
شعر و موسیقی و کتاب و فلسفهجهانیان همه گر منع من کنند از عشقمن آن کنم که خداوندگار فرمایدحافظادمین:@Maryamtlla
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 119 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 122 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ز دلبری نتوان لاف زد به آسانیهزار نکته در این کار هست تا دانیبجز شکردهنی مایههاست خوبی رابه خاتمی نتوان زد دم سلیمانیهزار سلطنت دلبری بدان نرسدکه در دلی به هنر خویش را بگنجانی!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆به رفوگران بگویید ز رفو گذشت این دلچه رفو کنم دلی را که هزار پاره دارد#راحم_تبریزی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆آیا درست است که در جهانی شکسته و نابسامان خوشحال باشیم؟این همان سؤالی بود که سیمون دو بووار از آلبر کامو پرسید. او نگران بود که تمرکز روی خوشبختیِ شخصی یعنی چشمپوشی از واقعیتهای سیاسیِ اطرافمان.اما تا زمانی که خوشحالی ما از ناآگاهی یا بیاعتنایی نیاید و واقعی باشد، حتی اگزیستانسیالیستها هم میتوانند خوشحال باشند.در واقع، باید هم باشند. شادی میتواند شکلی از مقاومت در برابر بیعدالتی و پوچیِ زندگی باشد.#مهدی_حقپرست@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#رقص
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بوداز صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی زلف تو همان مونس جان است که بودزلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزندسالها رفت و بدان سیرت و سان است که بود@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود نه بهخفتن، نه بهگشتن و نه بهخوردن...الابه دیدار دوست!#مولانا فیهمافیه@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#کتاب_خوب_بخوانیم 📚کتاب مغز ایدئولوژیک نوشته لیور زمیگرادایدئولوژی چگونه مغز ما را تصرف میکند؟چرا بعضی آدمها به باورهایشان آنقدر محکم میچسبند که دیگر هیچ واقعیتی نمیتواند نظرشان را تغییر دهد؟ در این ویدیو سراغ کتاب میرویم؛ پژوهشی دربارهی رابطهی مغز، باورهای سیاسی، افراطگرایی و انعطافپذیری ذهن. آیا چپ و راست افراطی از نظر شیوهی فکرکردن به هم شبیهاند؟ ایدئولوژی چگونه مغز ما را تغییر میدهد و از کجا بفهمیم باور داریم یا ذهنمان در یک باور گیر کرده است؟youtu.be/48AWC25R0f8دکتر لیور زمیگرود (Leor Zmigrod) بانوی محقق زببا در حوزه عصبشناس سیاسی (political neuroscientist) و روانشناس برجسته و پیشگام در حوزه علوم اعصاب سیاسی است. که از گ۲۵ سالگی شناخته شد و جوایزی دریافت کرد و اکنون به عنوان مشاوره سیاسی فعالیت میکند. او پژوهشهایش را روی عوامل شناختی، عاطفی و عصبیزیستیای متمرکز کرده که برخی افراد را مستعد پذیرش ایدئولوژیهای افراطی میکند.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆دوست دارم گهگاه گم شوم مثل پرندههای پاییز میخواهم میهنی تازه بیابم غیر قابل دسترس و خدایی که مرا تعقیب نکند و سرزمینی که دشمنم نباشد !میخواهم از پوستم بیرون بزنم از صدایم و از زبانم و مثل عطر مزرعهها سیال شوم ! #نزار_قبانی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفتهایکت خون ما حلالتر از شیر مادر است؟چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواهتشخیص کردهایم و مداوا مقرر استیک قصه بیش نیست غم عشق وین عجبکز هر زبان که میشنوم نامکرر استدی وعده داد وصلم و در سر شراب داشتامروز تا چه گوید و بازش چه در سر است@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_سعدی 📓و ما اُبَرِیُ نفسی و لا اَزکیها*که هر چه نقل کنند از بشر در امکانست!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق* نه خودم را بری میدانم و نه ادعای پاکیزگی و تزکیه دارم.
☆☆☆#کتاب_خوب_بخوانیم 📚هر گاه از وقاحت کسی عصبانی شدی، از خود بپرس "آیا جهان میتواند بدون وقاحت وجود داشته باشد؟" نه، نمیتواند؛ پس در پی امر محال نباش. این شخص فقط یکی از افراد وقیحی است که وجودشان برای جهانضروری است#مارکوس_اورلیوستأملات@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆چون حُسن تو رنج من به عالم سَمَرَست*کارم چو سر زلف تو زیر و زِبَرَستدیدم ز غمت بسی جفاها لیکننادیدن تو ز هرچه دیدم بَتَرَست!#انوری @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق*سمر:افسانه، داستانی که زبان به زبان نقل میشود.
