
🌎جامعه شناسى مطالعه علمى زندگى بشر است.💢 جستارهایی در:- جامعه شناسی- روانشناسی- اقتصاد- فلسفه- ادبیات- سینما📞 تماس و تبلیغ: @irsociologyبزرگترین مرجع علومانسانی کشور
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 17 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/09
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 19 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
📃ایران فردا و تصمیم امروز✍ #مسعود_نیلیاین مقاله مروری آماری انجام میدهد بر وقایعی که از سال ۱۳۹۷ تاکنون در کشور اتفاق افتاده و بر اساس این مرور، بر حساسیت بالای توجه به آینده در سایهی آنچه در گذشته رخ داده است تأکید می کند. این مطلب در سرمقالهی ۱۸ مرداد روزنامهی دنیای اقتصاد منتشر شده است.برشهایی از متن: وقتی سال ۱۳۹۷ شروع شد، هیچکس تصور نمیکرد که وارد دورهای با این همه مصیبت و سختی و ناامنی و تخریب و اضطراب شدهایم. اما هرچه بوده، امروز در زمانی بهفاصلهی بیش از ۷ سال از آن شروع غمبار قرار گرفتهایم و لازم است از خود بپرسیم که از این دوران پرحادثه چه آموختهایم. در سالیان آینده، زندگی ایرانیان طی دهههای اخیر، نکات درسآموز بسیاری را نهتنها برای جامعهی ایران، بلکه برای جهانیان خواهد داشت. اما بدون هیچگونه تردیدی، سالهای ۱۳۹۷ به بعد، بهعنوان دورهای بسیار بسیار متمایز، درسآموزیهای خاصی خواهد داشت. بگذاریم پیش از آنکه آیندگان و دیگران، از ما بیاموزند، خودمان، چابکمنشانه، از خودمان بیاموزیم. هرچه در شروع ۱۳۹۷، بیاطلاع از حتی گزینههای پیش روی کشور تا ۱۴۰۵ بودیم، امروز میتوانیم ادعا کنیم که با درجهی دقت بالایی، بهاندازهای که برای تصمیمگیریهای کلان و اساسی نیاز است، از گزینههای پیش روی ایران، برای بازههای حتی ۲ تا ۳ سال آینده مطلعیم. شاید هیچ زمانی نمیتوانستیم با این درجه از دقت، پیشبینی کنیم که همین سالهای نزدیک آینده مثلاً تا ۱۴۰۷-۱۴۰۸، ایران، «بهطور بنیادی» متفاوت از ۱۴۰۵ خواهد بود. هر تصمیمی امسال بگیریم (شامل بیتصمیمی و گذران زمان)، یکی از این سرنوشتهای متفاوتِ بنیادی را برایمان رقم خواهد زد.متن کامل را در لینک زیر بخوانید:shorturl.at/4WknZ%F0%9F%92%AC%D8%AC%D8%A7… @IranSociology
🎧#فایل_صوتی دین و دولت در ایران: پس از مشروطه تا عصر حاضرگفتاری از عباس امانت (مورخ و استاد دانشگاه ییل)به مناسبت سالروز مشروطیتمشاهده در یوتیوب💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
🎬 دین و دولت در ایران: پس از مشروطه تا عصر حاضرگفتاری از عباس امانت (مورخ و استاد دانشگاه ییل)به مناسبت سالروز مشروطیتمشاهده در یوتیوب💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📊شاخص فلاکت کشور به ۹۶ درصد رسید/شاخص فلاکت در ۱۹ استان از ۱۰۰ درصد عبور کرد؛ ایلام دوباره صدرنشین شد!شاخص فلاکت در ایران دیگر فقط یک عدد ترکیبی از تورم و بیکاری نیست؛ این شاخص اکنون به نقشهای از توزیع نابرابر فشار اقتصادی میان استانها تبدیل شده است.محاسبات نشان میدهد، شاخص فلاکت کل کشور در بهار ۱۴۰۵، با جمع نرخ بیکاری ۸.۱ درصدی و میانگین ۸۱.۹ درصدی تورم نقطهبهنقطه سه ماه نخست سال، به حدود ۹۰ درصد رسیده است. با این حال، پشت این متوسط کشوری شکافی عمیق پنهان شده؛ از شاخص ۷۹.