🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️مصدق حقیقتی بر گونه تاریخ /۱✍️دکتر سیدعبالمجید الهامی۳۰ مرداد ۱۴۰۵ «حقوق ملی» از نظر ملت ایران ودولت ایران وشرکت نفت انگلیس سه معنی و مفهوم جداگانه ومغایر داشت. ملت ایران به مناسبت فرصتی که در اثر برخورد منافع امریکا وانگلیس بدست آورده بود، با عزم جزم، لغو قرارداد 1933 را مطالبه می نمود. که خود مظهر اراده ملتی بود که در پی احقاق حقوق ملی خود بود. این خواسته نموداری از افکار عمومی در همان فرصت آزادی بود که امکان مبارزه با استعمار واستثمار را برای ملت ایران فراهم ساخته بود. با استفاده کامل از همین فرصت تاریخی بودکه ملت لیاقت وشایستگی خود را به عنوان یک ملتی که در پی احقاق حق خود در قضیه نفت داشته، نشان داد. در قضیه نفت ملت ایران به عنوان ملتی مدعی آزادی خواه وآزاداندیش، جهان را در مبارزه با شرکت های بزرگ غارتگر نفتی با خود هم صدا نمود. ملت ایران با تأثیری که از قضیه نفت نصیب برده بود، پیشاپیش سایر ملل جهان که اسیر امپریالیستها بودند، بپاخاست وپرچم مبارزه با ظلم وغارت وبی عدالتی واستثمار واستعمار را بدوش گرفت. این مبارزات جاهدانه که با وجود فقر و گرسنگی بی حد، روز به روز، بیش از پیش اوج می گرفت؛ وبا اینکه تا این تاریخ از رهبری فکورانه ومنسجم بی بهره بود؛ اما یک موضوع را ثابت و روشن نمود که یک فایدۀ اساسی برای ملت ایران داشت، آن هم خنثی کردن تبلیغات ده ها ساله انگلیسی ها امپریالیست استعمارگر بود که اعلام می داشت ملل شرق قوۀ حیات ندارند و روشن بین نیستند وشایستگی ادارۀ کشور خود را ندارند را رسوا کرد.. در تاریخ پنجم تیر1329(سیزدهم آوریل 1950)سپهبد رزم آراء به نخست وزیری برگزیده شد که به نوعی همراهی و پیشنهادی هیئت حاکمه امریکا وشرکت های نفتی امریکایی در این امر مؤثر بودند. انتخاب وی برای این منظور بود که بتواند قرارداد الحاقی را به اجراء بگذارد. البته بعد از آنکه مجلس آن را تصویب کرد. رزم آراء به هنگام جواب به استیضاحی که از طرف دولت شده بود، در مجلس اظهار داشت که طرفدار قرار داد الحاقی است و از آن دفاع خواهد کرد. در تاریخ نوزده آذر کمیسیون مخصوص مجلس گزارش خود را راجع به قرارداد الحاقی به مجلس تقدیم نمود و مخالفت خود را با آن قرارداد ابراز داشت. بعداز ابراز مخالفت شدیدی که کمیسیون نفت به ریاست دکترمصدق با این قرارداد ابراز نمود، وزیر دارائی طرح را پس گرفت و مذاکرات مربوط به نفت بین رزم آراء و نمایندگان شرکت نفت به طور محرمانه ادامه داشت. اما این مخالفت واصرار بر ملی شدن نفت، شور وشعف زاید الوصفی در بین اقشار مردم به وجود آورد. به آن صورت که هر شخص دولتی که مخالف این ملی شدن بود مورد طرد وتنفر مردم قرار می گرفت. گفته می شود، رزم آراء طرح 50–50 پیشنهادی شرکت نفت را در این زمان محرمانه نگه داشته بود و آن را ارائه نمی داد و بر قرارداد الحاقی اصرار می نمود. در این اثناء است که گفته می شود، رزم آراء به وسیلۀ فدائیان اسلام کشته می شود. اما با تحقیقات بعدی ثابت شد که