
"كفشهای آهنی" استعاره از پايداری و صبر
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 51 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 52 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
گزارش کارشناسی سازمان برنامه و بودجه دولت وفاق در کانال روزنامه دنیای اقتصاد که سراسر پر است از گزارههای غلط طرفداران قیمتگذاری دستوری: نوشته: بنزین در ایران یک کالای "بیکشش" است (یعنی مقدار مصرف آن با تغییر قیمت تغییر نمیکند) در حالیکه آزادسازی قیمت بنزین…چند نکته در مورد آزادسازی قیمت بنزین و گازوییل:۱- برخلاف تصور عمومی، بنزین ارزان و گازوییل رایگان، کمک به معیشت مردم نیست بلکه یک بار سنگین روی دوش مردم است که به محض برداشته شدنش بخشی از فشار معیشتی کاهش پیدا میکند. (قبلا زیاد توضیح دادم)۲- گران کردن بنزین، ارز یا هر کالای دیگری به معنای آزادسازی نیست. آزادسازی یعنی قیمت بصورت شناور در بازار بصورت لحظهای کشف بشود.۳- آزادسازی بنزین یا هر کالای دیگر، هیچ پیشنیاز یا همنیازی ندارد. اینکه بنزین و گازوییل باید زمانی آزاد بشوند که مثلا واردات خودرو آزاد بشود یا کیفیت فنی محصولات افزایش پیدا کند و... گزارههای غلطی هستند.۴- آزادسازی قیمتی ضرورتا نیازی به خصوصیسازی و تغییر مالکیت ندارد. بنابراین برای آزادسازی قیمت حاملهای انرژی لازم نیست منتظر تغییر مالکیت نفت از دولتی به خصوصی باشیم زیرا دولت هم میتواند به عنوان یک بازیگر طرف عرضه یا تقاضا در بازار آزاد حاضر باشد.موارد بالا بهانههاییست که جریان لیبرال فیک (چپهای سابق) با پرچم لیبرالیسم میتراشند تا از آزادسازیهای قیمتی ممانعت کنند و میبینیم حتی ذهن این جوانهای خوشفکر مستقل را هم آلوده کردهاند.
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند! سوال من از…اگر دولت پزشکیان همین طرح سقاب اصفهانی را هم برای بنزین پیاده کند عالی است و یک فشار عظیم از روی دوش اقتصاد برداشته میشود. اما نه این آدمهای سستاراده کمخرد، ذرهای عقل و همت برای انجام همین کار دارند و نه آن هیولای فاسدی که پشتشان خوابیده و مثل عروسک میگرداندشان اجازه چنین کاری به آنها میدهد.اگر دولت پزشکیان و مجلس قالیباف این طرح را پیاده کردند من طرفدار سرسختشان می شوم و هر شب برایشان دعا و از همه نسبتهایی که به آنها دادم توبه میکنم اما افسوس که شاید خر بتواند جراح قلب یا خلبان شود اما قطعا پزشکیان و قالیباف نمیتوانند چنین طرحی را اجرا کنند.با این روند فعلی بنزین و گازوییل، چند سال دیگر آمریکا نیازی به محاصره ایران ندارد، زیرا تمام نفت را یا باید در داخل تبدیل به بنزین و گازوییل کنیم و بسوزانیم یا درامدهای نفتی را به واردات آنها اختصاص دهیم. این مشکل، شوخیبردار نیست و به جاهای خیلی خیلی باریکی میرسد.
چرا پادشاهی بهترین نظام سیاسی برای مهار قدرت و ممانعت از دیکتاتوری فردی یا دیکتاتوری اکثریت است؟ چرا مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاهی یک نقطه قوت است؟ مطالبی که طی این سالها در مورد پادشاهی و دموکراسی نوشتم را به هوش مصنوعی دادم و این فایل صوتی درخشان…دوستان! اگر فایل صوتی رو تا آخر گوش کنید (این همه پادکستها و ویدئوهای پرت و پلا رو تحمل کردید حالا این هم روش)؛ همه ایراداتی که به ذهنتون میرسه رو خود هوش مصنوعی طرح کرده و پاسخ رو از یادداشتها بیرون کشیده.
هفتم آبان، روز کوروش بود. کوروش، بارزترین مصداق قدرت مطلق و مشهورترین ضامن آزادی مطلق است. اولین دشمن آزادی، قدرت و اولین دوست آن، ثروت است. بنابراین میبایست قدرت را با تمرکز، خنثی کرد و ثروت را با انتشار، افزون. و نهاد پادشاهی اگر درست تبیین و تعریف…چرا پادشاهی بهترین نظام سیاسی برای مهار قدرت و ممانعت از دیکتاتوری فردی یا دیکتاتوری اکثریت است؟چرا مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاهی یک نقطه قوت است؟مطالبی که طی این سالها در مورد پادشاهی و دموکراسی نوشتم را به هوش مصنوعی دادم و این فایل صوتی درخشان را تحویل داد. هرکسی که میخواهد با استدلالهای قانعکننده در برابر انتقادات طرفداران دموکراسی از پادشاهی آشنا شود لازم است بدون پیشقضاوت تا انتهای فایل صوتی را گوش کند.
دستگاه دیپلماسی جمهوریاسلامی از رمان روحانی هر وقت وارد مذاکرات میشود عین گداهای شب جمعه و آدمهای گرسنه اولین خواستهاش پول و تحریم است و جالب اینکه با هر بار مذاکره یکسری تحریم جدید به ارمغان میآورد.حالا هم در مذاکرات حیاتی اسلامآباد بعد از جنگی که در آن رهبر نظام و دبیر شعام و فرماندهان اصلی را ترور کردهاند و خطر اشغال و تجزیه و نابودی زیرساختها مطرح بوده است، اولین دغدغه طرف ایرانی، آزاد کردن دلارهای مسدود شده بوده و آخر هم بر سر همین موضوع مذاکره به بنبست خورده است.خدایدر همان شب مذاکره اول در اسلامآباد نوشتم "مذاکره به سبک گداهای شب جمعه" حاصلی جز از دست رفتن دستاوردهای میدان ندارد.وقتی آدم حقیری مثل عبدالناصر همتی را به مذاکرات میبرند آن وقت طبیعی است که آمریکاییها در موردشان اینطور قضاوت کنند و اتفاقا روی همان نقطه دست بگذارند.قبلا ترامپ هم حرفهای مشابهی زده بود.پینوشت:روسها در مذاکرات اوکراین با آمریکا هرگز حرفی از رفع تحریمها نمیزنند چه برسد به اینکه پولهای بلوکه شده را محور اصلی مذاکرات قرار بدهند.
اما نکته قابل تامل در مورد احمدی وحیدی اینکه هنوز حکمش به عنوان فرمانده سپاه ابلاغ نشده بنابراین نمیتواند در عزل و نصبهای داخل سازمانی یا بسیاری موارد دیگر بطور مستقل ورود کند. حالا چرا حکم احمد وحیدی صادر نمیشود خدا داند... در اردیبهشت ماه، سرپرست وزارت…خب گویا قلم من سبک بود و چند روز بعد از اینکه پرسیدم چرا حکم فرماندهی وحیدی صادر نمیشود، این حکم در کنار برخی احکام دیگر صادر شد.😆 اما چیزی که در نگاه اول از وحیدی دریافت میکنم شخصیت قوی و هوش بالاست. این ترکیب خاص را در هیچکدام از فرماندهان سابق سپاه حتی در قاسم سلیمانی ندیده بودم.
از اینکه آقای داوری از برخی مطالب من بدون ذکر منبع استفاده میکنند اصلا ناراحت نمیشوم اتفاقا مایه خوشحالی است چون دایره مخاطبان ایشان بسیار وسیعتر است و نشر بیشتر نظراتم اهمیت بسیار بیشتری از انتشار نامم دارد که اتفاقا علاقهای به شناخته شدن نامم ندارم؛ منتها بد نبود حالا که گاهی استفاده میکنند حداقل اشارهای هم به کانالم و تبلیغی برای آن میکردند، بخصوص با این سابقه رسانهای ایشان که قاعدتا بیشتر باید چنین مواردی را رعایت کنند.از اینکه آقای داوری از برخی مطالب من بدون ذکر منبع استفاده میکنند اصلا ناراحت نمیشوم اتفاقا مایه خوشحالی است چون دایره مخاطبان ایشان بسیار وسیعتر است و نشر بیشتر نظراتم اهمیت بسیار بیشتری از انتشار نامم دارد که اتفاقا علاقهای به شناخته شدن نامم ندارم؛ منتها بد نبود حالا که گاهی استفاده میکنند حداقل اشارهای هم به کانالم و تبلیغی برای آن میکردند، بخصوص با این سابقه رسانهای ایشان که قاعدتا بیشتر باید چنین مواردی را رعایت کنند.
