حسرت؛ همچون موهبتیکی از دردناکترین تجربهها و سوگناکترین حادثهها در زندگی بشر عبارت است از احسا…
انتشار: 2026/07/24 08:25 UTCدریافت: 2026/08/15 02:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:11 UTC
حسرت؛ همچون موهبتیکی از دردناکترین تجربهها و سوگناکترین حادثهها در زندگی بشر عبارت است از احساس حسرت. حسرت با اموری مانند «پشیمانی، دریغ خوردن، آه و افسوس، آرزو، اندوه» و نظایر آنها همراه است. برخی از مهمترین حسرتها در زندگی بشر عبارتند از: «حسرت خوردن بر گذشته، حسرت خوردن بر از دست دادن کسی، حسرت خوردن بر فقدان فرصتی، حسرت خوردن از پایان یافتن زندگی» و نظایر آنها.یک نکتۀ مهم در این باره آن است که انسانها را از روی حسرتهایشان میتوان شناخت. هر کسی برای چیزی که آن را مهم میداند، حسرت میخورد. کسی که پول در کانون زندگیاش قرار دارد، طبعاً از این که پول کمی به دست آورده است، یا ناگزیر است پولهایش را رها کند و برود، حسرت میخورد. درمورد خانواده، قدرت، لذت، دین و دیگر امور هم ماجرا از این قرار است؛ بنابراین از راه بررسی حسرتهایمان میتوانیم اولویتهای زندگیمان را کشف کنیم.از سوی دیگر از طریق بررسی کسانی که به حال آنها حسرت میخوریم، میتوانیم خودمان را بهتر بشناسیم. کسی که به حال یک مدیر یا رییس یا فرمانروا حسرت میخورد، با کسی که به حال یک عارف یا فیلسوف یا شاعر حسرت میخورد، البته تفاوت دارد. به این ترتیب میتوان گفت که حسرتهای ما از منابع خودشناسی ما هستند. این مسأله باعث میشود که حسرت به پدیدهای کاملاً شخصی تبدیل شود؛ به این معنی که چیزی که باعث حسرت کسی دیگر میشود و زندگی را به کام او تلخ میسازد، ممکن است که کمترین حسرتی را در دل کسی دیگر برنینگیزد.مادام که انسان غرق زندگی روزمره است، مشغلهها و گرفتاریها و سرگرمیها فرصتی برای حسرت و دریغ خوردن باقی نمیگذارند، امّا در زندگی هر کسی، رویدادها یا زمانهایی هست که باعث میشوند او برای لحظاتی به خودش بازگردد و به زندگیاش نگاه دوباره بیفکند. در چنین لحظاتی است که انسان ممکن است دچار احساساتی مانند پشیمانی، اندوه، حسرت و نظایر آنها شود. چنین رویدادهایی را رویدادهای بیدارکننده مینامیم؛ برای نمونه بیماری، پیری، فقدان، جدایی و نظایر آنها از جمله رویدادهایی هستند که ممکن است عمیقاً باعث حسرت خوردن شوند. کسی که عزیزی را از دست داده و درمییابد که در حق او کملطفی، ناسپاسی یا ظلمی روا داشته است، ممکن است شدیداً دچار احساس حسرت شود.نکتۀ مهم این است که حسرت از طریق درد شدید و عمیقی که به انسان وارد میآورد، میتواند موجبات بیداری معنوی او را فراهم بیاورد و باعث شود که او در زندگی خود تجدید نظر کند. از این چشمانداز حسرت را میتوان بسیار ارزشمند دانست؛ زیراکه میتواند انسان را به خودشناسی، تجدید نظر در برنامهها، جبران خطاها و گرفتنِ تصمیمهای بهتر برانگیزد. کسی که از رنجِ عمیقِ حسرت آگاه باشد، میداند که بهتر است به گونهای زندگی کند که دچار حسرت نشود. البته متأسفانه چنین نیست و غالب انسانهای باید درد بکشند و رنج ببرند، تا به حسرت مبتلا شوند و برای رهایی از حسرت، در زندگی خود تجدید نظر کنند. بنابراین حسرت هم از این جهت که میتواند یک عامل بازدارنده باشد و هم از این حیث که میتواند یک عامل برانگیزاننده باشد، دارای ارزش فراوانی است.باید بسیار شاکر باشیم که در زندگی، موهبتی همچون حسرت وجود دارد. به عبارت دیگر حسرت در زندگی انسان رسالتی دارد. حسرتها خطاها و اشتباهات ما را به ما یادآوری میکنند و زمینه را برای اصلاح آنها فراهم میآورند. اگر امکان جبران وجود نداشت، حسرت امری بیهوده بود؛ بنابراین وجود حسرت ضمناً به معنای وجودِ جبران و تدارک و اصلاح است. حسرتی که باعث بیداری و آگاهی میشود، البته ارزشمند است. به همین سبب است که بزرگان حسرت و آهِ ناشی از آن را از بسیاری از عبادات برتر میدانند. به طور دقیق منظور این است که گناهی که حسرتی را در دل انسان برانگیزد و آهی را از ژرفای جان او بیرون بکشد، بسیار ارزشمندتر از عبادتی است که باعث غرور و خودبینی او میشود. داستان بلند «معاویه و ابلیس» تماماً برای تبیین همین موضوع مهم است که ابلیس از ترسِ حسرتِ بیداریبخشِ انسان، راضی است که او برخیزد و عبادت کند؛ زیراکه حسرت میتواند بیش از عبادت رشددهنده باشد. حسرت میتواند انسان را به ایمنآبادِ نیاز برساند، در حالی که عبادت و فضیلت گاهی ممکن است باعث پرتاب شدنِ انسان به برهوتِ ناز شود (مثنوی، د ۲/ ۲۷۷۹ - ۲۷۷۲).ایرج شهبازیدوم مردادماه ۱۴۰۵@irajshahbazi

