
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 64 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 65 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
یا جیزز گفتیم و عشق آغاز شد...بعضیها میگن باید تا چهلم پدر مسی مراسم رو عقب مینداختن. درسته باید حرمت نگه دارن ولی واقعا به صلاح نیست بابت این چیزها ازدواج این جوونا عقب بیفته و خدای نکرده به معصیت بیفتن. قطعا روح اون مرحومم راضیتره.
یا جیزز گفتیم و عشق آغاز شد...همه بر سر زبانند و تو در میان جانی سیووووووو
رامین رضاییان در صداوسیما:تا ۵ روز ۱۰ روز بعد از بازی با مصر از خواب میپریدم فکر میکردم صعود کردیم.این پنج روز و ده روز و سی روز حالا حالاها دست از سر شما برنمیداره. نمیدونم شاید خدا نظری داشته روتون.
این بغض سحر دولتشاهی چیه باز مطرح شده؟ هر روز برای بغض عادل یه رقیب جدید پیدا میشه. یه بار برای همیشه گفتیم عادل بیرقیبه. سحر رو من نیستم. به قول پسر استاد، خسته شد صبر ما. ظاهراً اجرایی برای وطن بوده. بابا این سجاد افشاریان بازیها چیه درمیارید؟کلا سحرها رو خیلی نیستم. سحر دولتشاهی، سحر قریشی، سحر تبر، سحر و جادو. یه دونه سحر ولدبیگی رو فعلا هستم.
هیچوقت درک نکردم چرا اینقدر قد برای پسرها مهمه. شما قد یه پسر رو یه سانت کمتر بگو، اصلا ناموسی برخورد میکنه. خودم هیچوقت ذرهای به قدم فکر نکردم. مثلا چه اهمیتی داره که به این فکر کنم من از تام کروز، لیونل مسی، ولادیمیر زلنسکی، کیم جونگ اون، هومن سیدی، امین حیایی، عموپورنگ، هدیه تهرانی، پریناز ایزدیار، آرمین تو ای اف ام، رضا عطاران، مهدی مهدوی کیا، هادی عامل، مرحوم بروسلی و قاتلش و آقای هاشمی کتاب اجتماعی سال سوم ابتدایی بلندترم؟ آیا این ارزش خاصی داره من بشینم بهش فکر کنم؟
فراموش میشوی گویی که هرگز میو نکردهای.امروز ۸ آگوست روز جهانی گربه است.
فراموش میشوی گویی که هرگز میو نکردهای.
آنموقعها زیاد کباب نمیخوردیم. ولی از این سفرهها داشتیم که رویش عکس کباب و سبزی و دوغ داشت. پدرم خریده بودش که توی زندگی احساس کمبود نکنیم، عقدهای بار نیاییم و نگوییم سر سفرهمان کباب نیست. آدم باملاحظهای بود واقعا. سحرها که بیدارم میکردند خیلی خوابآلود بودم. مدام به این عکس کبابها قاشق و چنگال میزدم. سفره زود سوراخ شد. مادرم مدتی بعد جمعش کرد و دیگر نیاورد جلویمان. سفره بعدی دیگر عکس خوراکی نداشت. ما ماندیم و واقعیت غذاهایمان.