با این سفره غارتی که تحت عنوان گزیر بانک آینده درست کردند اگر فردا دلار شد ۱۵۰هزار تومان نیایید بگویید بخاطر اسنپبک و تحریم و فلان و بهمان بود. چشمتان را باز کنید و ببینید که دلار و تورم بخاطر این غارتها بالا میرود.با این نشانههایی که از وضعیت نقدینگی و پایه پولی میبینید دلار ۳۰۰هزار تومانی از رگ گردن به شما نزدیکتر است پس، فردا نیایید بگویید این بخاطر جنگ و محاصره بوده چون حتی اگر ترامپ بیاید در حرم رضوی توبه کند باز هم نمیتواند جلوی تاثیر نقدینگی بر تورم و ارز را بگیرد. (مگر اینکه آزادسازی واقعی نرخ ارز صورت بگیرد که خب همتی و پزشکیان اهلش نیستند و احتمال اینکه ترامپ بیاید در مشهد نماز بخواند از آن بیشتر است.)دیروز همتی با افتخار خبر از صفر شدن اضافهبرداشت بانکها داد که توضیح دادم این اتفاق نه بخاطر انضباط پولی که بخاطر افزایش شدید پایهپولی و در نتیجه چاق شدن بازار بینبانکی است اما این هنوز شروع ماجراست و مقدار نقدینگی در آینده تا ۷برابر این پایه پولی، افزایش خواهد یافت.در دولت رییسی، دولت برای جبران کسری، استقراض از بانکهای تجاری (خلق نقدینگی) میکرد که این عامل فشار به منابع موجود بانکها بود که نهایتا مازاد آن بصورت اضافه برداشت ظاهر میشد اما در دولت جدید، علاوه بر ۷۰۰همت وام احتکار و ۳۰۰همت گزیر بانکآینده، کسریهای جاری هم بطور مستقیم با استقراض از خود بانکمرکزی انجام میشود (افزایش پایه پولی) و این یعنی آثار آن هنوز آشکار نشده و افزایش نقدینگی با ضریب ۷ و به تدریج در آینده اتفاق خواهد افتاد. لب کلام اینکه صفر شدن اضافه برداشت در کنار افزایش ۵۶درصدی پایه پولی یک سیگنال مهم از انفجار نقدینگی در آینده است و آثار تورمی سیاستهای دولت پزشکیان و بانکمرکزی همتی هنوز روی سگش را نشان نداده و فاجعه بزرگی پیش روست.اینها را از این جهت میگویم که بعدا وقتی نوشتم دلار ۳۰۰هزار تومانی ربطی به جنگ ندارد کسی نیاید بد و بیراه بنویسد و حرفهای شرق و اینترنشنال و بوقچیهای توییتری را تکرار کند؛ همانطور که وقتی خبر از دلار ۱۵۰هزار تومانی بعد از پروژه گزیر بانک آینده دادم هیچ نشانی از جنگ نبود. یا وقتی خبر از دلار ۲۰۰هزار تومانی بخاطر سیاست ارزی همتی و مدنیزاده در پوشش دروغین حذف ارز ترجیحی (تمدید آن در نرخ بالاتر) دادم نه تنها احتمال جنگ بالا نبود بلکه هر روز خبر موفقیت مذاکرات پخش میشد.حالا هم خیلی واضح است که با این چشمانداز وحشتناک نقدینگی دلار ۳۰۰هزار تومانی خیلی نزدیک است.
رشد پایه پولی ایران، رکورد نیم قرن اخیر را شکست و به ۵۶درصد در خرداد ماه رسید! در حالی که بوقچیهای اصلاحطلب و اصولگرای جمهوریاسلامی سعی دارند این فاجعه را به کسری بودجه دولت و کالابرگ نسبت دهند و منت آن را بر سر کارمندان دولت و مردم عادی بگذارند، اما دلیل…عبدالناصر همتی خبر از صفر شدن اضافهبرداشت بانکها طی چهار پنج ماه اخیر داده و رسانههای پوششی این خبر را به عنوان یک دستاورد بزرگ مقابله با افزایش نقدینگی و تورم انعکاس دادهاند.حال آیا این اتفاق ظاهرا مثبت، یک دستاورد واقعی است که به خاطر افزایش انضباط پولی و سیاستهای درست بانکمرکزی اتفاق افتاده؟اگر خاطرتان باشد چند ماه پیش رکورد نیم قرن اخیر نقدینگی با افزایش ۵۶درصدی پایه پولی شکست و این یعنی از نظر فنی علت صفر شدن اضافهبرداشت بانکها نه انضباط مالی که برعکس، افزایش نجومی پایه پولی و چاق شدن بازار بین بانکی است.رکوردی که بخاطر خلق ۳۰۰همت پایه پولی برای پروژه گزیر بانک آینده (تسویه بدهی مفسدان بانک آینده از محل منابع عمومی) و سپس ۸۰۰همت وام سرمایه در گردش سال ۱۴۰۵ (وام احتکار کالا و ارز به الیگارشها) ثبت شد و این دو مورد به تنهایی باعث افزایش ۵۰درصدی پایه پولی طی یک سال شدند و نتیجه اینکه بانکها در بازار بینبانکی نه تنها با کسری مواجه نیستند که بخاطر منابع مازاد نیازی به استقراض از بانک مرکزی (اضافهبرداشت) ندارند.دقت کنید شما با چنین سطح عظیم و عمیقی از فریبکاری سیستماتیک مواجه هستید.
بنابراین دیگر منتظر شنیدن صدای جنگنده و انفجار بمب در تهران نباشید ازین پس باید با صدای همتی و انفجار تورم سر کنید. چیزی که انتظارتان را میکشد استرس و وحشت لحظهای بمباران نیست بلکه باید فرسایش روح و روانتان با نرخ دلار و تورم و اینترنت و دعواهای بیحاصل سیاسی را تحمل کنید تا اینبار دیگر بعد از شنیدن خبر حمله زمینی آمریکا و گروههای تجزیهطلب رگ غیرت وطنپرستیتان گل نکند و حرف از مقاومت و این حرفها نزنید.مجازات سختی برایتان تدارک دیدهاند. یک شکنجه خاموش طوری که احساس خفگی کنید اما هیچ کس صدایتان را نشنود عین بختک، عین دولت پوزیده...برخی از مخاطبان در مورد اینکه آمریکا میخواهد ایران را ببلعد میگویند برای مردم چه فرقی میکند که الان الیگارشی فاسد ببلعد یا بعدا آمریکا ببلعد؟خب اینکه اکنون الیگارشی فاسد میبلعد کاملا درست است و من اینجا در مطالب اقتصادی فراوان بصورت مصداقی و با تحلیل فنی توضیح دادهام که چطور سالانه میلیاردها و حتی دهها میلیارد دلار از ثروتهای کشور و صدها هزار میلیارد تومان از جیب مردم توسط الیگارشهای نفتی و بانکی بصورت سیستماتیک غارت میشود، منتها مساله اینجاست که تا وقتی این فساد در داخل و توسط سیستم داخلی انجام میشود مردم هنوز شانس دارند که با تغییر آن، اوضاع را تغییر دهند کما اینکه دیدیم در دولتهای نهم و دهم و با حمایت رهبر شهید تلاش شد ریل تغییر کند و طرحهای خوبی روی میز آمد که اگر در دولت بعدی متوقف نمیشد اقتصاد کشور از زمین تا آسمان با آنچه اکنون جریان دارد متفاوت بود؛ اما اگر کشور بطور مستقیم یا غیرمستقیم دست آمریکا افتاد آنگاه دیگر همین شانس اندک هم از بین میرود و دیگر نمیتوان به راحتی بازی را تغییر داد و از آن خلاصی یافت.