
🔥 کانال رسمی پایگاه خِرَدگان 🔥 سرپرست:[email protected]نشانی پایگاه رایاتاری:kheradgan.ir
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 23 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 24 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
توجه به مردم در اندیشه سیاسی ایران باستان@Kheradgan_Officialاز آموزههای زرتشت گرفته تا کتیبههای هخامنشی و اندرزهای دوره ساسانی، نشان میدهند که توجه به مردم، بهروزی و شادی آنان، آبادانی سرزمین و دادگری فرمانروا، جایگاهی پررنگ در اندیشه ایران باستان داشته است. گرچه نمیتوان از وجود نظامی مانند دموکراسی امروز در ایران باستان سخن گفت ولی نباید اندیشههای ایران باستان را در شکل گیری نظامهای نوین سیاسی نادیده گرفت.نقش آموزههای زرتشتفرمانروای خوب، مردم را خشنود و شاد میکندپادشاهی که باید تیماردار مردم باشدآبادانی؛ وظیفهای برای فرمانروامردم، تنها مردمِ قوم فرمانروا نیستندفرمانروا باید مردم را پیش از خویشتن ببینداگر شاه ستمگر شود، فرّه از او دور میشودادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23649
تصویر: بزرگان پارسی و مادی در کنار یکدیگرمنابع و مآخذ درباره ایرانی بودن مادها@Kheradgan_Officialبا گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش انتشار مطالب بدون ارجاع به منابع معتبر، تحریف و سادهسازی تاریخ بیش از گذشته رواج یافته است. یکی از نمونههای این مسئله، تلاش برخی جریانهای پانترک برای نسبت دادن اقوام باستانیِ ساکن فلات ایران به هویتها و روایتهای مورد نظر خود است.آنچه از بررسی منابع تاریخی و آثار باستانی میتوان دریافت، این است که مادها، همانند پارسیان، خود را آریایی یا ایرانی میدانستند و هویت ایرانی در میان آنان برجسته بوده است.کتیبههای باستانی ایرانی، گزارشهای یونانیان باستان، پژوهشهای تاریخی، پژوهشهای زبانشناختی و ... همه و همه مادها را ایرانی معرفی میکنند.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23648
مقایسه نوشتههای گزنفون با هرودوت و کتزیاس@Kheradgan_Officialبا بررسی کلی منابع هم عصر گزنفون باید گفت که گزنفون کارنامه بهتری نسبت به کتزیاس و هرودوت دارد و برخی از نوشتههای او سازگاری بیشتری با کتیبهها و اسناد باستانی دارد.البته این بدان معنا نیست که نوشتههای گزنفون بدون اشکال هستند.اما آنچه گزنفون را از دیگر نویسندهها متمایز میکند، ارزش ادبی و اخلاقی اثر اوست. در کوروپدیا درسها و آموزههای اخلاقی فراوانی وجود دارد و خود گزنفون اذعان کرده است که این مفاهیم را از ایرانیان آموخته است. هنگامی که درباره نوشتههای هرودوت و کتزیاس سخن به میان میآید، طرفداران تاریخ نگاری یونانیان، معمولا از آنها با تحسین یاد میکنند! هرودوت را پدر تاریخ نگاری مینامند.اما هستند کسانی که هرگاه سخن از کوروپدیا (مشهور به کوروشنامه) به میان میآید، بدون ارائه استدلالی مشخص، بهسرعت آن را صرفاً یک رمان میخوانند و فاقد اعتبار تاریخی میدانند!گزنفون هیچگاه ننوشته است که کوروپدیا یک رمان است؛ بلکه این برداشت، حاصل ذهنیت برخی نویسندههای عصر جدید است. گزنفون، برعکس، در نوشته خود تصریح میکند که آموختهها و شنیدههایش درباره کوروش بزرگ را گردآوری کرده است.اگر بخواهیم نوشتههای گزنفون را با آثار هرودوت و کتزیاس مقایسه کنیم، پیش از هر چیز باید گفت که افسانههای سطح پایین و غیرقابلباور (مانند آب نطفه تیره، شفابخشی ادرار، ظهور شبح، رها شدن از بند بهوسیله رعدوبرق و…) در نوشتههای گزنفون دیده نمیشود.باید پذیرفت که نوشتههای گزنفون، دستکم از این نظر، در مقایسه با آثار هرودوت و کتزیاس، جدا از جنبههای تاریخی، واقعگرایانهتر هستند.نوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/19560