۶ درصدی تهران تا رقم ۱۱۳.۱ درصدی ایلام، بیش از ۳۳ واحد درصد فاصله وجود دارد، این فاصله در تیرماه بیشتر هم شده است. شاخص فلاکت برآوردی کل کشور در این ماه به ۹۶ درصد رسیده و ایلام با رقم ۱۲۰.۶ درصد همچنان در صدر جدول قرار گرفته است. لرستان، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان نیز در محدوده ۱۱۵ تا ۱۱۹ درصد قرار دارند.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
برنامههای بزرگی که کشورهای عربی برای دور زدن همیشگی تنگه هرمز در دست احداث دارند.عراق: از طریق خط لوله انتقال نفت به ترکیه کویت: خط لوله به عراق و ترکیه و همچنین به عربستانبحرین و قطر: از طریق خاک عربستان و دریای سرخ عربستان: صادرات از طریق سواحل دریای سرخ(همیناکنون هم ۷۰٪ صادرات عربستان از دریای سرخ است)امارات: دور زدن تنگه و صادرات از خلیج عمان💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
جنگ علیه ایران چگونه به پایان میرسد؟تحلیلگر کویتی مسائل امنیتی در سخنانی پایان جنگ علیه ایران را این گونه ترسیم میکند: «پایان جنگ تمامعیار، یا از طریق تغییر رژیم است، یا از طریق تجزیه جغرافیای ایران. حتی اگر جنگ بعد از یک سال، کمی بعدتر یا کمی قبلتر از آن به پایان برسد، ایران وارد یک جنگ داخلی خواهد شد. آذریها، کردها و بلوچها همراه با گروه مجاهدین خلق، از یک سو علیه ولایتیها میجنگند و هر طرف از حاکمیت خود بر بخشی از اراضی ایران دفاع خواهد کرد.»«در سناریوی تجزیه تقریباً تمام کشورهای منطقه وارد ایران خواهند شد. جنگندههای پاکستانی و ترکیهای بر فراز ایران برای پشتیبانی از گروههای جداییطلب بهپرواز خواهند آمد و کیک ایران بین کشورهای منطقه تقسیم خواهد شد.»💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
دوگانهٔ مالک و مستأجر عین و چهبسا فجیعتر از بردهداریه. ــــــ رفیقْ دکتر آرش حیدریمشکلِ این شریعتیکوچولوهای دانشکدهٔ علوم اجتماعی این است که نیمقرن دیرتر روی خشت افتادهاند، وگرنه میتوانستند در ۵۷ شانه به شانهٔ رفقایشان به پهنای یک قرن به گذشته و آیندهٔ کشور گند بزنند و بلافاصله بهجانبِ ناموسِ سرمایهداری پرواز کنند. دوستانی که میگویند چپ مُرده و از چپ نوشتن وقت تلفکردن است، خوشخیالند. تاریخِ شکنندگیِ عقلِ سلیم را در برابرِ جنونِ سرخ تمامشده تصور میکنند. برای نابودیِ نیمقرن توسعهٔ ملّی چهارتا دانشکدهٔ علوماجتماعیِ اباذریزده و چهارتا رسانه و چهلتا مسجدِ انقلابی کافیست. آزاد عندلیبی💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
واقعاً باورم نمیشود که در ایران هنوز کسانی هستند که در حوزهٔ علوم انسانی کار میکنند و میگویند ما متأثر از علی شریعتی هستیم. متأثر از کدام کار پژوهشی شریعتی هستید؟ کدام موضوع را در کدام کتاب یا مقاله مورد بررسی دقیق علمی قرار داد و به نتایجی رسید؟ کار علمی…به علی شریعتی و جلال آل احمد در این سالها زیاد پرداخته میشود، اما این را هم باید گفت که کسان دیگری هم بودند و هستند که زیان افکاری که ترویج دادند و کار به اینجایی رسید که الان در آن هستیم، بههیچعنوان کمتر از این دو نفر نبود.