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دستنرگسش عربده جوی و لبش افسوس کناننیم شب دوش به بالین من آمد بنشستسر فرا گوش من آورد به آواز حزینگفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆هرکه را سرِ بزرگ، دردِ بزرگاز زمانی که مادها پا بر صحنۀ سیاسی جهان نهادند تا به امروز، ایران همواره در کارگاه زمانه حضور داشته است؛ زمانی بیشتر، زمانی کمتر، زمانی فرمانروا، زمانی زیردست. ولی هرگز از صف اول تاریخ عقب رانده نشده است. در کنار این شاخصیت، این را هم باید گفت که کمتر قومی در جهان که هنوز بر سر پا باشد به اندازۀ ایرانی رنج کشیده و در معرض ماجرا بوده و این گویا بهرۀ ملتهایی است که در نقطۀ خاصی از کرۀ خاک جای داشتهاند و اوضاع و احوال خاصی، سرشت و سِیر آنها را تنظیم کرده است و از قدیم گفتهاند: «هرکه را سر بزرگ، درد بزرگ.»#دکتر_اسلامیندوشن#ایران_و_تنهاییاش@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆با شما از زخمی سخن میگویمبرآمده از نیزههای نادانیو ما همه قربانی آنیمکسی دوستدار حقیقت نیستهمه دوستدار مصلحتاند!#بهرام_بیضایی.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆زندگی و رنج از دید بوداشما نمیتوانید هم فانی و هم انسانی باشید، بدون اینکه سهم خود از درد و رنج را تجربه کنید. این یکی از «ویژگیهای وجود» در فلسفه بودایی است. بودا میگوید اگر رنج را بفهمیم، میتوانیم امیدوار باشیم که آن را کاهش داده یا حتی بر آن غلبه کنیم. بر اساس فلسفه بودایی، سه نوع رنج وجود دارد.اولین نوع همان چیزی است که اکثر مردم معمولاً رنج میدانند: درد جسمی و فیزیکی. این نوع رنج با بیماری، کهنسالی و البته مرگ همراه است. شما درد خواهید کشید، بیمار خواهید شد و خواهید مرد.دومین نوع رنج، dukkha داخا نامیده میشود. این زمانی است که انسانها نمیتوانند پایانپذیری و گذرای بودن همه چیز را بپذیرند. ما به سلامتی و داراییهایمان چسبیدهایم، انگار که همیشه باقی خواهند ماند. ما برای عزیزانمان غمگین میشویم، چون اشتباه میکنیم و فکر میکنیم آنها برای همیشه متعلق به ما هستند.سومین نوع رنج چیزی شبیه «اضطراب وجودی» است؛ نارضایتی فلسفی یا حتی خشم از جهانی سرد و بیمعنا. کامو زیاد دربارهٔ این موضوع نوشت که ما چگونه زیر فشار واقعیت یک جهان بیتفاوت زندگی میکنیم. بودا هم میگفت ما رنج میبریم چون در جهان هیچ معنایی پیدا نمیکنیم.شناخت رنج اولین قدم در مسیر بودایی است. وقتی میپذیریم که همه چیز روزی خواهد مرد و رنج اجتنابناپذیر است، میتوانیم روی حقیقت و چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند تمرکز کنیم. وقتی بفهمیم زندگی فقط یک وام است و همه چیز، هر روز و هر کس، هدیهای است، میتوانیم بیشتر و بهتر این هدایا را قدردانی کنیم.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بر خود خیمه زنیم،سایهبان آرامشِ ما،ماییم#سهراب_سپهریآواز آفتاب@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆پناه میبرم از هیولای اندوه بهدلخوشیهای کوچک و در دسترسپناه میبرم به یک فنجان نوشیدنی داغبه یک کار کوچک عقبافتادهی قابل انجامبه یک دلگرمی عزیزپناه میبرم به دوستداشتن آدمهای دوستداشتنیپناه میبرم به خواستن چیزهای کوچک خواستنیپناه میبرم به هنر، به دوست، رفیق، کتاب، فیلم!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ای باد اگر به گلشن احباب بگذریزنهار عرضه ده بر جانان پیام ماگو نام ما ز یاد به عمدا چه میبریخود آید آن که یاد نیاری ز نام ماترسم که صرفهای نبرد روز بازخواستنان حلال شیخ ز آب حرام ما!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶«اگر با جمله خویشانم، چو تو دوری پریشانم»@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بسیار عجیب است که گفته میشود «تا مردم بیسوادند کاری از پیش نمیرود، وضع همین خواهد بود که هست» و حال آن که هرچه بر سر این ملک آمده به دست باسوادان آمده، به دست دانشمندان و دانشمندنمایان.#محمدعلی_اسلامی_ندوشن@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ساقی به نور باده برافروز جام مامطرب بگو که کار جهان شد به کام ماما در پیاله عکس رخ یار دیدهایمای بیخبر ز لذت شرب مدام ماهرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشقثبت است بر جریده عالم دوام ما@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#موسیقیتکنوازی : نیمایه : افشار نوازنده : ﻻله عباسى
☆☆☆تو را در نوشتههایمتو را در نقاشیهایمتو را در ترانههایمو تو را در حرفهایمپنهان خواهم کرد باور کن! تو خواهی ماند...و کسی نخواهد دانستو کسی تو را نخواهد دیدو تو در چشمهای منزندگی خواهی کرد.#اوزدمیر_آصاف@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆من دیگر باید به چیزهایی که هنوز میتواند مرا سرحال نگه دارد بچسبم. چیزهای زیادی برایم باقی نمانده. گرترود#هرمان_هسه@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖دفتر دانش ما جمله بشویید به میکه فلک دیدم و در قصد دل دانا بوددل چو پرگار به هر سو دورانی میکردو اندر آن دایره سرگشته پابرجا بودپیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشانرخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆«صبحها از خواب بیدار میشوم و شب ها به تخت خوابم برمیگردم...در این بین سعی میکنم به کسی آزار نرسانم.»#کری_گرانت@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ #دمی_با_مولانا 🪶 حکایت ایران و ایرانیها داستانی از #مثنوی دکتر #امیرحسین_ماحوزی، @khodavandegareshgh #کانال_خداوندگار_عشق☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶پس سلیمان دید اندر گوشهاینوگیاهی رسته همچون خوشهایدید بس نادر گیاهی سبز و ترمیربود آن سبزیش نور از بصرپس سلامش کرد در حال آن حشیشاو جوابش گفت و بشکفت از خوشیشگفت نامت چیست برگو بیدهانگفت خروبست ای شاه جهانگفت اندر تو چه خاصیت بودگفت من رستم مکان ویران شودمن که خروبم خراب منزلمهادم بنیاد این آب و گلمپس سلیمان آن زمان دانست زودکه اجل آمد سفر خواهد نمودگفت تا من هستم این مسجد یقیندر خلل ناید ز آفات زمینتا که من باشم وجود من بودمسجداقصی مخلخل کی شودپس که هدم مسجد ما بیگماننبود الا بعد مرگ ما بدانمسجدست آن دل که جسمش ساجدستیار بد خروب هر جا مسجدستیار بد چون رست در تو مهر اوهین ازو بگریز و کم کن گفت وگوبرکن از بیخش که گر سر بر زندمر ترا و مسجدت را بر کند!#مثنوی#دفتر_چهارم#قصه_خروب_و_رستنش_در_مسجدالاقصی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶حکایت ایران و ایرانیهاداستانی از #مثنوی دکتر #امیرحسین_ماحوزی،@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆تابستانها،خورشید، عاشق تر می شود ...این رااز بوسه های آتشینیکه برای شمعدانی لب پنجره می فرستدمی توان فهمید ...#رویا_فخاریان@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آردشب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار مابسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آردبهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سالچو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشقاز آهنگ «چکیده عشق» از بزرگداشت حافظ در یونسکوتکخوانی : @Sina.Sarlakگروه کر @Bahar.Choirirآهنگسا@arash.fouladvandvand