کشندۀ رزم آراء مأمور شهربانی بود که از طرف دربار مأموریت داشت او را بکشد. البته مسکوت گذاشتن قرارداد 50–50 به وسیلۀ رزم آراء یکی از موضوعات وهم آلودی است که تأثیر فراوانی بر آینده کشور ومردم ایران واوضاع داخلی آن داشت. البته در گزارش گریدی سفیر امریکا آمده است«وقتی که در 1950 موضوع ملی شدن نفت پیش آمد وزارت خارجه بریتانیا کوشش نمود که از ملی شدن شرکت نفت جلوگیری نماید. سه روز بعد از آن روزی که رزم آراء به جلسه کمیسیون نفت رفت تا ملی شدن نفت مخالفت کند به جرم اتهام همکاری با انگلستان به قتل رسید.» از نکات جالب گزارش گریدی سفیر امریکا در ایران، آن است که وی از مسکوت گذاشتن پیشنهاد انگلیسی ها به رزم آراء دایر به قبول اصل تنصیف منافع است. در این نهان کاری از شواهد بر می آیند که سری نهفته بوده است که قابل بررسی وتحقیق است. ظاهراً انگلیسی ها با این پیشنهاد در این تاریخ خواهان حل قضیه نفت بودند. اما مسکوت نهادن آن از سوی رزم آراء، خود حکایت ناگفته است. «شرکت نفت ایران و انگلیس جدیت داشت که نخست وزیر رزم آراء پیشنهاد او را به تجدید مذاکرات براساس تنصیف عواید،...آشکار وبرای اطلاع عموم منتشر کند، ولی سپهبد رزم آراء از این عمل خودداری و نهایت اختفاء را رعایت کرد. نتیجه آن شد که مردم ایران تا مدت ها بعد از ملی شدن نفت از چنین پیشنهادی بی خبر بودند. رنجش ملت ایران از هر چه انگلیسی، چنان عمیق بود که هر نوع سیطره واحاطه شرکت بر امور نفت واهمات امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی را پذیرا نبودند. ضدیت ومخالفت مردم ایران با مطامع شرکت نفت به ملی شدن نفت کمک شایانی نمود. این ضدیت علل طبیعی داشت. روشنفکران و متفکران ایرانی نگرانی بسیاری از موضوع نفت داشتند.ادامه👇👇👇#کودتا#محمد_مصدق@NewHasanMohaddesi
🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️مصدق حقیقتی بر گونه تاریخ /۴✍️دکتر سیدعبالمجید الهامی۳۰ مرداد ۱۴۰۵شپرد به مقامات وزارتخانه ها اعلام نمود که ملی گرایی در ایران اصیل نیست و به شدت به یک دست هدایت کننده نیاز دارد . نجات ایران، تنها صورت اشغال بیست سالۀ آن کشور توسط یک قدرت خارجی امکان پذیر است( مثل اشغال هائیتی توسط ایالات متحده ). او افزود که مصدق فردی است فریبکار، در معرض خطا، کاملاً بی کفایت، شبیه اسب گاری، که بوی تند تریاک می دهد وکاملاً از تعادل روانی بی بهره است. چون از عنوان عالیجناب خوشش نمی آید، از سوار شدن به اتومبیل دولتی امتناع می کند وبالاخره به عنوان آخرین اتهام این که دختر وی در یک آسایشگاه روانی در سوئیس بستری است. دلیل اصلی آن بود که بریتانیایی ها آگاه بودند در مورد مسئله کنترل نفت، بین آنها و ایرانی ها اختلاف نظر اساسی وجود دارد. به عبارت دیگر، علت پیدایش بن بست را نمی توان وجود تعصبات نژادی قلمداد کرد، بلکه موضوع، اختلاف دیدگاه اقتصادی و برخورد بین امپریالیسم وملی گرایی بود. مبارزات دکتر مصدق برای ملی کردن نفت محبوبیت مردمی زیادی برای او به وجود آورد ولی خط مشیء وی، که تکیه