همانگونه که فیلسوفان آلمانی از خود هگل بگیرید تا پیروان چپ و راستش تا نیچه و هایدگر و اشپنگلر و سومبارت و یک دوجین نامهای دیگر، از آنچه در آلمان میان سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ پیش آمد، مبرا نیستند؛ همانطور که سیاستمدارانی چون بیسمارک و ویلیهلم دوم از آن مبرا نیستند؛ در ایران هم این وضعیت کنونی ناگهان از آسمان نازل نشده است. این وضعیت ریشههای عمیقی دارد که باید عمیقاً مورد نقد قرار بگیرد.یکی از بدترین و ناصادقانهترین کارهایی که کسی میتواند در جستوجوی این ریشه انجام بدهد این است که بنا بر ملاحظات سیاسی و حزبی و عاطفی از بعضی از اشخاص و جریانها و عوامل نام ببرد و از بعضی دیگر نه. مثلاً ملاحظهٔ مذهب را بکند و طوری وانمود کند که انگار سال ۱۳۵۷ در اینجا انقلاب کمونیستی اتفاق افتاده است و ناگهان این همه آدم با چند دهه تحصیلات حوزوی کمونیست شده بودند و اسلام را نفهمیده بودند، ولی آقای مهندس فلانی اسلام اصیل را درک کرده است؛ یا مثلاً ملاحظهٔ سلطنت را بکند و دیگر چشم خود را بر روی این واقعیت ببندد که همین آل احمد، برای مثال، برای دولت شاهنشاهی کار میکرد و کتاب مینوشت یا حسینیه ارشاد بدون چراغ سبز ساواک نمیتوانست کار کند یا حکومت شاهنشاهی حداقل از یک دهه قبل از سال ۵۷ خود مروج اصلی مدرنیتهستیزی و جریان موسوم به «سنتگرایی» شده بود و برای این تفکر نهادهایی مانند «انجمن حکمت و فلسفه» و «مؤسسه تحقیقات اجتماعی» را با پول نفت راه انداخته بود و سکانشان را به نصر و نراقی داده بود که طرز فکرشان اگر نگوییم بدتر از علی شریعتی، لااقل مشابه او بود.کار به جایی رسید که ریاست دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) را که از جمله دانشگاههایی بود که خود شاه مستقیم آن را انتخاب میکرد، به سید حسین نصر داده بودند که به علمِ غربی و شرقی و اسلامی باور داشت. میخواهید بدانید سیدحسین نصر با آن همه قدرت و نفوذ در دستگاه شاهنشاهی کیست و چگونه فکر میکند، مراجعه به کتاب «ستیز با جهان مدرن» سجویک که سال پیش نشر نو آن را ترجمه و منتشر کرد، میتواند مفید باشد. نصر یکی از مهمترین شخصیتهای جریان فکریای است که به آن سنتگرایی میگویند که شخصیت مهم دیگر آن الکساندر دوگین نظریهپرداز ناسیونالیست افراطی روسیه کنونی است. این به هیچ عنوان اتفاقی نیست که چنین کسانی میتوانستند در آن دستگاه بالا بروند و نفوذ پیدا کنند. همچنانکه اتفاقی نیست اگر احسان نراقی بعد از انقلاب نهایتاً با جمهوری اسلامی آشتی کرد.این ریشهها را باید صادقانه و دقیق کاوید و ملاحظهٔ چپ و راست و مذهبی و غیرمذهبی را نکرد. مرتضی مطهریِ ملا تفکرات تمامیتخواهانه داشت و متفکر رسمی حکومت کنونی شد، ولی گمان نکنیم اگر تفکرات احمد کسرویِ منتقد مذهب همین جایگاه را مییافت، وضعیت ما خیلی بهتر از الان میشد. رویکرد انتقادی اتفاقاً کارش این است که برود و ببینند کدام عناصر فکر کسروی و مطهری که ظاهراً در دو قطب مخالف قرار دارند، یکسان است.مهرپویا علا💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