معماری ایران از اشکانیان تا ساسانیان@Kheradgan_Officialتسلط اسکندر و سپس حکومت سلوکیان، موجب ورود عناصر معماری و هنری هلنیستی به بخشهایی از ایران شد؛ اما این تأثیرات هرگز نتوانستند سنتهای بومی معماری ایران را به طور کامل کنار بزنند.با قدرت گرفتن اشکانیان، سنتهای معماری ایرانی دوباره جایگاه مهمی پیدا کردند. اصطلاح «معماری اشکانی» تنها به معماری فلات ایران محدود نمیشود و مجموعهای بسیار متنوع از سنتهای معماری مناطق مختلف را در بر میگیرید.پس از اشکانیان، ساسانیان قدرت را به دست گرفتند. در این دوره معماری ایران وارد مرحلهای جدید شد. سازههای طاقی و گنبدی توسعه پیدا کردند و بناهای حکومتی، مذهبی و شهری در مقیاسهای بزرگ ساخته شدند.اهمیت این دوره فقط در شکوه بناها نیست؛ بلکه در این واقعیت است که بسیاری از عناصر معماری ساسانی بعدها وارد معماری ایران پس از اسلام شدندنوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/23646
باورهای مذهبی محمدرضا شاه پهلوی@Kheradgan_Officialمطابق روایت صریح و شخصی محمدرضا شاه در خاطراتش، او مدعی بود که در دوران کودکی ابوالفضل العباس و امام دوازدهم شیعیان را دیده است. او معتقد بوده که ابوالفضل العباس او را از آسیبدیدن حفظ کرده است.محمد رضا شاه درباره دیدار با امام زمام اینچنین نوشته است:در آن هنگام ناگهان مردی را با چهره ملکوتی دیدم که برگرد عارضش هالهای از نور مانند صورتی که نقاشان غرب از عیسی بن مریم میسازند نمایان بود. در آن حین به من الهام شد كه با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم روبرو هستم.متن کامل این خاطرات را بخوانید:kheradgan.ir/p/23645
آیا تورانیان با تُرکها پیوندی داشتند؟@Kheradgan_Officialدر داستانهای حماسی و اسطورهای ایران، فرزندان تور، بر منطقهای فرمان میراندند که «توران» نام گرفته بود؛ تور فرزند فریدون بود.در این داستانها، گاهی تورانیان «ترک» هم خوانده شدهاند؛ یعنی میتوان نتیجه گرفت که در دورهای این پندار پیش آمده بود که دستکم بخشی از ترکها به تور و فریدون مرتبط بودند و همتبار با ایرانیان و بخشی از جهان ایرانی به شمار میآمدند.ولی در دورهای که تاریخپژوهی نوین شکل گرفت، مشخص شد که واژه «ترک» ریشه در اقوام دوردست شرق دارد. مهمترین منابع درباره روزگار نخستین شکلگیری هویت تُرکها (تورکها)، رویدادنامههای امپراتوران چین است و هویت آنها نخستین بار از آمیختگی چند گروه، از جمله قبایل «آشینا»، در حوالی مغولستان و چین پدید آمد.پس آنطور که تورانیان در داستانها به ترکها ربط داده شدند، درست نیست و میتوان آن را حاصل آمیختگی تاریخ و درک مردمان دورههای جدیدتر از ریشههای باستانی دانست.به طوری که احتمالاً جنگهای باستانی اقوام ایرانیزبان با جنگهای ایرانیان و ترکها در دورههایی مانند دوران ساسانیان آمیخته شده است.بر پایه نامها و شواهد اوستایی، تورانیان را میتوان از اقوام ایرانیزبان دانست و نام «توران» نیز ریشهای ایرانی دارد.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23643
نگاهی به نام ایران در گذر تاریخ@Kheradgan_Officialنام ایران در زمان اردشیر پاپکان، بنیانگذار سلسله ساسانی به صورت آشکار دیده میشود. اما اینکه نام ایران نخستین بار در زمان اردشیر پاپکان نام رسمی کشور ایران شده باشد بعید است، بلکه محتمل است که ساسانیان نام ایران و انیران را از پارتها گرفته بودند. صورت ایران در سنگنوشتهها در پارسیگ Eran و در پهلویگ Aryan است و میتوان نتیجه گرفت که پارتها قلمرو خود را آریان میگفتند که ریشه در اصطلاحات دوران هخامنشی و اوستا داشته است.ایرانیان باستان دارای نمادهای میهنی، مانند درفش کاویانی، بودند، از یک زبان رسمی و فراگیر بهره میبردند و نهادهای مدنی برای رسیدگی به امور و نیازهای جامعه، مانند مراکز آموزشی، دادسراها، بیمارستانها و ... پدید آورده بودند. این نهادها بهویژه در دوره ساسانیان به شکلی چشمگیر گسترش یافتند.نوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/10006
عزیزم پاتو بیشتر دراز نکن میره تو سهم همسایهها@Kheradgan_Official
نقد دیدگاه همایون کاتوزیان درباره عدم کتابسوزی خلفا در ایران@Kheradgan_Officialجناب محمدعلی همایون کاتوزیان (تاریخپژوه، اقتصاددان و ...) در سخنانی دیدگاه خود را درباره این پرسش که آیا در دوره خلافت، کتابهای دوره ساسانی نابود شدهاند یا خیر، بیان کرده و با وقوع چنین رویدادی مخالفت کردهاند.البته از میان مطالب و دلایلی که ایشان مطرح کردهاند، بهجز چند مورد، بیشتر مطالب صرفاً توصیفی ــ آن هم بهصورت ناقص ــ از وضعیت آثار بر جای مانده به زبان پهلوی است و نه نقدی بر ادعای کتابسوزی.موضوع نابودی دانش و میراث مکتوب در دوره خلافت مسئلهای نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.سخنان جناب کاتوزیان نشان میدهد که ایشان آنطور که بایسته و شایسته است با منابع ایران باستان، نظامهای اجتماعی و سیاسی باستانی و… آشنا نبودند. برخلاف ادعای کاتوزیان، آثار بر جای مانده از ایران باستان اندک نیستند.نوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/23640
ریشه باستانی و ایرانی نام آذربایجان@Kheradgan_Officialمرور منابع تاریخی، از استرابون و یاقوت حموی گرفته تا پژوهشهای معاصر، نشان میدهد که منشأ نام «آذربایجان» در همه نوشتههای معتبر، ایرانی دانسته شده است.با این حال، امروزه برخی گروههای پانترک میکوشند هویت ایرانی این سرزمین را انکار کنند و درباره منشأ نام آذربایجان ادعاهایی مطرح میکنند.در ادامه، چندی از مهمترین منابع و مآخذ را درباره این موضوع بررسی میکنیم.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23639
همام تبریزی، پیش از فراگیری زبان ترکی، اشعاری به زبان کهن سروده است@Kheradgan_Officialاین اشعار در نسخهای خطی با تاریخ کتابت ۷۳۹ هجری، نگهداریشده در کتابخانه مرعشی، ثبت شدهاند و بالای غزل نخست عبارت «وله بزبان تبریزی» و بر فراز غزل دوم «و ایضاً له» آمده است.نمونهای از این اشعار چنین است:«دهی ڤشروب رانگ چِتو لَوعقل کری دانگ چِتو لَوژ دل برند ژانگ چِتو لَواوخ چِلَوونُر بِمِرون»ترجمه:لبت به شراب رنگ میدهد.لبت عقل را حیران میکند.لبت زنگار را از دل میزداید.آه، برای لبانت بمیرم!این اشعار از مهمترین شواهد تاریخی برای شناخت زبان کهن آذربایجان به شمار میروند و نشان میدهند که پیش از ترکیزبان شدن تدریجی مردم آذربایجان، یکی از گویشهای ایرانی در تبریز رواج داشته است.منابع و مآخذ را ببینید:kheradgan.ir/p/23050