نکردن بر قدرت های خارجی یا موازنۀ منفی بود، دشمنی قدرت های غربی به خصوص انگلیس را برانگیخت. گذشته از آن ملی شدن نفت باعث از بین رفتن یک منبع عمدۀ در آمد انگلیس بود، خط مشیء سیاسی دولت ملی مصدق، تضعیف نفوذ انگلیس را در خلیج فارس به دنبال داشت. به علاوه، جنبش ضد امپرایالیستی ایران به دیگر نقاط منطقه از جمله مصر نفوذ کرده بود و این ها همه بر خلاف میل ومنافع دولت انگلیس بود. در نتیجه انگلیس با کمک امریکا به ایجاد انواع واقسام فشارها وتضعیقات اقتصادی، دیپلماتیک ونظامی علیه مصدق پرداخت. انگلیس تمام پیشنهادها را رد کرد وادعا نمود که ایران به هیچ وجه حق ملی کردن نفت را نداشته است. یک بار دیگر در تیر 1331 انگلیس به دادگاه لاهه شکایت کرد. این بار مصدق در دادگاه با ارائه مدارکی، نا عادلانه بودن قرارداد امتیاز نفت، درآمد هنگفت شرکت نفت، مداخله اش در امور سیاسی ایران و حتی زیر پا گذاشتن مفاد قرارداد را مورد بحث قرار داد. مصدق در گفته هایش روشن کرد که سود کمپانی پس از کم کردن سهم ایران بیشتر از تمام حق الامتیاز پرداخت شده به ایران در طول نیم قرن گذشته بوده است. انگلیسی ها در مذاکرات خود با ایران، با سوء مدیریت رفتار می کردند وحتی مطبوعات انگلیس دکتر مصدق را مسبب شکست مذاکرات می دانستند. اما اسناد مطرح شده بر مبنای گزارش های کنسولگری انگلستان که انگلستان با عنصر ملی شدن موافق بوده یا به ظاهر نفت ایران را ملی اعلام کند و در معنای کلمه صفت « ملی شدن » را به آن بیفزاید. اما کنترل واقعی آن را در اختیار خود داشته باشد. ملی شدن صنعت نفت ایران به زیان انگلستان بود. انگلستان می دانست اگر ملی شدن نفت ایران سرانجام بگیرد، خسارت فراوانی از همین ناحیه می خورد و هم زیان هنگفتی به شرکت انگلیس و کویت و منافع آن کشور در کویت خواهد خورد. و این از دیدگاه آنان یک فاجعه ملی و راهبردی بود. به همین دلیل انگلیسی ها تمامی اهتمام و سعی وکوشش خود را به کار بردند تا دولت دکتر محمد مصدق در این موضوع موفق نشود. خشم و نفرت ایرانیان از دولت انگلیس، علل تاریخی داشت. بنابراین این موضوعی بی پایان وبی حد وحصر بود. ضدیت ایرانیان با انعقاد هر نوع قرارداد و امتیازنامه با خارجیان نیز براساس همین علل و تجربیات تاریخی استوار بود. البته قابل ذکر و یاداوری است که دولت امریکا هم بنا به منافع خود علیرغم روایتها و تبلیغات از مخالفان سرسخت ملی شدن صنعت نفت ایرانیان بود و حتی پیشنهاد و رضایت بریتانیاها با این موضوع را بوسیله معاون وزارت خارجه خود در کشوی میز وزارت پنهان کرده و بدنبال کودتا در جهت منافع شرکتهای نفتی خود بودند. با در نظر گرفتن اینکه دو تن از عاملان کودتای امریکایی یعنی برادران دالاس وزیر امورخارجه و رئیس سیا دولت ایزنهاور از روسای سابق شرکت های نفتی امریکا که نگران منافع این شرکتها در عربستان و عراق بودند تا از این راهگذار به خطر نیافتند.#کودتا#محمد_مصدق@NewHasanMohaddesi
🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️مصدق حقیقتی بر گونه تاریخ /۳✍️دکتر سیدعبالمجید الهامی۳۰ مرداد ۱۴۰۵ما میتوانیم در مورد میزان سود، ادارۀ شرکتی یا حتی شراکت با دولت ایران از خود انعطاف نشان بدهیم، ولی درخصوص موضوع«کنترل»، «هرگز». وزارت سوخت بریتانیا در همین راستا به وزارت خارجۀ ایالات متحده هشدارداد: « مصدق از این که ببیند صنعت نفت با بهره وری پایین وبدون مدیریت خارجی اداره می شود، خشنود خواهد شد. این موضوع مشکلی را به همراه خواهد داشت: امنیت دنیای آزاد وابسته به حجم عظیم نفتی است که در خاورمیانه تولید می شود. اگر دیده گاه ایران به عربستان سعودی یا عراق نیز سرایت کنده ممکن است کل این ساختار به همراه توانایی های دفاعی ما فرو بریزد. بدین ترتیب، خریدن نفتی که به میزان کم تولید می شود، آثار زیانباری را به همراه خواهد داشت.» آن لمبتون (A nn Lammbton) متخصص مطالعات ایران شناسی در انگلستان و وابستۀ مطبوعاتی سابق سفارت انگلستان در تهران به شدت با مصالحه مخالف بود وتضعیف سیستماتیک[ و برنامه ریزی شده ]مصدق را پیشنهاد می کرد. وزارت خارجه گزارش داد که وی در پاسخ به پرسش« آیا باید سازش کنیم » با تأکید گفته است، « نه ! » او اصرار داشت که اگر انگلستان قاطعیت نشان دهد، مصدق سقوط خواهد کرد وتوصیه نمود که باید امریکا را قانع ساخت تا از فکر مصالحه منصرف شود. وی اضافه کرد که «امریکایی ها برای درک مسائل ایران، از تجربه و بینش روشناسانۀ لازم برخوردار نیستند.» شپرد سفیر انگلیس در ایران نیز به همین صورت پیشنهاد کرد که مذاکرات، حتی الامکان تا تشکیل یک دولت تازه در ایران باید متوقف شود:« ما می توانیم پیشنهادهای خود را برای دولت بعدی روی میز بگذاریم. می توانیم به سرعت پرسنل خود را از آبادان ومیادین نفتی فرا بخوانیم....این یعنی سقوط مصدق. دیدگاه سفارت آن است که تنها راه پیشرفت، وارد کردن یک ضربۀ غافلگیرانۀ شدید وگرفتن یک موضوع سخت در مقابل تاکتیک های منفی وزنانۀ مصدق است. » این مطلب خلاصۀ سیاست بریتانیا در برابر مصدق بود. اما با چند پیش بینی؛ نخست آن که انگلیسی ها انتظار داشتند که مصدق با پای خود از صحنه کنار برود؛ با این پیش زمینۀ ذهنی که چند دولت قبلی تشکیل شده در تهران نیز بیش از ده ماه دوام نیاورده بودند. وقتی این انتظار محقق نشد، آنها در برکناری به شاه مجلس شورا وسنا پافشاری نمودند. یادداشت های محرمانۀ دولت بریتانیا تصویر کاملاً متفاوتی را از وضعیت ارائه می نماید. استوکس نماینده انگلیس درمذاکرات با دولت ایران به کابینه اعلام کرد که«اصل ملی شدن را می توان پذیرفت»؛ هر چه باشد، دولت حزب کارگر خود چندین صنعت مختلف را در انگلستان ملی اعلام کرده بود. اما در عین حال وی، تأکید نمود که«در این مورد خاص، ملی شدن نفت ایران نمی تواند حقیقی وعملی باشد.» وی افزود که بریتانیا باید در ظاهر ملی شدن را بپذیرد، ولی بر حفظ شروطی که ضامن در دست داشتن کنترل شرکت نفت است پا فشاری کند. او به طور خصوصی اذعان کرده بود که حفظ ظاهر یا چاشنی ملی شدن را می پذیرد، ولی معتقد به حفظ اساس کنترل است. در جریان مذاکرات هریمن، انگلیسی ها تلاش کردند تا با قبول واگذاری یکسری اختیارات، موضوع اصلی را دور بزنند. در طول مذاکرات واشنگتن، وزارت خارجه انگلستان پیشنهادهایی را مطرح ساخت که می دانست طرف مقابل، آن را رد خواهد نمود و بدین ترتیب از دستیابی به راه حلی که برای آنها بسیار ناراحت کننده بود جلوگیری کرد. به همین ترتیب، وزارت سوخت آن کشور نیز اعلام کرد:« اگر دکتر مصدق استعفا دهد یا برکنار شود، شاید بتوانیم از ملی شدن مستقیم صنعت نفت جلوگیری نمایم و به چیزی دست پیدا کنیم که بیشتر به شراکت شبیه باشد....مسلماً پیشنهاد واگذاری کنترل واقعی عملیات نفتی در ایران بسیار خطرناک خواهد بود. اگر چه می توان تا حدودی ظواهر را حفظ کرد، ولی نباید فراموش کنیم که پیشنهاد های ما در حقیقت فقط پوشاندن لباس تازه به قالب قدیمی کنترل نفت توسط شرکت خواهد بود.» مقامات بریتانیا به خود ودیگران اطمینان می دادند که جبهۀ ملی چیزی نیست جز یک دستۀ پر سر وصدا از افراد ناباب، ومصدق فردی است وحشی، بی منطق، عجیب و غریب، دیوانه، گانگستر مآب، متعصب، پوچ گرا، دیکتاتور، آتیش مزاج و سرسخت و بی منطق، و ایرانی ها ذاتاً همچون کودکان، خسته کننده وبی عقل، بی میل به قبول حقایق، دمدمی مزاج وبی ثبات، دارای عواطف عرفانی، ناتوان از تبعیت از منطق و عقل سلیم وپیرو احساسات خالی از محتوا هستند. در یک سند چاپ شده با عنوان « مقایسۀ کلی میان ملی گرایی در ایران و آسیا».ادامه👇👇👇#کودتا#محمد_مصدق@NewHasanMohaddesi
🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️مصدق حقیقتی بر گونه تاریخ /۲✍️دکتر سیدعبالمجید الهامی۳۰ مرداد ۱۴۰۵لطمات وزیان های را که به کشور رسیده و می رسید آن را ناشی از قضیه نفت می دانستند. از دید ایرانیان که جنبش میهن دوستانه خود را با قضیه ملی شدن نفت متصل کرده بودند، به دنبال نهضت استقلال طلبانه ایرانیان از این بابت همراستا بود را به وجود آورده بودند. از نظر ایرانیان مسئله نفت در مرتبه فرعی بود، و از این ناحیه به دنبال برانداختن سیطره استعماری انگلیسی ها بودند که از قرن بیستم با قضیه نفت بیش از پیش تداوم پیدا کرده بود. در هر حال مخفی نگهداشتن پیشنهاد شرکت نفت وقتل رزم آراء، در این زمان که در صدد آشکار ساختن این پیشنهاد بود؛ (قتل وی در این برهه، بعدها راز این پنهان کاری را بر ملا کرد که قاتلان آن نه فدائیان، بلکه دربار ایران بود که از قبل کم کم وابستگی خود به انگلستان را تغییر داده و در راستای اهداف امریکائیان عمل می نمود.) موجب شد که جریان ملی شدن نفت پیش آید که سرانجام با توجه به تحولات بعدی وکودتای آواکس سهم شرکت های امریکایی از نفت وسهام کنسرسیوم به میزان 40 درصد گردد، هویدا گردید. این وضعیت و رویدادها تأثیر فراوانی بر حیات وآزادی واستقلال ایران وایرانیت داشت که دولت ملی ایران را برانداخت و حاکمیت ایران را به مدت 25 سال تحت اختیار امریکائیان واقتصاد واستقلال ایران متأثر از شرکت های نفتی قرار گرفت. مصداق ودلالت این نظر سخنان دکتر مصدق است که بعد از برگشت از امریکا و در مجلس به روز 19 آذر ماه 1330 (11 دسامبر 1951) ایراد کرد. « ..... اگر شرکت سابق نفت در دورۀ پانزدهم همین 50 درصد را که الان حاضر است به ایران بدهد. قبول کرده بود من یقین دارم که هیچ اختلافی بین شرکت وملت ایران نبود؛ ولی شرکت یک سماجت هایی کرد. شرکت خواست که از این منافع ما بقدری استفاده بکند که به ایران هیچ ندهد. این بود که ملت ایران را عصبانی کرد. پس از کشته شدن رزم آراء مبارزه ایرانیان برای ملی شدن صنعت نفت شدت گرفت. در این دوره کمیته مشورتی دربارۀ مسألۀ نفت در مجلس شانزدهم در گزارشی اعلام کرد تنها راه رهایی ایران از دشواری ها وناکامی های اقتصادی، ملی شدن صنعت ایران است که به عنوان تنها راه علاج قطعی از سوی دکتر مصدق مطرح شود. پس از مدتی با تلاش تمامی آزادیخواهان و سیاسیون ملی وحمایت جنبش اجتماعی ایران از خواسته ملی شدن نفت که خواست تمامی احاد ملت ایران بود از دهان شهید بزرگ مبارزه ملی شدن نفت دکتر فاطمی و به دست دکتر مصدق اعلام شد. در روز 29 اسفند، نفت ایران ملی شد. این پدیده شاید اولین طعم شیرین پیروزی مردم ایران در طول دویست سال اخیر خود در مقابل یک دولت استعمارگر بود. در این روز تاریخی دکتر مصدق، گزارش کمسیون نفت را، که از تصویب مجلس شورای ملی ومجلس سنا گذشته بود، در صحن مجلس با این مضون قرائت کرد: «به نام سعادت ملت ایران وبه منظور کمک به حفظ صلح جهانی، ما امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد می کنیم که صنعت نفت ایران بدون استثناء در سراسر کشور ملی اعلام شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران قرار گیرد» این پیشنهاد به اتفاق آراء از تصویب دو مجلس گذشت وبدین سان بر قدرت جبهه ملی مهر تأیید خورد. در 9 اردیبهشت 1330 مصدق با آرای اکثریت قاطع نمایندگان در مجلس به نخست وزیری برگزیده شد. روز بعد، در 10 اردیبهشت 1320، ملی شدن صنعت نفت تحقق یافت. اما آن چه از این حوادث بر جامعه ایرانی حادث گردید به این صورت بود که در اثر قرارداد الحاقی وشرایط استعماری آن قرارداد و در تعقیب مقاومت سرسختانه ای که شرکت نفت انگلیس وایران در برابر تقاضاهای ایرانیان به خرج می داد، محیطی به وجود آمده بود پر از شور وهیجان و تشنج. مردم الغای قرارداد 1933 را مطالبه می نمودند. اقلیت مجلس نیز از سویی به تهیج افکار عمومی کمک می کرد و از سوی دیگر به تهیج همین افکار عمومی تهیج شده، برای لغو قرارداد به دولت فشار می آورد. اگر چه دولت بریتانیا درک می نمود که ایران درصدد به دست آوردن کنترل نفت است، اصرار داشت که این کنترل را از دست ندهد؛ یا دست کم به ایران واگذار نکند. دولت انگلستان مایل بود به شرکت نفت فشار بیاورد تا امتیاز خود را با دیگر کشورها تقسیم کند و با «هفت خواهران نفتی»، کنسرسیومی تشکیل دهد. اما انگلستان تحت هیچ شرایطی حاضر نبود قدرت تصمیم گیری را در خصوص میزان و زمان تولید نفت ومقصد فروش آن به دولت ایران واگذارد. اگر ایران این قدرت را پیدا می کرد، می توانست بر قیمت جهانی نفت اثر بگذارد یا حتی تصمیم بگیرد که نفت را برای نسل های آینده ذخیره کند وفقط برای تأمین نیازهای ضروری نفت بفروشد. در یکی از یادداشت های وزارت خارجۀ انگلستان بی پرده چنین آمده که: «توافق جدید هرچه باشد، باید کنترل مؤثر این دارایی در دست ما باقی بماند.ادامه👇👇👇