شیوهای که آمریکا اخیرا در پیش گرفته یعنی شیوه ونزوئلا و عراق اینطور است که تسلطش را نه از طریق زور عریان بلکه بصورت خفقان نامرئی با یک زنجیره سیاسی و رسانهای داخلی برقرار میکند که خلاصی از آن فقط با معجزه امکانپذیر خواهد بود. خفقان نامرئی که روز بعد از ربایش مادورو با عنوان "بختک" توصیفش کردم و نوشتم همین بختک در انتظار ایران است.الان ونزوئلا را ببینید. آیا بعد برقراری تسلط غیرمستقیم آمریکا دیگر چشماندازی برای رهایی مردم این کشور از زیر یوغ آمریکا و غارت سیستماتیک منابعشان متصور هستید؟ مثلا بعد زلزله اخیر و کشته شدن هزاران نفر و ویرانی عظیم در ونزوئلا، آیا خبری از رسیدگی و بازسازی میشنوید؟ آیا اصلا مسئول مشخصی وجود دارد که رسانهها به کوتاهی و اهمالکاری احتمالیاش بپردازند؟ آیا این همان بختک نیست که روی ونزویلا افتاده و صدای فریادشان به هیچ جا نمیرسد؟اگر در ایران پروژه ونزوئلا پیاده شود (یا شده باشد) آنگاه درد فساد و بیعدالتی و ناکارامدی که به مغز استخوان رسید چطور فریاد بزنیم وقتی دولت و رسانه در اختیار یک جریان سیاسی مزدور آمریکا قرار دارد که با دوقطبیهای سرکاری و جنگ روانی از خود سلب مسئولیت میکنند و حتی فیگور اپوزوسیون و طلبکار میگیرند و مسائل را یا سانسور میکنند یا آنطور مینمایانند که دلخواه خودشان است؟همین الان را تصور کنید که در مسائل مختلف چطور با دوقطبیهای فیک مساله فساد و غارت و ناکارامدی را به حاشیه میبرند؛ فقط در مساله تخصیص ارز ترجیحی دهها میلیارد دلار را بطور سیستماتیک غارت میکنند اما بانیان این غارت، با کمک جریان بظاهر منتقد دو قطبی فیک ساختهاند و خوشان فیگور حذف ارز ترجیحی گرفتهاند یا در بحث بانکها صدها همت وام رانتی از جیب مردم به الیگارشی تخصیص میدهند و بعد از آن طرف منتقدان فیک فریاد میزنند چرا دولت وام بیشتری برای تولید نمیدهد؟! یا در بحث انرژی که دولت دهها میلیارد دلار رانت به گروههای خاص میدهد و در عین حال همین دولت با کمک منتقدان داخل سیستمی، فیگور مخالفت با آن را میگیرد و هیچ چشماندازی هم برای تغییر ارائه نمیدهد. حال همه اینها بعدا در اختیار آمریکا قرار خواهد گرفت و الیگارشی داخلی در اتحاد با آمریکا یک سپر آهنین برای این سازوکارها خواهند ساخت و دیگر هیچ راه خلاصی از آن نخواهد بود.بنابراین سوال اصلی در شرایط فعلی این نیست که آیا آمریکا به اهداف نظامیاش رسیده یا نه، بلکه سوال اصلی این است که آیا آمریکا توانسته پروژه ونزویلا را در ایران بشکل مخفیتر پیاده کند یا هنوز نتوانسته؟
ایران برای مقاومت در برابر آمریکا لزوما نیازی به موشک و پهپاد ندارد که نگران تمام شدن موشک یا بیاثر شدنش باشد. آن چیزی که قدرتها را نگران میکند اراده مقاومت است. پینوشت: من خودم شخصا اهل مقاومت نیستم و ادعایی هم در این زمینه ندارم منتها طرفدار مقاومتم…خبر کاهش ذخایر دفاع موشکی آمریکا با حجم زیادی پمپاژ میشود و من این را قطعا جزوی از فریب و عملیات جنگ روانی میدانم.قبلا نوشتم مشکل اصلی آمریکا در برخورد سخت با ایران، مساله توان موشکی نیست (هرچند این بسیار تاثیرگذار است اما مشکل اصلی نیست) چالش اصلی آنها اراده مقاومت در ایران است که تا وقتی شکسته نشود هر اقدام نظامی سخت، نتیجه معکوس میدهد.
ترامپ: میخواهیم نفت جمهوریاسلامی دوستداشتنی را مثل نفت ونزوئلا ببلعیم و از آن صرف نظر نمیکنیم... خیلی نفت از ونزوئلا میگیریم. میلیاردها میلیارد بشکه نفت از ونزوئلا درمیآد. یکی از نفتخیزترین جاهای دنیاست. چندین برابر هزینهی جنگ رو درآوردیم. مثل قدیمها…تفاوت ایران و ونزوئلا تنها در ۸سال دولت احمدینژاد بود و باقی سالها دقیقا همان سیاست اقتصادی که در ونزوئلا پیاده میشد عینا نعل به نعل در ایران و در دولتهای موسوی و رفسنحانی و خاتمی و روحانی و رییسی پیاده شد و الان هم در دولت پزشکیان پیاده میشود.فقط یک لحظه تصور کنید اصلاح بازار فرآوردههای نفتی در دولت نهم و اصلاح قیمت حاملهای انرژی در دولت دهم انجام نمیشد و همان سیستم خاتمی و رفسنجانی تا دولت روحانی ادامه مییافت، آنوقت ایران دقیقا شبیه ونزویلا با بنزین رایگان و تورم میلیون درصدی میشد.اگر آن وقفه ۸ساله در روند اقتصادی جمهوریاسلامی اتفاق نمیافتاد آنگاه ایران هم مثل ونزوئلا ۴۸دقیقهای تسلیم میشد و نیازی به این هم تقلا و تفاهم و مذاکره نبود.شاید بخاطر همین روحانی بعد برجام و خطاب به دولتهای غربی قسم جلاله خورد که دولتهای نهم و دهم دیگر تکرار نمیشود احتمالا تضمینهایی داده بودند.الان ببینید دیگر همه چپ و راست جمهوریاسلامی از بالا تا پایین هیچ ارادهای برای اصلاح این روند ندارند و هر روز به بهانهای دنبال حفظ سیاستهای ونزوئلایی هستند. بعد برجام گفتند دیگر وضعمان خوب شد پس بساط هدفمندی و اصلاح قیمتها را جمع کردند و حالا هم میگویند وضعیت جنگی است و نباید به دنبال اصلاح برویم و در این میان، خونریزی دهها میلیارد دلاری از اقتصاد کشور با قاچاق به بیرون مرزها و پولشویی و توزیع رانت در داخل مرزها اتفاق میافتد و کسی به هیچجایش نیست الا اینکه رییسجمهوری فقط برای ۲۰میلیون بشکه نفت ساخت موشک، آه و ناله میکند.t.me/kafshhaye_aahani/6794
خامنهای؛ ۱۲بهمن ۱۴۰۴ «مسئله تقابل آمریکا و ایران این است؛ آمریکا میخواهد ایران را ببلعد. این را همه بدانند. دعوا بر سر انرژی هستهای و حقوق بشر و این چیزها نیست» خامنهای؛ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ «مسئله آمریکا با ما این است که میخواهد ایران را ببلعد... اما ملت ایران…ترامپ: میخواهیم نفت جمهوریاسلامی دوستداشتنی را مثل نفت ونزوئلا ببلعیم و از آن صرف نظر نمیکنیم...خیلی نفت از ونزوئلا میگیریم. میلیاردها میلیارد بشکه نفت از ونزوئلا درمیآد. یکی از نفتخیزترین جاهای دنیاست. چندین برابر هزینهی جنگ رو درآوردیم. مثل قدیمها غنائم جنگ مال برندهست. با جمهوری اسلامی دوستداشتنی ایران هم همین کار رو میکنیم. قرار نیست از آن صرف نظر کنیم.
