☆☆☆ #دمی_با_مولانا 🪶 حکایت ایران و ایرانیها داستانی از #مثنوی دکتر #امیرحسین_ماحوزی، @khodavandega…
انتشار: 2026/08/08 09:58 UTCدریافت: 2026/08/12 20:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 20:32 UTC
☆☆☆ #دمی_با_مولانا 🪶 حکایت ایران و ایرانیها داستانی از #مثنوی دکتر #امیرحسین_ماحوزی، @khodavandegareshgh #کانال_خداوندگار_عشق☆☆☆#دمی_با_مولانا 🪶پس سلیمان دید اندر گوشهاینوگیاهی رسته همچون خوشهایدید بس نادر گیاهی سبز و ترمیربود آن سبزیش نور از بصرپس سلامش کرد در حال آن حشیشاو جوابش گفت و بشکفت از خوشیشگفت نامت چیست برگو بیدهانگفت خروبست ای شاه جهانگفت اندر تو چه خاصیت بودگفت من رستم مکان ویران شودمن که خروبم خراب منزلمهادم بنیاد این آب و گلمپس سلیمان آن زمان دانست زودکه اجل آمد سفر خواهد نمودگفت تا من هستم این مسجد یقیندر خلل ناید ز آفات زمینتا که من باشم وجود من بودمسجداقصی مخلخل کی شودپس که هدم مسجد ما بیگماننبود الا بعد مرگ ما بدانمسجدست آن دل که جسمش ساجدستیار بد خروب هر جا مسجدستیار بد چون رست در تو مهر اوهین ازو بگریز و کم کن گفت وگوبرکن از بیخش که گر سر بر زندمر ترا و مسجدت را بر کند!#مثنوی#دفتر_چهارم#قصه_خروب_و_رستنش_در_مسجدالاقصی@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق



