🔆 قاعدهی طلایی اخلاق در ادبیات فارسیقاعدهی طلایی اخلاق میگوید: «برای دیگران بپسند آنچه را که دوس…
انتشار: 2026/08/13 11:32 UTCدریافت: 2026/08/18 11:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 11:35 UTC
🔆 قاعدهی طلایی اخلاق در ادبیات فارسیقاعدهی طلایی اخلاق میگوید: «برای دیگران بپسند آنچه را که دوست داری آنها در شرایط مشابه برای تو بپسندند». طبق این قاعده ما باید با دیگران چنان رفتار کنیم که خوش داریم آنها در شرایط مشابه با ما رفتار کنند. اگر کسی به این قاعده توجه کافی داشته باشد، در موارد فراوانی میتواند وظیفۀ اخلاقی خود را به درستی تشخیص دهد. برای تبیین بهتر مسأله به موارد زیر توجه کنید:شما دوست ندارید کسی بی دلیل اخلاقی به شما دروغ بگوید؛ پس شما نیز نباید بی دلیل اخلاقی به کسی دروغ بگویید. شما دوست ندارید هیچ کارمندی شما را به فردا حواله دهد، پس شما هم مراجعهکنندهتان را به فردا حواله ندهید. شما دوست ندارید همسرتان به شما خیانت کند، پس شما هم نباید به همسرتان خیانت کنید. شما خوش ندارید به شما کالای بیکیفیت و گران بفروشند، پس شما نیز نباید چنین کنید. شما دوست ندارید کسی در حق شما ظلم کند، پس به کسی ظلم نکنید.قاعدۀ طلایی جهانشمول است و در میان عموم فرهنگها به شکلهای مختلف به آن اشاره شده است. در ادبیات فارسی هم تعداد زیادی جملۀ زیبا که بیانگر قاعدۀ طلایی هستند، وجود دارند. از بررسی این نمونههای جالب، میتوانیم بگوییم که قاعدۀ طلایی یکی از اصول مورد توجه بسیاری شاعران فرزانۀ سرزمین ما بوده است. در ادامه به برخی از این موارد اشاره میکنیم. حکیم #ناصرخسرو:کاری که ز من پسند نایدتبا من مکن آنچنان و مپسند(دیوان اشعار حکیم ناصر خسرو قبادیانی، چاپ دانشگاه تهران، ص ۲۳)بر کسی مپسند کز تو آن رسدکهت نیاید خویشتن را آن پسند (همان، ص ۴۳۵)گر نپسندى همى كه خونْت بريزندخون دگر كس چرا كنى تو به گردن؟(همان، ص ۱۷۰)#سعدی نیز بارها به اصل طلایی اخلاق اشاره کرده است:آنچه نفس خویش را خواهی، حرامت سعدیا!گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را (قصاید سعدی، چاپ شادروان فروغی، ص ۸۰۶)سعدی در جایی دیگر از زبان پیری دانشمند، به زیبایی، قاعدۀ طلایی را بیان میکند:یاد دارم ز پیر دانشمندتو هم از من به یاد دار این پند:هر چه بر نفس خویش نپسندینیز بر نفس دیگری مپسند(کلیات سعدی، بوستان، چاپ دکتر مظاهر مصفا، ص ۱۱۴۱)سعدی در قطعۀ زیبای زیر، قاعدۀ طلایی را به عنوان «سرِ دینداری و دانشمندی» معرفی میکند. منظور از این تعبیر آن است که مهمترین نمود و جلوۀ دینداری و دانایی همین قاعدۀ طلایی است و بدون آن دین و دانایی ناقص هستند:بشنو از من سخنی، حقّ پدر فرزندیگر به رای من و اندیشۀ من خرسندیچیست دانی سر دینداری و دانشمندی؟آن روا دار که گر بر تو رود، بپسندی(همان، ص ۱۱۶۴)سعدی در قطعۀ زیر هم به شکل سلبی قاعدۀ طلایی اشاره کرده است:هر بد که به خود نمیپسندیبا کس مکن، ای برادرِ من!گر مادر خویش دوست داریدشنام مده به مادر من(همان، ص ۱۱۶۲)از نظر #مولانا نیز ما دوست داریم اگر خطایی مرتکب شدیم، دیگران آبروی ما را محفوظ نگاه دارند؛ پس ما نیز باید در روابطمان با دیگران، عیبپوشی پیشه کنیم:آنچه بر تو خواهِ آن باشد پسندبر دگر كس آن كن از رنج و گزند(مثنوی، د ۶/ ۴۵۲۸)آنچه نپْسندى به خود، اى شيخِ دين!چون پسندى بر برادر، اى امين!(مثنوی، د ۶/ ۱۵۶۷)#پروین_اعتصامی نیز در بیت زیر، به دو مورد از مصادیق قاعدهی طلایی اشاره کرده است:به کس مپسند رنجی کز برای خویش نپسندیبه دوش کس منه باری که خود بردنش نتوانی(دیوان پروین اعتصامی، چاپ صدای معاصر، ص ۸۵)ظهیری سمرقندی، از منظری سیاسی به قاعدۀ طلایی توجه کرده است. او از قول، جاماسب، خطاب به گشتاسب میگوید: «[تو باید] كافّۀ رعايا و عوامِ مردمان [را] كه در ظلِّ عنايت و كنفِ رعايت و سايۀ حمايت باشند، در تناوبِ سرّا و ضرّا و تعاقبِ شدّت و رخا و اختلافِ غم و شادى، عديل و نظير خود دارى، و هر چه از براى نفس خويش اختيار كنى، دربارۀ ايشان همان تقديم فرمايى و از آنچه جانب خود را صيانت واجب بينى، جانب رعايا را لازم شمرى:هر چيز كه بر جان و تن خود نپسندىبر همچو خودى كو تن و جان دارد مپسند (اغراض السياسه، چاپ دانشگاه تهران، صص ۸۱ - ۸۰)برای نمونههای بیشتری از سخنان شاعران پارسیگوی درمورد قاعدۀ طلایی، به مدخل «آنچه به خود نپسندى به ديگران مپسند» در امثال و حکمِ شادروان علامه دهخدا، ج ۱، صص ۵۰ – ۴۹ نگاه کنید.✍🏼 #ایرج_شهبازیبیستم مردادماه ۱۴۰۵🔗 منبع#اخلاق #ادب_پارسی@Jaryaann
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- ایرج شهبازی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲:۱۱
- جریانـ · تطابق دقیق — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