طرف آنقدر مورد اعتماد بوده که رفته در جلسه شعرخوانی رهبری اما آنجا برخلاف تعهدی که مبنی بر پذیرش قواعد جلسه داده، با بیاخلاقی تمام بجای شعر تایید شده آن شعر دیگر تایید نشده را مقابل رهبری خوانده و حالا آه و ناله میکند که چرا روز بعد از جلسه به او تذکر دادهاند؟!خب مرد حسابی! تو اگر واقعا مخالف بودی مثل یک آدم شجاع، شعرهای انتقادی را علنی برای مردم منتشر میکردی چرا در جلسه رهبری؟حالا هم توهم برداشته که از آن روز، عدهای برایش توطئه چیدهاند و سقوط آزاد کرده؛ تو گویی جمعی بیکارند که بنشینند دورادور برای امثال این نقشه بکشند که مثلا فلانی پولش را ندهد یا دوستدخترش ترکش کند. البته اگر من جای دوستدختر یا زن این آدم بودم با هر عقیدهای، حتما بعد ازین کار زشت ترکش میکردم چون اولین چیزی که با این حرکت ثابت میشود نه شجاعت که ناامن بودن است. وقتی طرف به اعتماد یک مجموعه آنطور نارو میزند، حساب من دختر که دیگر با کرامالکاتبین است.این جماعت همه همینند. میرحسین موسوی با تایید شورای نگهبان و پذیرش قواعد آن وارد انتخابات شد و وقتی شکست خورد گفت من این قانون را قبول ندارم! اگر رای میآوردی باز هم قبول نداشتی؟
چرا کنوانسیون خزر، سهم ۲۰درصدی یا حتی ۱۳درصدی ایران از منابع فسیلی این حوزه را به کمتر از ۳درصد کاهش میدهد:t.me/kafshhaye_aahani/2989
سند کاهش سهم ایران از نفت و گاز خزر به کمتر از ۳درصد طبق کنوانسیون: t.me/kafshhaye_aahani/2226%D8%A7%DA%AF%D8… کنوانسیون اجرایی شود طبق مطالعات اوپک سهم ایران از منابع نفتی خزر (سومین منابع بزرگ نفت و گاز جهان) حتی تا یک درصد هم کاهش مییابدt.me/kafshhaye_aahani/2189
بازی با کلمات ظریف برای لاپوشانی کنوانسیون t.me/kafshhaye_aahani/2193%D8%A7%D8%B3%D8… ظریف به بحثهای احمقانه مخالفان در طرح سهم ۵۰درصدی و ۲۰درصدی که اصل موضوع را به حاشیه میبرد:t.me/kafshhaye_aahani/2191
تلاش ظریف برای توجیه و لاپوشانی بندهایی از کنوانسیون که ایران را در خزر خلع ید میکند: t.me/kafshhaye_aahani/2192%D8%A8%D8%A7%D8… با کلمات ظریف برای لاپوشانی کنوانسیونt.me/kafshhaye_aahani/2193
بخشهایی از کنوانسیون که بستر دریای خزر را از حالت مشاع خارج میکند: t.me/kafshhaye_aahani/2183%D8%AA%D9%84%D8… ظریف برای توجیه و لاپوشانی بندهایی از کنوانسیون که ایران را در خزر خلع ید میکند:t.me/kafshhaye_aahani/2192
مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد…سند کاهش سهم ایران از نفت و گاز خزر به کمتر از ۳درصد طبق کنوانسیون:t.me/kafshhaye_aahani/2226
مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد…بخشهایی از کنوانسیون که بستر دریای خزر را از حالت مشاع خارج میکند:t.me/kafshhaye_aahani/2183
کنوانسیون دریای مازندران که توسط ظریف در دولت حسن روحانی امضا شد و حالا دولت پزشکیان بعد ۸سال، آن را برای تصویب به مجلس فرستاده، یکی از فاجعهبارترین قراردادهایی است که جمهوریاسلامی طی دوران حاکمیتش با کشورهای دیگر امضا کرده است. احمدینژاد یک روز بعد از…مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد شده و دوما کشورهای ساحلی را برای عبور دادن خط لوله از بستر دریا بینیاز از مذاکره و هماهنگی با ایران کرده است.برای اثبات این موضوع، پستهایی که آن موقع نوشتم را بازنشر میکنم خودتان قضاوت کنید. منتها نکته شگفتانگیز اینکه تقریبا هیچ شخص یا رسانهای به این مسائل اصلی کنوانسیون نپرداخت و در یک کارزار رسانهای منسجم در داخل و خارج، تحت عنوان موافق و مخالف، صرفا بحثهای فیک و سرکاری و غیرمنطقی مثل سهم ۵۰درصدی در زمان شوروی را مطرح کردند تا مساله بستر دریا پشت ابن هیاهو پنهان شود.
کنوانسیون دریای مازندران که توسط ظریف در دولت حسن روحانی امضا شد و حالا دولت پزشکیان بعد ۸سال، آن را برای تصویب به مجلس فرستاده، یکی از فاجعهبارترین قراردادهایی است که جمهوریاسلامی طی دوران حاکمیتش با کشورهای دیگر امضا کرده است. احمدینژاد یک روز بعد از امضای آن توسط دولت روحانی متنی را بازنشر کرد که میتوانید محتوای آن را در لینک زیر ببینید:t.me/kafshhaye_aahani/2195
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند! سوال من از…راستی آقای استراتژیست! اصلا یکبار با خودت فکر کردی که اگر کاهش دستوری قیمت بنزین راهکار بود چرا آمریکا در مواجهه با چالش افزایش قیمت بنزین در زمان جنگ اخیر، این کار را نکرد و ترامپ بجای این همه توییت و تهدید و تفاهمنامه برای کاهش قیمت بنزین، خیلی راحت با یک بخشنامه و سوبسید، قیمت آن را پایین نمیآورد؟ آیا عقلشان نمیرسد؟!t.me/kafshhaye_aahani/7448
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند!سوال من از ایشان این است که شما که توان و مشروعیت گرفتن پول فروش سرمایههای ملی از مصرفکننده داخلی را ندارید چطور میخواهید از دنیا عوارض تنگه بگیرید؟اگر بحث قیمت بنزین بخاطر ممانعت از فشار بر مردم است چطور جلوی افزایش قیمت غذا را نمیگیرید که بیشترین رشد قیمت را در میان سایر اقلام داشته و بیشترین فشار را بر دوش اقشار ضعیف انداخته؟البته پاسخشان هم معلوم است: انرژی در مقایسه با غذا در سبد مصرفی لوکستری قرار دارد و جامعه هدف آن اقشار صاحب نفوذتر و گردنکلفتتر هستند که پا گذاشتن روی دمشان خطرناکتر از پا گذاشتن روی گردن اقشار ضعیفی است که با وجود جمعیت زیاد اما صدایی ندارند.در کشورهای با اقتصاد آزاد مثل نروژ که خودش دارای منابع عظیم نفتی است نه تنها قیمت انرژی را بطور کامل از مصرفکننده میگیرند بلکه مالیات هم به آن میبندند اما در ایران، ۸میلیارد دلار منابع ارزی کشور را صرف واردات بنزین و گازوییل (و همزمان همینمقدار قاچاق به خارج) میکنند تا قیمت آن را سالها ثابت نگاه دارند اما قیمت تخممرغ و برنج طی همین مدت دهها برابر میشود.این است نگاه استراتژیک حاکمان جمهوریاسلامی: باج به اغنیا از جیب ضعفا میدهند و در عین حال، صبح تا شب ادعای ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی میکنند. دستمان هم به یقهشان نمیرسد که بپرسیم اگر اهل باج دادن هستید آیا آمریکا و اسراییل مستحقتر از مفسدان داخلی نیستند که ارز و انرژی و وام ارزان میگیرند و برای دشمن پروپاگاندا میکنند؟
سطح درک و فهمشان از روابط بین الملل و مذاکره و تجارت در حد معامله است که با کارمند شهرداری زیر میز رد و بدل میکنند و با همین طرز فکر کشور را به اینجا رساندند.تمام ۶سال ریاست ترامپ در کاخ سفید مصادف بوده با دولتهای همینها که روزی سه نوبت بعد از نماز ذکر میکنند که: "ترامپ تاجر است و معامله می خواهد"اما گویا این خودشان بودند که معامله میخواستند.
به نظرم اهرم تنگه هرمز را باید از دست رفته دانست و ایران بعد از فریب تفاهمنامه اسلامآباد و اعلام رسمی بازگشایی تنگه، دیگر توان بازگرداندن آن به شرایط طلایی ۴۰روزه را ندارد و بستن دوباره آن اینبار با یک اجماع خرد کننده بینالمللی مواجه خواهد شد اما از سوی…آمریکا در آستانه یک حمله ویرانگر به ایران قرار دارد و این باز هم ثابت کرد تن دادن به مذاکره و پذیرش آتشبس تاکتیکی آمریکا تا چه حد خطای راهبردی بزرگی از سوی ایران بوده است.آمریکا دقیقا به نقطه قبل از آتشبس در جنگ ۴۰روزه بازگشت یعنی آستانه حمله تمامعیار به زیرساختهای ایران و این در حالیست که توانسته در این مدت، فشار بحران انرژی را مهار و اهرم تنگه هرمز را کماثر و اجماع منطقهای و بینالمللی را تقویت کند اما در ایران هنوز هستند کسانی که منتظر بازگشت به میز مذاکره و احیای تفاهمنامه هستند (تصویر پیوست)این اوضاع پا در هوای کشور نتیجه این سطح از حماقت در داخل است طوری که حتی آمریکا را هم به خطای محاسباتی انداختند تا به فکر بلعیدن آسان ایران بیافتد و حالا هر دو طرف پا در گل ماندهاند.