واقعاً باورم نمیشود که در ایران هنوز کسانی هستند که در حوزهٔ علوم انسانی کار میکنند و میگویند ما متأثر از علی شریعتی هستیم. متأثر از کدام کار پژوهشی شریعتی هستید؟ کدام موضوع را در کدام کتاب یا مقاله مورد بررسی دقیق علمی قرار داد و به نتایجی رسید؟کار علمی انجام دادن در حوزهٔ علوم انسانی دشواریهای خود را دارد. شما برای هر جمله و حتی هر اصطلاحی که ذکر میکنید، باید احساس مسئولیت داشته باشید. باید تعریف روشنی از مفاهیمی که به کار میبرید داشته باشید و تا آخر پژوهش خود به همان تعریف پایبند بمانید. تکتک گزارههایی که به کار میبرید، بسته به نوع گزاره، یا باید منطقاً از مقدماتی استخراج شده باشد یا شواهد محکم برای آنها وجود داشته باشد. اگر به جایی ارجاع میدهید، خود آن مرجع، اما و اگر دارد و باید معتبر باشد.«فلانی گفت...» از کجا میدانی فلانی گفت؟ سندت کجاست؟ خود آن سند از کجا میدانی معتبر است؟ مثلاً اگر نقلقول است از کجا میدانی کسی که نقل قول کرده درست یادش مانده یا حتی غرض نداشته است؟«مردم معتقدند...» از کجا میدانی؟ اصلاً «مردم» در اینجا یعنی چه؟ چند درصد مردم؟ آمار گرفتی یا به آماری استناد میکنی؟ خود آن آمار چگونه تهیه شده است؟ پرسشهایش جهتدار نبودهاند؟ جامعهٔ آماری درست انتخاب شده است؟«پس نتیجه میگیریم...» نه صبر کن! چطوری نتیجه گرفتی؟ از کدام مقدمات این نتیجه را گرفتی؟ فرایند استدلالت چیست؟به همین چند قاعدهٔ ساده و در عین حال مهم، پایبند باشید و بعد سعی کنید مطلبی را بنویسید. خواهید دید که نوشتن هر جمله چقدر دشوار میشود. اگر داوری که با شما آشنا نیست و هیچگونه رودربایستی با شما ندارد، کارتان را بخواند، تمام این موارد را به رویتان خواهد آورد.انجام موفق تمام این موارد مستلزم این است که شما در ابتدا موضوع پژوهش خودتان را بهطور دقیق روشن کرده باشید. همین انتخاب موضوع بسیار مرحلهٔ مهمی است و موضوع پژوهش پیدا کردن خودش نیاز به مطالعهٔ بسیار زیاد در آن حوزه دارد. از همینجا میتوان میزان جدی بودن یک متن را فهمید. وگرنه نشستن و از هر دری حرف زدن را خیلیها بلدند انجام دهند. من هم در همین کانال تلگرام مینشینم و از هر دری حرف میزنم، آیا دارم کار پژوهشی میکنم؟ بدیهی است که نه. حالا یکی ساعتها نشسته در حسینیه ارشاد حرف زده است و بعد آمدهاند و آن نوارها را تبدیل به متن کردهاند. نمیگویم متن غیرپژوهشی بیهوده است، اما اینکه یک استاد یا پژوهشگر علوم انسانی بگوید من از این حرفها متأثر هستم و دارم «شریعتیپژوهی» میکنم، او دارد خودش را مسخره میکند.مهرپویا علا💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📊مرکز آمار: تورم نقطه به نقطه خوراکیها در تیرماه ۱۳۴ درصد شد 🔴 این شاخص در مناطق روستایی به ۱۴۰ درصد رسیده است.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📊مردم ایران با میانگین درآمد ماهیانه ۸۵ دلار در بین کشورهایی که پایینترین دستمزد ماهیانه را دریافت میکنند، رتبهی سوم را بدست آوردند.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📃 درباره فیلم ادیسه (در میان همه آنچه بر ما میگذرد)✍️ امیرعلی بنیاسدیاول: از کجا شروع کنم؟ اگر رسم ابتلا چنان که میفهمم این است که به هر چیزی که دور و برمان است رنگی از خود میزند آنوقت برای ما مبتلایان به ایران چارهای نمیماند که فیلم کریستوفر نولان را از همین دریچه نگاه کنیم، بهانهای برای اندیشیدن به آنچه زیستهایم و خواهیم زیست، خوشمان بیاید یا نه.