تصور کنین هر روز صبح که بیدار میشین هیچی از گذشته خودتون نمیدونین و اصلا خبر ندارین کجا هستین. این اتفاقیه که هر روز برای کریستین، شخصیت زن رمان «پیش از آنکه بخوابم» میفته. اگه عاشق رمانهای معمایی و روانشناختی هستین، همونه که دنبالش میگردین. پیش از آنکه…یه سری از کتابهای کتابخونهمو تو این کانال به فروش گذاشتم، اگه دوست داشتی برو یه نگاه بهشون بنداز. t.me/ketabhayeati
تصور کنین هر روز صبح که بیدار میشین هیچی از گذشته خودتون نمیدونین و اصلا خبر ندارین کجا هستین. این اتفاقیه که هر روز برای کریستین، شخصیت زن رمان «پیش از آنکه بخوابم» میفته. اگه عاشق رمانهای معمایی و روانشناختی هستین، همونه که دنبالش میگردین.پیش از آنکه بخوابم/ اس. جی. واتسون/ نشر آموتقیمت روز: ۷۹۹/۰۰۰ تومانقیمت من: ۴۷۰/۰۰۰ تومانکاملا نو، مناسب هدیهاگه میخوایش، بهتره به محمدعلی پیام بدی:@mamohamadpour
این مطالب و شوخیهایی که در مورد عادل فردوسیپور، مجتبی شکوری و احسان عبدیپور نوشته بودم رو سرجمع کردم و تو اینستا گذاشتم که از لینک زیر میتونین ببینید:instagram.com/p/DbdUiK_oV4N/?igsh=MWI5cnU… از اونجا که موضوع ترند روز بود هم بهسرعت رفت اکسپلور و افراد زیادی از بیرون پیج اومدن پست رو دیدن و کامنت گذاشتن. حالا غیر از کسانی که موافق هستن یا به هر نحوی لطف دارن، کامنتهای مخالفِ چنین پستهایی معمولا یه الگوی ثابتی داره و به چند دسته تقسیم میشن. من اینجا سه دسته میکنم.دسته اول افرادی هستن که به هر شکلی فن و هوادار این اشخاص هستن. مثلا طرف ازلی و ابدی فن عادله. کار فن هم اینه که همه جوره پشت بتش باشه. یعنی شما مستندات دادگاهپسند هم ارائه بدی که عادل قاتل سریالیه میگه نه عادل فردوسیپور باشرفدی، محمدپور بیشرفدی. خب این عزیزان که هیچی من خیلی فان بهشون جواب میدم.دسته دوم هم افرادی هستن که میگن آقا تو اصلا کی هستی که نظر میدی؟ چرا به موفقیتهای اونا حسودیت میشه؟ مثلا طرف نوشته تو 3000 تا فالوئر داری که نصفشم احتمالا فیکه چطور به خودت اجازه میدی نظر بدی؟ یا اصلا کی تو رو میشناسه؟ تو شاید اصلا تو بیغوله زندگی میکنی چرا فکر کردی میتونی درباره عادل با اون رزومه نظر بدی؟ خب پاسخ این افراد هم اینه که اولا شما که اصلا منو نمیشناسین و فالو هم نمیکنین، پس الان اینجا چی کار میکنین؟ چرا کامنت میذارین؟ خب معلوم میشه که مطلب دیده شده و شما از همین موضوع ناراحتید دیگه. بعد هم کار من نویسنده، روزنامهنگار و منتقد همینه که نظرم رو تو پیجم مینویسم دیگه به تعداد فالوئر چه ربطی داره؟ اگه معیار تعداد فالوئره که خب بگیم اون مردی که تو سرش هندونه خورد میکنه و میلیونی فالوئر داره بیاد نقدشو بنویسه. بهرحال این دسته هم حرفشون بامزهاست و یه کم حرص درآر ولی خب بگذریم. میمونن دسته سوم که حرفشون خیلی برای من قابل درکتره. یعنی صاحب ایدهای متفاوت از من هستن ولی میشه باهاشون دیالوگ کرد. اونا عمدتا میگن آقا چرا باید با هر مسالهای یه نفر رو زیر سوال ببریم و حذفش کنیم؟ چرا میخوایم دودستگی ایجاد کنیم و بگیم عادل هم بد بریم سراغ حذف نفر بعدی. که حرفشون کاملا قابل درکه.