انتقادهای چپها علیه اینفانتینو در حالی به اوج رسیده که انصافا این جامجهانی بهترین و جذابترین جامجهانی بود که از سال ۹۰ که من بخاطر دارم تا الان برگزار شده؛ طوری که باعث بازگشت بسیاری از مخاطبان از دست رفته فوتبال به پای تلویزیونها شد.نوع مواجهه او با کاراکتر خاص ترامپ و همینطور مدیریت مساله تیمملی ایران و البته رویکرد اقتصادیاش در به حداکثر رساندن مطلوبیت فوتبال برای علاقمندان، بسیار خوب بود و به نظرم او را میتوان یک مدیر اجرایی توانمند با نگرشی عمیق به مسائل انسانی از اقتصاد تا سیاست دانست.این مزخرفاتی که میگویند او فوتبال را فروخته و پولی کرده هیچ مبنایی ندارد. اینکه قیمت بلیط بازیها بسیار گران بوده نشاندهنده ضعف یا فساد او نیست بلکه برعکس نشانه شفافیت فیفا و موفقیتش در افزایش جذابیت جام است. لابد انتظار داشتند فیفا بلیط مسابقات را به روش ایرانخودرو و سایپا با قرعهکشی بفروشد و اینگونه بساط بازار سیاه و فساد صدها میلیوندلاری راه بیاندازد یا مثلا بجای قراردادهای شفاف رقابتی با بخش خصوصی، سازمانهای عریض و طویل غیرانتفاعی ذیل فیفا درست کند و میلیاردها دلار فساد و کارچاقکنی به وجود آورد.انتقادهای چپها علیه اینفانتینو در حالی به اوج رسیده که انصافا این جامجهانی بهترین و جذابترین جامجهانی بود که از سال ۹۰ که من بخاطر دارم تا الان برگزار شده؛ طوری که باعث بازگشت بسیاری از مخاطبان از دست رفته فوتبال به پای تلویزیونها شد.نوع مواجهه او با کاراکتر خاص ترامپ و همینطور مدیریت مساله تیمملی ایران و البته رویکرد اقتصادیاش در به حداکثر رساندن مطلوبیت فوتبال برای علاقمندان، بسیار خوب بود و به نظرم او را میتوان یک مدیر اجرایی توانمند با نگرشی عمیق به مسائل انسانی از اقتصاد تا سیاست دانست.این مزخرفاتی که میگویند او فوتبال را فروخته و پولی کرده هیچ مبنایی ندارد. اینکه قیمت بلیط بازیها بسیار گران بوده نشاندهنده ضعف یا فساد او نیست بلکه برعکس نشانه شفافیت فیفا و موفقیتش در افزایش جذابیت جام است. لابد انتظار داشتند فیفا بلیط مسابقات را به روش ایرانخودرو و سایپا با قرعهکشی بفروشد و اینگونه بساط بازار سیاه و فساد صدها میلیوندلاری راه بیاندازد یا مثلا بجای قراردادهای شفاف رقابتی با بخش خصوصی، سازمانهای عریض و طویل غیرانتفاعی ذیل فیفا درست کند و میلیاردها دلار فساد و کارچاقکنی به وجود آورد.
باز هم بحث سرکاری تراستیها و دلارهای برنگشته و آقازاده و کاسب تحریم و...اما رهبر شهید در دولت حسن روحانی خیلی شفاف گفت مقصر اصلی کسی نیست که ارزها را به نرخ ترجیحی گرفته بلکه باید ببینیم چه کسی آن ارزها را به او داده؟اصلا وجود و ظهور تراستیها بخاطر سیاست ارز ترجیحی و تخصیص توسط بانکمرکزی است.سیاست تخصیص ارز توسط بانکمرکزی با نرخ ترجیحی بجای تامین ارز از صرافیها با نرخ شناور از سال ۹۷ در دولت حسن روحانی و به مدیریت عبدالناصر همتی راه افتاد و تا همین الان توسط عبدالناصر همتی با قدرت ادامه دارد و تمام برنامههای اعلامیشان هم برای حفظ آن در آینده است بخصوص اینکه در مذاکراتشان در مورد نحوه مصرف با طرف مقابل قرار و مدار میگذارند.پس دنبال نام تراستیها و محاکمه آنها نگردید اگر واقعا راست میگویند همین حسن روحانی و عبدالناصر همتی و مسعود نیلی را باید محاکمه کنند. اما وقتی جمهوریاسلامی دربست دست اینهاست انتظار عدالت انتظاری بیهوده است.قبلا در سلسله مطالبی برای اولین بار توضیح دادم که آمریکا چگونه از طریق سیستم ارز ترجیحی به دنبال مدیریت و کنترل ایران است.
برای تحلیل دقیقتر باید به سرنوشت سپاه نگاه کنیم و البته موضع احمد وحیدی که قبلا به آن پرداختم.اما نکته قابل تامل در مورد احمدی وحیدی اینکه هنوز حکمش به عنوان فرمانده سپاه ابلاغ نشده بنابراین نمیتواند در عزل و نصبهای داخل سازمانی یا بسیاری موارد دیگر بطور مستقل ورود کند. حالا چرا حکم احمد وحیدی صادر نمیشود خدا داند...در اردیبهشت ماه، سرپرست وزارت اطلاعات در نامهای به احمد وحیدی به بهانه تبریک روز سپاه، او را جانشین فرمانده خطاب کرد. (تصویر پیوست)
آمریکا تا این لحظه نه تنها به هیچکدام از اهداف اعلامی و پنهان خود نرسیده (البته اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد) بلکه در برخی مواضع ژئوپلتیک مثل تنگههرمز یک گام بلند به عقب برداشته است.در مطلب قبلی نوشتم آمریکا تا "این لحظه" به هیچکدام از اهداف اعلامی خود نرسیده پس اگر در این لحظه واقعا به دنبال پایان دادن جنگ باشد این یعنی شکست راهبردی را پذیرفته است.اما در آن مطلب برای درست بودن گزاره فوق، شرطی را در پرانتز نوشتم که میخواهم توضیح بیشتری در مورد آن بدهم؛ شرط این بود: "اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد"حالا این یعنی چه؟یعنی اینکه واقعیت اتفاقات جنگ با روایت غالبی که رسانههای هر دو طرف ارائه میدهند یکی باشد. ولی حالتی وجود دارد که شاید از نگاه برخی توهم توطئه به نظر برسد ولی از نگاه من امکان وقوع آن بسیار بالاست و آن، پیادهسازی پروژه ونزویلا در ایران است. اگر اینطور شده باشد آنوقت میتوانیم بگوییم آمریکا در رسیدن به اهدافش تا این لحظه موفق بوده یا حداقل به آن خیلی نزدیک است و در آینده هم گامهای بعدی را برای بلعیدن ایران با احتمال موفقیت بالا برخواهد داشت.در مورد پروژه ونزوئلا در ایران، قبلا توضیح دادم و حتی جیدیونس چند روز قبل از حمله ۹اسفند آن را بصورت علنی به عنوان هدف اصلی آمریکا از حمله به ایران اعلام کرد اما هنوز نمیتوان میزان تحقق آن را سنجید.اینکه این پروژه موفق شده یا در آینده چقدر موفق باشد برای من به عنوان یک ناظر بیرونی بدون دسترسی به اطلاعات پنجاهپنجاه است.برای تحلیل دقیقتر باید به سرنوشت سپاه نگاه کنیم و البته موضع احمد وحیدی که قبلا به آن پرداختم.
برخی تعریفشان از شکست و پیروزی در جنگها شبیه تعریف لاتها و چاقوکشهاست که کی مشت و لگد بیشتری زده و کی آسیب بیشتری خورده و به آن قول معروف: ما به همه گفتیم زدیم شمام بگید زده...اما در مطالعات جنگ و روابط بینالملل چند تعریف و چارچوب شناختهشده وجود دارد که در هیچکدام آنها از فون کلاوزویتس، مشهورترین نظریهپرداز کلاسیک جنگ، گرفته تا پروژه «کورلیتس آو وار» که یکی از معتبرترین پایگاههای داده جنگ در دنیاست، تقریباً همه بر یک نکته اتفاق نظر دارند: پیروزی در جنگ را نباید صرفاً با تعداد کشتهها، حجم ویرانیها یا میزان خسارت سنجید. معیار اصلی این است که کدام طرف توانسته به اهداف سیاسی و راهبردی خود برسد و اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.مثلا در جنگ استقلال آمریکا، بریتانیا در بسیاری از نبردها تلفات کمتری داد و توان نظامی بسیار بیشتری داشت، اما نتوانست مانع استقلال آمریکا شود. بنابراین در تاریخنگاری و علوم سیاسی، آمریکا را پیروز و بریتانیا شکستخورده محسوب میکنند یا مثلا در جنگ ویتنام، اکثر قریب به اتفاق صاحبنظران، آمریکا را شکستخورده راهبردی میدانند.با این تفاسیر، در جنگ ایران و آمریکا تا این لحظه آمریکا بطور قطع شکستخورده راهبردی است و اینکه توانسته رهبر ارشد و تمام فرماندهان نظامی را بکشد و خسارات نظامی و اقتصادی گسترده وارد سازد هم هیچ تردیدی در اصل موضوع ایجاد نمیکند؛ زیرا آمریکا تا این لحظه نه تنها به هیچکدام از اهداف اعلامی و پنهان خود نرسیده (البته اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد) بلکه در برخی مواضع ژئوپلتیک مثل تنگههرمز یک گام بلند به عقب برداشته است.پس اگر آمریکا در این مرحله، جنگ را واقعا آنطور که در تفاهمنامه اسلامآباد ادعا میکند، پایان بدهد آنگاه در میان صاحبنظران با هر نوع گرایش فکری و سیاسی، شکستخورده راهبردی شناخته خواهد شد. ولی آیا آمریکا به چنین چیزی تن میدهد؟ قطعا نه! حداقل در این مرحله و با این هزینه اندک قطعا نه.اینکه رهبر شهید همیشه در کنار تکرار جمله "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" آرزوی شهادت برای خودش و فرماندهانش میکرد، نه صرفا از روی یک نگاه ایدئولوزیک شعاری بلکه بر اساس یک تعریف دقیق راهبردی از مفهوم پیروزی و شکست در حوزه نظامی و جغرافیای سیاسی بوده است و اکنون به چشم خود میبینیم که این سخنان برخلاف پیشبینی بسیاری از کارشناسان تا این لحظه تحقق پیدا کرده است و اگر خیانت داخلیها نباشد در آینده هم محقق خواهد شد.حالا خیانت داخلیها یعنی چه؟ یعنی آنچه که آمریکا نتوانسته در جنگ تحمیل و محقق کند در مذاکره بپذیرند و اینگونه جنگ برده را دو دستی به حریف هدیه بدهند.
