طاغوت علیه انسانِ طرازِ نوین!در برابر زیست ایدئولوژیک، زندگی طاغوتی قرار دارد. انسانِ طاغوتی، ایران…
انتشار: 2026/06/18 12:54 UTCدریافت: 2026/08/15 04:43 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:43 UTC
طاغوت علیه انسانِ طرازِ نوین!در برابر زیست ایدئولوژیک، زندگی طاغوتی قرار دارد. انسانِ طاغوتی، ایرانیِ نرمالی است که فهم و شعورش را بازیچهٔ «لحظهٔ حساس کنونی» نمیکند، دچار سیاستزدگی نمیشود و خود را در قالب «انسان طراز نوین» نمیریزد. او زندگی خرّمی دارد و به انسان سیاستزده به چشم ابنالوقتی مینگرد که رفتارش را باید در خاستگاه طبقاتیاش جست. طاغوتی سیاست را از آن رو بهتر میفهمد چون سیاستزده نیست.نفرت خمینی از «طاغوت» در حقیقت نفرت از همین انسان بود؛ کسی که با پوزخند یا نگرانی به انقلابیگری واکنش میداد. جمهوری اسلامی برای این آمد که این ایرانیِ طاغوتی را به انسانِ سیاستزدهٔ ایدئولوژیمحور طرازِ نوین بدل کند. یک معنای پنهانِ ۵۷ همین است: ۵۷ یعنی سدّ راهِ بازگشتِ ایرانی به زندگی طاغوتیاش؛ فرقی نمیکند این سدّ را اصلاحطلب بسازد یا ناپوزیسیون.فردوسی نشانهٔ شاهِ خوب را در آن میدید که در سایهٔ او «زمانه بر آساید از داوری». طاغوت دقیقاً همین است. وظیفهٔ شاهزاده، بازگرداندنِ ایرانی ایدئولوژیزده به طاغوت است؛ هر بار که انسان طراز نوینِ تازهای ساخته شود، ایدئولوژیزدگی تداوم مییابد. طاغوت یعنی پایان ایدئولوژی، پایان انقلاب، احیای حکومت قانون، و بازپسگیریِ ایران از ۵۷.ایدئولوژی یعنی قالبسازی؛ ج.ا تلاش کرد ایرانی را در قالب «انسان طراز نوین اسلامی» مچاله کند. درحالیکه طاغوت یعنی بیقالبی. انسان طاغوتی نیازی به تربیّت شدن توسط حکومت ندارد؛ او خودش از قبل وجود داشته، اهل زندگی، رفاه و عقلانیتِ عرفی است. وظیفه شاهزاده این است که او نباید نقش یک «رهبر ایدئولوژیک» را بازی کند که میخواهد مردم را تربیّت کند یا تغییر دهد. کار او فقط «کنار زدن ۵۷» است تا آن دگرگونیِ اجباری متوقف شود و انسان ایرانی بتواند به دامن همان زندگی طبیعی و پادشاهیِ قانونمحور (طاغوتی) خودش بازگردد. شاهزاده باید پایاندهنده به مهندسی اجتماعی باشد، نه شروعکننده یک مهندسی جدید.