☆☆☆چه نقش باختی ای روزگار رنگ آمیزکه این سپید سیه گشت و آن سیاه سپید#هوشنگ_ابتهاج@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆کسی که در مورد امور کماهمیت بی وجدان است، درباره امور مهم رذلی تمام عیار خواهد بود.#شوپنهاورآرتور شوپنهاور در این جمله به یک حقیقت اخلاقی بنیادین اشاره میکند؛ که رفتار افراد در مواجهه با مسائل کوچک، نشاندهنده شخصیت و وجدان آنها در امور بزرگتر است. کسی که در مسائل کم اهمیت دچار بی اخلاقی، بی تفاوتی و بی مسئولیتی باشد، وقتی در موقعیتهای حساس و مهمتر قرار می گیرد، احتمالاً رفتاری به مراتب بدتر و رذیلانه تر خواهد داشت.همچنین فیلسوفانی چون نیچه و کانت نیز بر این باور بودند که کردارها و رفتارهای کوچک روزمره، نشاندهنده بنیانهای اخلاقی فرد است. از نظر جامعهشناختی، این جمله به این نکته اشاره دارد که فساد و بیعدالتیهای بزرگ، ریشه در بیاخلاقیهای کوچک و روزمره دارد.در نهایت، شوپنهاور به ما هشدار میدهد که هرگز از خطاهای بهظاهر کوچک غافل نشویم، زیرا این خطاها میتوانند مقدمهای بر انحرافات بزرگتر باشند.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆«من شیفته خوشیهای سادهام؛آنها آخرین پناهِ جانهای محزوناند...» #اسکار_وایلد@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمیچشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیزیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفتصعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_خیام 🗞تا چند اسیر عقل هرروزه شویمدر دهر چه صد ساله چه یک روزه شویمدر دِه قدح باده از آن پیش که مادر کارگه کوزهگران کوزه شویم@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشقمنظور از عقل هرروزه عقلی است که فقط امروز را میبیند و از آینده غافل است. آینده چیزی جز مصرع آخر یعنی گِل کارگاهِ کوزهگران شدن نیست.این رباعی خیامانه از ما میخواهد به پایان کار توجه کنیم و قدر لحظات زندگی خود را بدانیم، پیش از آن که این فرصت، خواه صد سال باشد و خواه یک روز، به پایان برسد.
☆☆☆بر نیستیام گواهی هست نزنراه از وسط کوچهٔ بن بست نزنهر بار سراغ زندگی رفتم، گفت:من مال تو نیستم به من دست نزن#عزیزعلی_انصاری@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆غمزمانیعظیماستکهتورابهسکوتوادارد!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ز سنگِ لال نخیزَد نه شِکوِه نه فریاد…#یدالله_رویاییبیتِ آوازی از استاد #محمدرضا_شجریانبا صدای #سحرمحمدی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆اما عزیز من!کاش در روزگار دیگری میزیستیم،ما همگی حیف بودیم.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖صلاح کار کجا و من خراب کجاببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجادلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوسکجاست دیر مغان و شراب ناب کجاقرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوستقرار چیست صبوری کدام و خواب کجا؟!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟#کمال_خجندی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_سعدی 📓از تو با مصلحت خویش نمیپردازمهمچو پروانه که میسوزم و در پروازمگر توانی که بجویی دلم امروز بجویور نه بسیار بجویی و نیابی بازم!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#استاد_شجریان
☆☆☆هیچ میدانی چرا چون موجدر گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟زان که بر این پردهی تاریکاین خاموشی نزدیکآنچه میخواهم نمیبینموآنچه میبینم نمیخواهم.#محمدرضا_شفیعیکدکنی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶به دست هجر تو زارم تو نیز میدانیطمع به وصل تو دارم، تو نیز میدانیچو در دل آمد عشق تو و قرار گرفتنماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ ز گهواره تا گور زور است و زور خداوند زورا در افتی به گور به نفرین چرا باید آغاز کرد به اشک از چه داری دو چشمِ نمور هنر نیست نفرینِ نامردمان تو در مویه، ایشان به جشن و سرور پیِ گور خود رفت چابکسوار بدان دخمه بردش پیِ خویش گور ز گورت کشیدند، گوری…☆☆☆ #بهرام_بیضایی خداوندِ زورقدرت، همیشه با شمشیر آغاز نمیشود؛گاهی با سکوتِ آدمهایی آغاز میشود که به ظلم عادت کردهاند.«ز گهواره تا گور زور است و زور...»بیضایی در این شعر، فقط از ستمگران سخن نمیگوید؛از جهانی میگوید که در آن، زور چنان عادی شده که گویی بخشی از سرنوشت انسان است.اما درست در میانهی این تلخی، جملهای میدرخشد:«هنر نیست نفرینِ نامردمان...»شاید بزرگترین مقاومت، نفرین کردن نباشد؛حفظِ حقیقت باشد.آنهم در زمانی که دروغ، بلندتر از حقیقت فریاد میزند.این شعر یادآوری میکند که قدرت، هرچقدر هم بزرگ باشد، ماندگار نیست.آنچه از زمان عبور میکند، صدای کسانی است که حقیقت را نوشتند، حتی اگر بهایش تنهایی، تبعید یا خاموشی بوده باشد.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ز گهواره تا گور زور است و زورخداوند زورا در افتی به گوربه نفرین چرا باید آغاز کردبه اشک از چه داری دو چشمِ نمورهنر نیست نفرینِ نامردمانتو در مویه، ایشان به جشن و سرورپیِ گور خود رفت چابکسواربدان دخمه بردش پیِ خویش گورز گورت کشیدند، گوری دگرچنان مردهدزد و چنان مردهشورکه این گوربانان ز مرگ آمدندبه مرگاند زنده، به مرگاند جورشبی مرگبار است پر تندرخشنه پیداست سوگ و نه پیداست سوریکی بت شکستند و خود بت شدندتن از تب بسوزانَدَم چون تنورکه گورِ جوانان برآوردهاندچه آهو به دام و چه ماهی به تورنگفتند موری که دانهکش استنگفتند آیا میازار مورگذشت آنکه مردم بخوانی رمهگذشت آنکه مردم ببینی ستورچه نالی که گیتی چنین هم نماندخرد آمد آریو بشکست زورندیدند یاران و کی میرسدکه پرده براندازد از خویش هورچه شیرین سرودی شود روزِ تلخچه شوری در افتد در آوای شور#بهرام_بیضائی @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆چیزی که وحشتناک بود حس میکردم که نه زنده زنده هستم و نه مرده مرده، فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زندهها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.