکان خودشان، کسانی را دارند که دقیقاً جزو همان گروه «غیرخودی» محسوب میشوند. اما ترس از اینکه جمع از هم بپاشد، آنقدر زیاد است که هیچکدام جرأت نمیکنند این تناقض را برملا کنند یا عقبنشینی کنند.❑ این روندِ خودویرانگر، سرانجام به جایی میرسد که حاضران در آن حلقهٔ بسته، خود را در ویرانههای اعتماد عمومی میبینند؛ جایی که دیگر هیچ بهانه و توجیهی نمیتواند جای خالی عقل سلیم و نقدهای دلسوزانهٔ به حاشیه رانده شده را پر کند. در این مرحله، عقل و خرد جای خود را به چاپلوسیِ خودخواهانه میدهد و گروهی از فرصتطلبان، نه تنها از نقد وضع موجود ابایی ندارند، بلکه در تخریب پایههای فکری برآورندگات و بزرگتران خود نیز دریغ نمیورزند.❑ سرنوشت هر جامعهای که در بنبست همفکریِ گریزان از نقد گرفتار میشود، همین است: کسانی که جایگاهشان را از مردم به عاریت گرفتهاند، راه پیشبرد اندیشه های خود و خروج از بن بست را در تشدید همان خطاهای عریان جستجو میکنند و در این گرداب خودفریبی، شهر و مردم شهر و تمام امیدهای مردم را با خود فرو میبرند.🌐 وژگوننوشت📺 @Mda_Vazvan

