تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 03:19 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
كانال موسسه دانش و توانمندی پرتو(پروژه کلپورگان) بلوچستانآیدی:@dav94talabاضطراری@HosseiniMarjanشماره کارت5022291306664556فاطمه عبدالله پور5022297000540059کارت رسمی موسسه پرتو+989102170155لينك:https://t.me/joinchat/AAAAAEoaXILAVaVbxEyitw
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 8 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
اما یک خبر خوش این بود که پزشک مرکز بهداشت داد.چند دوره است که زنان باردار و مادران، داروهای مکمل لازم خود را کامل دریافت میکنند.پس از چندسال این خبر بسیار خوبی برای ما ، منطقه و مادران و نسل آینده است.خبر تلخی بود که شنیده بودیم مادران وزن استاندارد نمیگیرند، حالا بعد از ۵ سال این داروها مجددا به طور کامل و رایگان توزیع میشوند.پارسال با نماینده سراوان حرف زدیم، نامه نوشتیم و یکی دو مصاحبه مطبوعاتی کردیم. نماینده گفت در طول جنگ چهلروزه دوبار به وزارت بهداشت رفته است. حال نمیدانیم چه کاری موثرتر بوده.ما که کمی مورد عتاب قرار گرفتیم که چرا پیگیری کردهایم.مهم نیست اصل آن است که یک سازمان غیردولتی وظیفه ندارد کار دولت را انجام دهد اما میتواند به دولت و نظام وظایفشان را گوشزد کند.از همه شما متشکریم که در طول این دوره کمبودها یار و یاور زنان بودهاید.ما باز هم نظارت میکنیم و پیگیریم.
اینهم جلسه آخر کارگاه خیاطی پسرانه کلپورگان که با چند جلسه جبرانی برگزار شد تا مربی بتواند همسرش را برای جراحی به بیمارستانی در استانهای همجوار برساند.کاری که خیلی از اهالی استان انجام میدهند.ما نام چند نفر از بهترین بچههای مستعد این کارگاه را گرفتهایم تا در ادامه تابستان به مغاژهها و کارگاههای خیاطی محلی بروند و با شاگردی آموزش خود را تکمیل کنند.ما هم با کمک شما و تامین هزینهها و وسایل در اختیارشان هستیم.برای وسایل مجهز این کارگاه هم برنامهای داریم که میگوییم.
این آخرین صدای چرخخیاطی کارگاه روستای پمپیشی بود. امروز ۱۷ مردادماه.از فردا بستهبندی خرما آغاز میشود و اکثر دخترها و زنان و کودکان برای گرفتن دستمزدی ناچیز، کلاس و کتابخانه را ترک میکنند.اما پیش از آن مراسم عروسی یکی از دخترهاست که دوسهروزی است شروع شده و شادی را به ده آورده.ببینیم چه زمانی دوباره میتوانیم کارگاه خیاطی و کتابخانه را باز کنیم.
اسماعیل آذری: «در آغاز روستاگردی فکر میکردم هرچه تعداد روستاها و برنامهها بیشتر باشد، اثرگذاری بیشتر است. اما تجربه به من آموخت: فعالیتهای کوتاهمدت و گذرا، اگرچه حال خوبی ایجاد میکنند، الزاماً اثر تربیتی ماندگار ندارند. با این نگرش سراغ «خانههای بلوط»…دکتر شهين ايروانى عضو هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی و روانسناسی دانشگاه تهران و عضو هیئتمدیره موسسه پرتو: پیام بسیار معناداری است. به عنوان کسی که رشته اش تعلیم و تربیت است، در طی بیش از سه دهه مطالعه درباره مربیان بزرگ ایران و غرب، متوجه شدم که بزرگی این مربیان به دلیل گستردگی کمی و عددی حوزه های فعالیت شان نبوده. بلکه، تمامی آنها در دامنه محدودی مانند یک مدرسه فعالیت کرده اند. اما بزرگی آنها به دلیل کیفیت فعالیتها، خستگی ناپذیری در مواجهه با موانع، عبور از موانع و تأثیرگذاری عمیق آنها بر متربیان و دیگران بوده؛ که از آنها یک منبع الهام و الگوی عملی فعالیت های موثر تربیتی ساخته است. و درود بر تمامی ایشان..
اسماعیل آذری:«در آغاز روستاگردی فکر میکردم هرچه تعداد روستاها و برنامهها بیشتر باشد، اثرگذاری بیشتر است.اما تجربه به من آموخت: فعالیتهای کوتاهمدت و گذرا، اگرچه حال خوبی ایجاد میکنند، الزاماً اثر تربیتی ماندگار ندارند.با این نگرش سراغ «خانههای بلوط» رفتم با تمرکز بر چند روستا و هدف مشخص.».https://x.com/smaeel_azari/status/2081117722679902625
این روزها و در تمام تیرماه سه کارگاه خیاطی پسرانه در سه روستا برپا بوده. یک کارگاه خیاطی هم برای دخترها در روستای چهارم.یک کارگاه کامپیوتر را بچهها در یک دبیرستان دارند.کتابخانه و پیشدبستانی هم داریم در همین روستایی که با همت شما و خیریه دیگری یک دوکلاسه ساخته شد.در همین گرمای داغ تابستان بچهها در حال یادگیری مهارتند، کتاب میخوانند، بازی میکنند و برای رفتن به پایه اول آماده میشوند.چند دختر و پسر پایه یازدهم هم با کمکهای شما سرویس دارند و برای امتحانات نهایی میروند.گروه عزیزی نیز به دخترهای دوازدهم و کنکوریها کمک میکنند.از همه شما سپاسگزاریم که با کمکهای ماهانه و یا گاه و بیگاه و معرفی ما به دیگران بساط شادی، مهارتآموزی و ادامهتحصیل بچهها را فراهم میکنید.باید برای سالتحصیلی جدید نفس تازه کنیم.این روزها و در تمام تیرماه سه کارگاه خیاطی پسرانه در سه روستا برپا بوده. یک کارگاه خیاطی هم برای دخترها در روستای چهارم.یک کارگاه کامپیوتر را بچهها در یک دبیرستان دارند.کتابخانه و پیشدبستانی هم داریم در همین روستایی که با همت شما و خیریه دیگری یک دوکلاسه ساخته شد.در همین گرمای داغ تابستان بچهها در حال یادگیری مهارتند، کتاب میخوانند، بازی میکنند و برای رفتن به پایه اول آماده میشوند.چند دختر و پسر پایه یازدهم هم با کمکهای شما سرویس دارند و برای امتحانات نهایی میروند.گروه عزیزی نیز به دخترهای دوازدهم و کنکوریها کمک میکنند.از همه شما سپاسگزاریم که با کمکهای ماهانه و یا گاه و بیگاه و معرفی ما به دیگران بساط شادی، مهارتآموزی و ادامهتحصیل بچهها را فراهم میکنید.باید برای سالتحصیلی جدید نفس تازه کنیم.