در پاسخ به اینا هم باید بگم که به نظر من اولا که نوشتههای ما تعیینکننده حذف این افراد نیست خیلی. یعنی قبلش جامعه واکنشش رو داده و بعد ما مینویسیم. و این نوشتهها هم اونقدر در مقیاس جامعه خونده نمیشن. قطعا که من توان ارائه دیدگاه جامعهشناسانه ندارم ولی به نظر من یک فرایند طبیعی و ناگزیره که در جامعه رخ میده. جامعهای که این همه بلا سرش اومده و این همه فاصله با دستگاه حکومتیش پیدا کرده دیگه به جایی میرسه که فقط «با من» یا «علیه من» میفهمه. پس از این همه وقایع که گذرونده و در آستانه تغییر بزرگی که خودش رو در معرضش میبینه. اون میگه آیا همدرد واقعی من هستی یا نه؟ در کنار رویدادهایی مثل جشنواره فجر و تیم ملی و اینا، فکر کنم یکی از نشانههای واضح و نخستین این وضعیت، اصغر فرهادی بود موقع شرکت کردن در اسکار. که از قضا ایشون از وسطبازترینها بوده و هست. تا یه زمانی هم این کار جواب میداد. طرف به عنوان واسطه بین حکومت و مردم و به قول بعضیها سرمایه اجتماعی خودش رو معرفی میکرد و به قول اون یارو مثل چسب سعی داشت عمل کنه. یه جوری نه سیخ بسوزه نه کباب. ولی این جامعه اینقدر وقایع وحشتناکی دید که دیگه به این رسید که وسطی وجود نداره. واسطه هم دیگه کار نمیکنه. این جامعه دید که اون وسط حالا یک دریای خون جاریه. جاری به این معنا که همین الان هم در جریانه با گرفته شدن جانهای تازه. حتی همین امروز که گذشت. بنابراین هر کی سعی داشت با سکوت، با دیدگاههای دوپهلو و با مشی اصلاحطلبانه پیش بره سیلی خورد. و «علیه ما» تشخیص داده شد. چون بالاخره سرمایه اجتماعی باید به نفع مردم عمل کنه در حالی که مردم میبینن اینها در نهایت مهره همون دم و دستگاه قدرت هستن، نونشون و جایگاهشون رو از اون میگیرن، تا در شرایط خاص به کمکش بیان. پس تکلیفشون مشخصه. و به نظرم نباید از این حذفها ترسید. جامعه که سرمایه واقعی خودش برای جمع شدن رو پیدا میکنه. منظورم اون چیزیه که بتونه نجاتش بده. و یه روزی هم که شرایط عادی و آزادانه باشه میتونه دوباره اون مهرههای فرهنگی و سرمایههای اجتماعی رو در حوزههای مختلفش داشته باشه. اونی که فعلا فاصله رو ایجاد کرده و داره داشتههای ملت رو ازش میگیره همین دستگاه حاکمه و منفعتطلبی یا کمهوشی اون فردی که جزو داشتهها حساب میشده. پس اول باید از این دستگاه حاکم نجات پیدا کرد. این مسیریه که طی خواهد شد حالا چه شما همراه بشید عزیز و چه کنج عافیتطلبی برگزینید.
سال نوی همگی مبارک. بهرحال من یک دور کامل دور خورشید چرخیدم. (درسته دیگه؟ تولد آدم سالگرد یک دور چرخش کامل دور خورشیده؟) امیدوارم سال خیلی پربار و زیبایی برای شما و همه بشریت باشه.
امروز عصر یه نفر زنگ واحد رو زد. باز کردم. یه آقایی بود گفت ببخشید آقای محمدپور؟ گفتم بله بفرمایید. گفت برای شما پیامی داشتم. در رو بازتر گرفتم گفتم به ویولونیست و گیتاریستتون بگید بیان داخل. هه هه منتظرتون بودم امروز. گفت ویولونیست؟ گفتم آره دیگه من این کلیپا رو تو اینستا دیدم الان یه گل هم باید بدید دستم. گفت کلیپ اینستای عنه؟ من تعمیرکار آسانسورم. مدیر ساختمون پیام داد که بگم ببین شارژ نمیدین آسانسور رو درست نمیکنیم. درست هم کنیم شما باید از پله بری. گفتم بابا میدونم اینا هم جزو سناریوی سوپرایزه. ولی بیاید تو، بیاید آهنگ کی بهتر از تو که بهترینی رو بخونید که حسابی میخوام باهاش اشک شوق بریزم. زیر لب گفت بهترین؟ تو بدترین هم نیستی. بعد در رو کشید بست و به همکارش گفت: مردم معلوم نیست چی مصرف میکنن. ولی من هنوز هم فکر میکنم ابنا هم جزو سناریوشونه. اینا احتمال ساعت ۲ شب بیان بالا سرم.پ.ن: ۳۸ ساله شدم.
