🔵 "کنش، در بنبست"جامعهشناسی جامعهی بلاتکلیف (بخش چهارم و آخر)✔️ گرفتار در وضعیت تراژیک و تناقصن…
انتشار: 2026/08/09 07:14 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
🔵 "کنش، در بنبست"جامعهشناسی جامعهی بلاتکلیف (بخش چهارم و آخر)✔️ گرفتار در وضعیت تراژیک و تناقصنمای "کنش" بینتیجه و "بیکنشی" مخاطرهآمیز.سومین مولفه در واکاوی و فهم "یک جامعهی بلاتکلیف"، این است که شهروندان نمیدانند چه کار باید بکنند تا وضعیت را بهبود ببخشند، زیرا تلاششان نتیجه نمیدهد، و اگر کاری نکنند نیز در وضعیت نگران کنندهای قرار میگیرند.✅ برای فهم بلاتکلیفی عملی، لازم است دو موقعیت "نتوانستن"، را از هم تفکیک کنیم:➖ موقعیت اول آن که شهروند، امکان کنش ندارد. وضعیتی که میتوان از آن با عنوان: "بحران امکان کنش" یاد کرد. به این معنا که شهروند میداند چه میخواهد و چه باید بکند، اما ابزار، امنیت یا مجرای قانونی برای کنش ندارد و در حالت بحرانی، سرکوب میشود. ماحصل این وضعیت، خشم و ناامیدی از اصلاح نظام است.➖ موقعیت دوم، وقتی است که شهروند، اساسا نمیداند چه باید بکند. وضعیتی با عنوان:" بحران کنش بیحاصل". به این معنا که ابزار و تا حدودی امنیت دارد، اما هدف و نقشهٔ راه برای او مبهم است. ثمرهی چنین وضعیتی، سردرگمی و اضطراب وجودی است. جامعهی ایران، علاوه بر مسئلهی اول، در چنبرهی موقعیت دوم نیز گرفتار شده است. موقعیتی که کنشها به نتیجهی دلخواه و مطلوب نمیرسد و بیکنشی و انفعال نیز ثمرهای خطرناک و تاریک دارد. وضع و حالی را میتوان تصور کرد که همهی گزینهها به یک اندازه "بینتیجه" میگردد. در نتیجه، شهروند احساس میکند در یک میدان انتخابهای بیهوده و کنشی که نمیتواند عواقب آن را پیشبینی کند، گرفتار شده و افق مشترک جمعی را برای تعریف "امر مطلوب"، از دست میدهد. در چنین جامعهای، "ندانستن چه باید کرد"، و درماندگی در یافتن راه خروج از بحران، به یک وضعیت ساختاری تبدیل شده است. ❓ بحران کنش جمعی، ریشه در چه عللی دارد؟ چرا جامعه نمیداند چه باید بکند؟ چه راه حلی را برگزیند؟ چه عواملی "چه باید کرد؟" را به پرسشی نافرجام، کشنده و بیپاسخ تبدیل میکند؟ و اساسا چرا کنش، ناممکن میگردد؟🔻 برخی از عواملی که سبب سرگردانی میشود و پرسش از "چه باید کرد؟" را در بحرانی عمیق فرو میبرد عبارت است از:❗️۱. "انباشت مسئلههای حلنشده".هجوم مسئلههای پیچده که باید در زمان مناسب خودش، حل میشد، اما به آن توجه نشده بود، بحرانی از انباشت مشکلاتی را سبب میگردد که هر اقدامی را با بنبست مواجه میسازد. همچون کلاف سردرگم که مسیر باز شدن گردهها را مسدود میکند و کنشگر را به "استیصال" میکشاند. ❗️۲. بحران روایت تبیینگر هیچ روایت جمعی (انقلابی، ملی، مدرن یا سنتی) نمیتواند پاسخی قانعکننده به پرسش «حالا چه کنم؟» بدهد. هر روایتی، نقاط کور و تناقضهای آشکار دارد. فقدان الگوی موفق برای برون رفت از بنبست و از دست رفتن روایتی جامع که مسیر خروج را نشان دهد، کار را بر آدمی دشوارتر میسازد. در نتیجه، شهروند میداند چه نمیخواهد (وضعیت موجود)، اما نمیداند چگونه و با چه ابزار و وسیلهای به هدفش برسد.برخی از پیامدهای اجتماعی چنین وضعیتی، احساس درماندگی (در درون)، و برگزیدن نوعی بیکنشی(در عمل)، است. از اندیشیدن و جستجوی راه حل دربارهی تغییر خسته، ملول و ناامید میشوند زیرا چونان "سیزیف" هر بار که از نو آغاز میکند، به بنبست میرسند. و نیز رو به قهر غیراعتراضی میآورند. مانند: انفعال، مهاجرت، انزوای خودخواسته، مصرف مواد مخدر، غرق شدن در فضای مجازی و...❗️۳. ابهام هنجاری (تیره بودن مرز درست/نادرست)تیرگی مرز میان کار درست از نادرست، ناظر است به دو معنا است:الف) کار درست یا نادرست اخلاقیب) کار درست یا نادرست عقلانی وقتی کنشگر از خود میپرسد کار درست اخلاقی کدام است ، درواقع خود را بر سر دو راهی اخلاقی میبیند. انتخابی سخت میان آن چه "وضعیت مبهم اخلاقی" نام دارد. اما هنگامی که میپرسد کار درست از منظر نتیجه و پیامد، کدام کار درست است، در "وضعیت مبهم کنش عقلانی" گرفتار شده است در نتیجه، وقتی نمیداند کدام راه به موفقیت دلخواهش میرسد و نمیتواند میزان موفقیت و شکست را محاسبه کند، بتدریج به سمت بیکنشی میل پیدا میکند. در ابهام هنجاری، نسبت میان وسیله و هدف مبهم و غیرقابل پیشبینی میشود. به این علت، فهم نسبت میان وسیله و هدف برای کنشگر، ناممکن و یا بسیار دشوار میگردد. شخص یا عقل سلیم، نمیتواند تشخیص بدهد که کدام وسیلهی اخلاقا مجاز، او را به هدفش میرساند. به عنوان مثال، جوانی که شغل دولتی میگیرد، از یک سو احساس میکند "تسلیم نظام" شده است، از سوی دیگر خود را موظف به "تأمین معاش خانواده" میبیند. از این دو، کدام درست است؟ آن که با نظام گفتوگو میکند، آیا "به آرمانها خیانت میکند یا روشی عقلانی در پیش گرفته است تا از رنج جامعهاش بکاهد؟🖋 علی زمانیان، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵@kherade_montaghedادامه⬇️⬇️