نهایت کارخاطره کاری! می کاریم و درو نمیکنیم فرّار و پراکندهاند خاطره ها قاصدک بازی در می آورند پی…
انتشار: 2025/02/19 15:28 UTCدریافت: 2026/08/22 00:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:25 UTC
نهایت کارخاطره کاری! می کاریم و درو نمیکنیم فرّار و پراکندهاند خاطره ها قاصدک بازی در می آورند پیش می آید گاهی گنجینه ای در گورستانی پیدا میکنیم :استخوانی که ازگور زده بیرون نه دبیرستانی است نه خانه دار_دست نزن چیزی عایدت نمیشود!چند صورت پوسیده توی دستش مچاله شده بودتعلق خاطر پیدا کردمو ترک عادت عادت من شده بود گنجشکْ کاری کندن کلمات است بر دیوار کندم و صورت های گمشده برقی زدند ولى فوراً____سعدی کارگل میکرد من معماریایوان مداین را در شهرهای مختلفی تعمیر کرده ام سفیدکاری صورتهای از یاد نرفته کار من است صورت ها استحاله میشوند:طوطی طاووس هماخواهرم را خوب میشناسم تندتند لباس عوض میکردم منطق الطیری بودکنجکاویجغد؟ نه! اشتباه نکنید! قصه نویس باید همه چیز بین باشد بوف کور شدم صورت ها دست بر نمی داشتند از سرموفاداري من سوسک ها را متحیر کرده باران ببارد و علف انگیزی کند رویاسازی و خاطره کاری با من!بوی آویشن میدهم؟ بدکه نیست! بچه ی استثنایی قرابه نشین نمی شود پس انتخاب کن!علىیابوعلی!آبان ماه ۱۳۹۱#علی_باباچاهی@jom_jom_ehttps://www.instagram.com/p/DFQiJRtqxGO/?igsh=MW90cjRhMHhoa2s4bQ==