آقای عادل فردوسیپور، برنامهساز شجاع و مستقل کشورمون اخیرا ویدئوی کوتاهی در حاشیه مراسم ختم اکبر عبدی ازش منتشر شده. بخدا ما توی چند ثانیه کوتاه ازش انتظار نداریم در حال مبارزه و انتقاد باشه. حداقل انتظارمون اینه که یه جا مثل آدم نشسته باشه. اما تو همین چند…عدهای صحنه عادل رو بردن VAR و میگن نمیبوسه، داره میخنده سرش رو خم میکنه. خب سوالات بیشتر داریم. چرا باید تو مراسم ختم اونجوری شدید بخندی؟ چرا با وزیر ارشاد جمهوری اسلامی باید اون شکلی بگو بخند کنی؟ حداقل از آقای دایی یاد بگیر. چند وقت بود که هر مسئولی میدید یهو جلوش میخوابید. مثلا میگفتن وزیر ورزش اومده، آقای دایی لالا. آقا استاندار خراسان اومده آقای دایی لالا. ای بابا تا چند ثانیه پیش که داشت میگفت میخندید چطور یهو تو رختکن خوابش برد؟ خوابید دیگه. موقع شوخی خنده، موقع مسئول خواب. حقیقتا این به موقعترین خواب بود. ببین ما انتظاراتمون رو چقدر پایین آوردیم که نمیخوایم هیچ اکتی کنن فقط میگیم مسئول دیدی بخواب. این انتظار زیادیه؟
امروز همه اسطورههاتونو زدم. عادل فردوسیپور، احسان عبدیپور، علیرضا قربانی. کی خوبه پس؟حالا ببینید کی از پونزده سال پیش اینجا داشت داد میزد آقا اینا شیادن. آقا دنبال حرف اینا نباشین اینقدر. اینا سرمایه اجتماعی نیستن، اینا نهایتا سلبریتیهای بله قربانگوی حکومتن که در مواقع بحران به کمکش میان. شما گفتید نه بالاخره سرمایه اجتماعی هستن. بالاخره عناصر فرهنگی هستن. آقا دیگه کار ما از این چیزها گذشته. ما دیگه باید همه چیز رو با ملاکهای مشخصی امروز تعیین کنیم. مثلا موضعت در مورد واقعه ۱۸ و ۱۹ دی چیه. دنبال سرمایه اجتماعی هستی؟ بابا دنبال یک سرمایه اجتماعی باش که با جمع شدن دورش راه نجات از این شرایط رو جستوجو کنی. سرمایه اجتماعی اونیه که مشارکتی در این سیستم فاسد نداشته باشه. بازم هر طور خودتون دوست دارید.
احسان عبدیپور هم که تو یه برنامه یوتیوبی شرکت کرده و از لزوم آشتی و اینکه بین خودمون حل کنیم و اینا گفته که واقعا از حوصلهم خارجه بهش بپردازم. خودتون تصور کنید دیگه با لهجه بوشهریش از عمواکبر و خاله حلیمه و مموسیاه داره مثال میاره و درس زندگی بهمون میده.
