ادامه👆شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائلکجا دانند حال ما سبکباران ساحلهاتازه پس از خارج شدن از…
انتشار: 2026/07/01 18:39 UTCدریافت: 2026/08/15 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:26 UTC
ادامه👆شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائلکجا دانند حال ما سبکباران ساحلهاتازه پس از خارج شدن از دریائی از این افسانهها که کاری آسان نیست، و هر کسی توان چنین آزاداندیشی را نداشته و ندارد ولی فرضاً که قدرت چنین پرشی بود، هنوز موانع دیگری چون سدّ سکندر بر سر راه میباشد، و تا آن موانع برداشته نشود دسترسی بدان چشمهٔ حیات امکانپذیر نیست، و در صدر این موانع نارسائی قرار دادههای دینی است (احکام شرع: از واجب، حرام، مستحب، مکروه) چون تو که این نامه را میخوانی اطلاع کاملی از این قراردادها نداری قدرت مانع بودن آنها را بر سر این راه ندانی، و تصوّرش نتوانی، و من اگر خواسته باشم روح نازک تو را از تأثیرپذیری بعدی در زمانهای آینده دور نگه دارم، ناچارم ولو تصویر کوچکی از این قراردادهای دینی را (احکام شرع) برایت ترسیم کنم.مثلاً: در بحث پاکی و ناپاکی چنین احکامی دیده میشود.۱- پای آلوده به هر پلیدی با تماسی که با خاک که اثر راه رفتن پیدا میکند اگر آلودگیش از بین رفت (ولو با هشت قدم) پاک خواهد بود.۲- اگر آفتاب بر جسم آلودهای که در اثر آن تر شده باشد و آن جسم درزمین استوار باشد (چون آجر در ساختمان و نردهٔ نصب شده، و حتی میوهای که هنوز چیده نشده است) اگر با تابش آفتاب رطوبتِ وجودش از بین رفت، (چنانچه اثر ظاهر دیگری از آلودگی در جسم فرضی باقی نمانده باشد) آن جسم بعد از آنکه کاملاً خشک شده پاک میشود.۳ـ اگر حجم آب ۳/۵ وجب مکعّب بود (کر) هر آلودهای را میتواند با شسته شدن در داخل خود پاک کند، و خود همچنان پاک میماند، هر چند مقداری از خودِ پلیدی در آن باقی بماند، مگر رنگ یا بو یا طعم آب به رنگ و بو و طعم آن پلیدی نزدیک شود.۴ـ در پاک شدن اجسام ناپاک فرق گذاشته شده؛ بین آنکه پاک کننده آب قلیل یا کُر یا جاری باشد.۵ـ آب چاه را هم حکم با آب جاری شناختهاند.۶ـ اگر آبی که با آن آلودهترین قسمت بدن شسته میشود و در ظرفی جمع شد و به ظاهر ذرّاتی از آن آلودگی در آن آب نبود آن آب جمع شده پاک میباشد.۷ـ اگر بفرض آب بسیار زیادی ناپاک (که به رنگ و بو و طعم تغییر نکرده باشد) در جائی جمع بود با ریزش باران حتی با یک قطرهٔ آن پاک و قابل استفاده میشود.۸ـ مردی اگر قاتل مردی شد ورثهٔ مقتول میتوانند قاتل را بکشند و قصاص کنند، ولی اگر مرد قاتل زنی بود مرد قاتل را نمیتوان کشت.۹ـ شهادت یک زن در محکمه نصف شهادت یک مرد حساب میشود.۱۰ـ زن در مناصب حکومتی نظیر: قضاوت، حکومت، فرماندهی نظامی، نظامیگری ممنوع است.۱۱ـ مرد میتواند زنی را که از فرمانش سر میکشد تنبیه کرده حتی او را بزند.۱۲ـ مرد میتواند زنهای متعدّد داشته باشد.۱۳ـ ارث زن نصف ارث مرد است، خواهر نصف برادر، مادر نصف پدر، دختر نصف پسر.۱۴ـ اختیار جدائی (طلاق) بدست مرد واگذار شده است، زن به هیچ وجه با اختیار شخص خودش قدرت جدا شدن از زندگی را ندارد، و مرد هر وقت اراده کرد میتواند زن را طلاق دهد.۱۵ـ در جنگها میتوان افراد یک لشگر، بلکه تمام جمعیت شهرِ دشمن را اسیر کرد.۱۶ـ و اموالشان را تصاحب کرد.۱۷ـ افراد اسیر شده را اسیر کننده مالک میشود، میتواند آنها را بکشد، یا بخودشان بفروشد، یا در بازار بردهفروشان بفروشد.۱۸ـ فرد اسیر نه حق شهادت دارد، نه حق رسیدن به مقامات اجتماعی حکومتی، و نه حق تجارت، نه مالک چیزی میشود.۱۹ـ کشتن افراد اسیر (هر قدر هم که مسلمان و صاحب صلاحیت باشد) مجازاتش کشتن قاتل نیست.۲۰ـ زنیکه اسیر میشود از شوهر و فرزندانش جدا شده ملک اسیر کننده است.ادامه👇