هست صوفی صفاجو ابنِ وقتوقت را همچون پدر بگرفته سختهست صافی غرقِ عشقِ ذوالجلالابنِ کس نه، فارغ از او…
انتشار: 2026/07/29 15:31 UTCدریافت: 2026/08/12 10:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 10:40 UTC
هست صوفی صفاجو ابنِ وقتوقت را همچون پدر بگرفته سختهست صافی غرقِ عشقِ ذوالجلالابنِ کس نه، فارغ از اوقات و حالغرقهٔ نوری که او لَم یُولَد استلَم یَلِد لَم یُولد آن ایزد استرو چنین عشقی بجو گر زندهایورنه وقتِ مختلف را بندهایمنگر اندر نقشِ زشت و خوب خویشبنگر اندر عشق و در مطلوب خویشمنگر آن که تو حقیری یا ضعیفبنگر اندر همّت خود، ای شریف!#مثنوی_مولوی #صوفی#صافی@masnavimolaviiجناب #مولانا ظرایف و دقایق مهمی را برای تشخیص ناخالصی ها و محدودیت های عرفان های مدّعی و برخی از اهل تصوف، ذکر می کنند.برخی از این ناخالصی ها و محدودیت های عرفان های ناقص در مقابل عرفان نامتناهی و کامل عبارت است از : ۱. پرداختن به "معنویت" در دایره صِرفِ نیازهای دنیوی و مادی۲. "ریاضت" برای رسیدن به "قدرتِ" نفس۳. تأکید بر هماهنگی با جهان و کائنات بدون توجه عمق معنای وحدت و تجرّد۴. "تقویتِ" نفس به جای حرکت و سیر در "فقر و فنا"ی نفس۵. ماندن در بن بست های دستیابی به "آرامش" و "لذّت معنوی" و بدست آوردن "حال خوب" و غفلت از مقصود حقیقی۶. اصالت دادن به قدرت و کرامت های معنوی به جای پرهیز و عبور از آنها۷. ایجاد جاذبه های نفسانی در اشکال مختلف برای جذب مریدان📍عرفان حقیقی، نامتناهی است و هیچ جا متوقف نمی شود و تنها در دریای وجود مطلق و عشق بی نهایت الهی آرام می گیرد.و چه زیبا حضرت #حافظ در اوج عرفانی غزلش در نقد صوفی سروده است: نقدِ صوفی نه همه صافیِ بیغَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آتش باشدصوفیِ ما که ز وِردِ سحری مست شدیشامگاهش نگران باش که سرخوش باشدخوش بُوَد گر مَحَکِ تجربه آید به میانتا سِیَه روی شود هر که در او غَش باشدخَطِّ ساقی گر از این گونه زند نقش بر آبای بسا رُخ که به خونابه مُنَقَّش باشدناز پروردِ تَنَعُّم نَبَرَد راه به دوستعاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشدغمِ دنیای دَنی چند خوری؟ باده بخورحیف باشد دلِ دانا که مُشَوَّش باشددلق و سجادهٔ حافظ بِبَرَد باده فروشگر شرابش ز کفِ ساقی مَه وَش باشد