#صادق_هدایت @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆علمِ انتقام! با دکتر آذرخش مکری#دکتر_آذرخش_مکری #آذرخش_مکری@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی...نظری من، که خیالی شدم از تنهایی....فخرالدین عراقی شاهکاری از #استاد_شجریان@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆در این #دریا و تاریکی و صد موجتو اندر #کشتیِ پربار، چونی؟منم بیمار و تو ما را طبیبیبپرس آخر که ای بیمار چونی...#دیوان_شمس#مولانا@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖از بهر خدا زلف مپیرای که ما راشب نیست که صد عربده با باد صبا نیستتیمار غریبان اثر ذکر جمیل استجانا مگر این قاعده در شهر شما نیستدی میشد و گفتم صنما عهد به جای آرگفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆دکتر آذرخش مکری میگن گاهی کمال گرایی باعث افسردگی میشه چون اجازه خوشی های کوچک رو از خودمون میگیریم.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆از بهر گرفتاری ما زلف میارای!ما بستهی دامیم، تو فکر دگری کن#هلالی_جغتایی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بزرگترین مانع یادگیری، نادانی نیست؛ بلکه توهم دانستن است. ذهن ما تمایل دارد آموختههای پیشین، تعصبات، کلیشهها و پیشفرضهای فرهنگی خود را به عنوان حقیقت مطلق بپذیرد. Unlearning یعنی شجاعت زیر سوال بردن بدیهیات. یعنی به چالش کشیدن همان فرمولها و باورهایی که شاید روزی عامل موفقیت ما بودهاند، اما امروز به زنجیری بر دست و پایمان تبدیل شدهاند؛ یعنی هنر سبکبار شدن و پذیرش این واقعیت که بسیاری از حقایق دیروز ما، امروز جز بار اضافی چیزی نیستند!پ.ن ترجمه فارسی مناسبی برایش پیدا نکردم؛ یاد(گیری) زدایی یا وا یادگیری!#کنجکاو_کمحوصله#توئیت @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆یا چنان نمای که هستییا چنان باش که مینمایی#بایزید_بسطامینه فرشتهام، نه شیطان، کیام و چیام؟ همینم!نه ز بادم و نه زآتش، که نوادهی زمینم نه حقِ حقم، نه ناحق، نه بدم، نه خوبِ مطلقسیه و سپیدم: ابلق! که به نیک و بد عجینم #حسین_منزوی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_سعدی 📓ابر اگر آبِ زندگی بارد هرگز از شاخِ بید بَر نخوریبا فرومایه روزگار مبر کز نیِ بوریا شِکَر نخوری@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆و اگر کسی بهکژی برآمده باشد، گِردِ راست کردنِ او مگرد که نتوانی؛ چه هر درختی که کژ برآمده باشد و شاخ زده بهکژی و بالا گرفته، جز به بریدن و تراشیدن راست نگردد.#قابوسنامه باب ششم@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆صبحگه، کانزوای وقت و مکاندلرباینده است و شوق افزاستبر کنار جزیرههای نهانقامت باوقار قو پیداستلیک مرغ جزیرههای کبوددر همین دم که او به تنهاییسینه خالی ز فکر بود و نبودمیکند فکرهای دریاییبر خلاف تصور همه، اوشاد و خرم به دیدنِ آب استگر کسی هست یا نه ناظر قوقو در آغوش موجها خواب است#نیما_یوشیج@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیارهر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفتعشقبازی را تحمل باید ای دل پای دارگر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفتعیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاهپای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆من به کسانی که خوب میدانند خدا از آنها میخواهد که چکار کنند اعتماد ندارم، زیرا فهمیدهام که آنها همیشه امیال خود را با امیال خدا یکی میدانند.#سوزان_انتونی#کانال_خداوندگار_عشق @khodavandegareshgh
☆☆☆من،انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه رابه یاد دارم که در غروب آنهادر خیابان از تنهایی گریستم.ما نه آواره بودیم،نه غریباما...این بعدازظهرهای جمعه پایان وتمامی نداشتمیگفتند از کودکی به ماکه زمان باز نمیگردداما نمیدانم چرااین بعدازظهرهای جمعه باز میگشتند!#احمدرضا_احمدی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆سلام بر آنهایی که صبح به صبح غصهها را فراموشمیکنند و مثل خورشید گرما ومحبتشان را میتابانند...@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکنوین سر شوریده بازآید به سامان غم مخوردور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدایما یک سان نباشد حال دوران غم مخورگر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعیدهیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆من نخواهم ایستاد روبهروی توجز برای بوسه دادن!#سایه@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆تو اینجا نیستی، گم شدهای...اما هنوز لبخندت اینجاست،روی صندلی روبرویم نشسته است... #شیرکو_بیکس@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆مسئله بنیادی، جایگاه روشنفکری در اخلاق است.روشنفکر زمانی اعتبار خود را حفظ میکند که حقیقت را بر تعلق، استدلال را بر هیجان، و گفتگو را بر تخریب مقدم بدارد.هیچ اندیشمندی،صرفنظر از شهرت، سابقه یا تاثیرگذاری تاریخی، نباید از محک نقد معاف شود.زیرا لحظهای که شخصیتها جای حقیقت را بگیرند،اندیشه دیگر در جست و جوی واقعیت نیست؛ بلکه در حال پاسداری از هویت خویش است.#پژمان_طهماسبیاندر مورد اختلاف میان عبدالکریم سروش و موسی غنینژاد دربارهی علی شریعتی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بدبخت ترین حاکم چه کسی است؟روزی که حجّاج بن یوسف که بسیار ستمگر بود از دنیا رفت.مردی به قصر او آمد و خواستار ملاقات با حجاج شد.نگهبان به او گفت:حجاج درگذشت!مرد ساعتی بعد برگشت و درخواست را تکرار کرد.نگهبان به او گفت: گفتم حجاج مُرد...مَرد برای بار سوم برگشت و درخواست را تکرار نگهبان به او گفت: نفهمیدی بهت گفتم حجاج مُرد...؟!مرد گفت: میفهمم اما از شنیدن این خبر، لذت میبرم...بدبختترین حاکم حاکمی هست که مردم از مرگش خوشحال شوند و احساس کنند از ستمش رهایی یافتند. @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ استپیاله گیر که عمر عزیز بیبدل استنه من ز بی عملی در جهان ملولم و بسملالت علما هم ز علم بی عمل استبه چشم عقل در این رهگذار پرآشوبجهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشقجریده:رهایی از تعلّقاتبیبدل:بدون جانشینرستگاری همانند تنگه و گردنهای باریک و آنچنان تنگ است که تنها انسانی که فارغالبال و رها از وابستگیست میتواند از این روزن عبور کند.تنها با بیتعلقی و سبکباری مزه سعادت را خواهی چشید.پس دم را دریاب که عمر عزیز جایگزینی ندارد.