عرصه سیمرغ این ایام دوباره ساز دشنام و اتهامات بی اساس نثار دکتر شریعتی از سوی اشخاصی که نام نیکی از خود بجای نگذاشته اند کوک شد. اینکه چرا افرادی مانند غنی نژاد این هجمه را دوباره آغاز کرد و بعضا هم افرادی پیدا شد که او را دنباله روی کنند و اشخاصی هم همانند دکتر شایگان و زیبا کلام و خوئی و لیلاز .... دوران پهلوی را تایید کرده اند این عمل نتیجه ی ندارد الا بگویم این ارتجاع از نوع مدرن ان است. اینها تجدید نظر طلبان هستند که زندگی و محیط زیست انسانی عهد پهلوی را مطلوب و مدرن دانسته و مشکلی در ان دوران نمی ببیند اینها زندگی و حیات ایرانی را فقط و فقط در ونک به بالا و ماشین های مدل بالا و کاباره ها و این قبیل مسائل می بینند. اکثر این افراد متآسفانه فهم تاریخی و هم فهم تاریخ تحلیلی را ندارند و تمامی مشاهدات انها سلبی و مکانیکی است این افراد خوب است به خاطرات آقایان یگانه رئیس بانک مرکزی و وزیر کشور بعدی دوران پهلوی یا عبدالمجید مجیدی رئیس سازمان برنامه وبودجه دوران پهلوی و خاطرات بسیاری از کارگزاران پهلوی رجوع نمایند تا فهم تاریخی انها ارتقاع پیدا کند غنی نژاد کارشناس درباری برای مطرح کردن خود نیاز داشت یک دشنامی به یکی از مردان بزرگ تاریخ، مرحوم دکتر شریعتی بدهد کما اینکه قبل از ان به نیک مرد تاریخ ایران دکتر مصدق زده بود البته این دشنام ها و اتهامات از عظمت و مجبوبیت این بزرگ مردان تاریخ ایران در تاریخ و جامعه و مردم کم که نمی کند هیچ، بلکه بیشتر هم می نماید فقط باعث می شود اینان خود از طرف مردم و جامعه رانده شوند و در تاریخ نام بدی از خود بجای گذارند کمااینکه بیش از ۷۰ و ۵۵ سال است چه حکومت و چه ارتجاع و عوامل بیگانه خواهان نابودی انان شدند و به انواع القاب متهم شدند لیکن ماحاصل ان چه شد، اینکه مجبوییت روزافزون این نیک مردان تاریخ افزونتر گردید حال بگذارید این رانده شدگان تاریخ هر هنری دارند درباره ملکوک کردن نام این بزرگان تاریخ ایران اعمال کنند لیکن تنها حاصل ان زحمت برای انان می شوددر نهایت باید گفت:ای ..... عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست. بل عرض خود می بری و زحمت ما می داری.سید عبدالمجید الهامی
اسلام پیامبرانه محمد در سپهر قرآن واسلام مردم طالبین حقیقت بهترین هستند و این حقیقت جویان، بهترین جهانیان هستند. تمامی ملل و خلایق عالم باعلم وایمان باید به حقیقت برسند و در این راستا صلح یا سلام بهترین روش و بستر برای رسیدن به حقیقت هست. دین اسلام با ان روشنایی و مکارم اخلاق پیامبر که اسوه زمانه است می تواند انان را راهنما و مفید باشد. باید گفت بدون در نظر گرفتن تاریخ تحریفی طبری و پیروانش این دین با توجه به سلوک پیامبر و با تاسی از قران مجید بدون تحمیل و غلبه وفشار عرضه شد. اگر