بالاخره یکی از مجتبیها ظهور کرد و از غیبت صغری خارج شد.بعد از مدتی غیبت، آقای مجتبی شکوری، سرمایه ایشتماعی کشورمون با انتشار ویدئویی از خودش در صفحهش به سوشال برگشت.در این ویدئو آقامجتبی کجا باشه خوبه؟ روی کوه دماوند در حال تجربه رنج پوچی سیزیف؟ خیر. تو دریا در حال همدردی با مردم جنوب؟ خیر. زیر زمین در حال تجربه زیسته عدهای از مسئولان زحمتکش؟ خیر.خبر خوب، ایشون در حال پیادهروی اربعین هستن. بهبه چه تجربه نابی. منتظر هستیم برگرده و سروش صحتوار جلوش بشینیم ببینیم چه تجربههای زیستهای در این مراسم پرهزینه حکومتی داشته. بعد هم چند تا پادکست ضبط کنه دست بذاره رو زخمهامون با چاشنی مولانا حالمون خوب شه. ایول.
آقای عادل فردوسیپور، برنامهساز شجاع و مستقل کشورمون اخیرا ویدئوی کوتاهی در حاشیه مراسم ختم اکبر عبدی ازش منتشر شده. بخدا ما توی چند ثانیه کوتاه ازش انتظار نداریم در حال مبارزه و انتقاد باشه. حداقل انتظارمون اینه که یه جا مثل آدم نشسته باشه. اما تو همین چند ثانیه میبینیم که عادل سرش رو کرده تو خشتک وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و داره شجاعت ایشون رو از رو شلوار بوس میکنه. آخرش وزیر برای اینکه آبروریزی نشه دستش رو میذاره که عادل به بوسیدن دستش راضی بشه. واقعا معنی بله قربانگو نبودن رو فهمیدیم.
خب بعد از وقفهای که بخاطر حال روحیمون پیش اومد بریم یه سری به اخبار بزنیم ببینیم سرمایههای اجتماعیمون دارن هر کدوم چه میکنن!
این ماشینِ کشتار سر ایستادن ندارد و نخواهد داشت. ننگ ابدی بر پیشانی تمام کسانی که به هر نحوی به بقای آن کمک میکنند.🖤🖤
امکان اینکه ترامپ زدن تاسیسات هستهای ایران رو فراموش کنه بیشتره تا اینکه عمو پورنگ پیر بشه😂😂😂
متاسفانه با خبر شدیم مادر عموپورنگ عزیز درگذشته. مصیبت واردهی از دست دادن عشقش مادرش رو به آقای مسعود روشنپژوه و همچنین داریوش فرضیایی تسلیت میگیم.خیلیا تو اینستا کمین کردن که عکس جدیدی از عموپورنگ دربیاد و مقایسه کنن با قبلش بگن عموپورنگ در فراق مادرش چقدر پیر شده. کاری که همین اواخر با علیرضا قربانی سعی کردن انجام بدن و بگن در فراق همسرش خیلی پیر شده. ولی عزیزان پیر شدن عموپورنگ یک پروژه شکستخوردهست.
لااقل رو همون پستی که از تعداد کمتون گلایه کردم که لفت ندید دیگه. میدونید این کارتون مثل چی میمونه؟ یه نفر با ساکی در دستش بیاد سمت شما بگه بچه شهرستانم کرایه ندارم برگردم شهرمون یک کمکی کنید بهم. بعد شما همون ساکش هم از دستش بگیرید بگید حالا برو اینم کمک.
کجا بودی اون موقع که من صدتا ممبر داشتمولی الان دقت کردم. من تقریبا ده ساله کانال دارم هنوز فقط ششصد نفر ممبر دارم. نکنه واقعا این کاره نیستم؟ نکنه الکی خنده فیک میزنید من دلم نشکنه؟ تو رو قرآن واقعیت رو بهم بگید. جدی من اگه لبنیاتی میزدم لااقل هزار نفر منو میشناختن دیگه. این روزها که در آستانه تموم شدن سی و هشت سالگی هستم شاید باید تصمیمات جدیدی بگیرم. آره. اینجوری نمیشه.
جدی چرا همه حسنها اینقدر بیمزه و نچسبن؟ حسن ریوندی، مهیار حسن، امیرحسن قیاسی.البته قیاسی رو شوخی کردم. تنها مشکلم با قیاسی اینه که به موفقیتها و محبوبیتش حسودیم میشه. وگرنه به معنای واقعی «کمدین خوب کشورمون» هست.