☆☆☆برخی مرا به سازش با بیگانگان متهم کردند، اما نمیدانستند که برای حفظ ایران، گاه باید حتی با دشمن نیز با تدبیر و خویشتنداری سخن گفت. دیپلماسی، هنر صبر و دوراندیشی است و سیاست، هنرِ ممکنهاست، نه میدان آرزوهای دور و دستنیافتنی.عقل سلیم حکم میکند که در برابر طوفانهای سهمگین سیاست، بهجای مقاومتِ کور، جهت باد را شناخت و کشتی کشور را با کمترین آسیب به ساحل امن رساند. پایداری، همیشه در ایستادن نیست؛ گاهی در آن است که بدانی چه زمان باید انعطاف نشان داد تا اصلِ بقا حفظ شود.عشق به ایران نه در شعارهای پرهیاهو، بلکه در خدمت صادقانه و بیادعا به مردم و سرزمین معنا پیدا میکند. وطنپرستِ راستین کسی است که در سختترین روزها، منافع ایران را بر نام، مقام و قضاوت دیگران ترجیح دهد.(«پایداری، همیشه در ایستادن نیست…»)#محمدعلی_فروغی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆هر کسی لایق آن نیست که عاشق باشدیعنی این مایه کسی راست که لایق باشدهر کسی محتمل کوه غم شیرین نیستهمچو فرهاد مگر عاشق صادق باشدهر کسی سرو و شقایق به چمن جوید و منسرو قدی که رخش رشک شقایق باشدطعنه خلق و جفای فلک و جور رقیبجمله هیچند اگر یار موافق باشد#شوریده_شیرازی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆جیمز هالیس روانتحلیلگر یونگی و نویسندهای پرنفوذ در حوزهی روانشناسی عمقی است. آثار او اغلب دربارهی معنا، اضطراب، بلوغ روانی و سفر درونی انسان نوشته شدهاند. هالیس اعتقاد دارد که انسانِ مدرن برای رسیدن به خودآگاهی باید با لایههای پنهان درون خود روبهرو شود، حتی اگر آن مسیر، دردناک باشد.در یکی از جملات تأثیرگذارش میگوید:«اضطراب، بهاییست که برای داشتن زندگی آگاهانهتر میپردازیم.»ما اغلب اضطراب را یک احساس منفی و مشکلزا میدانیم اما در نگاه روانشناسی عمقی، اضطراب میتواند نشانهای باشد از اینکه در حال عبور از مرزهای قبلی خود هستیم.اضطرابی که از ترک عادتها، مواجهه با حقیقت، یا تغییر مسیر زندگی ناشی میشود، بخشی از فرآیند بیدار شدن است.در واقع، هر گامی به سمت آگاهی بیشتربا نوعی ناامنی روانی همراه است. اما همین حس، گواهیست بر اینکه ما در حال حرکتیم — نه در حال تکرار خودمان.اگر امروز اضطراب داری، شاید نه به خاطر ضعف، بلکه به این دلیل است که در حال تولد دوبارهای درونی هستی.زندگی آگاهانه، آرامش سطحی نمیدهد؛ اما عمق میدهد، معنا میدهد، و رهایی از تکرارهای بیپایان.@khodavandegareshgh
☆☆☆خشک آمد کشتگاه مندر جوار کشت همسایه.گر چه میگویند: میگریند روی ساحل نزدیکسوگواران در میان سوگواران.قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟بر بساطی که بساطی نیستدر درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیستو جدار دندههای نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکدـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــقاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟ #نیمایوشیج@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
⭐️ به زودی این پست حذف خواهد شد لطفاً زودتر وارد شوید .🌷⤴️☝️[از این فرصت استفاده کنید .]
این پست تبلیغاتی نیست، برای پیشرفت و رشد شماست، مجموعه ای از بهترین ها.🥳😀😀 { کانال ها بادقت زیادی انتخاب شده است. } با انتخاب کلید موردنظر، به جامعه دوستداران دانش، هنر، سینما و فلسفه بپیوندید.