این دین با جنگ و فشار به مردم عرب عرضه و نازل شده باشد، عرب شدیدا در مقابل ان می ایستاد. همینطور کملل دیگر که در اولین لحظه ضعفی که در ارکان ان پیش امده بود آن را کنار می زدند. در صورتیکه این ملل پیشگامان تبلیغ و توسعه ان شدند. کمااینکه، ازطرفی در ذات هر دین این امر وجود دارد که برای هدایت جهانیان آمده، اما به شرطی که مردم طالب آن شوند. اسلام هیچ نوع شیوه حکومت یا دولت را معرفی نکرد؛ که بخواهد متمرکز باشد. امر حکومت زمینی و مربوط به اجتماعات بشری و جوامع مردمی است و در حوزۀ اختیار جامعۀ انسانی است. اما عدالت را مهمترین عامل ماندگاری و بسط جامعه می داند. یکی از اهداف اسلام، ایجاد عدالت در بین جوامع است. پیامبر دین را فقط وفقط معرفی کرد که بتواند آموزه ها وهدایت های توحیدی را به مردم ارائه بدهد. نبی اکرم دینی را ارائه داد که دین راه است، نوع اداره جامعه را به خود مسلمانان وتجارب ونحوه ای زیست بومشان محول نمود. پیامبر رحمت، دین را چونان به جوامع انسانی معرفی کرد که با زیست انسان سرکار داشته باشد و برای تغییر نگاه آنسان به نوع زندگی و نحوه تآمل او با اجتماع پیرامونش آمده است. قصد وهدف آن تلطیف رحمانی وعادلانه حیات انسان است. دین پیامبرانه نبی رحمت انسان را برای اداره کردن زیست بوم خود مجبور به کاربرد عقل نمود تا کاربرد عقلانه زیستش اداره کند. دین اسلام که از سوی الله بوسیله پیامبر رحمه و سهله ارائه شد دین صلح بود که از نامش برآمده، سهل وآسان است؛ اهل سخت گیری وتکلف نبود که بخواهد با جنگ و حرب و تعصب ایده و رای خود را پیش ببرد. پیامبر همانند تمامی انسان ها بوده و نمونه مکارم اخلاق بود به انسان این پیام را می دهد اهل تکبر وطغیان نباشد تا به اسراف نیافتد، چرا که خود پیامبر اهل اسراف و جلوه گری نبود.سید عبدالمجید الهامی
اعتماد قسمتی از خاطره نویسی هاشمی رفسنجانی جالب است نگاه اصلاح طلبان نسبت به ملی مذهبی ها، در حالی که ملی مذهبی ها آن موقع نسبت به آنان و روابطشان با انها چگونه فکر و عمل می کردند. آیا امروز هممی شود به آنان اطمینان کرد. راقم که این اعتماد را هیچ وقت به آنان نداشته، امروز هم بعید هست بجز تعدادی انگشت شمار آنان تفاوت و فرقی کرده و یا شده باشند. خاطره هاشمی رفسنجانی ۱۷.. ۱۱ .. ۱۳۸۱ "" حسنآقا خمينىآمد براى مراسم سالگرد حاجاحمد آقا دعوتكرد. از عدم شركت در مراسم 12 بهمن در مرقد امام گله کرد.در مورد شركت ملى مذهبىها در انتخابات شوراها گفت، [حزب] مشاركتىها مايل نيستند كه آنها شركت كنند، چون بخشى از آرای آنها را مىبرند؛ از طرفى هم مىترسند، اگر آنها را رد كنند، طرفدارانشان برنجند و به آنها رأى ندهند. ميل دارند كه قوه قضایيه مانع آنها شود و چون مىبينند قوه قضایيه مانع نشده است، به آنها پيغام دادهاندكه اگر اصرار بر شركت در نامزدى داشته باشند، رهبرى با آنها برخورد مىكند و پيشنهاد دادهاند، خودشان استعفا بدهند و گويا آنها هم پذيرفتهاند، ولى خواستهاند كه صلاحيتشان را بپذيرند و سپس آنها كنار بروند. ""@majidelhami_nazar