تمام نفت و گاز ایران در پالایشگاهها و پتروشیمیها و فولادسازیها، صرف ایجاد پول کثیف و بعد هم پولشویی میشود. (از طریق قیمتگذاری دستوری)با این اوضاع اگر همین نفت و گاز را خام خام صادر میکردیم و دلارش را نقد میگرفتیم، امکان دستبرد و پولشویی به شدت کمتر میشد.
ما اکنون «بیشتر» از قطر، گاز از میادین مشترک استخراج میکنیم و از آن سو، وسعت جغرافیایی و شدت سرما و جمعیت ما بسیار کمتر از روسیه است اما بر خلاف روسها که صادر کننده گاز هستند با کمبود گاز مواجهیم. آیا این مشکل با مذاکره و تولید بیشتر حل میشود؟آیا آن گفته فریدمن که «اگر مدیریت صحرا را به دولت بسپارید در نهایت با کمبود شن مواجه میشوید» به این معناست که باید با مذاکره و سرمایهگذاری خارجی بیشتر، شن و ماسه بیشتر تولید کنیم؟به راستی چرا با وجود تولید گاز بیشتر ایران از قطر، ما بجای صادرکننده گاز، واردکننده گاز هستیم؟اگر کسی پاسخ داد: "بخاطر جمعیت و جغرافیا" آنوقت با پشت دست در دهانش بزنید و روسیه را نشانش بدهید.
ببینید مراد ویسی در رسانهای با چنین طول و عرضی چطور بر پایه اطلاعات کاملا غلط، تحلیل اشتباه به خورد مخاطب میدهد؛ اگر یک سرچ ساده کنید طبق تمام آمارهای رسمی در منابع داخلی و خارجی، ایران روزانه ۷۰میلیون مترمکعب گاز بیشتری نسبت به قطر از میادین مشترک پارسجنوبی…اگر حوصله سرچ ندارید این لینکها هم از منبع داخلی و هم منبع خارجی را در مورد مقایسه میزان برداشت روزانه ایران و قطر از میادین پارسجنوبی ببینید:منبع داخلی:khabaronline.ir/news/1986560/%D8%A7%DB%8C… خارجی:english.news.cn/20240220/7b8f38030f404e17…
ببینید مراد ویسی در رسانهای با چنین طول و عرضی چطور بر پایه اطلاعات کاملا غلط، تحلیل اشتباه به خورد مخاطب میدهد؛اگر یک سرچ ساده کنید طبق تمام آمارهای رسمی در منابع داخلی و خارجی، ایران روزانه ۷۰میلیون مترمکعب گاز بیشتری نسبت به قطر از میادین مشترک پارسجنوبی برداشت میکند (قطر۶۴۰ممم و ایران۷۱۰ممم) و جالب اینکه دو سوم از این میادین در آبهای قطر قرار دارد و قاعدتا قطر باید حتی بیشتر از ما استخراج میکرد که نمیکند.البته قطر قبلا در دوران هاشمی و خاتمی گاز بیشتری از ایران استخراج میکرد اما با جذب ۵۰میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی در دولت احمدینژاد، ایران از حدود ۱۰سال پیش از قطر جلو افتاد و حتی چندی قبل، ایران به رکورد ۸۸۶ممم در روز رسید و بعد از آمریکا و روسیه در مقام سوم تولید گاز قرار گرفت.حالا سوال اینکه چرا رسانههای جمهوریاسلامی برای رسوا کردن اینترنشنال همین دروغ واضح را دست نمیگیرند؟ جوابش اینکه چون این دروغ ساخته و پرداخته خودشان از اصولگرا تا اصلاحطلب دور سفره انقلاب است تا بتوانند فساد و ناکارامدی خود را گردن تحریمها بیاندازند وگرنه مردم میپرسند پس نتیجه این همه گاز چه شد؟
در مورد این آقای موگویی که اخیرا با مصاحبههایش خیلی دیده شده و حالا به درست و غلط مورد هجمه افراد موسوم به تندرو قرار گرفته؛ چشمبسته میگویم او در گذشته از همان قماش عرزشی (نه ارزشی) بوده است. اینها عموما تا وقتی دستشان به سفره انقلاب نمیرسد تند و تیز…الان قسمت دوم مصاحبه آخر عراقچی را دیدم.مصاحبه کننده وقتی در نقش منتقد تفاهمنامه میرود و میخواهد حرف منتقدان را بزند، تنها ایرادی که از زبان منتقدان مطرح میکند این است که امتیازات تفاهمنامه کم است و ایران باید امتیازات خیلی بیشتری میگرفت!یعنی در نقش منتقد، خودش را به حماقت و توهم میزند تا اینگونه همه منتقدان را مشتی احمق متوهم نشان بدهد و تیم مذاکره کننده را هوشمند و واقعگرا. (البته که این کار را امثال رسایی و ثابتی هم به نوعی دیگر انجام میدهند تا پازل برجامیون را کامل کنند)در حالی که مشکل تفاهمنامه کم و زیادی امتیازات آن نیست و بارها نوشتم که حتی اگر فقط ۱۰درصد امتیازات آن هم واقعی باشد و ایران ۱۰برابر بیشتر امتیاز بدهد باز هم توافقی عالیست. مشکل تفاهمنامه اسلامآباد این است که اصلا از روز اول فقط یک فریب بود (بخاطر همین اینقدر امتیازات زیاد به نفع ایران در آن وجود دارد) و آمریکا آن را صرفا برای عوض کردن بازی و خنثیسازی اهرم تنگه و نهایتا ایجاد اجماع علیه ایران و زمینهسازی اقداماتی که میخواهد در آینده انجام بدهد طراحی و ارائه کرد.اما اگر عراقچی به عنوان نماینده تیم دیپلماسی فکر میکند این یک توافق واقعی است آنگاه باید در این مورد ازو سوال میشد تا ببینیم توضیحش چیست شاید قانعکننده بود.t.me/kafshhaye_aahani/7633
در مورد این آقای موگویی که اخیرا با مصاحبههایش خیلی دیده شده و حالا به درست و غلط مورد هجمه افراد موسوم به تندرو قرار گرفته؛ چشمبسته میگویم او در گذشته از همان قماش عرزشی (نه ارزشی) بوده است. اینها عموما تا وقتی دستشان به سفره انقلاب نمیرسد تند و تیز…حالا اینکه در مورد موگویی چه چیز بدی دیدم که کس دیگری ندیده باید بگویم متوجه کاشتی در مصاحبه عراقچی شدم که قرار است در جای دیگر برداشت کنند.در بخش تونلها مشکل او اشاره به جای تونلها نبود بلکه تاکید طراحی شدهاش به مقاومت این تونلها در برابر بمباران بسیار تاملبراگیز بود. حالا برداشت این کاشت کی و کجاست؟این حرف را حسابشده کاشتند تا بعدا که خواستند سپاه را در رسانههایشان بکوبند و وادار به تسلیم کنند روی این موج سوار شوند که: "فرماندهان از داخل تونلهای امن و از روی شکمسیری و بدون توجه به جان مردم از مقاومت دم میزنند و تسلیم نمیشوند."این موج جنگ روانی اینترنشنال در طول جنگ و بمباران آینده خواهد بود. حالا این تخم لق را کجا کاشتند؟ بله! همینجا پای سفره انقلاب.
همیشه گفتهام تخم کسانی که به غلط تندرو نامیده میشوند با تخم اصلاحطلبانی که امروز به غلط لیبرال نامیده میشدند یکیست : "تخم چپ" با دگردیسی یکسان: اول کرم هستند و بعد که بال درآورند میشوند مگس.در مورد این آقای موگویی که اخیرا با مصاحبههایش خیلی دیده شده و حالا به درست و غلط مورد هجمه افراد موسوم به تندرو قرار گرفته؛ چشمبسته میگویم او در گذشته از همان قماش عرزشی (نه ارزشی) بوده است.اینها عموما تا وقتی دستشان به سفره انقلاب نمیرسد تند و تیز هستند و چشمبسته به کمتر از قصاص ترامپ و نابودی اسراییل رضایت نمیدهند اما به محض اینکه به مرحله کاسهلیسی میرسند و مزه لفت و لیس زیر زبان و آبی زیر پوستشان میرود از فاز شهادتطلبی احساسی به فاز "برای یک زندگی معمولی" شیفت میکنند و بعد مدتی هم رنگ و بوی وفاق و بعد هم اعتدال و سپس اصلاحات و عاقبت بیبیسی و اینترنشنال به خودشان میگیرند.این سرنوشت قریب به اتفاق هیات تحریریه شرق و سهامنیوز و بیبی سی و ایران اینترنشنال و... هست.عمق و وزن، مهمتر از چپ و راست است. شما وقتی عمیق و وزین باشی چه چپ چه راست حتی اگر طوفان بیاید باز هم در نقطه درست تاریخ میایستی و وقتی سبک و سطحی باشی با اولین باد غلت میخوری و به ناکجا آباد میروی.t.me/kafshhaye_aahani/7607
ایران برای مقاومت در برابر آمریکا لزوما نیازی به موشک و پهپاد ندارد که نگران تمام شدن موشک یا بیاثر شدنش باشد. آن چیزی که قدرتها را نگران میکند اراده مقاومت است. پینوشت: من خودم شخصا اهل مقاومت نیستم و ادعایی هم در این زمینه ندارم منتها طرفدار مقاومتم…اصرار روی کارامدی موشک و پهپاد ایران یک تله تاکتیکی است که آمریکا از آن برای کلاسیک نگه داشتن جنگ استفاده میکند چون برتری مطلق در این زمین دارد؛ در عوض هرچقدر فرم جنگ به سمت و سوی نامتقارن برود مزیتهای جغرافیایی و انسانی و ایدئولوژیک ایران پر رنگتر میشود. این یعنی خنثی شدن کامل امکانات موشکی و پهپادی و حتی فروپاشی ساختار سیاسی ایران لزوما به معنای شکست ایران نیست و اصلا نباید مبنای تسلیم قرار بگیرد.حوثیها قدرت موشکی و پهپادی کمتری نسبت به ایران دارند اما بازدارندگی بیشتری نسبت به ایران برای خود فراهم کردهاند.لحن ملتماسه ترامپ و روبیو در مقابل حوثیها را در لینکهای زیر ببینید:t.me/Garajetadayoni/9992https://t.me/Gara…
مقاله ظریف در فارین پالیسی در حین جنگ، اشتباه تاکتیکی از سوی نیروی خودی یا یک اقدام حساب شده توسط عامل نفوذی دشمن؟ حمله آمریکا و اسراییل و ترور بیسابقه رهبر ارشد ایران، اگرچه برای آنها یک آغاز قوی و ضربه مهلک با هدف بدست آوردن پیروزی در جنگ بود، منتها یک…آیا بعد از نامه ظریف، آمریکا دست به تهدید اتمی میزند؟! مهمترین چالش آمریکا به عنوان یک ابرقدرت کلاسیک نظامی با ایران، نداشتن چشمانداز خروج است و تا وقتی این چشمانداز را نداشته باشد خیلی محتاط و آهسته جلو میرود و حتی بازارها هم بدون چشمانداز خروج، بسیار شدیدتر به بحرانها واکنش نشان میدهند.حال آنکه ظریف هر بار مقالهای در مورد مذاکره و پایان جنگ مینویسد با توجه به اهمیت و تاثیرگذاریاش، چشمانداز خروج را دو دستی تقدیم آمریکا میکند و آمریکا هم از آن برای تشدید تهدید نهایت استفاده را میبرد.سری اول، ترامپ چند روز پس از مقاله ظریف در فاربنپالیسی، فرصت پیدا کرد تا با استفاده از تهدید به نابودی کل زیرساختها، ایران را از موقعیت ویژهاش در تنگه هرمز و تاثیر بر قیمت انرژی خارج سازد و اما این بار هم در شرایطی که جنگ با محوریت تنگه هرمز، هیچ چشماندازی برای حل مساله با زور و تهدید ترسیم نمیکرد، ظریف دوباره با مقالهای در فارینافرز به دادش رسید.با این حساب طبق الگوی قبلی ترامپ باید طی چند روز آینده یک تهدید بزرگ با ضربالعجل را به ایران اعلام کند؛ آیا اینبار هم تهدید به نابودی تاسیسات یا پا را فراتر میگذارد و تهدید اتمی میکند؟البته من فکر میکنم تا وقتی ایران اورانیوم ۶۰درصد و امکان پاسخ دوم را در اختیار دارد آمریکا دست به تهدید اتمی نمیزند مگر اینکه مطمئن باشد جای اورانیومها کجاست و امکان نابودسازیش با ضربه اول را دارد.جدی باید فکری به حال ظریف و جریانی که پشت اوست کرد. با این دست فرمان ایران را هر چه بیشتر زیر تیغ آمریکا میبرند.
خداییش شما میفهمید این عقبافتاده چی میگه؟ یکسری جملات مهمل رو پشت هم ردیف میکنه بدون اینکه اصلا ربطی به داشته باشند. یعنی ما باور کنیم رییسبانک مرکزیمون نمیدونه اگر اون دلارهای نفتی که از دولت خریده رو در بازار نفروشه و نقدینگی رو جمع نکنه اونوقت این…این از حرفهای رییس بانکمرکزی اون هم از گزارش کارشناسی سازمان برنامهوبودجه که واقعا شرمآور هستن از بس به وضوح غلط و ابتدایی و احمقانهان.اینها عصاره ۵دهه تجربه حکمرانی اقتصادی جمهوریاسلامی و امثال مسعود نیلی و طیبنیا و... هستند و عصاره اون طرف هم امثال صمصامی و ظهوریان و...بخاطر اینه که میگم ساختار سیاستگذاری و اجرایی جمهوریاسلامی یک ساختار مرده و غیرقابل احیاست. واقعا فقط و تنها فقط باید آرزو کنیم این لاشه فاسد از روی دوش مردم و نیروهای نظامی برداشته بشه وگرنه یک ملت زیر این لاشه له و خفه میشن.
رشد پایه پولی ایران، رکورد نیم قرن اخیر را شکست و به ۵۶درصد در خرداد ماه رسید! در حالی که بوقچیهای اصلاحطلب و اصولگرای جمهوریاسلامی سعی دارند این فاجعه را به کسری بودجه دولت و کالابرگ نسبت دهند و منت آن را بر سر کارمندان دولت و مردم عادی بگذارند، اما دلیل…خداییش شما میفهمید این عقبافتاده چی میگه؟ یکسری جملات مهمل رو پشت هم ردیف میکنه بدون اینکه اصلا ربطی به داشته باشند.یعنی ما باور کنیم رییسبانک مرکزیمون نمیدونه اگر اون دلارهای نفتی که از دولت خریده رو در بازار نفروشه و نقدینگی رو جمع نکنه اونوقت این هیچ فرقی با چاپ پول بدون پشتوانه نداره؟!یعنی نمیدونه فلسفه این روش مندراوردی و غلط تبدیل دلارهای دولت به ریال با نرخ تسعیر چیه؟ یعنی همین روش غلط هم فقط وقتی کار میکنه که بانکمرکزی اون دلارها رو سریع بفروشه و سریع پایهپولی اضافه شده رو محو کنه و هرچقدر بیشتر معطل کنه این پایهپولی اضافه شده نقدینگی رو تا ۷برابر اضافه میکنه؟!میگه این افزایش نقدینگی با کیفیته چون پشتوانه داره! اخه افزایش نقدینگی با کیفیت دیگه چه کسشریه؟ اره با کیفیته چون قراره ۸۰۰همت وام سرمایه در گردش بده به گردنکلفتان تا ارز و فولاد و پتروشیمی احتکار کنند. ببینید درد اینجاست که این آدم از اول انقلاب در مسئولیتهای مهم اقتصادی بوده و الان هم برای بار دوم رییس بانکمرکزیه و قبلش هم وزیر اقتصاد بوده.رشد پایه پولی ایران، رکورد نیم قرن اخیر را شکست و به ۵۶درصد در خرداد ماه رسید.