من سالهاست بخاطر رشته تحصیلی و علاقه شخصی، با ادبیات سر و کار دارم. ادبیات انگلیسی، فارسی، و اخیرأ آلمانی. همیشه برای شناخت یک دوره یا مکتب، از ما میخواستن مهمترین و شاخصترین آثار اون دوره یا مکتب رو بخونیم. گاهی این آثار خیلی شناختهشده بودن و از قبل معلوم.…این متن زیبا از طرف یکی از حامیان که در آلمان ساکنند و مثل کوه پشت و پناه بچهها و موسسه هستند برای ما فرستاده شده.در این روزهای تاریک که چراغ روشنی برای ما بود امیدواریم برای شما هم خوب باشد.ممنون از نویسنده عزیز که همه اندیشهاش بچهها هستند.
من سالهاست بخاطر رشته تحصیلی و علاقه شخصی، با ادبیات سر و کار دارم. ادبیات انگلیسی، فارسی، و اخیرأ آلمانی. همیشه برای شناخت یک دوره یا مکتب، از ما میخواستن مهمترین و شاخصترین آثار اون دوره یا مکتب رو بخونیم. گاهی این آثار خیلی شناختهشده بودن و از قبل معلوم. گاهی هم نویسندگان کمتر شناختهشدهای بودن که آثار درخشان داشتن و فقط توی محافل ادبیات بحثشون بود. بهرحال تمامی آثاری که بعنوان تکلیف کلاسی میخوندیم، همگی از نظر فرم و/یا محتوا بسیار تأثیرگذار بودن؛ تکاندهنده، جریانساز و گاهأ تبلور پیشروترین باورهای زمانهی خود.تا اینکه یکی از اساتید رمانی معرفی کرد که نویسندهش شناختهشده نبود و ما فکر میکردیم از گنجهای پنهان ادبیات هست. رمان رو خوندیم. در کمال تعجب، رمان خیلی معمولی و سادهای به نظر میومد. هیچ ویژگی شاخصی نداشت. تأثیرگذاری عجیبی هم بعد از خودش به جا نگذاشته بود. ابتدا همه فکر میکردیم در برداشت خودمون تنها هستیم اما بعد که با هم صحبت کردیم، فهمیدیم برداشتها شباهت دارند و رمان معرفیشده خیلی معمولی هست.جلسهی آخر، یک دانشجو شجاعت به خرج داد و دلیل معرفی این رمان فوق معمولی رو از استاد پرسید. انگار که از قبل انتظار طرح همچین سوالی رو داشته باشه، کمی توضیح داد و در جمعبندی گفت: Sometimes, the most extremes are the most moderates.این جمله توی ذهن من موند. نمیتوستم بفهمم منظورش رو. چون نفهمیده بودم توی ذهنم نگهش داشتم. پارادوکس جمله رو بعنوان آرایه ادبی میفهمیدم اما در عمل جمله کار نمیکرد. یعنی چی متعادلترین کارها افراطیترین هستنـ؟ منظور طبیعتأ از لحاظ تأثیر بود. سعی کردم جمله رو در اتفاقات واقعی زندگی به کار بگیرم تا شاید بفهمم منظور چی هست.اینهمه توضیح نوشتم تا برسم به پروژه کلپورگان و روزگار ایران ما.توی روزهایی که از همه توقع میره موافقت یا مخالفت با فلان نیرو نشون بدن و این میشه عیار تأثیر اون فرد و از اوجب واجبات، پروژه کلپورگان و اعضاش مشغول کار اصلی خودشون هستن: توانمندی جمعیت زنانه و (غالبأ) دخترانهی چند روستا. توانمندی چه از طریق تحصیل (که خودش گذار از کوهی از موانع رو مطلبه)، و چه آموزش مهارتهای بومی توی گارگاهها.پیگیری این امور وسط جنگ عجیب به نظر میاد. اما دقیقأ اون جملهی نامفهوم قبلی اینجا بکار میاد و معنی پیدا میکنه. گاهی افراطیترین کارها، متعادلترینها هستند. با آموزش بچه ها و توانمندسازیشون، چندین لایهی سخت تبعیض ساختاری رو میگذرونن و سعی میکنن به پایدارترین شکل ممکن، بچهها رو برای زندگی مستقل تجهیز کنن. با توجه به وضعیت کشور و مشخصأ بافت منطقه، چه کاری میتونه ازین افراطیتر و همزمان انسانیتر باشه؟من هر روز تمام تلاشم رو میکنم و این پروژه بینهایت زیباست.