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیدهایما آن شقایقیم که با داغ زادهایمچون لاله می مبین و قدح در میان کاراین داغ بین که بر دل خونین نهادهایم@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆برهوت آگاهیبعضی خبرها فقط چیزی درباره جهان به ما نمی گویند؛ نسبت ما را با جهان تغییر میدهند. پس از دانستن، دیگر نمیتوانیم کاملاً همان کسی باشیم که چند دقیقه پیش بودیم. آگاهی در چنین لحظهای نه امتیاز است و نه روشنایی محض! زخمی است که از دیدن فاصله میان آنچه هست و آنچه نباید باشد پدید میآید.پایاندادن به زندگی یک انسان، اندیشه را با تناقضی دشوار روبهرو میکند. هر داوری انسانی ممکن است نیازمند بازنگری باشد، چون شناخت ما محدود، شواهد گاه ناقص و قاضی نیز انسانی خطاپذیر است. با این حال، مرگ مجازاتی است که هیچ بازنگری ای را به رسمیت نمیشناسد. اینجا قطعیت کیفر، در برابر ناتمامیِ معرفت(شناخت) ما میایستد.از سوی دیگر، مسئله فقط احتمال خطا نیست. انسان را نمیتوان به بدترین لحظه زندگیاش فروکاست. آدمی تا وقتی زنده است، هنوز مجموعهای از امکانهاست؛ ممکن است حقیقتی روشن شود، فهمی تغییر کند، پشیمانی معنایی بیابد یا زندگی مسیری دیگر بگیرد. پایاندادن به حیات، تنها خاموشکردن اکنون نیست؛ بستن همه آینده هایی است که هنوز رخ ندادهاند.برهوت آگاهی برای من همین فاصله است؛ میان ندایی که از رنج دیگری میرسد و ناتوانی و استیصال. خبر را میخوانم و میدانم اندوه من چیزی را بازنمیگرداند. با این همه، نگران روزی هستم که چنین خبرهایی دیگر روزم را برهم نزنند. شاید آخرین چیزی که در این برهوت باید از آن مراقبت کرد، همین توان هنوز متأثرشدن باشد!#نه_به_اعدام#محمدرضا_واعظ @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆روانشناسی مدرن تمایل دارد رنج را خصوصی کند. اگر شما مضطرب هستید، نسخه این است: «افکار منفیات را مدیریت کن.» اما ...، اضطراب شهروند ایرانی یک خطای شناختی نیست؛ یک واکنش کاملاً واقعبینانه و بقامحور به یک تهدید مداوم است!وقتی تورم افسارگسیخته است، آزادیهای اولیه انسانی سلب شده، و هر اعتراضی با سرکوب خشن یا اعدام مواجه میشود، اضطراب و افسردگی دیگر یک بیماری بالینی فردی نیستند، بلکه عوارض جانبی زیستن در یک ترومازدگی ساختاری هستند. آدرس غلط دادن روانشناسی در اینجا، مقصر دانستن قربانی است!#کنجکاو_کمحوصله#توئیت @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_خیام 🗞ای صاحب فتوی، ز تو پرکارتریم با اینهمه مستی، زِ تو هشیارتریم تو خونِ کسان خوری و ما خونِ رَزان انصاف بده؛ کدام خونخوارتریم؟@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شمااز پینه پیشانی و دلهای سنگین شما@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆وقتی که خواب نیست، ز رویا سخن مگوآنجا که آب نیست، ز دریا سخن مگوخورشیدِ ما به چوبهٔ اعدام بسته استاز صبح و آفتاب در اینجا سخن مگو😭#حسین_منزوی🖤🖤#نور_بر_تاریکی_پیروز_است @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#اعدام_نکنید#اعدام_نکنید#اعدام_نکنید
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کندببرد اجر دو صد بنده که آزاد کندقاصد منزل سلمی که سلامت بادشچه شود گر به سلامی دل ما شاد کند..توضیح مختصر بیت:به چه زیبایی و لطافتی از معشوق درخواست پیام و سلامی دارد حافظ:اگر باقلم مُشکبویت نامهای بنویسی و یادی از من کنیاجر آزادی دویست بنده را مییابی.( از نظر حافظ خوش کردن دل عاشق صواب آزادی دویست بنده را دارد!)(سلمی به معنی معشوق است)قاصد معشوقم که امیدوارم سلامت باشد( معشوق یا قاصدش؟ معلوم نیست.ایهام دارد)چه خواهد شد اگر با پیامی از او دل مرا شاد کند؟و در جای دیگر:آن غالیه خط گرسویِ ما نامه نوشتیگردون ورق ِ هستی ما درننوشتی✍مریم تولّا@khodavandegareshgh
☆☆☆گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تومن به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟!#عراقی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#استاد_شجریان
☆☆☆●جمهوری انگلستان؛ انقلابی که بسیاری تصور میکردند آزادی میآورد. در میانه قرن هفدهم، انگلستان وارد یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ خود شد. اختلافهای عمیق میان چارلز اول و پارلمان، کشور را به جنگ داخلی کشاند. پس از چند سال نبرد، نیروهای پارلمان به رهبری الیور کرامول پیروز شدند.در اقدامی بیسابقه، چارلز اول در دادگاهی انقلابی محاکمه و در ژانویه 1649 اعدام شد. سپس نظام سلطنتی و مجلس اعیان منحل گردید و انگلستان برای نخستین بار در تاریخ خود به جمهوری یا «همسود» (Commonwealth) تبدیل شد.بسیاری از مردم تصور میکردند با سقوط سلطنت، عصر آزادی، عدالت و مشارکت عمومی آغاز شده است؛ اما واقعیت مسیر دیگری را پیمود.الیورکرامول که فرمانده ارتش پیروز و از پیوریتنهای معتقد بود، به تدریج قدرت را در دست گرفت. او پس از اختلاف با پارلمان، مجلس را منحل کرد و در سال 1653 با عنوان «لرد محافظ» عملاً زمامدار کشور شد. هرچند نام حکومت جمهوری بود، اما بخش بزرگی از قدرت سیاسی و نظامی در اختیار یک فرد و ارتش قرار گرفت.در این دوران، پیوریتنها تلاش کردند جامعه را بر اساس برداشت سختگیرانه خود از دین سامان دهند. بسیاری از فعالیتهای فرهنگی و تفریحی محدود شد؛ تماشاخانهها تعطیل ماندند، اجرای نمایش و بخش بزرگی از موسیقی و سرگرمیهای عمومی ممنوع یا محدود شد و حتی جشنهایی مانند کریسمس، که از نگاه آنان ریشهای غیرمذهبی یا آمیخته با خرافات داشت، با محدودیت روبهرو گردید.