رویای کره زمین؛ بهشت یا جهنمی ذهنیهر انسانی یک هنرمند است و بزرگترین هنر ما، زندگی است. انسان ها زن…
انتشار: 2026/08/11 05:30 UTCدریافت: 2026/08/13 15:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:25 UTC
رویای کره زمین؛ بهشت یا جهنمی ذهنیهر انسانی یک هنرمند است و بزرگترین هنر ما، زندگی است. انسان ها زندگی را در می یابند و میکوشند با بیان آنچه از کلام، موسیقی و دیگر جنبه های هنر درک می کنند، به زندگی معنا و مفهوم بخشند. ما زندگی را درک میکنیم و سپس داستانی می آفرینیم تا درک و واکنش احساسی مان را توجیه و تعریف کنیم. همه انسان ها قصه گو هستند و همین امر است که ما را هنرمند می کند.هر آنچه را در مورد خود باور داریم، داستانی است که آن را بر اساس واقعیت خلق می کنیم اما این داستان فقط برگرفته از نگرش ماست. نگرش ما بر اساس تجربه ماست، بر اساس چیزی است که می دانیم و بر اساس باور ماست. و آنچه می دانیم و باور داریم، تنها یک برنامه است؛ چیزی غیر از کلام، عقاید و باورهایی نیست که از دیگران و از تجارب زندگی خودمان می آموزیم. انسان ها، حقیقت را درک میکنند اما روشی که با آن درک میکنیم، واقعیت ندارد؛ یک داستان است. من نام این داستان را رؤیا میگذارم. ذهن انسان درک، تخیل و احساس را با هم ترکیب می کند تا رؤیای کاملی بی آفریند. اما داستان به همین جا ختم نمیشود زیرا ذهن هر انسانی با ذهن انسان های دیگر ترکیب می شود و ذهن کره زمین را خلق میکند - ذهن کره زمین را.رؤیای کره زمین، رؤیای تمام انسان هاست. ما می توانیم آن را جامعه یا ملت بنامیم اما پیامد آفرینش ذهن، خواه فردی باشد یا جمعی، یک رؤیاست. این رؤیا میتواند خوشایند باشد که آن را بهشت زمینی می نامیم یا میتواند کابوس باشد، که به آن جهنم میگوییم. اما بهشت و جهنم زمینی تنها در ذهن جای دارد.در جامعه انسانی، دروغ بر رؤیای کره زمین حاکم است که نتیجه اش ترس و وحشت است. رؤیایی است که در آن انسان ها یکدیگر را قضاوت می کنند، به دنبال مقصرند و یکدیگر را مجازات می کنند. انسان ها از نیروی کلام برای غیبت و آسیب رساندن به یکدیگر استفاده می کنند. استفاده نادرست از کلام، خالق سم است و تمام این سم در رؤیاست. در سراسر دنیا پخش میشود و همان چیزی است که اکثر انسان ها از آن تغذیه میکنند: سم احساسی رؤیای کره زمین، نوزادانی را آماده میکند تا آن چه را میخواهند باور داشته باشند، باور کنند. در این رؤیا، عدالت وجود ندارد و تنها بی عدالتی است: هیچ چیز کامل نیست؛ فقط نقصان وجود دارد. به همین دلیل است که انسان مدام به دنبال عدالت، خوشبختی و عشق است.هزاران سال است که انسانها بر این باورند که در عالم، تناقضی میان خیر و شر وجود دارد. اما این مطلب درست نیست. تناقض واقعی میان حقیقت و غیر حقیقت است. تناقض در ذهن بشر جای دارد؛ نه در بقیه طبیعت. خیر و شر نتیجه این تناقض است. اعتقاد داشتن به حقیقت با خود خیر به همراه دارد؛ و اعتقاد داشتن و دفاع از آنچه حقیقت ندارد، نتیجه اش شر است. شر تنها از اعتقاد داشتن به دروغ ناشی می شود.تمام رنج و عذاب بشر به واسطه اعتقاد داشتن به دروغ است. آگاهی یافتن از این مطلب نخستین کاری است که باید انجام دهیم. چرا؟ زیرا این آگاهی ما را به سوی حقیقت هدایت می کند و این حقیقت ما را به سوی خداوند، عشق و خوشبختی رهنمون می سازد. این حقیقت ما را از تمام دروغ هایی که باور داریم، رها می سازد. اما باید حقیقت را تجربه کنیم تا بتوانیم آن را بشناسیم. ما نمی توانیم حقیقت را با کلام توصیف کنیم. به محض این که در مورد حقیقت حرف می زنیم و به محض این که آن را با کلام جاری می سازیم، دیگر حقیقت نیست.ما می توانیم حقیقت را تجربه کنیم و می توانیم آن را حس کنیم. اما هنگامی که داستان را می سازیم، تنها آن داستان برای ما حقیقت پیدا میکند و برای دیگران، حقیقت نیست. هر انسانی داستان خودش را می آفریند؛ و هر انسانی در رؤیای خویش زندگی میکندآگاهی یافتن یعنی زندگی را آن گونه که هست، ببینیم، نه آن گونه که می خواهیم. آگاهی یافتن یعنی آن چه را حقیقت دارد، ببینیم؛ نه آن چه را که میخواهیم ببینیم تا دروغهایی را که باور داریم توجیه کنیم. اگر سعی کنیم آگاهی یافتن را تمرین کنیم، زمانی فرا می رسد که بر آن تسلط می یابیم. هنگامی که آگاهی برای مان عادت میشود، همواره زندگی را آن گونه که هست، می بینیم نه آن طور که میخواهیم. آنگاه دیگر سعی نمی کنیم مسایل را در قالب کلام درآوریم و درک مان را توضیح دهیم. برعکس، از کلام برای صحبت با دیگران استفاده می کنیم و میدانیم آن چه را بر زبان می آوریم فقط نگرش ماست.دُن میگل روییزحلقه آتشص 15 و 16 و 17🆔 @Khodshenasivo🆑 عرفان و خودشناسی