پنج گفتار کوروش بزرگ درباره دوستی و عشق@Kheradgan_Officialگزنفون، فیلسوف و مورخ یونانی، بر پایه پژوهشها، شنیدهها و آشنایی خود با فرهنگ ایرانی، کتاب کوروپدیا را درباره زندگی کوروش بزرگ نگاشت.این اثر تنها به کشورداری و جنگاوری نمیپردازد، بلکه سخنان و اندرزهای فراوانی از کوروش را در زمینههای اخلاقی و انسانی در بر دارد.آنچه بیش از جنبههای تاریخی، ما را به گردآوری این سخنان برانگیخت، ارزش ادبی و اخلاقی آنهاست.این سخنان را بخوانید:kheradgan.ir/p/15569
نگاهی به تبار اردشیر بابکان با توجه به سنتهای زرتشتی@Kheradgan_Officialبا توجه به گزارش شاهنامه و کارنامه اردشیر بابکان، احتمال میرود خاندان ساسان در آن روزگار بازماندگان شاهان باستانی شناخته میشدند.ازاینرو، طبیعی به نظر میرسد که بابک، بر پایه سنت زرتشتی «ایوکزنی»، ساسان را به همسری دختر خود برگزیده باشد.حاصل این ازدواج اردشیر بود که با توجه به سنت اشاره شده، جایگاه فرزند پسر بابک را داشت.افسانهای بودن برخی جزئیات، اصل انتساب ساسان و اردشیر به تبار شاهان باستانی را رد نمیکند.نوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/23638
صادق خلخالی درباره کوروش بزرگ چه گفت؟ بررسی ادعاهای این آخوند@Kheradgan_Officialدر نگاه نخست، شاید ادعاهای صادق خلخالی سطحی و کممایه به نظر برسد. ولی هنگامی که به شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران توجه کنیم، درمییابیم که طرح چنین ادعاهایی حاصل تبلیغات چندینساله و گسترده گروههای همسو با شوروی بود.تا جایی که بر یک آخوند پرنفوذ در نظام انقلابی نیز تأثیر گذاشته بود.آنچه مایه تأسف است، این است که ادعاهای خلخالی به همان دوره محدود نمانده و هنوز نیز، هرچند با زبانی متفاوت، بازگو و بازنشر میشوند. حتی به نظر میرسد این ادعاها طی سالها به شکلی مدون گردآوری و تنظیم شده و در وبسایتها، شبکههای اجتماعی و حتی نشریات بهصورت گسترده تکرار میشوند بی آنکه نام خلخالی ذکر شود!اگر بخواهیم ادعاهای خلخالی را به صورت فهرستوار نقل کنیم حدود ۱۸ ادعای برجسته درباره کوروش بزرگ به چشم میآید.در ادامه هر کدام از این ادعاها را بررسی میکنیم:kheradgan.ir/p/23637
اگر شاهنامه نبود، ایران چه میشد؟ ۱- ایرانی حافظه تاریخی خود را از دست میداد، یعنی گذشته خود را فراموش میکرد و به یک کشور نو رسیده بدل میگشت. ۲- ادبیات فارسی با این وسعت به وجود نمیآمد. منظور، این است که تمام آثاری که پس از شاهنامه در زبان پارسی پدید آمدند - که چند شاهکار و چند اثر بزرگ در میان آنهاست - همگی تحت تأثير شاهنامه بودهاند. براحتی میشود نشانههایش را بیرون کشید: نظامی، ناصر خسرو، خیام، سعدی، حافظ و دیگران. سعدی بوستان را به تقلید از شاهنامه سرود که (خردنامه) ایران پس از اسلام است. همچنین نمونه حافظ را داریم که میشود گفت که دیوانش یک شاهنامه کوچک است، یعنی سرشار است از یاد گذشته ایران. ۳ـ زبان فارسی آنچنان ریشهٔ محکمی به خود نمیگرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه از یکسو، و از سوی دیگر از هند تا قفقاز و آسیای مرکزی گسترش یابد. شاهنامه البته تنها نبود، ولی، مؤثرترین کتاب بود که توانست پایههای زبان پارسی را محکم کند.