فقط قدیمیهای کانال میدونن یه یکی میگم «بازیگر خوب کشورمون» یعنی از صدتا فحش بدتر و معنی ظاهریش رو نمیده اصلا. باحاله ها! بالاخره یه چیزیم قدیمی شده هی میتونم بگم فقط قدیمیها میدونن. الان ما قدیمیها داریم با این پستها میخندیم، جدیدیا هی در و دیوار…جدی چرا همه حسنها اینقدر بیمزه و نچسبن؟ حسن ریوندی، مهیار حسن، امیرحسن قیاسی.
این بازیگر خوب کشورمون هم سرنوشت عجیبی پیدا کرد. هی میره عمل میکنه که بیاد تشییع جنازه و ختم شرکت کنه. هی میره عمل میکنه که بیاد مراسم ختم شرکت کنه. زندگی جالبی به نظر نمیاد. مطمئنم حتی اگه یه هنرمند مرحوم وصیت کنه برای مراسم ختم من عمل زیبایی نکنین، بهنوش…فقط قدیمیهای کانال میدونن یه یکی میگم «بازیگر خوب کشورمون» یعنی از صدتا فحش بدتر و معنی ظاهریش رو نمیده اصلا.باحاله ها! بالاخره یه چیزیم قدیمی شده هی میتونم بگم فقط قدیمیها میدونن. الان ما قدیمیها داریم با این پستها میخندیم، جدیدیا هی در و دیوار رو نگاه میکنن میگن کاش منم شوخیهاشو میگرفتم و میخندیدم. نه داداش. نه آجی. کجا بودی اون موقع که من صدتا ممبر داشتم و همین قدیمیها منو حمایت کردن. بله شما اون موقع داشتی به حسن ریوندی و مهیار حسن میخندی. فکر میکردی طنز یعنی اون. انتخابت بود دیگه من چی بگم؟ تازه الان من کرک و پرم ریخته. تو دوران اوجم نیستم. اون موقع که رییس جمهور رو خرس خورد و انتخابات بین جلیلی و پزشکیان برگزار شد روزهای خوبم بود. حالا که چیزی برای خندیدن نیست. بگذریم.
بهنوش طباطبایی یه لحظه از اتاق عمل زیبایی مرخصی میگیره، میاد بیرون یه ترحیم شرکت میکنه، دوباره میره تو. @m_mohamadpourاین بازیگر خوب کشورمون هم سرنوشت عجیبی پیدا کرد. هی میره عمل میکنه که بیاد تشییع جنازه و ختم شرکت کنه. هی میره عمل میکنه که بیاد مراسم ختم شرکت کنه. زندگی جالبی به نظر نمیاد. مطمئنم حتی اگه یه هنرمند مرحوم وصیت کنه برای مراسم ختم من عمل زیبایی نکنین، بهنوش میگه مرحوم گوه خورد من به احترامش عمل زیبایی میکنم.
همینو به جاش میرفتید یه سفر مکه و مدینه بهتر نبود؟ آخه فامیل خوب میاد میخوره؟حالا فامیلهای اون جورجینا هم که از دهاتهای اسپانیا میان. اینقدر خرج تالار کن آخرش میبینی از فامیلهای عروس یکی اومده با کیت دوم اتلتیکو بیلبائو اون وسط قاسمآبادی میرقصه.