همزمان، دولت کرامول مخالفان سیاسی را سرکوب کرد و لشکرکشیهای خونینی به ایرلند و اسکاتلند انجام داد که هنوز نیز از تلخترین فصلهای تاریخ بریتانیا به شمار میروند.جامعهای که برای رهایی از استبداد سلطنتی جنگیده بود، خود را در برابر حکومتی یافت که آزادیهای سیاسی و اجتماعی را به شدت محدود کرده بود. این تجربه، برای بسیاری از انگلیسیها این پرسش را ایجاد کرد که آیا صرفِ تغییر حاکم، به معنای تحقق آزادی است؟پس از مرگ الیور کرامول در سال ۱۶۵۸، پسرش ریچارد کرامول جانشین او شد؛ اما نه اقتدار سیاسی پدر را داشت و نه حمایت ارتش را. اختلافهای داخلی، بحران اقتصادی و بیثباتی سیاسی کشور را در آستانه فروپاشی قرار داد.در چنین شرایطی، جرج مانک نقش تعیینکنندهای ایفا کرد. او زمینه بازگشت پارلمان و دعوت از چارلز دوم، فرزند چارلز اول، را فراهم ساخت.چارلز دوم پیش از بازگشت، در «اعلامیه بردا» وعده داد که تا حد امکان مسیر آشتی ملی را دنبال کند، بسیاری از دشمنیهای گذشته را کنار بگذارد و حکومت را با همکاری پارلمان اداره کند.در سال 1660، با بازگشت چارلز دوم، سلطنت دوباره برقرار شد؛ رویدادی که در تاریخ انگلستان به «بازگشت سلطنت» (The Restoration) معروف است. با این تغییر، بسیاری از محدودیتهای فرهنگی برداشته شد؛ تماشاخانهها دوباره گشوده شدند، هنر و موسیقی رونق گرفت و فضای اجتماعی کشور نسبت به دوران جمهوری آزادتر شد.اما شاید مهمترین میراث این دوره، نه بازگشت سلطنت، بلکه درسی بود که جامعه انگلستان از آن آموخت.انگلیسیها دریافتند که آزادی صرفاً با حذف یک حکومت یا تغییر نام نظام سیاسی به دست نمیآید. اگر قدرت در دست یک فرد یا یک ایدئولوژی متمرکز شود و نهادهای مستقل، قانون و امکان نقد از میان بروند، حتی حکومتی که با شعار آزادی آغاز شده است، میتواند به استبدادی تازه تبدیل شود.تجربه جمهوری کرامول، بیش از آنکه داستان پیروزی یا شکست یک جریان سیاسی باشد، هشداری تاریخی است: هیچ حکومتی صرفاً به دلیل شعارهایش ضامن آزادی نیست. آنچه از آزادی پاسداری میکند، وجود قانون، تفکیک قدرت، نهادهای پاسخگو، تحمل مخالف و مشارکت واقعی مردم در اداره کشور است.تاریخ بارها نشان داده است که انقلابها میتوانند حکومتها را تغییر دهند؛ اما اگر سازوکارهای مهار قدرت ایجاد نشود، استبداد ممکن است تنها با چهرهای متفاوت بازگردد.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆بیا ذوب کن در کف دست منجرم نورانی عشق را...مرا گرم کن...در این کوچه هایی که تاریک هستند#سهراب_سپهری@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارندجوانان سعادتمند پند پیر دانا راحدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوکه کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما راغزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظکه بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆در این حریمِ شبانهی ستم گرفته،در این شبِ خوف و خاکستر که غم گرفته،رفیقِ روزانِ روشنِ رهاییِ من!ستاره ها را صدا بزن، دلم گرفته ...@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆در دل یک جنگل انبوه و ناشناخته، راه خود را گم کرده بودم و تنها ابزارم شعلهای کوچک از شاخهای خشک بود که مرا چون شمعی در یافتن مسیر یاری میداد.در همین هنگام، غریبهای که از آنجا عبور میکرد نزدیک شد و گفت:«دوست عزیز، شمع خود را فوت کن تا راه بهتری پیدا کنی.»آن غریبه یک روحانی بود!!دنی دیدرواین شعله، هرچند محدود و آسیبپذیر، تنها وسیلهای بود که امکان دیدن اطراف و تشخیص جهت حرکت را فراهم میکرد.اما چگونه میتوان بدون نور، انتظار یافتن راه را داشت؟ خاموش کردن تنها منبع روشنایی، نه به کشف حقیقت، بلکه به تعمیق تاریکی منجر میشود.این تمثیل به دنی دیدرو، فیلسوف عصر روشنگری، نسبت داده میشود؛ دورانی که در آن عقل، تجربه و نور خرد انسانی در برابر اقتدارهای کورکننده سنت و ادعاهای غیرقابل آزمون قرار گرفتند.در این چارچوب، «شمع» نماد عقل محدود اما کارآمد انسان است، و «توصیه به خاموش کردن آن» نماد رویکردهایی است که فرد را به کنار گذاشتن ابزار شناخت، به امید دستیابی به حقیقتی نامعلوم، فرا میخوانند.از منظر فلسفه معرفت، این وضعیت یادآور یک اصل بنیادین است:ابزار شناخت، هرچند ناقص، شرط اولیه امکان شناخت است. حذف آن پیش از جایگزینی معتبر، به جای روشنتر شدن مسیر، به فرو رفتن در تاریکی و ابهام مطلق میانجامد.حقیقت همواره در «نور کامل» آشکار نمیشود؛ بلکه اغلب در حد ظرفیت ابزارهای شناخت انسانی قابل دسترسی است. کنار گذاشتن این ابزارها تنها زمانی معنادار است که جایگزینی واقعی و قابل اتکا وجود داشته باشد، نه صرفاً یک وعده یا ادعا. در غیر این صورت، خاموش کردن نور نه جهشی به آگاهی بالاتر، بلکه پذیرش داوطلبانه تاریکی است.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ای دل که بیگدار به آبها نمیزدیبی قایقت میانهی دریا چه میکنی؟؟@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶دود دل ما نشان سوداست دلاو اندود که از دل است پیداست دلاهر موج که میزند دل از خون ای دلآن دل نبود مگر که دریاست دلا@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆برای یک دیکتاتور راههای بسیاری هست که بتواند به قدرت چنگ بزند و از شر رقیبانش خلاص شود. تصفیههای خونین، فریب و تقلب و تفرقهانداختن و حکومت کردن فقط بعضی از این راهها هستند. اما در بلندمدت، کیش شخصیت کارآمدترین راه است. این کیشْ متحدان و رقبا را به یک اندازه خوار میکند، وادارشان میکند به واسطهٔ تبعیت عمومی سبقت بجویند. بیش از هر چیز، دیکتاتور آنها را مجبور میکند که در برابر همه ستایشش کنند و با این کار از همه یک دروغگو میسازد. وقتی همه دروغ بگویند، دیگر کسی نمیداند چهکسی دروغ گفته یا نگفته است و پیداکردن همدست برای کودتا دشوارتر میشود#فرانک_دیکوتر@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆به باغهای دزد زده میمانیمقبول کنیداندوه میوهای که بر شاخه میمانداز اندوه میوهای که در زیر چکمه له میشودهیچ کمتر نیست.