۴- عرفان ایرانی که ریشه مشترک با جهان بینی شاهنامه دارد، این گونه بالیده نمیشد. گفتیم که اگر #شاهنامه نیامده بود، ایران چه میشد. ایران به جای خود میماند. همین کوه و همین دشت و همین آبادانی و کویر بود، اما این محتوا نبود، شاید این نام ایران هم دیگر نبود، این خاطرهها از یاد میرفت. مهمتر از همهٔ زبان فارسی است، که به ایران شخصیت خاص بخشید. به او اجازه داد که استعداد خود را شکوفا سازد، در گروه کشورهای عربی مستهلک نشود، و در نتیجه چند شاهکار جهانی پدید آورد. از این رو بود که این زبان در طی کمتر از صد سال به یک نوع گسترش رسید که صدها هزار بیت شعر در دورهٔ سامانی به این زبان سروده شود. متاسفانه بخش زیادی از این شعرها در جریان حوادث از میان رفتهاند. خلاصه آنکه اگر شاهنامه نمیبود این آب و خاک به جای خود میبود اما به صورت دیگری. ایران در این هزار و صد سال به کمک زبان پارسی دری و شاهنامه مجموعیت خود را حفظ کرده است. اعتنا نکرده که چه کسانی بر او حکومت میکنند، اگر جسم او در معرض دستبرد بوده، روح او محفوظ مانده است.تمدنهای زیادی منقرض شدهاند، زیرا نتوانستند دوام بیاورند، برای اینکه رشتهٔ همبستگی گسسته شد و پیوند تاریخی و تداوم نتوانست راه به جلو بگشایند. از این رو اکنون هیچ اثری از آنها نیست. فقط باستان شناسان میتوانند کاوشهای بکنند و آثاری از آنجا بیرون بیاورند. تمدنی که بتواند دوام پذیر باشد باید خاطرات گذشته را نگه دارد، تجربه گذشته را نگه دارد، و انتقال بدهد از نسلی به نسلی، البته مهمترین عاملی که بتواند این کار را بکند در درجه نخست زبان است. زبان چیزی است که نگهبان خزانههای فکری و فرهنگی یک کشور میتواند باشد. هرگاه یک حالت ناامیدی و بدبینی در مردم ایجاد میشد، توسل به "شاهنامه" پیش میآمد که روحیه ببخشد. بازیافت نیروی درونی بکند. این گذشته پرآب و رنگ و پر افتخار را به یاد بیاورید و بگویید که ما یک چنین گذشتهای داشتهایم. ✍دکتر محمدعلی اسلامیندوشنبرگرفته از کتاب "مرزهای ناپیدا"t.me/Sepidehdami
اَمُرداد؛ بی مرگی و جاودانگی، هرگز نمیرد آنکه...☀️به بهانه امردادگان🪴@Kheradgan_Officialامرداد واپسین امشاسپند و نمادِ بیمرگی، جاودانگی و کمال است. واژه «امرداد» در اصل به معنای «نامیرایی» است.در نگاه آیینی، امرداد ایزدی است که گیاهان را میرویاند و هموست که از گیاهان پشتیبانی میکند.ولی در نگاهی دیگر جاودانگی در سخنگان (ادبیات) پارسی فراتر از ماندن تن است؛ جاودانگیِ جان، جاودانگیِ نام و جاودانگیِ حقیقت است. حافظ میگوید:هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشقثبت است بر جریده عالم دوام مادر اینجا، مراد از «نمردن»، بقای جسم نیست، بلکه رسیدن به مرتبهای است که انسان در حقیقت، عشق و نیکی ماندگار میشود.این همان جاودانگی معنوی است که با مفهوم امرداد همسویی دارد؛ جاودانگیای که از راه پالایش درون و کمال روان حاصل میشود، نه از راه گریز از مرگ طبیعی.شاید از همین روست که عدد هفت در فرهنگ ایرانی چنین جایگاهی یافته است. هفت، یادآور هفت منزل کمال و جاودانگی است. امرداد از امشاسپندان و نام هفتمین روز ماه است.بسیاری از نمودهای فرهنگی ایران، از هفتسین گرفته تا هفت شهر عشق، بازتاب همین نگاهاند.نوشته را بخوانید:kheradgan.ir/p/23634