(سالها پیش) خانهای ساختهایم در بلندای بهار بر درخت احساس روی گلبرگ گل نسترنی که از آن عشق خدا میروید از احساس گل سسسیییووووو -ببخشید- گل سرخ مدد میگیریم و دل کوچکمان خشنود ز دیدار شما میگردد انشالله در فرصتی دیگر از فرزندان شما هم پذیرایی به عمل خواهد…همینو به جاش میرفتید یه سفر مکه و مدینه بهتر نبود؟ آخه فامیل خوب میاد میخوره؟
(سالها پیش) خانهای ساختهایم در بلندای بهاربر درخت احساس روی گلبرگ گل نسترنی که از آن عشق خدا میرویداز احساس گل سسسیییووووو -ببخشید- گل سرخ مدد میگیریمو دل کوچکمان خشنود ز دیدار شما میگرددانشالله در فرصتی دیگر از فرزندان شما هم پذیرایی به عمل خواهد آمد. (فقط فرزندان خودمون تو عروسیمون میتونن حضور داشته باشن)
کارشناسان امور خاورمیانه معتقد هستند حالا ایران در آسیبپذیرترین موقعیت در مقابل اعراب قرار گرفته است. آنها تاکید میکنند معادلات تنشها در خاورمیانه کاملا تغییر کرده است. چون کسی که هموزن عربها میرید دیگر در بین ما نیست.گر اکبر رفتپایان رأفتی هست هنوز(این پست حداقل به دو کلیپ ارجاع داره که اگر نگرفتی نکتهشو در کامنتها ببین)
کارشناسان امور خاورمیانه معتقد هستند حالا ایران در آسیبپذیرترین موقعیت در مقابل اعراب قرار گرفته است. آنها تاکید میکنند معادلات تنشها در خاورمیانه کاملا تغییر کرده است. چون کسی که هموزن عربها میرید دیگر در بین ما نیست.
تیترهایی که تو اینستا منتظرشونم:ـ اکبر عبدی مرد از بس که جان نداشتـ بلند شو بازم مدرسهتو دیر کنـ بایرام لودر دیگه کی باقالی بخوره شیمیایی بزنه- آهای آهای ننه، گنجو دیگه گشنهش نیست
پدر معنویِ همهی بلاگرهای زنپوش اینستا درگذشت.بعد از رفتن حمیده خیرآبادی، اکبر عبدی واسه سینمای ایران هم پدر بود هم مادر.
بهرصورت جهان خستهکنندهایه جهانی که لازم باشه توش درباره شیاد بودن علی شریعتی هم با دیگران بحث کنیم. ولی خب.
پرویز پرستویی ببینمت، مورد عنایت قرار دادمت از چونه.
حرف من اینه که از کارت تنگه ننهی آقای ثابتی باید بهموقع استفاده کنیم.
زندگی کردن زیر سایه یک حکومت تماما جنایتکار، مساوی با اینه که خیلی روزها از زندگی کردن و زنده بودن خجالتزده میشی. خجالت میکشی که با چیزهایی سعی کردی خودت رو به زندگی وصل نگه داری. در حالی که شاهد زنده جنایتها در حق هموطنانت هستی. حالا اگه اون چیزی که تو خودت رو باهاش به زندگی وصل نگه میداری شوخی و طنزنویسی و این چیزها باشه که چند برابر تو رو خجالتزده میکنه. داشتی یک شوخی مینوشتی، داشتی به مسألهای میپرداختی نه چندان پراهمیت، چند دقیقه بعد خبر اعدام و معترضکُشی رو میخونی. معترضی که مثل تو حق آزادی خودش و سرزمینش رو طلب میکرده. و تو میمونی که چه باید بکنی. چطور با این شرمِ هیچ کار نتونستن کنار بیای. بعد نگاه میکنی کسانی از اطرافیان و آشنایان و کسانی که میشناسی در بغل جنایتکار دیده میشن. زبونشون هم درازه. از خودت میپرسی چرا اونها شرم سراغشون نمیاد در حالی که باید تا ابد آب میشدن از این کثافت فکری و اعتقادیشون. من که از دی ۱۴۰۴ تا امروز هر بار و به هر شکلی شوخی نوشتم، این شرم سنگین همراهم بوده. و بعید هم هست حالا حالاها دست از سرم برداره.