دوم: دم دستیترین سیلیای که فیلم نولان به ما که نگرانیم میزند، پژواک همان بانگ است که قرنها پیش مولانا در عالم زد که بشنو از نی چون حکایت میکند که منظورش نه همه شکایتها که اصلیترین آنها که جدایی است بود. آرزوی بازگشت به خانه همان است که ادیسیوس طراح نقشه اسب تروا را در سفری طولانی از گوشهای به گوشه جهان میکشاند. یکی از معانی ادیسه که نام سفر اوست رنج و سختی است و چه تقلایی سختتر از بازگشت به خانه؟ و کدام دشمن نفرت انگیزتر از دشمنی که تو را از خانه براند؟ و کدام دوست بهتر از آنکه راه خانه را به تو نشان دهد؟ ادیسیوس هفت سال از ده سال دوری از خانه را در کنار زن زیبایی در جزیرهای دور افتاده میگذراند، زنی که تنها وظیفهاش یاری به ادیسیوس است تا آنچه را فراموش کرده به یاد بیاورد، چه که بازگشت به خانه کار فراموشکاران نیست. ادیسیوس با همه عشقی که زن (بخوانید مقصد مهاجرت) به او ورزیده وفاداری به عشق نخستین را (بخوانید وطن) از یاد نمیبرد و این کم آموزهای نیست.سوم: اما نبرد با فراموشی از کجا آغاز میشود؟ جایی در فیلم قهرمان داستان میگوید “روزگار نویی آغاز خواهد شد و آیندگان اشتباهات گذشتگان را فراموش خواهند کرد”. برای مایی که ایرانی را همواره برای حافظه کوتاه مدتش و فراموشی تاریخیاش نکوهش کردهایم ناگهان پرده از واقعیت ترسناکی کنار میرود که این فراموشی خطای پیشینیان و تکرار ناگزیر آن نه نقصی ایرانی که دردی انسانی است و از همین جاست که ناگهان صحنه ترسناکتری خیالمان را به هم میریزد که آیا اساسا فراموشی را چارهای هست؟چهارم: اگر چنان که به نظر میرسد درس گرفتن از خطاهای گذشتگان غیر ممکن باشد پس ما میمانیم و درسی که از خطاهای خودمان میگیریم. در ادیسه، ادیسیوس گرفتار کشف تناقض غریبی است و آن این است که لحظه فتح تروا همزمان لحظه شکستی ابدی است چرا که پیروزیای است که با شکستن تمام پیمانهای پیشین و خشونتی لجام گسیخته به دست آمده. انگار به رسم خردی که سختی را همزاد آسانی میداند، ادیسه به ما میآموزد که پیروزی (به هر قیمت) همزاد شکست است و این درس بزرگی برای روزگار ماست که تک تک قدمهایمان را با وسواس برداریم.نولان در لحظاتی از فیلم فتح تروا به دست ادیسیوس را چیزی شبیه تراژدی بمب اتمی اوپنهایمر روایت میکند، پیروزیای که در لحظه رخ دادن شکستی اخلاقی ولی ابدی را رقم زد.پنجم: اما چطور مراقب مرزهای اخلاقی باشیم؟ بیش از یکجا در فیلم نولان به ما یاداوری میکند که خداوند گاهی در لباس غریبهای ظاهر میشود. و این در دورانی که دیگری (بخوانید غریبه) نام دیگر دشمن است، یادآوری مهمی است. دورانی که در آن زندگی میکنیم دورانی است که احتمالا یافتن تکهای از حقیقت در کلام غریبهها محتمل تر است تا در میان پروپاگاندایی که در گوشمان فریاد میزنند.ششم: حالا که حرف از گوش دادن است باید گریزی هم زد به یکی از درخشانترین تکههای فیلم. جایی در هنگام عبور از تنگهای در دریا، صدای دردناکی در فضا میپیچد که همه ملوانان گوشهایشان را میپوشانند. ادیسیوس که با رنج فراوان تا آخر به صدا گوش میکند، آنچه شنیده را اینطور روایت میکند که بزرگترین آرزوها، دست نیافتنی ترین خواسته های ما هستند. همانها که روزگاری داشتیم و بعد از دست دادیم.از اینجا که نگاه میکنم، وطن در چشم مهاجری که هنوز همه چیز را فراموش نکرده پژواک همین صداست. جایی که روزی دست نیافتنی ترین آرزوهایش در میان داشتههایش وجود داشته و از دستشان داده.💬جامعهشناسی👇@IranSociology