نقدی بر کتاب «داریوش و ایرانیان» والتر هینتس@Kheradgan_Officialکتاب داریوش و ایرانیان نوشته والتر هینتس، یکی از کتابهای مشهور درباره شاهنشاهی هخامنشی است که به زبان فارسی در دسترس قرار دارد.در سالهای اخیر، جریانهای ایرانستیز بارها به این کتاب استناد کردهاند. البته هینتس به هیچ وجه ایرانستیز نبود و هدف این نوشته نیز نقد شخصیت یا انگیزههای والتر هینتس نیست.والتر هینتس بیتردید پژوهشگری پرمطالعه بود و در آثار خود بارها از تمدن و فرهنگ ایرانیان باستان با احترام یاد کرده است. تسلط او بر زبان ایلامی قابل توجه بوده و پژوهشهای ارزندهای در این حوزه به انجام رسانده است.نقد حاضر بیشتر به شیوه تاریخنگاری کتاب میپردازد؛ شیوهای که با معیارهای یک اثر تاریخپژوهانه فاصله بسیاری دارد. هر اثر تاریخی باید بر اساس روش پژوهش و شیوه استناد به منابع ارزیابی شود.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23636
آیا خاندان اگیبی در بابل، یهودیتبار بودند؟ @Kheradgan_Officialیکی از ادعاهایی که گاه در برخی نوشتهها دیده میشود، این است که خاندان اِگیبی (Egibi)، یکی از بزرگترین خاندانهای اقتصادی بابل، یهودی بودهاند و حتی گاه ادعا میشود که «بانک اگیبی در دست یهودیان بوده است». اما آیا این ادعا با یافتههای پژوهشهای جدید سازگار است؟پاسخ کوتاه این است که هیچ منبع دقیقی برای این ادعا وجود ندارد و حتی پژوهشهای آشورشناسی جدیدتر، چنین نظری را تأیید نمیکنند.در کتاب کورنلیا وونش (Cornelia Wunsch) که یکی از منابع تخصصی درباره آرشیو اگیبی است هیچ سندی یافت نمیشود که یهودی بودن خاندان اگیبی را ثابت کند.بیشتر نوشتههای قرن ۱۹ بود که خاندان اگیبی یهودی خوانده میشدند ولی پژوهشهای بعدی، دیدگاهی که این خاندان را یهودی میدانست، چندان مورد تایید نیست و منشأ آنان سومری–بابلی دانسته میشود، نه یهودی.برگرفته از: آیا خاندان اگیبی در بابل، یهودیتبار بودند؟
دوره مجازی هم برگزار میکنند!ببینید بودجهای که باید صرف پیشرفت کشور شود کجا میرود@Kheradgan_Official
نقش ارزشهای اخلاقی در شکل گیری هویت ایرانی@Kheradgan_Officialدر ایران باستان، خردگرایی، راستگویی، رادی (بخشش) و کوشش از مهمترین ارزشهای اجتماعی به شمار میرفتند. از سرودههای زرتشت تا شاعران پساباستان، این آموزهها در آثار دیده میشود.چنین آموزههای اخلاقی باعث افزایش اعتماد در جامعه و همگرایی بیشتر مردم میشده است و مردمانی که ارزشهای اخلاقی مشترک داشتند، دیگر یکدیگر را کاملا غریبه نمیپنداشتند.شاید بتوان گفت زرتشت در شکلگیری ارزشها در جهان ایرانی نقش مهمی ایفا کرده است؛ یعنی توانسته چارچوبی نسبی برای خوبیها و بدیها ترسیم کند.به وجود آمدن آیین و مذهبی فراگیر، نقش مهمی در ایجاد همگرایی داشته است؛ اما نکته قابل توجه آن است که ارزشها و آموزههای اخلاقی باستانی ایرانیان، حتی زمانی که آیین و مذهب تغییر کرد، همچنان پابرجا ماند.در آثار شاعرانی مانند فردوسی، سعدی و حافظ، آشکارا این آموزههای باستانی دیده میشود و حتی زمانی که مذاهب گوناگون در ایران وجود داشت، ارزشهای اخلاقی مشترک همچنان پابرجا بود و در نتیجه هویت ایرانی زنده ماند.برگرفته از: چه مواردی در شکل گیری هویت ایرانی نقش مهم داشتند؟
سند آشکار از فعالیت سازمان یافته حوزه علمیه و دیگر نهادها علیه فرهنگ و تمدن ایرانی (با بودجههای کلان)@Kheradgan_Officialبرای سالها هرگاه از وجود فعالیتهای سازمانیافته علیه فرهنگ و تمدن ایرانی سخن گفته میشد، برخی آن را اغراق یا توهم میدانستند. اما گاهی بهترین سند، همان چیزی است که خود این نهادها منتشر کردهاند.در رزومه رسمی یک آخوند که در وبسایت مرکز آموزشهای کاربردی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم منتشر شده، نام مجموعهها و نهادهایی دیده میشود که بهصورت رسمی در حوزه «نقد زرتشت و باستانگرایی» فعالیت میکنند.