خبرنگاران محیط زیست pinned «ـــ بازی باخت؛ چگونه تهدید بستن تنگه هرمز به سود آمریکا تمام شد ــ بستن…
انتشار: 2026/08/04 04:46 UTCدریافت: 2026/08/15 00:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:28 UTC
خبرنگاران محیط زیست pinned «ـــ بازی باخت؛ چگونه تهدید بستن تنگه هرمز به سود آمریکا تمام شد ــ بستن تنگه هرمز؛ بازی در زمینی که آمریکا طراحی کرده است ـــ هرمز؛ اهرمی که واشنگتن سالهاست در حال خنثی کردن آن است ـــ کاهش اهمیت تنگه هرمز برنامه سه دهه گذشته آمریکا! راهبرد بلندمدت آمریکا؛…»
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — خبرنگاران محیط زیست
روز خبرنگار مبارکبه خبرنگارانی که هنوز خبرنگارند، نه روابطعمومی و میرزابنویس؛آنهایی که حقیقت را فدای مصلحت، میز و مدیر نمیکنند و میدانند رسالت خبرنگار، تکرار حرف قدرت نیست؛ پرسیدن از قدرت است.در روز خبرنگار، به همه همکارانی که هنوز قلمشان را نفروختهاند و حقیقت را سانسور نکردهاند، درود میفرستم.خبرنگار اگر مستقل نباشد، فقط نویسنده خبر است؛ نه خبرنگار.روزتان مبارک؛و قلمتان آزاد و پرسشگرتان باقی بماند.بهرام حسن زاده
سنای آمریکا امروز درباره لایحه کلیدی کریپتو رأیگیری میکندسنای آمریکا امروز ساعت (۱۸:۳۰ به وقت تهران) درباره لایحه CLARITY Act رأیگیری میکند؛ طرحی که با هدف ایجاد چارچوب قانونی شفاف برای بازار ارزهای دیجیتال و تعیین حدود نظارت نهادهایی مانند SEC و CFTC تدوین شده است.حامیان این لایحه معتقدند تصویب آن میتواند به کاهش ابهامهای حقوقی، جذب سرمایهگذاری و تقویت جایگاه آمریکا در صنعت رمزارزها کمک کند. در مقابل، مخالفان نسبت به برخی بندهای نظارتی و پیامدهای احتمالی آن برای کنترل بازارهای مالی انتقاد دارند.تحلیلگران بازار احتمال تصویب این طرح را حدود ۵۵ تا ۶۵ درصد ارزیابی میکنند. در صورت تصویب، برخی پیشبینیها از احتمال رشد کوتاهمدت ۳ تا ۸ درصدی بیتکوین و افزایش بیشتر برخی آلتکوینها حکایت دارد؛ در حالی که رد لایحه میتواند فشار فروش و اصلاح ۵ تا ۱۰ درصدی بازار را به دنبال داشته باشد.نتیجه این رأیگیری میتواند یکی از مهمترین سیگنالهای سیاستگذاری آمریکا درباره آینده صنعت کریپتو باشد.منابع: کمیته بانکداری سنای آمریکا، Bloomberg، Reuters.@journalistsir
جنگ، آتشبس و سود؛ برندگان اقتصادی بحران خاورمیانه چه کسانی هستند؟نتیجه روشن بحرانهای اخیر این است که هر بار تنش میان آمریکا، اسرائیل و ایران افزایش یافته، بازار انرژی و صنایع دفاعی آمریکا نیز رونق گرفتهاند. این گزارش مدعی نیست که جنگ برای سود این شرکتها غول امریکا طراحی شده، بلکه نشان میدهد تداوم جنگ و بحران، عملاً به سود غول های نفتی و تسلیحاتی آمریکا که از لابی قدرتمندی در هیات حاکمیت آمریکا برخوردارند، تمام شده است.● اکسونموبیل (ExxonMobil): بزرگترین شرکت نفتی آمریکا در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۱۴.۵ میلیارد دلار سود خالص و بیش از ۱۱۶ میلیارد دلار درآمد ثبت کرد. گزارشهای مالی این شرکت، رشد قیمت نفت و افزایش تنشهای ژئوپلیتیک را از عوامل اصلی این جهش درآمدی دانستهاند.● شورون (Chevron): دومین غول نفتی آمریکا سود خود را به حدود ۱۲ میلیارد دلار رساند؛ رقمی نزدیک به چهار برابر مدت مشابه سال قبل که از بالاترین سودهای سالهای اخیر این شرکت به شمار میرود.