زندگی کردن زیر سایه یک حکومت تماما جنایتکار، مساوی با اینه که خیلی روزها از زندگی کردن و زنده بودن…
انتشار: 2026/07/22 18:00 UTC
زندگی کردن زیر سایه یک حکومت تماما جنایتکار، مساوی با اینه که خیلی روزها از زندگی کردن و زنده بودن خجالتزده میشی. خجالت میکشی که با چیزهایی سعی کردی خودت رو به زندگی وصل نگه داری. در حالی که شاهد زنده جنایتها در حق هموطنانت هستی. حالا اگه اون چیزی که تو خودت رو باهاش به زندگی وصل نگه میداری شوخی و طنزنویسی و این چیزها باشه که چند برابر تو رو خجالتزده میکنه. داشتی یک شوخی مینوشتی، داشتی به مسألهای میپرداختی نه چندان پراهمیت، چند دقیقه بعد خبر اعدام و معترضکُشی رو میخونی. معترضی که مثل تو حق آزادی خودش و سرزمینش رو طلب میکرده. و تو میمونی که چه باید بکنی. چطور با این شرمِ هیچ کار نتونستن کنار بیای. بعد نگاه میکنی کسانی از اطرافیان و آشنایان و کسانی که میشناسی در بغل جنایتکار دیده میشن. زبونشون هم درازه. از خودت میپرسی چرا اونها شرم سراغشون نمیاد در حالی که باید تا ابد آب میشدن از این کثافت فکری و اعتقادیشون. من که از دی ۱۴۰۴ تا امروز هر بار و به هر شکلی شوخی نوشتم، این شرم سنگین همراهم بوده. و بعید هم هست حالا حالاها دست از سرم برداره.