در میان این نهادها میتوان به دفتر تبلیغات اسلامی، معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه علمیه قم، اداره کل فرق و ادیان، مؤسسه آموزش عالی حوزوی خاتم النبیین، حوزه علمیه خواهران و همچنین مجمع فعالان فرق، ادیان، اقوام و مذاهب (مفام) وابسته به قرارگاه خاتم الاوصیاء اشاره کرد.وجود رشتههای آموزشی، دورههای تربیت مربی، کارگروهها و فعالیتهای مستمر با عنوان «نقد زرتشت و باستانگرایی» در این نهادها نشان میدهد که این موضوع صرفاً دیدگاه شخصی چند نفر نیست، بلکه در قالب ساختارهای رسمی دنبال شده است.کافی است خودتان رزومه منتشرشده را ببینید و درباره آن قضاوت کنید:لینک رزومه تفاوت ایرانیان با بسیاری از ملتها و تمدنهای دیگر این بوده که در طول تاریخ، پاسداری از فرهنگ و تمدن ایران تنها بر عهده حکومتها نبوده، بلکه مردم، بدون چشمداشت و از سر دلبستگی به این فرهنگ و این سرزمین، در برابر اشغالگران و جریانهای هویتستیز ایستادهاند.خوشبختانه این تلاشها هرچند در تنگنا و سرکوب هنوز هم ادامه دارد. ایرانگرایان بدون بودجه و پشتیبانی گسترده، توانستند سهمی قابل توجه در آگاهیبخشی و مقابله با این نهادهای قدرتمند و برخوردار از بودجهها و درآمدهای کلان داشته باشند.
آیا دستمزد کارکنان در دوران هخامنشی اندک بود؟@Kheradgan_Officialدر سالهای اخیر، برخی جریانهای ایرانستیز با استناد گزینشی به چند لوح از آرشیو باروی پارسه (تخت جمشید)، چنین القا میکنند که کارکنان دوران هخامنشیان تنها ماهانه «۳۰ لیتر جو» دریافت میکردند و ازاینرو در فقر و تنگدستی به سر میبردند!!این در حالی است که اسناد و شواهد گوناگون نشان میدهند ادعای اندک بودن دستمزد کارگر هخامنشی نادرست است.در دوران هخامنشیان، کارکنان عادی ممکن بود چند کار انجام دهند و به ازای هر کار جیره دریافت کنند.افزون بر این، از انواع مزایا مانند پاداشهای منظم، کمکهای شاهانه، پاداشهای مناسبتی، بذر و علوفه برای زمین و دام، خوراک روزانه، اضافهدستمزد و... برخوردار بودند.سطح این حقوق و مزایا در مقایسه با تمدنهای پیش از آن در میانرودان بیشتر بوده است.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23632
بررسی جایگاه اندرزنامهها، خِرَد و حکمت در ادبیات پهلوی@Kheradgan_Officialادبیات اندرزنامهای در ایران پیشینهای بسیار کهن دارد. از دوران هخامنشی تا پایان دوران ساسانی، پند و اندرز بخشی جداییناپذیر از فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران بود.این آثار افزون بر ارزش ادبی، منابع مهمی برای شناخت اخلاق، دین، سیاست و شیوه زندگی ایرانیان باستان محسوب میشوند. بسیاری از مفاهیمی که در اندرزنامههای باستانی آمده است در آثار پساباستانی مانند شاهنامه و... هم به چشم میخورد.در واقع بسیاری از مفاهیم اخلاقی موجود در متون پارسی پساباستان ریشه در همین اندرزنامههای پهلوی دارند.در میان متون پهلوی، اندرزنامه بهزاد فرخپیروز جایگاه خاصی دارد. این اثر کوتاه اما پرمحتوا، نمونهای برجسته از اندیشه اخلاقی و حکمت عملی ایرانی است. بخشی از متن اندرزنامه که در مدح خِرَد است زبان شاعرانه دارد. این قطعه شعر دارای نوعی قافیه یا هم آوایی در آخر ابیات است (ن.ک: تفضلی، ۱۳۷۱: ص ۱۹۰). از این روی گاهی از بهزاد فرخپیروز با عنوان ادیب و شاعر ایرانی یاد میشود.ادامه را بخوانید:kheradgan.ir/p/23630