● بیپی (BP): این شرکت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۵.۷۳ میلیارد دلار سود به دست آورد. بیپی اعلام کرد افزایش قیمت نفت، گاز و رشد حاشیه سود پالایشگاهها مهمترین عوامل افزایش درآمد این شرکت بوده است.● شل (Shell): سود تعدیلشده شل به حدود ۹.۸۴ میلیارد دلار رسید؛ بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل. این شرکت نیز از رشد قیمت انرژی و رونق تجارت نفت و گاز منتفع شد.● لاکهد مارتین (Lockheed Martin): بزرگترین تولیدکننده تسلیحات جهان، فروش خود را به ۲۰.۱ میلیارد دلار رساند و ۱.۸ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد. سفارشهای سامانههای موشکی و پدافندی این شرکت، از جمله THAAD و PAC-3، به شکل محسوسی افزایش یافت و ارزش سفارشهای معوق آن به ۲۳۰ میلیارد دلار رسید.● RTX (ریتیون): این شرکت آمریکایی در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۲۴.۷ میلیارد دلار فروش و ۲.۱ میلیارد دلار سود خالص اعلام کرد. افزایش سفارشهای موشکی و تجهیزات دفاع هوایی موجب شد ارزش سفارشهای معوق RTX به ۲۸۹ میلیارد دلار برسد.این ارقام نشان میدهد که هر بار بحران خاورمیانه و نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز تشدید شده، شرکتهای نفتی از افزایش قیمت انرژی و صنایع دفاعی از رشد سفارشهای نظامی بهره بردهاند. همزمان، بر اساس دادههای OpenSecrets، شرکتهای فعال در حوزه انرژی و صنایع دفاعی از قدرتمندترین لابیهای سیاسی آمریکا هستند و سالانه میلیونها دلار برای تأثیرگذاری بر سیاستگذاری و انتخابات هزینه میکنند.در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند راهبرد آمریکا بیش از آنکه بر ورود به یک جنگ تمامعیار استوار باشد، بر مدیریت بحران متمرکز است؛ راهبردی که در آن چرخهای از تهدید، حملات محدود، آتشبسهای موقت و مذاکرات مقطعی ادامه مییابد، بدون آنکه بحران به طور کامل پایان یابد یا به جنگی فراگیر تبدیل شود.با این حال، این همزمانی منافع اقتصادی به معنای آن نیست که جنگها صرفاً برای سود این شرکتها طراحی شدهاند. اما آنچه صورتهای مالی شرکتهای بزرگ و آمارهای رسمی نشان میدهد، این است که ادامه تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه تاکنون به افزایش درآمد غولهای نفتی و صنایع دفاعی آمریکا انجامیده است؛ در حالی که هزینه اصلی این بحرانها را مردم و اقتصاد کشورهای منطقه پرداخت میکنند.منابع: Reuters، OpenSecrets، گزارشهای مالی ExxonMobil، Chevron، BP، Shell، Lockheed Martin و RTX (سهماهه دوم ۲۰۲۶).@journalistsir
خبرنگاران محیط زیست pinned «بازی پرریسک ترامپ؛ جنگ، آتشبس و سود غولهای نفت و سلاح تهدید، بمباران محدود، پیشنهاد آتشبس و بازگشت دوباره به فشار؛ این چرخهای است که در سیاست دونالد ترامپ در قبال ایران دیده میشود. در حالی که واشنگتن از یک سو از احتمال تشدید درگیری سخن میگوید و از…»
بازی پرریسک ترامپ؛ جنگ، آتشبس و سود غولهای نفت و سلاحتهدید، بمباران محدود، پیشنهاد آتشبس و بازگشت دوباره به فشار؛ این چرخهای است که در سیاست دونالد ترامپ در قبال ایران دیده میشود. در حالی که واشنگتن از یک سو از احتمال تشدید درگیری سخن میگوید و از سوی دیگر گاه مسیر مذاکره و کاهش تنش را باز میگذارد، ادامه این وضعیت میتواند برای برخی بخشهای اقتصاد آمریکا، بهویژه غولهای نفتی و صنایع تسلیحاتی، منافع قابل توجهی ایجاد کند. این به معنای آن نیست که جنگ برای سود این شرکتها طراحی شده است، اما واقعیت این است که بحرانهای طولانیمدت معمولاً برندگان اقتصادی مشخصی دارند.الگوی رفتاری دولت ترامپ را میتوان نوعی «فشار همراه با ابهام» دانست؛ روشی که در آن تهدید نظامی، عملیات محدود، مذاکره و عقبنشینی تاکتیکی در کنار هم قرار میگیرند. هدف چنین رویکردی میتواند حفظ فشار بر طرف مقابل بدون ورود به یک جنگ تمامعیار و پرهزینه باشد؛ بحرانی کنترلشده که نه کاملاً پایان یابد و نه به جنگی غیرقابل مدیریت تبدیل شود.همزمان، بازار انرژی و صنایع دفاعی از پیامدهای این بیثباتی تأثیر میپذیرند. افزایش نگرانی درباره امنیت مسیرهای انتقال نفت، بهویژه تنگه هرمز، میتواند قیمت انرژی را افزایش دهد و درآمد شرکتهای بزرگ نفتی را بالا ببرد. شرکتهایی مانند اکسونموبیل، شورون، شل، بیپی و توتالانرژیز در دورههای افزایش قیمت نفت و گاز معمولاً شاهد رشد درآمد و سودآوری بودهاند.در بخش نظامی نیز ادامه تنشها موجب افزایش تقاضا برای موشکهای رهگیر، سامانههای پدافندی، مهمات و تجهیزات دفاعی میشود. صنایع تسلیحاتی آمریکا که بخش مهمی از بازار جهانی سلاح را در اختیار دارند، در دورههای افزایش ناامنی معمولاً با قراردادهای جدید چندمیلیارددلاری روبهرو میشوند.قدرت سیاسی این صنایع نیز قابل توجه است. بر اساس دادههای OpenSecrets، شرکتها و گروههای مرتبط با انرژی و دفاع از جمله فعالترین بخشها در حوزه لابیگری در واشنگتن هستند و برای تأثیرگذاری بر سیاستگذاری عمومی هزینههای زیادی صرف میکنند. با این حال، وجود این منافع اقتصادی به تنهایی ثابت نمیکند که این صنایع عامل ایجاد جنگها هستند؛ بلکه نشان میدهد که برخی بازیگران میتوانند از پیامدهای بحرانها سود ببرند.در این میان، سیاست آمریکا را میتوان بیشتر در چارچوب مدیریت بحران تحلیل کرد. تجربه جنگهای عراق و افغانستان نشان داد که واشنگتن تمایل چندانی به ورود به جنگهای طولانی و اشغال نظامی ندارد، اما همزمان تلاش میکند با حفظ فشار اقتصادی و امنیتی، موقعیت خود را در برابر رقبا تقویت کند.ادامه این چرخه، یعنی ترکیبی از تهدید، حملات محدود، آتشبسهای موقت و مذاکرات ناتمام، میتواند وضعیتی ایجاد کند که هیچیک از طرفها خواهان جنگ کامل نباشند، اما بحران نیز به پایان نرسد. در چنین شرایطی، برخی صنایع از نوسان بازار و افزایش هزینههای امنیتی سود میبرند، در حالی که مردم منطقه با ناامنی، کاهش سرمایهگذاری و فشار اقتصادی مواجه میشوند.برای آمریکا اما یک خط قرمز مهم وجود دارد: قیمت سوخت داخلی. افزایش شدید قیمت نفت میتواند فشار اقتصادی و سیاسی بر دولت ایجاد کند. بنابراین تا زمانی که واشنگتن بتواند هزینه انرژی را برای مصرفکنندگان خود کنترل کند، ادامه یک بحران مدیریتشده ممکن است برای برخی بخشهای اقتصادی قابل تحمل باشد؛ هرچند هزینه انسانی و اقتصادی آن برای کشورهای منطقه بسیار سنگین خواهد بود.@journalistsir
Channel name was changed to «خبرنگاران محیط زیست»