قدیمیهای کانال میدونن که ما از همون روزهای اولی که بغض عادل به دنیا اومد، همه مراحل رشدش رو دنبال کردیم و تنهاش نذاشتیم. فکر کنم سال ۹۹ در جریان گزارش بازی پرسپولیس و اولسان بود که بعد از دوسال بهش گزارش فوتبال داده بودن و بغضش متولد شد. ما سیسمونی بردیم براش. اینجا کلی جشن گرفتیم. شرشره زدیم. آش دندون پختیم براش. جیشش رو یاد گرفت بگه براش دست زدیم. و تقریبا دیگه سال بعد بغض عادل باید مدرسه میرفت. و خب میبینیم که امروز برای خودش گریهای شده بزنم به تخته. ما رهاش نمیکنیم. حمایت و رفاقت تا همیشه پابرجاست.
از این به بعد دیگه شوخی با بغض عادل نداریم. حالا وارد مرحله مهمتری شدیم. شوخی با گریه عادل.
بالاخره بغض عادل فردوسیپور شکست و جلوی دوربین گریه کرد. اما واضحه که باید تاکید کنم اشک عادل به هیچ کجای زندگی ما نیست. و هزاران بار فاقد اهمیته. چون ما درگیر اشکهای خیلی خیلی مهمتری هستیم همچنان. اشکهای مادران و پدران و فرزندان ایران که ظاهراً هیچ اهمیتی برای عادل نداشتن. پس چرا حالا باید اشک عادل و دعوای داخلیش با دوستان دیروز و امروزش برای ما مهم باشه؟عادل چهرهای مظلوم به خودش گرفت و گفت آخه چرا نمیذارن من کار کنم؟ سوال خوبیه عادلجان. چون هزاران نفر هر روز همین سوال رو با صدای آهسته یا بلند میپرسن و پاسخی براش نیست. خیلی کارها رو میتونستیم بکنیم و نذاشتن و تن به خیلی کارها ندادیم چون لازمهش همسفره شدن با بیشرفهای حراملقمه بود.و سوال مهمتر ما اینه که چرا نمیذارن زندگی کنیم؟ چرا میکشند؟ میبرند. اعدام میکنند. به خارج از کشور فراری میدهند. چرا نمیگذارند در سرزمین خودمون طعم زندگی رو بچشیم؟بله عادلجان خیلی چیزهای مهمتری از بسته شدن موقت پلتفرم شما برای ما هست.من کاری ندارم که اطرافیان و دوستانت با بذل و بخشش واژه مهم شرافت رو در موردت بکار میبرن. اما شرمنده که ما این کلمه رو نمیتونیم برای هر بیوجدان در خدمت شری به کار ببریم. ما با دقت و وسواس، شرافت رو در قلبمون حفظ میکنیم. چون این کلمه مهم رو برای روزها و لحظات بسیار سختتری احتیاج داریم.
امروز رفتم لینکدین به مطالبی با این عنوانها برخوردم:چطور مسی سازمان خود نباشیم؟آیا دوران مسی بودن در دنیای کسب و کار تمام شده است؟درسهایی که مسی به منابع انسانی سازمان شما میدهدمسی سازمان خود را همین الان بازنشسته کنیددر جلسه مصاحبه مسی نباشید و یامال داوطلب کارتان را توی تشت نشویید خستهم کردی ایرانی. حالا از همه چی درس نگرفتی و رشد نکردی هم بخدا قبولت داریم.
Channel photo updated
تعداد شوتهایی که من به توپ والیبال مدرسه زدم و معلم ورزش گفته: کره خر توپ والیبال رو با پا نزن، بیشتر از شوتهای آرژانتین به اسپانیا بوده.
خالهم و مسی فرق خاصی امشب با هم ندارن. خالهم از پای تلویزیون هر کی رو میبینه میگه بچه بودی من کونتو شستم، مسی از تو زمین به یامال میگه.
عکس یادگاری بیژن مرتضوی و یکی از هواداران سالخوردهش که گفته ماموریتهای غیرممکنم هرگز ممکن نمیشد اگر آهنگهای عموبیژن نبود.یه کم مراعات نمیکنن مردم. طرف کنسرت به این مهمی داره یه نوبادی میاد میگه آقای مرتضوی میشه لطفاً یه عکس بندازیم باهاتون؟ تو مراسم ختم هم همینه رعایت نمیکنن تو جام جهانی هم.