📃آیا شریعتی «شیاد» نبود؟✍️مرتضی کاظمیهر کسی تجربهای شخصی از مواجهه با آثار علی شریعتی دارد. این نوشته، تجربه شخصی من است. از نظر من، علی شریعتی یک «شیاد» بود. منظورم از شیاد کسی است که برای پیشبرد یک هدفِ سیاسی و ایدئولوژیک؛ تاریخ، دین یا واقعیت را به گونهای بازسازی کند که مخاطب به نتیجهای برسد که با شواهد تاریخی سازگار نیست. با این تعریف، من علی شریعتی را یک شیاد میدانم.مطالعه کتابهای شریعتی در نوجوانی و پیش از بیستسالگی برایم بسیار جذاب بود. از حدود بیستسالگی به تدریج نسبت به روایتهای او تردید کردم و پس از سیسالگی به این نتیجه رسیدم که بخش مهمی از پروژه فکری او بر بازخوانی ایدئولوژیک و، از نظر من، تحریف تاریخ و اسلام برای ساختن یک ایدئولوژی سوسیالیستی استوار بوده است.فاطمه، فاطمه استاین کتاب برای نسل من جذاب بود، اما امروز معتقدم شریعتی تصویری آرمانی و غیرتاریخی از فاطمه ارائه میکند؛ تصویری که بیش از آنکه بر پژوهش تاریخی استوار باشد، در خدمت یک پروژه ایدئولوژیک است.ابوذر؛ سوسیالیست مسلمانشریعتی ابوذر را به گونهای معرفی میکند که گویی یک سوسیالیست قرن بیستمی بوده است. از نظر من، این نه یک پژوهش تاریخی، بلکه تلاشی برای پیوند زدن اسلام با سوسیالیسم است.اسلام سوسیالیستیشریعتی در مجموعه آثار «اسلامشناسی» تصویری از اسلام ارائه میدهد که به نظر من عمیقاً تحت تأثیر ادبیات سوسیالیستی و انقلابی قرن بیستم است. اسلامی که او معرفی میکند، بیش از آنکه اسلام تاریخی باشد، بازتاب ایدئولوژی مطلوب خودش است.شیعه علوی و شیعه صفویدر این اثر نیز شریعتی روایتی گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ تشیع ارائه میکند تا این نتیجه را القا کند که اسلامِ اصیل، ماهیتی سوسیالیستی و انقلابی داشته است.جمعبندیبه نظر من، پروژه اصلی شریعتی این بود که از اسلام و تشیع، یک ایدئولوژی سوسیالیستی برای مبارزه با حکومت محمدرضا شاه بسازد. این پروژه تأثیر عمیقی بر نسل انقلاب ۱۳۵۷ گذاشت و از این منظر، جمهوری اسلامی تا حد زیادی وامدار اندیشههای اوست. شریعتی زنده نماند تا ببیند پروژه فکریای که برای بسیج جامعه علیه حکومت پهلوی طراحی کرده بود در نهایت به استقرار حکومت دلخواهش انجامید.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
🖥 شریعتی انگلی برای جامعه ایران 👤 عباس سوریعلی شریعتی کمدین و متفکرنمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند. علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت. علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت. علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.©️ رسانه پارسی💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📄 ما متهمیم آقای سروش✍️ مصطفی نوروزی من از نسل جوانان انقلابی ۵۷ هستم. جوان بودیم و کلام شریعتی ما را مسحور میکرد. از طبقه متوسط بودم، در دانشگاه ملی درس خواندم، در ابتدای جوانی خانه خریدم، ماشین خریدم و ازدواج کردم. حالا همه اینها برای پسرانم آرزوهای محال است.