عزیز طفلکی من (به خاطر این کلمه عصبانی نشو، بیانی قلبیست)، خوب میدانم که زیاد دوست نداری اینها ر…
انتشار: 2026/08/06 21:05 UTCدریافت: 2026/08/15 01:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:38 UTC
عزیز طفلکی من (به خاطر این کلمه عصبانی نشو، بیانی قلبیست)، خوب میدانم که زیاد دوست نداری اینها را بشنوی، اما چه میخواهی؟ من چنینم! چون جبرگرا هستم به من خرده میگیری، اما جبرگرایی در وجود من نهادینه شده. عمیقاً بدان باور دارم. آزادی فردی را تکذیب میکنم چون آزاد نیستم، و در مورد بشر، کافیست تاریخ بخوانیم تا بهوضوح ببینیم همهچیز همیشه همانطور که ما میخواستیم پیش نمیرود. اگر میخواهی در این باره بحث کنیم (که جالب هم نخواهد بود) بدخلقی نخواهم کرد. اما بیا دست از این مزخرفات برداریم و همدیگر را ببوسیم، چون میخواهم از تو برای نامهٔ خوب امروز صبحت تشکر کنم.به من میگویی تو را به زندگی خصوصی و افکار پنهانم راه ندادهام؛ میدانی خصوصیترین و پنهانترین چیز در قلبم چیست؟ شخصیترین بخش وجودم؟ دو یا سه ایدهٔ کوچک هنری که با عشق از آنها مراقبت میشود، فقط همین؛ بزرگترین پیشامدهای زندگیام چند اندیشه و کتاب و برخی غروبهای آفتاب لب ساحل تروویل بودند و گپوگفتهای پنج یا شش ساعتهٔ متوالی با دوستی که حالا ازدواج کرده و از دست رفته است. همیشه تفاوت من با دیگران در نگرشم به زندگی موجب شده ( متأسفانه نه به اندازهٔ کافی) خودم را در انزوای بیرحمانهای حبس کنم که چیزی از آن به بیرون درز نمیکند. اغلب تحقیرم کردهاند. آنقدر رسوایی بهبار آوردم و خشمشان را برانگیختم که دیگر خیلی وقت است به این نتیجه رسیدهام که برای آسوده زیستن باید تنها زندگی کنی و درزهای پنجرهات را بگیری تا نکند هوای دنیا به تو برسد.➖نامههای فلوبر، بخشی از نامه به لوئیز کوله