#کمال_رفعت_صفایی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆آغوش ؛ ابزاری تکاملی برای کاهش تنشهای اجتماعیپژوهش تازهای روی شامپانزهها (Pan troglodytes) و بونوبوها (Pan paniscus) نشان میدهد که رفتارهایی مانند آغوش گرفتن، نوازش کردن و سایر تماسهای اطمینانبخش پیش از رقابت بر سر غذا، احتمال همزیستی مسالمتآمیز و کاهش پرخاشگری را افزایش میدهد. این یافتهها حاکی از آن است که ریشههای لمس اجتماعی در انسان و نزدیکترین خویشاوندانش دستکم به ۶ میلیون سال پیش و نیای مشترک آنها بازمیگردد.پژوهشگران دانشگاه دورهام با بررسی رفتار ۱۱۶ شامپانزه و بونوبو در پنج گروه نیمهوحشی در پناهگاههای آفریقا، تعاملات پنج دقیقه پیش از توزیع غذا را ثبت و تحلیل کردند. نتایج نشان داد افرادی که پیش از غذا از طریق تماس بدنی با یکدیگر تعامل اطمینانبخش داشتند، هنگام تغذیه رفتارهای بردبارانهتری از خود نشان میدادند و کمتر وارد درگیری میشدند.این اثر در دو گونه الگوی متفاوتی داشت؛ در بونوبوها نقش تماس اجتماعی میان مادهها پررنگتر بود که با ساختار اجتماعی مبتنی بر ائتلافهای مادهها همخوانی دارد، در حالی که در شامپانزهها این تأثیر عمدتاً میان نرها مشاهده شد و بازتابی از پیوندهای اجتماعی آنها بود.یکی از جالبترین یافتههای پژوهش، مشاهده رفتار پرخطر «قرار دادن انگشت یا دست در دهان فرد دیگر» در شامپانزهها بود؛ رفتاری که بیشتر در گروههای دارای تحمل اجتماعی بالا دیده شد و از دید پژوهشگران، نشانهای از اعتماد عمیق و پذیرش آسیبپذیری در شرایط تنشزا محسوب میشود.به گفته محققان، این نتایج نشان میدهد لمس اجتماعی تنها بازتاب روابط دوستانه نیست، بلکه خود به تقویت اعتماد، کاهش تنش و افزایش همکاری در گروه کمک میکند. از آنجا که این رفتارها در هر دو گونه بسیار مشابه هستند، احتمالاً پیش از پیدایش زبان در نیای مشترک انسان، شامپانزه و بونوبو شکل گرفتهاند و یکی از قدیمیترین ابزارهای تکاملی برای حفظ انسجام اجتماعی به شمار میروند.پژوهشگران تأکید میکنند که اگرچه در مطالعات تکامل انسان معمولاً بر نقش رقابت و پرخاشگری تمرکز شده است، این یافتهها نشان میدهد که همدلی، تماس بدنی و رفتارهای اطمینانبخش نیز از دیرباز بخشی اساسی از راهبردهای تکاملی برای مدیریت تعارض و حفظ روابط اجتماعی بودهاند. بسیاری از این رفتارها هنوز هم در تعاملات روزمره انسان، مانند آغوش گرفتن یا لمس حمایتی، دیده میشود.این مطالعه در نشریه Proceedings of the Royal Society B: Biological Sciences منتشر شده است.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆همهچیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سودپرستی و بیذوقی و مرگ و بدبختی است. #صادق_هدایت @khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆ یه داستانی توی مثنوی هست که اساسا ترازوی اصلی من برای قضاوت کردن آدماست، از جمله قضاوت کردن خودم. داستان مردی که از بغداد (نیویورک اون زمان) برمیگشته و توی راه به دو سه تا از رفیقاش برمیخوره و اونا هم از سفر و گشت و گذارش پرس و جو میکنن. یارو هم که…☆☆☆⚫️ مهربانی، فقط رفتار را تغییر نمیدهد، چهره را هم دگرگون میکند!•در دههٔ ۱۹۵۰، دانشمند روس، دیمیتری بلایف، آزمایشی مشهور را روی روباههای وحشی آغاز کرد. او در هر نسل، فقط آرامترین و مهربانترین روباهها را برای تولیدمثل انتخاب کرد.نتیجه شگفتانگیز بود. تنها پس از چند نسل، روباهها نهتنها رامتر شدند، بلکه ظاهرشان هم تغییر کرد؛ گوشهای افتاده، دمهای حلقهای، لکههای سفید روی بدن و چهرهای کودکانهتر و اهلی تر پیدا کردند.•این پژوهش نشان داد که انتخاب صفاتی مانند آرامش و اهلیبودن، میتواند در طول نسلها حتی بر ویژگیهای ظاهری موجودات زنده نیز اثر بگذارد. شاید به همین دلیل است که مهربانی، فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ نیرویی است که از درون، انسان را دگرگون میکند و این دگرگونی، دیر یا زود، در چهرهٔ او نیز بازتاب پیدا میکند. •آیا تا به حال با دیدن چهرهٔ کسی، احساس کردهاید که مهربانی یا تلخیِ درونش از نگاهش پیداست. آیا بازخوردی که از اولین برخورد با انسانها می گیریم قابل اعتماد است؟#یونس_محمدی_وکیلی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆به من قول بده که پس از مرگم فقط دوستانم بر جنازه من حاضر شوند و مردم فضول و کنجکاو دیگر آنجا نباشند.مواظب باش که کشیش یا کس دیگر بر کنار گور من سخنان بیهوده و دروغ نگوید، زیرا در آن هنگام من توانایی دفاع از خویشتن را ندارم. بگذار تا مانند یک بت پرست خالص به گور روم.#فریدریش_نیچه@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶«تو نیز بیا یارا، تا یار شَوی ما رازیرا که ز جانِ ما، جانِ تو نشان دارد.»@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆هیچ برنامه عادلانهای برای جهان وجود ندارد. بخشی از خوب زیستن این است کهآن را همانطور که هست بپذیریم...#رولف_دوبلی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق