سلبریتیها و امر سیاسیآگاهیبخشی جامعهشناسی قدرتمطلب را با این پرسش شروع میکنیم که چرا برخی سلبری…
انتشار: 2026/08/04 19:38 UTCدریافت: 2026/08/12 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 04:55 UTC
سلبریتیها و امر سیاسیآگاهیبخشی جامعهشناسی قدرتمطلب را با این پرسش شروع میکنیم که چرا برخی سلبریتیها، با وجود نداشتن تخصص سیاسی، درباره سیاست اظهار نظر میکنند؟ وقتی یک بازیگر، مجری، خواننده یا ورزشکار درباره سیاست سخن میگوید، گاهی میلیونها نفر به حرف او گوش میدهند؛ حتی اگر هیچ تحصیلات یا تجربهای در علوم سیاسی نداشته باشد.پرسش این نیست که آیا یک سلبریتی حق اظهار نظر سیاسی دارد یا نه؛ زیرا هر شهروندی چنین حقی دارد. پرسش اصلی این است که چرا سخن او تا این اندازه اثرگذار میشود و چرا حکومتها، احزاب و گروههای ذینفوذ تا این اندازه به افراد مشهور علاقهمندند؟۱. اثر هالهایذهن انسان یک میانبُر شناختی دارد. وقتی فردی را در یک زمینه موفق میبیند، ناخودآگاه تصور میکند در زمینههای دیگر نیز صاحب صلاحیت است. بنابراین، محبوبیت یک هنرمند یا ورزشکار ممکن است باعث شود مخاطب، تحلیل سیاسی او را نیز معتبرتر از آنچه واقعا هست ارزیابی کند؛ در حالی که میان شهرت هنری و تخصص در علوم سیاسی هیچ رابطه منطقی وجود ندارد.۲. شهرت، احساس مرجعیت ایجاد میکند.کسی که سالها مورد تحسین و توجه میلیونها نفر بوده است، ممکن است بهتدریج احساس کند قضاوت او در موضوعات مختلف نیز اهمیت ویژهای دارد. این پدیده الزاماً ناشی از سوءنیت نیست؛ بلکه یکی از پیامدهای طبیعی قرار گرفتن در کانون توجه عمومی است.۳. رسانهها و شبکههای اجتماعی، اظهار نظر سیاسی را تقویت میکنند.موضعگیریهای سیاسی معمولا بیش از بسیاری از موضوعات دیگر دیده میشوند، بازنشر میشوند و واکنش ایجاد میکنند. به همین دلیل، فضای رسانهای میتواند افراد مشهور را به سمت ورود بیشتر به بحثهای سیاسی سوق دهد؛ زیرا این نوع محتوا معمولا توجه بیشتری جذب میکند.۴. افکار عمومی نیز از افراد مشهور انتظار موضعگیری دارد.در بحرانها، انتخابات یا رخدادهای مهم، رسانهها و جامعه مرتب میپرسند: "نظر شما چیست؟" در نتیجه، حتی سکوت نیز گاهی بهعنوان یک موضع سیاسی تعبیر میشود و فشار اجتماعی برای اظهار نظر افزایش مییابد.۵. سلبریتیها؛ یکی از ابزارهای نفوذ در پروپاگانداپروپاگاندا معمولا تنها از طریق سخنرانیهای رسمی یا رسانههای حکومتی عمل نمیکند. یکی از روشهای شناختهشده در ارتباطات سیاسی این است که پیامها از طریق افرادی منتقل شوند که برای مخاطب آشنا، محبوب و قابل اعتماد هستند. بههمین دلیل، حکومتها، احزاب و گروههای ذینفوذ ممکن است از چهرههایی مانند سلبریتیها، ورزشکاران، اینفلوئنسرها یا حتی برخی کارشناسان رسانهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کنند. این افراد میتوانند آگاهانه یا ناآگاهانه به "کارگزاران نفوذ" تبدیل شوند؛ یعنی کسانی که پیام یا چارچوب فکری خاصی را به جامعه منتقل میکنند.در برخی نظامهای اقتدارگرا، استفاده از چهرههای مشهور برای مشروعیتبخشی به سیاستها، عادیسازی تصمیمات یا ایجاد تصویر مثبت از قدرت سیاسی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته این موضوع به معنای آن نیست که هر سلبریتیِ فعال سیاسی، ابزار پروپاگانداست. برخی بر اساس باور شخصی سخن میگویند، برخی منتقد قدرتاند و برخی نیز ترجیح میدهند وارد سیاست نشوند.۶. گاهی منافع شخصی و حرفهای نیز نقش دارند.رابطه میان قدرت سیاسی و چهرههای مشهور همیشه فقط بر پایه باور یا ایدئولوژی شکل نمیگیرد. در برخی موارد، حمایت از یک جریان سیاسی میتواند برای افراد مشهور مزایای اقتصادی، حرفهای یا اجتماعی به همراه داشته باشد؛ مانند دسترسی آسانتر به فرصتهای کاری، حمایتهای مالی، مجوزها، موقعیتهای ویژه یا نزدیکی بیشتر به مراکز قدرت.▫️شهرت، جایگزین تخصص نیست.داشتن حق اظهار نظر با داشتن صلاحیت تخصصی یکسان نیست. همانگونه که از یک استاد علوم سیاسی انتظار نداریم درباره جراحی قلب نظر تخصصی بدهد، نباید صرفا به دلیل شهرت یک بازیگر یا ورزشکار، تحلیل سیاسی او را معتبرتر از نظر متخصصان این حوزه بدانیم.باید از خودمان بپرسیم، نقش ما بهعنوان مخاطب چیست؟ چرا ما انسانها گاهی شهرت را با تخصص اشتباه میگیریم و صرفا به دلیل محبوبیت یک فرد، آمادگی بیشتری برای پذیرش پیام او پیدا میکنیم؟پاسخ این پرسش، بیش از آنکه فقط درباره سلبریتیها باشد، درباره سازوکار ذهن انسان، قدرت رسانهها و چگونگی شکلگیری افکار عمومی است.منبعJowett, G. S., & O’Donnell, V. (1986). Propaganda and Persuasion.@JameahiBehtarBesazim