تسلیم آگاهانه؛ راهی برای تجربه خیر مطلقرهاسازی مانند توقف ناگهانی یک فشار درونی یا رها کردن یک وزنه…
انتشار: 2026/08/07 05:30 UTCدریافت: 2026/08/11 00:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 00:51 UTC
تسلیم آگاهانه؛ راهی برای تجربه خیر مطلقرهاسازی مانند توقف ناگهانی یک فشار درونی یا رها کردن یک وزنه است؛ به همراه احساس آنی تسکین و سبکی که سرور و آزادی بیشتری به همراه می آورد. در حقیقت نوعی سازوکار ذهنی است و همه در مواقعی از زندگی، آن را تجربه کرده اند.برای مثال، شما در بحبوحه یک دعوا، آشفته و خشمگین هستید، ولی ناگهان تمامی آن به نظرتان مزخرف و بی ارزش می رسد. شروع به خندیدن می کنید. فشار از روی شما برداشته میشود و ناگهان احساس خشم و ترس و مورد تهاجم قرار گرفتن، جای خود را به شادی و آزادی می دهد.تصور کنید اگر می توانستید همیشه و در مورد هر اتفاقی همین کار را بکنید، چقدر عالی بود. همیشه احساس آزادی و خوشحالی می کردید و دیگر هرگز در احساسات تان گیر نمی افتادید.این نتیجه عالی این روش است: رهاسازی به طور خودآگاه و مرتب و هر وقت که اراده کنید. آنگاه شما خود صاحب اختیار احساساتتان خواهید بود و دیگر تحت تأثیر دنیای بیرونی و واکنش های خود به آن نخواهید بود.دیگر قربانی نخواهید بود. این روش همان تعلیمات بنیادی بودا را به کار می گیرد که باعث میشود فشارهای ناشی از واکنش های ناخواسته از بین بروند. ما باری عظیم از احساسات، رفتارها و باورهای منفی انباشته شده را با خود حمل می کنیم و فشارهای جمع شده ناشی از آنها ما را درمانده کرده و سرچشمه بسیاری از بیماری ها و مشکلات است. ما به این فشارها تن داده و آنها را قبول و به اسم «شرایط و طبیعت انسانی» توجیه شان کرده ایم؛ ولی در حقیقت به دنبال هزاران راه برای فرار از آن هستیم. عمر متوسط یک انسان صرف این میشود که چطور از این هجمه درونی ترس و زنجیره بدبختی اجتناب و از دست آن فرار کند. احساس ارزشمندی همه دائماً از درون و بیرون مورد تهدید است.اگر نگاهی نزدیک به زندگی انسانی بیندازیم، می بینیم اصولاً بیشتر آن کشمکشی بغرنج و طولانی برای فرار از ترس های درونی و توقعاتی است که به دنیای خارج معطوف شده اند. گاهی در این میان، زمان های کوتاهی از خرسندی وجود دارند که در آن موقتاً از ترس های درونی فرار می کنیم ولی این ترس ها هنوز آنجا منتظر ما هستند. از احساسات درونی خود واهمه داریم، زیرا آن قدر بار منفی در آنها وجود دارد که می ترسیم اگر نگاهی عمیق و از نزدیک به آنها بیندازیم، ما را در خود غرق کنند.ما از احساسات درون خود می ترسیم زیرا اگر این احساسات رو شوند، هیچ سازوکار آگاهانه ای نمیشناسیم که بتوانیم آنها را کنترل و هدایت کنیم و چون از رویارویی با آنها می ترسیم، پیوسته در حال انباشته شدن هستند.بالاخره کار به جایی می رسد که بی سر و صدا و ناخودآگاه به امید فرارسیدن مرگ می نشینیم تا به تمام دردهای مان پایان بخشد. واقعیات یا افکار به خودی خود دردناک نیستند، بلکه احساساتی که آنها را همراهی می کنند و در واقع بستر افکار هستند، دردآورند.فشار انباشته شده احساسات، باعث ایجاد افکار میشود. واقعاً یک احساس میتواند در طول سال ها هزاران فکر در ما ایجاد کند. مثل خاطره دردناکی از سالهای بسیار دور در زندگی یا افسوسی شدید که مخفی شده است. به تمام افکاری که سالیان سال به خاطر یک اتفاق در ذهن ما ایجاد میشود نگاه کنید. اگر می توانستیم احساس دردناکی را که سرچشمه آن است تسلیم و رها کنیم، تمام آن افکار در یک لحظه ناپدید می شدند و ما هم آن اتفاق را فراموش می کردیم.ارزش رهاسازی در این است که تک تک احساسات و تمامی آنها می توانند در هر زمان و مکانی در یک لحظه رها شوند و این می تواند پیوسته و بدون زحمت صورت گیرد.حالت رهاسازی و تسلیم چگونه است؟ معنای آن، آزادی از احساسات منفی در یک زمینه خاص است تا خلاقیت و خود جوشی بتوانند بدون مانع و دخالت کشمکش های درونی بروز پیدا کنند. رهایی از کشمکش های درونی و توقعات، بالاترین احساس رهایی است که میتوانیم به خود و اطرافیان مان هدیه کنیم.این به ما اجازه می دهد طبیعت بنیادی جهان هستی را تجربه کنیم که همانا تجلى بالاترین خیر و خوبی ممکن در هر موقعیت است. شاید فیلسوفانه به نظر برسد، ولی وقتی انجام شود درستی آن به تجربه ثابت می شود.دیوید آر هاوکینزرهایی، طریقت تسلیمص 33 و 34 و 35🆔 @Khodshenasivo🆑 عرفان و خودشناسی