من شبانهروز به تفاوت امروز با روزهای جوانی خودم فکر میکنم. چرا و از چه مسیری به امروز رسیدیم؟ ما انقلابی بودیم، انقلاب برای ما کلید حل همه چیز بود. اما ما داشتههایمان را نمیدیدیم. ما دنبال پرسش و تردید نبودیم، پاسخ همه چیز روشن بود: انقلاب. #شریعتی بیش از آنکه معلمِ پرسیدن باشد، آموزگارِ یقین بود. پاسخهایش همیشه از پرسشهایش بزرگتر بودند و همین، بزرگترین ضعف او بود.او از نسل سوسیالیستهایی بود که خود را موظف میدانست برای هر مسئلهای نسخهای حاضر و آماده عرضه کند. امروز و پس از ۵۰، ۶۰ سال به گذشته مینگرم، میبینم که نسل ما فریفته همین جوابهای ساده و آماده مارکسیستها شده بود. چه مارکسیستهای سکولاری مثل تودهایها، چه مارکسیستهای مسلمان مثل شریعتی و چه چپهای مصدقی. ما سادهانگار بودیم، فکر میکردیم جامعه دینیتر شود حتما اخلاقیتر میشود. اما نسل ما اخلاق را هم باخت وقتی در بزنگاه سکوت کرد.شریعتی در قلمرو اندیشه نبود، او در قلمرو خطابه و شور و هیجان سیر میکرد. مفاهیم و اندیشهها همگی ابزاری برای جذابیت کلام و مبارزه با حکومت پهلوی بودند.ما در دانشگاه هم پای منبر میرفتیم. کتابها برای ما مثل جعبه ابزار بودند، ما وقت خواندن کتابهای دیگر را نداشتیم، گوشی برای شنیدن حرفهای دیگر نداشتیم، ما انقلابی بودیم. امروز، میراث شریعتی را باید نه فقط در آنچه نوشت، بلکه در نسلی جستوجو کرد که به جای تردید کردن، به یقین ورزیدن خو گرفت؛ نسلی که گمان میکرد تاریخ را میتوان با شور و شعار، و جامعه را با اراده و ایمان از نو ساخت. همین نسلی که هنوز پس از ۵۰ سال نقد شریعتی را برنمیتابد.نسل ما کتابهای عبدالکریم #سروش را هم خواند و این بار فریفته و مسحور سروش شد. چون ما هنوز دنبال راهحلهای ساده و میانبر بودیم. سروش هم اهل خطابه بود، وقتی از پوپر و لوتر و سکولاریسم حرف میزد چند بیتی از مولانا و سعدی هم میخواند. کلام موزونش ما را مسحور کرد. ما نسل مسحور بودیم. دیروز که دشنام سروش به #غنینژاد را خواندم، افسوس خوردم، هم به حال پیرمرد و هم به حال خودمان. ما که روزگاری دنبالهرو چنین مردان متکبری بودیم.امروز که تشت رسوایی شریعتی و سروش و... از بام افتاده، نسل پسران من سروش را نمیشناسند، شریعتی را در زمره خطاکاران و شیادان میدانند و از من و نسل من طلبکارند و به حق طلبکارند. آقای سروش، ما متهمیم. ما نمیتوانیم طلبکار باشیم، ما بدهکار این مردمیم. مردمی که زیر بار تورم و فقر و گرانی کمر خم کردهاند و تو سالهاست که نیستی و نمیدانی اینجا چه خبر است. 💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
🎬ایدهای برای کنگره آزادی ایران🔍گفتاری از حاتم قادریکرد و ترک و فارس و بلوچ باید یکدیگر را باور کنند. باید شیعه و بهایی همدیگر را باور کنند. باید قبول کنند که هیچ ایرانی گرسنه سر بر بالین نگذارد. هیچ ایرانی نباید برای حرف زدن لکنت بگیرد.نیاز به ائتلاف حداکثری و وفاق حداقلی داریم.ما در برههای از تاریخ هستیم که میتوانیم با واگرایی کیان و شیرازه خود را از هم بپاشانیم یا میتوانیم بکوشیم که از نوعی شهامت سیاسی برخوردار باشیم.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology
📃مقاومت سیاسی-روانی✍ #علینجات_غلامی در این ایام که سایهیِ سنگینِ مناقشهای فرسایشی میانِ جمهوری اسلامی و ایالات متحده، سقفِ فردا را در مهی از ابهام و «تعیینناپذیریِ مطلق» فرو برده است، هجومِ اصلی نه فقط به زیرساختهایِ مادی، که به «معماریِ روانیِ سوژه» است. در چنین وضعیتی، آنچه معمولاً به نامِ «سیاستِ روزمرّه» یا تحلیلِ ژئوپلیتیک عرضه میشود، در مواجهه با فرسایشِ خاموشِ اعصاب و روانِ جمعی، بهطرزِ غمانگیزی ناتوان است. میدانِ جنگِ امروز تنها خاکریزهایِ مرزی نیست؛ جبههیِ اصلی در درونِ ذهنی جریان دارد که زیرِ بمبارانِ مداومِ اخبارِ فاجعه، اضطرابِ تعلیق، و هراسِ فردا، در حالِ فرسایش است.در این میان، خطایِ بزرگی است اگر مقاومت را صرفاً در تقابلِ بیرونی خلاصه کنیم و از «سیاستِ صیانتِ درونی» غافل بمانیم. انسانِ درگیر در این جنگِ فرسایشی، پیش از آن که بازیگرِ عرصهیِ کلانسیاست باشد، یک «سازمانِ زیستی و عاطفیِ آسیبپذیر» است. وقتی اضطرابِ مفرط، بیخوابیِ مزمن، و هالهای از ناامیدیِ سیستماتیک بر جانِ فرد سایه میاندازد، نخستین چیزی که فرو میپاشد نه نظریههایِ سیاسیِ او، بلکه «قدرتِ ترازبندیِ واقعیت» است. روانِ خستهدلان و تنهایِ در آستانهیِ فروپاشی، دیگر نمیتوانند جهان را در تناسبِ درستِ آن ببینند؛ جهان برایِ آنها تبدیل به سرزمینی پر از هیولاها و بنبستهایِ مطلق میشود.اینجا دقیقاً همان نقطهای است که ما به مفهومی به نامِ «مقاومتِ روانی» نیاز داریم؛ نه به عنوانِ یک توصیهیِ زردِ روانشناختی برایِ لبخند زدن در میانهیِ فاجعه، بلکه به عنوانِ یک استراتژیِ بقایِ سیاسی و معرفتشناختی. مقاومتِ روانی یعنی امتناع از تسلیمِ درونی در برابرِ ماشینی که قصد دارد با تولیدِ هراسِ فلجکننده، ارادهیِ هرگونه کنشگریِ معقول را از شما سلب کند. ماشینی که جنگِ روانی راه میاندازد، دقیقاً به دنبالِ همین است: فروپاشیِ درونیِ مخاطب پیش از هر شلیکِ بیرونی. هدف، ساختنِ جامعهای است که از فرطِ اضطراب، دست به واکنشهایِ هجومیِ کور یا انفعالِ مطلق بزند.در برابرِ این هجومِ همهجانبه، حفظِ تعادلِ نسبیِ روانی و ایستادگیِ ذهنی، شکلی از «تخلفِ سیاسی» است. کسی که در برابرِ امواجِ سهمگینِ پروپاگاندا، ترسِ از آینده و فرسایشِ فرامرزی، کانونِ درونیِ داوری و ثباتِ خود را حفظ میکند، در واقع در برابرِ فروپاشیِ همهگیرِ جامعه ایستاده است. این کار، پناه بردن به برجِ عاجِ انزوا نیست؛ بلکه حفظِ سنگرِ نهاییِ آزادیِ درون است.اگر بپذیریم که سیاست تنها در کفِ خیابان یا بیانیهها جریان ندارد، بلکه در نحوهیِ نسبتگیریِ ما با واقعیت تنیده است، آنگاه درک میکنیم که محافظت از سلامتِ روان و پالایشِ درون از هراسهایِ فلجکننده، بخشی از وظیفهیِ یک سوژهیِ مسئول در روزگارِ بحران است. نخستین پیروزی در دلِ این تعیینناپذیریِ هولناک، نه تسخیرِ جهانِ بیرون، که حراست از «تمامیتِ درونیِ سنجش» است. کسی که روانِ خود را از سقوط نجات میدهد، سنگرِ امکانِ ادامهیِ زیستِ معقول و مقاومتِ هوشمندانه را سرپا نگه داشته است.💬جامعهشناسی👇🆔 @IranSociology