جمهوریاسلامی (اصلاحطلبان و اصولگرایان) حتی همین فوتبال را هم برای مردم باقی نگذاشتند. دمیدن به آتش دعوا و سمپاشی شرمآور بازیکنان سابق تیم ملی علیه بازیکنان فعلی آن و انتشار مطالب جناحی در لابلای اخبار جامجهانی و کشاندن کشمکشهای سیاسی بیمعنی به عرصه فوتبال و...آن زمانی که میگفتند جمهوریاسلامی از شور و هیجان مردم بعد از برد تیم ملی میهراسد خیلیها باور نکردند اما وقتی این روزها تلاش سازمانیافته انواع رسانههای داخلی و خارجی از صداوسیما تا ایراناینترنشنال برای تخریب وجهه تیم ملی و مصادره آن را به وضوح میبینم و شاهد اخراج تماشاگران از ورزشگاهها به بهانههای مختلف هستم دیگر برایم مسجل میشود که جمهوریاسلامی قابل اصلاح نیست زیرا در موقعیتی قرار گرفته که ذاتا تاب تحمل متن مردم را در هیچ زمینهای ندارد و همیشه خود را در مقابل آنها میبیند.جمهوریاسلامی (اصلاحطلبان و اصولگرایان) حتی همین فوتبال را هم برای مردم باقی نگذاشتند. دمیدن به آتش دعوا و سمپاشی شرمآور بازیکنان سابق تیم ملی علیه بازیکنان فعلی آن و انتشار مطالب جناحی در لابلای اخبار جامجهانی و کشاندن کشمکشهای سیاسی بیمعنی به عرصه فوتبال و...آن زمانی که میگفتند جمهوریاسلامی از شور و هیجان مردم بعد از برد تیم ملی میهراسد خیلیها باور نکردند اما وقتی این روزها تلاش سازمانیافته انواع رسانههای داخلی و خارجی از صداوسیما تا ایراناینترنشنال برای تخریب وجهه تیم ملی و مصادره آن را به وضوح میبینم و شاهد اخراج تماشاگران از ورزشگاهها به بهانههای مختلف هستم دیگر برایم مسجل میشود که جمهوریاسلامی قابل اصلاح نیست زیرا در موقعیتی قرار گرفته که ذاتا تاب تحمل متن مردم را در هیچ زمینهای ندارد و همیشه خود را در مقابل آنها میبیند.
ترور هنیه با موشک(؟!) وسط تهران، ربطی به ضعف دستگاه امنیتی ندارد بلکه مربوط به ضعف سیاسی و غالب شدن گفتمان «گدایی دیپلماتیک» و در نهایت، از دست رفتن تدریجی «بازدارندگی» است. بحث محافظت از شخصیتهای مهم مثل سایر امور امنیتی، سه لایه کلی دارد که آخرین و کماهمیتترین…اینکه جدیدا عوامل جمهوریاسلامی اینجا و آنجا تکرار میکنند که ترور رهبری بخاطر حفره امنیتی بوده یا برای انحراف اذهان از مساله اصلی است یا...وگرنه الان جای ترامپ را در آمریکا همه میدانند آیا این دلیل بر ترور شدن اوست؟مشکل اصلی، ضعف در بازدارندگی است که پای ثابت آن جریان برجامی است چه اقداماتشان و چه اظهاراتشان.کما اینکه دیدیم به محض اینکه پزشکیان بر صندلی ریاستجمهوری نشست، ناگهان چنان بازدارندگی کشور سقوط کرد که اسراییل حتی یک روز را هم برای ترور و اقدامات تهاجمی علیه ایران از دست نداد اما وقتی احمدینژاد رییس جمهوری شد قیمت نفت سر به فلک گذاشت چون ریاستجمهوری او اینطور تفسیر میشد که هر اقدام خصمانه علیه ایران شرایط تنگه هرمز را به وضعیت بحرانی بازگشتناپذیر میرساند.t.me/kafshhaye_aahani/6170
آنقدر با پاکستان مذاکره میکنند تا پاکستان هم به ایران حمله کند.در شرایطی که برخی کشورهای منطقه با پاکستان قرارداد دفاعی بستهاند یا در آستاته آن هستند و مقامات پاکستانی چندین بار تلویحا ایران را به استفاده از زور بابت حمله به کشورهای منطقه تهدید کردهاند، آنگاه رفتوآمد با پاکستان و ور رفتن با آن قطعا تبعات خطرناکی دارد زیرا در این رفتآمدها آنها قطعا بصورت صریح از ایران میخواهند که به برخی کشورهای منطقه حمله نکند و این، هزینه نادیده گرفتن خواستههایشان را به شدت افزایش میدهد همانطور که مذاکرات هستهای با آمریکا ابتدا با تهدید توام و نهایتا به جنگ منتهی شد.
اگر به جای فرماندهان نظامی بودید در این شرایط برای نجات ایران جه میکردید؟شما هم پاسخ بدهید اما پاسخ من:۱- بلافاصله دولت و مجلس و قوه قضاییه را تعطیل و پایان جمهوریاسلامی را اعلام و یک حکومت نظامی قرارگاهی برپا میکردم.۲- دست به یک پاکسازی بسیار محکم و عمیق و سریع از دل جمهوریاسلامی میزدم. برای این کار جناح موسوم به برجامی از بالاترین تا پایینترین ردههای سازمانی و حتی هواداری را دستگیر و محاکمه صحرایی و بصورت علنی مجازات سخت میکردم و جناح اصولگرا را هم در حصر خانگی نگاه میداشتم و مراجع دینی تاثیرگذار را در یک خانه امن تحت کنترل میگرفتم.۳- با حداکثر آتش ممکن به تمام زیرساختهای نفتی تمام کشورهای منطقه حمله میکردم.۴- از طرف مراجع تحتکنترل، حکم جهاد برای تمام مسلمانان منطقه علیه دولتهایشان را صادر میکردم و دولتهای عراق و لبنان را تا حد ممکن به چالش سقوط میکشانیدم.۵- تمام پیامهای تهدید و مذاکره را نادیده میگرفتم یک هدف بسیار بزرگ را به عنوان نقطه پایانی جنگ اعلام میکردم.پینوشت: تنش کنترل شده قابل محاسبه که تحت عنوان عقلانیت انقلابی به افکار عمومی فروخته میشود حاصلی ندارد جز ادامه جنگ و تجاوز آمریکا و نهایتا قورباغهپز شدن ایران و از بین رفتن جانها و مالها و این قطعا به شکست ایران و بلعیده شدنش منتهی خواهد شد.جمهوریاسلامی یک موجودیت مرده و غیرقابل احیا است و ادامه آن به صلاح مردم و ایران نیست اما همچنان ظرفیتهای عظیمی دارد که میتوان از آنها استفاده کرد. بنابراین باید قبل از آنکه این ظرفیتها فرسوده و نابود شود از آنها برای حفظ ایران استفاده کرد و شانس بقای ایران را افزایش داد. راهکار من بر همین اساس است: قطع اعضای فاسد و استفاده حداکثری از ظرفیتهای بالقوه اقتصادی و نظامی و ایدئولوژیک و...
مردک بنفش ۱۰ساله صبح تا شب، خودش و اعوان و انصار و بوقچیهاش با صراحت داد میزنند که مشکل ما فقط با خارجی حل میشه حتی قیمت دلار رو اشک و لبخند ظریف تعیین میکنه و مشکل آب رو میخاست با برجام حل کنه و همه بیم و امیدش رو به انتخاب شدن یا نشدن بایدن و ترامپ بسته…آخوند احمق یا خائن؟این ویدئوی روحانی که وایرال شده مثل بقیه حرفهایش بکل پرت و پلاست حالا چرا؟اینکه آمریکا جلسهای را بزند که در آن علاوه بر رهبری و فرماندهان، سران قوا و مسئولان ارشد اجرایی هم حضور دارند، اصلا با ماهیت سیاست آمریکا در مورد ایران همخوان نیست زیرا اکنون دیگر طبق شواهد فراوان ثابت شده که آمریکا از ساقط کردن نظام اجرایی و ایجاد هرج و مرج در ایران پرهیز داشته و به همین علت هم اصلا سراغ سران قوای سهگانه نرفته زیرا بعد از شکستن استخوانهای نظام، بخش اجرایی را برای مهار و کنترل مردم در داخل تا زمان موعود و پخته شدن گوشت ایران نیاز داشته است.پس حضور پزشکیان در جلسه قطعا مانع حمله به آن جلسه میشد و اگر ۹اسفند پزشکیان در جلسه بیت رهبری حضور داشت احتمالا آمریکا دست به اقدام نمیزد کما اینکه در آن حمله، آمریکا دفتر رییسجمهوری را نزد اما مثلا محل زندگی احمدینژاد را زد.بنابراین ادعای روحانی که از جایگاه عقلکل به رهبری گیر داده بیش از آنکه نشان از خردمندی او باشد نشانه توهم او و درک غلش از مساله است البته اگر بدبین نباشیم و این حرفها را دروغپردازی برای انحراف اذهان در یک پروژه جنگروانی ندانیم.