📿شریعتی و الهیات سیاسی شیعی بله! د. خدیو درست میگوید: شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است!نتیج…
انتشار: 2026/08/17 08:22 UTCدریافت: 2026/08/17 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 08:40 UTC
📿شریعتی و الهیات سیاسی شیعی بله! د. خدیو درست میگوید: شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است!نتیجهی پیمایشهای ملی نشان میدهد که ایرانیان طی چند دهه گذشته از حیث دینداری و نسبت عاطفی و فکری با دین روندی نزولی را پیمودهاند[1]. اسباب و دلایل چنین روندی البته محل بحث نیست اما اینکه «اسلام سیاسی چه میگوید؟» برای بخشهای بزرگی از جامعه توده و روشنفکر بیاهمیت شده است. از این جهت، این منازعه را نمیتوان کاوش یا پژوهشی بر سر کارآمدی دانست. اگر معیار، کارآمدی حکومتها و احزاب دارای رتوریک اسلامی باشد، نمونههای نقض کم نیستند: ترکیه تحت رهبری اردوغان نمونه بسیار مهمی است. البته نباید مشکلات اقتصادی سالهای اخیر، اقتدارگرایی و خطاهای سیاست خارجی دولت وی را نادیده گرفت؛ اما نمیتوان دستاوردهای دوره او را نیز حذف کرد. بانک جهانی میگوید رشد واقعی GDP ترکیه در فاصله ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ بهطور متوسط ۵.۴ درصد در سال بوده و درآمد سرانه واقعی در این دوره تقریباً دو برابر شده است؛ GDP ترکیه نیز در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱.۳۲ تریلیون دلار رسید و کشور در شمار اقتصادهای بزرگ جهان قرار دارد[2]. در حوزه قدرت نیز ترکیه اردوغان صرفاً یک تجربه اقتصادی نیست. آنکارا در این دوره سرمایهگذاری عظیمی در صنایع دفاعی و توان نظامی داخلی انجام داد و در کنار قدرت سخت، دامنه قدرت نرم خود را از طریق تجارت، کمکهای توسعهای، بسط چشمگیر توریسم، مراکز فرهنگی و حضور دیپلماتیک در بالکان، خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی گسترش داد. اندیشکده کارنگی از افزایش قابلتوجه قدرت نرم ترکیه و توسعه همزمان صنایع تسلیحاتی و ظرفیت نظامی آن سخن میگوید[3]، ضمن اینکه ترکیهی اردوغان گامهای بی نظیری هم در راستای حل مسألهی کُردی برداشته که اسلاف عموما کمالیست وی از انجام آن عاجز بودند. نمونه دیگر مالزیِ مهاتیر محمد است. سیاست او آشکارا با هویت اسلامی و پروژه مدرنیزاسیون یک جامعه مسلمان پیوند داشت. در دو دهه زمامداری او، بنا بر دادههای بانک جهانی، GDP مالزی از حدود ۳۰ میلیارد دلار به ۱۰۳ میلیارد دلار افزایش یافت؛ یعنی بیش از سه برابر شد[4] و مالزی از یک اقتصاد متکی بر کالاهای اولیه به سمت صنعتیشدن و جذب سرمایه خارجی حرکت کرد.بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت: «هر جا رتوریک دینی وارد سیاست شد، توسعه و حکمرانی شکست خورد.» واقعیت بسیار پیچیدهتر از این است. نکته اینجاست که جامعه ایرانی اساساً تا حد زیادی از مرحله بحث و پژوهش درباره این موضوع عبور کرده و وارد مرحله جبههگیری سیاسی شده است. برای بخشی از فضای عمومی، دیگر مهم نیست که یک نظام سیاسی با رتوریک اسلامی دقیقاً چه سیاست اقتصادی یا مدل حکمرانیای دارد؛ صِرف استفاده از الهیات اسلامی در سیاست به نشانهای منفی تبدیل شده است. نتیجتا این واقعیت که در آمریکا، اسرائیل، هند، روسیه، ترکیه، عربستان سعودی، قطر و بسیاری از کشورهای دیگر، اَشکال مختلفی از الهیات سیاسی، هویت مذهبی، محافظهکاری دینی، و پیوند دین با مشروعیت سیاسی همچنان فعالاند نیز اهمیتی ندارد. پس شاید نزاع واقعی بر سر این نباشد که «آیا الهیات میتواند وارد سیاست شود؟» بلکه بر سر این باشد که: «آیا الهیات اسلامی (شیعی) حق دارد وارد سیاست شود؟» و این تفاوت بسیار مهمی است. اگر الهیات سیاسی مسیحی، یهودی یا حتی الهیات سیاسی باستانی ایران موضوعی قابل مطالعه و تحلیل تاریخی تلقی شود[5]، اما صرفاً با شنیدن «اسلام سیاسی» واکنشی سلبی و سیاسی شکل بگیرد، دیگر با یک مناقشه صرفاً علمی مواجه نیستیم؛ با یک جبههگیری سیاسی و هویتی مواجهیم. از این منظر، شریعتی فقط میدان نبرد است. مسئله اصلی، امکان یا عدم امکان حضور الهیات سیاسی شیعی در عرصه عمومی و قدرت سیاسی است. اقتصاد شریعتی، نسبت او با مارکسیسم و حتی نقش او در انقلاب اسلامی همه میتوانند موضوعات جدی بحث باشند؛ اما شور و حرارتی که امروز پیرامون آنها شکل گرفته، تا حد زیادی از یک مسئله بزرگتر تغذیه میکند: نفی یا پذیرش امکان الهیات سیاسی اسلامی در ایران امروز. و شاید به همین دلیل است که شریعتی، پنجاه سال پس از مرگش، هنوز میتواند چنین حساسیتی ایجاد کند. مسئله واقعاً فقط خود شریعتی نیست؛ مسئله چیزی است که شریعتی نمایندگی میکند.ـــــــــارجاعات:[1]. نک. تحلیل ثانویه پیمایش های ملی ایرانیان در حوزه دین داری از سال 1352 تا 1402: ume.la/vz21Lp[2]. ume.la/TAEo6Qutm_source=chatgpt.com[3]. ume.la/lu1t1M[4]. Reducing Poverty on a Global Scale, p.40, Ed. Blanca Moreno-Dodson, Washington: The World Bank, 2005.[5]. پیوند دین و دولت یکی از مضامین مهم ایران عهد ساسانی بوده است. برای مثال نک: نامه تنسر به گشتسب، ص53،136،137، تصحیح مجتبی مینوی، انتشارات خوارزمی، چـ2، 1354. ✍️عدنان فلاحیt.me/AdnanFallahi
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- عصر انديشه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۵۸
- زەوی سهخت و ئاسمان دوور · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۴۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند




